درآمدی بر نظریه‌ی کلاین‌تالیسم و زمینه‌های ظهور و تداوم آن در جوامع در حال توسعه – بخش سوم و پایانی

دکتور مجیب‌الرحمن رحیمی

۸. گزینه‌ی معقول بر اساس نظام عرضه و تقاضا

دلیل عده‌ای برای توجیه بقا و ادامه‌ی کلاین‌تالیسم در جوامع در حال توسعه این است که این ساختار بر اساس یک گزینه‌ی معقول میان دو طرف معامله استوار است و بر اساس اصل عرضه و تقاضا کار می‌کند.  این داد و سُتد در عین این‌که می‌تواند در یک جامعه‌ی ابتدایی شکل‌گیرد، در جریان رای‌گیری می‌تواند در سطح دولت اتفاق بیفتد. این روند تبادل کار و خدمت، به رغم زشتی‌ای که در خود نهفته دارد، به نظر می‌آید به صورت عملی شدن، مشکلات مردم را در جوامع ابتدایی و عقب‌مانده، که مراجعین به دولت و مسوولین حکومتی به سادگی دسترسی‌ ندارند، حل می‌کند.

۹. ناامنی

در غیاب نهاد عادل تطبیق‌کننده‌ی قانون یا حکومتی که از حقوق شهروندان پاسداری کند، یا در حضور پولیس فاسد یا نظام قضایی فاسد، مردم احساس امنیت نداشته و بر حکومت اعتماد نمی‌کنند. این حس ناامنی و بی‌اعتمادی زمینه را برای پشتیبانان فراهم می‌سازد تا مشتریان خود را استثمار و به عنوان میانجی عمل کنند، و مردم را وامی‌دارد تا در برابر استثمار پشتیبانان مدارا پیشه‌ کنند و در هنگام نیاز به آنان برای کمک پناه ببرند.

۱۰. میراث فرهنگی

سال‌ها استثمار، بدرفتاری و حکومت‌های مستبد، به فرهنگ خوف و مدارا در برابر بی‌عدالتی و نابرابری در جوامع در حال توسعه دامن زده است. رابطه‌ی پشتیبان و پیرو بر اساس مبادله‌ی کار و خدمت در این جوامع از نگاه فرهنگی یک امر طبیعی به شمار می‌رود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

۱۱. دین

برخی از مولفه‌های کلاین‌تالیسم بر مبنای مشروعیت سنتی، طوری‌ که در ساختار طبقاتی هند مشهود است، مورد حمایت آموزه‌های دینی قرار دارد. علاوه بر این، برداشت‌ها و پیام‌های نادرست از نشانه‌ی دین نیز باعث تقویت کلاین‌تالیسم در جوامع در حال توسعه شده است.

کمبود آگاهی سیاسی، اتکا به قدرت‌های غربی، کمبود آموزش‌ لازم،‌ کمبود شهرنشینی،‌ کمبود زیرساختارها، دیکتاتوری‌ها و تمرکز بیش‌ از حد قدرت همه به نحوی از انحا در موجودیت و تداوم کلاین‌تالیسم در جوامع در حال توسعه نقش دارند. به این صورت می‌توان نتیجه گرفت که تعامل مجموع این عوامل کلاین‌تالیسم را به یکی از ویژگی‌های جوامع در حال توسعه تبدیل کرده است.

۳

آیا کلاین‌تالیسم (دست‌نشانده‌پروری) می‌تواند نقش مثبتی ایفا کند؟

کلاین‌تالیسم به عنوان رابطه میان دو نابرابر برای تبادله‌ی کار و خدمت از سطح قریه تا بالاترین لایه‌های حکومت، ممارست‌های فراوانی را در بر می‌گیرد. این عمل از سوی اکثر پژوهشگران سنتی،‌ غیرقانونی،‌ نامشروع و‌ بردگی اخلاقی خوانده شده‌ و با فساد و استثمار پیوند داده شده است.

به کلاین‌تالیسم به عنوان یکی از ویژگی‌های جوامع توسعه نیافته نگریسته شده،‌ که در مرحله‌ی فقدان نهادها و تقسیم کار به سر می‌برند. کلاین‌تالیسم در جهان امروز با ساختار پاتریمونیال جدید پیوند دارد و به مثابه‌ی پدیده‌‌ی منفی‌ای مشخص شده که باید ریشه‌کن شود.

