یک ساعت گفت‌وگو با کسی که ۱۶ سال از زنان گفته است

گفت‌وگو با خانم آمنه مایار

هنگامی که از روزنامه‌ نگاران زن موفق و تاثیرگذار افغانستان می‌گوییم نباید چهره‌ای را که بیش از ۱۶ سال است در این زمینه کار کرده و در هیچ شرایطی حاضر به ترک افغانستان نشده تا بتواند از زنان بگوید و صدای‌شان را به گوش جهانیان برساند، از یاد ببریم. بانو آمنه مایار مانند بیشتر زنان افغانستان دوران تحصیلش با حکومت طالبان در افغانستان مصادف شده و به ناچار، ادامه‌ی درس های دانشگاهی اش ۵ سال به تعویق افتاده است ولی نه تنها نا امید نشده که بردباری پیشه کرده تا در فرصت بهتر، هدفمند تر از پیش به کار مورد علاقه اش بپردازد.

من هم پس از انجام هماهنگی‌های لازم، همان‌طور که قول داده بود، توانستم درست راس ساعت در مرکز حمایت از زنان ‌ژورنالیست با ایشان دیدار کنم و آرمان‌ها و همچنان پستی ها و بلندی هایی که در طول راه پر پیچ و خم روزنامه نگاری، با آن‌ها روبرو شده را از زبان خودش بشنوم. در ادامه، پاسخ‌های ایشان را به مجموعه پرسش‌هایی که در این زمینه گردآوری شده اند؛ می‌خوانید.

پرسش: کمی از خودتان برای خوانندگان ما بگویید:

پاسخ: من آمنه مایار و دارای لیسانس از دانشکده‌ی زبان و ادبیات دانشگاه تعلیم و تربیه کابل هستم، از سال ۲۰۰۳ به این‌سو با گروپ رسانه‌ای کلید کار می‌کنم، کارم را در کلید به عنوان معاون و ویراستار مجله آغاز کردم و پس از ۲ سال توانستم به کارم به عنوان مدیر مسوول مجله مرسل ادامه دهم. افزون بر آن در رادیو کلید هم به مدت ۸ سال، به عنوان گوینده‌‌ کار کرده‌ام و اکنون هم تهیه کننده و گرداننده‌ میزهای گرد و گوینده‌ی اخبار پشتوی این رادیو، هستم. در این اواخر عضو مرکز حمایت از زنان ژورنالیست هم شده‌ام و به عنوان معاون با این مرکز نیز همکاری دارم. من عضویت  گروه انجمن آزاد زنان در رادیو و تلویزیون (IAWRT) و نهاد زنان جنوب آسیا (WRN)  که آن‌ها نیز نهادهای زنانه هستند را؛ نیز دارم. همچنان شانزده سال است که مدیریت مجله‌ی مرسل را که مجله‌ا‌ی با محتوایی مربوط به زنان، کودکان و اجتماع است و به وضعیت و مشکلات زنان در سطح خانواده‌ها و جامعه می‌پردازد، نیز بر عهده دارم.

پرسش: چطور خود را در قلمرو روزنامه نگاری یافتید؟

پاسخ: راستش، خواست خانواده‌ی من این بود که در رشته‌ی طب تحصیل کنم ولی من همیشه به کار خبرنگاری، گویندگی و ادبیات علاقه داشتم، حتا در دوران مکتب هم طرح‌های ادبی و شعرهای کوتاه می‌نوشتم ولی متاسفانه دیباچه‌ی نوشته‌هایم گم شد و من هم دیگر به سراغ نوشتن نرفتم و به جای آن پس از پایان دوران دانشگاه به کار مطبوعات رو آوردم و اکنون افتخار می‌کنم که مدیرمسوول مجله‌ای همچون مرسل هستم، مجله‌ای که در جامعه‌ی سنتی افغانستان صدا و سخن زنان را به گوش همگان می‌رساند و توانسته است با پرداختن به مسایل مربوط به زنان، به جایگاه ارزشمندی نزد جامعه افغانستان دست یابد. در واقع باید بگویم که با وجود مجله‌ی مرسل و همچنان داشتن تجربه هشت سال گویندگی در برنامه‌ی زنده «کلید صبح»، خود را شخص شناخته شده در قلمرو روزنامه نگاری می‌دانم.

پرسش: نخستین بار خبرنگاری را از کجا و چگونه آغاز کردید؟

پاسخ: همان‌طوری که پیشتر هم گفتم من روزنامه نگاری را از سال ۱۳۸۲، هنگامی که آقای کرزی پس از سقوط طالبان به تازگی آغاز به کار کرده بود، شروع کردم. در آن سال هیأت رهبری «کلید گروپ» تصمیم گرفت در کنار مجله‌ی کلید، مجله‌ی  ویژه‌ای  زنان نیز ایجاد کند. به یاد دارم که آن زمان من هنوز در دانشگاه درس می‌خواندم که یکی از استادهایم مرا از این موضوع آگاه کرد و من هم به خاطر علاقه‌ای که به کار روزنامه نگاری داشتم، در گروه رسانه‌ای کلید درخواست کار دادم و پس از سپری نمودن چند آزمون، در ماه فبروری ۲۰۰۳ کارم را به گونه رسمی به عنوان یک خبرنگار آغاز کردم و نخستین شماره‌ی مجله‌ی مرسل هم در هشتم مارچ همان سال به چاپ رسید و کار من هم پس از خبرنگاری در موقف های ویراستار، معاون و سرانجام هم مدیرمسوول مجله‌ی مرسل، در گروه رسانه‌ای کلید، تا کنون ادامه پیدا کرد.

پرسش: از نخستین حس و حالتان پس از چاپ نخستین گزارش‌تان برای ما قصه کنید.

پاسخ: نخستین گزارش من در مجله‌ی مرسل، در واقع گفت‌وگو با خانمی بود که در یک ان.جی.او کار می‌کرد، اگرچه من در دوران مکتب هم با مجله‌هایی چون سباوون و آواز، همکاری‌هایی داشتم ولی این مصاحبه برایم متفاوت بود، آن را تولید واقعی خودم می‌دانستم و پس از چاپ آن در مجله بی‌اندازه خوشحال شده بودم، به خود می‌بالیدم و احساس می‌کردم توانسته‌ام به یکی از آرزوهای زندگی‌ام برسم .

پرسش: دیگران به کار شما چه واکنشی داشتند؟

پاسخ: خوب، بی گمان در طول دوران کاری‌ام با واکنش‌های متفاوتی، از سوی جامعه و هم از سوی خانواده روبرو شده‌ام، البته باید بگویم که خوشبختانه خانواده‌ام  و نیز همسرم روشن‌فکر اند. پدرم همواره برای تحصیل و پیشرفت من کوشیده‌است و من خود را مدیون زحمت‌های مادر و پدرم می‌دانم و همسرم نیز همیشه و در همه‌ی حال از من حمایت می‌کند، در دوران دانشگاه، در زمینه‌ی کار و رویارویی با مشکلات، همیشه همسرم با من همراه بوده و تا جای امکان از من پشتیبانی و حمایت کرده است. واکنش‌های خوبی که دریافت کرده‌ام باعث افتخار است، تنها مربوط به خانواده‌ام نمی‌شود بلکه خوانندگان مجله و شنوندگان رادیو نیز همیشه به من لطف داشته‌اند و واکنش‌