کلاین‌تالیسم اصلاحات را نادیده می‌گیرد،‌ به بحران همیشگی مالی دامن می‌زند،‌ دولت را تضعیف می‌کند،‌ باعث بی‌ثباتی سیاسی می‌شود،‌ از مردم‌سالارگری  جلوگیری می‌کند،‌ از مشارکت آزاد شهروندان در روند سیاسی جلوگیری و منابع و امکانات عمومی را برای برآورده‌ساختن اهداف شخصی به هدر می‌دهد.

از نظر کلپهم  تنها در جوامع سنتی قدیمی با توجه به طبیعت رابطه میان «پشتیبان و پیرو یا حامی و مشتری» می‌توان از مشروعیت کلاین‌تالیسم حرف زد،‌ اما در ساختار دولت‌های مدرن، سیاست دست‌نشانده‌پرور نه مشروعیت می‌آفریند و نه قابل توجیه است.

در چنین فضایی دفاع از پیامدها و یا جوانب مثبت کلاین‌تالیسم (دست‌نشانده‌پروری) در سیاست دشوار به نظر می‌رسد. به رغم این، یگانه استدلال مثبت در دفاع از کلاین‌تالیسم در حوزه‌ی سیاست توان فوق‌العاده‌ی این ساختار در بسیج توده‌ها برای سهم‌گیری در روند سیاسی به ویژه در جریان انتخابات و رای‌دادن به نامزد مشخص است‌ و نمونه‌ای این کارکرد را می‌توان در هند به خوبی مشاهده کرد.

بر اساس این برداشت، ساختار کلاین‌تالیسم یا رابطه‌ی پشتیبان- پیرو در نظام حزبی، نقش مثبتی در بسیج توده‌ها توسط میانجی‌ها یا واسطه‌ها برای رای‌دادن به حزب یا کسی‌که حزب می‌خواهد، بازی کرده است. «ماشین سیاسی» در ایالات متحده در ۱۹۵۰ و برخی از کشورها همین نقش را ایفا کرده، ولی رابطه میان حامی و پیرو یا پشتیبان و مشتری در بستر زمان با ظهور مدرنیته،‌ صنعتی‌شدن و توسعه تغییر کرده است.

هاپکن  نیز در جستار خود وقتی رابطه‌ی دست‌نشانده‌پروری با مردم‌سالاری را به بحث می‌گیرد، به این موضوع می‌پرداز و به این نتیجه می‌رسد که اکثر دانشمندان بر تأثیرات منفی کلاین‌تالیسم بر مردم‌سالاری استوار بر احزاب تأکید کرده‌اند.

عده‌ای دیگری از دانشمندان به این باور اند که کلاین‌تالیسم می‌تواند میان نمایندگان سیاسی و مردم پیوند برقرار کند و سازوکاری را به میان بیاورد که نیازها و خواست‌های شهروندان را به صورت مستمر و سریع برآورده سازد. سیاستمداران عوام‌فریب همیش از این رفتار و ساختار حمایت کرده‌اند.

از نظر آنان، ساختار دست‌نشانده‌پروری گاهی کمک‌ها و مساعدت‌هایی را برای فقرا و مساکین، که جز رای خود دیگر چیزی برای معامله ندارند،‌ فراهم می‌سازد.

– در ساختار حزبی جدید، رابطه میان پشتیبان- پیرو تا خیلی سلسله مراتبی باشد،‌ دموکراتیک/ مردم‌سالار و به خاطر غیاب سازوکار کنترول و نظارت، سیال است. «هر قدر مبادله میان رای‌دهندگان و مقامات، شخصی نباشد رابطه‌ی سیاسی به همان اندازه کمتر دست‌نشانده‌پرور است… به هر اندازه‌ای که این خدمات برای نامزد مشخصی به عوض یک جریان یا یک حزب عرضه شود، به همان اندازه رابطه دست‌نشانده‌پرور است.

این بخش جستار را می‌توان با این نتیجه‌گیری به پایان برد که کلاین‌تالیسم در بسیج عمومی توده‌ها،‌ شاید به عنوان نخستین ‌گام در مسیر مشارکت و آگاهی سیاسی،‌ نقش مثبت بازی کند. نمونه‌ی طبقات هند و ساختارهای تشکیلاتی آنان در حمایت از حزبی که متعهد به رسیدگی به قضایا و نیازهای آنان است،‌ نمونه‌ی خوبی از این رویکرد است.

۴

نتیجه‌گیری

نظریه‌ی کلاین‌تالیسم (دست‌نشانده‌پروری) می‌تواند ما را در فهم و تبیین برخی از دشواری‌های جوامع در حال توسعه کمک کند. به برداشت من اگر پدیده‌هایی چون قبیله‌گرایی، خویش‌پروری،  قوم‌گرایی، بحران هویت و وابستگی را به دست‌نشانده‌پروری علاوه کنیم، شاید بتوانیم وضعیت و سیاست در کشورهای در حال توسعه را بهتر درک کنیم یا به دیگران توضیح دهیم.

دست‌نشانده‌پروری در اشکال مختلف آن،‌ در سطح خُرد  و بزرگ،  به ویژه در پیوند با ساختار پاتریمونیال‌ جدید،‌ در جوامع در حال توسعه عملی می‌شود. افغانستان و پاکستان، در تجربه‌های شخصی نویسنده،‌ نمونه‌های بارزی از این جوامع اند.

به باور نویسنده دست‌نشانده‌پروری یک پدیده‌ی منفی است و بر استثمار و بهره‌کشی استوار می‌باشد. این پدیده به جرایم سازمان‌یافته، قاچاق موادمخدر و فساد و تقلب‌های انتخاباتی در جوامع در حال توسعه پیوند نزدیک دارد. دست‌نشانده‌پروری عمده‌ترین منبع فساد و سوء استفاده از سرمایه‌ی عمومی به نفع یک اقلیت حاکم و استثمارگر است. نویسنده به این باور است که دست‌نشانده‌پروری مانع توسعه،‌ شکل‌گیری مدرنیته،‌ ملت‌سازی،‌ قوام دولت و دست‌یابی به یک جامعه‌ی عادل است و باید برای ریشه‌کن سازی آن تلاش شود.

 

پانویس‌ها:

Clientalism1
۲آقای داریویش آشوری برای اصطلاح کلاین‌تالیزم معادل دست‌نشانده‌پروری را پیشنهاد کرده است. من از این معادل در این جستار استفاده کرده‌ام.
Clapham: (1982:4)3
Weingrod: (1968:4)4
Scott5
۵ Binary6
Clapham: (1982:4)7
Hopkin: (2006:1)8
۹این نوع نگاه به بحث اخلاق بادار و برده‌‌ی نیچه هم‌خوانی دارد.
Scholarly literature10
From micro level to macro level11
Randall12
Theobal13
Anthropologists14
Political machine15
Patrimonialism16
Max Weber17
See Randall: (1998:82)18
See Medard: (1982:172)19
Model20
See Clapham: (1982:177-184)21
Patronage22
See Bartton and Walle: (1994:458)23
Bartton and Walle: (1994:458-459)24
see Clapham:(1982:7-9)25
۲۶Why clientalism is a pervasive feature of Developing Societies?

See Randall: (1998:9-16)27
See Taylor: (1998)28
۲۹The horizontal direct-access society
Practices30
Taylor: (2004:91-124)31
Randall: (1998:17)32
Randall: (1998:45-46)33
See Randall: (1998:17-48)34
See Sandbook: (1985:42)35
See Migdal: (2004)36
Van De Walle37
Walle (2001:116-117)38
Boone39
Migdal: (2004)40
۴۱See the world bank site on; http://web.worldbank.org/WBSITE/EXTERNAL/TOPICS/EXTPOVERTY/0,,menuPK:336998~pagePK:149018~piPK:149093~theSitePK:336992,00.html
Theory of Justice42
Justice as fairness43
Rawls: (1999:6)44
Farrelly: (2004:4)45
Weingrod: (1968:383)46
Medard47
Medard: (1982:181)48
See Hopkin: (2006)49
Democratization50
۵۱Clapham: (1982:4-5), Walle: (2001:51-52) and Hopkin: (2006:2-5)
Clapham52
Clapham: (1982:17-18)53
Randall: (1998:78-82)54
Hopkin55
Hopkin: (2006:5)56
Nepotism57
Micro and macro levels58

دیدگاه are closed.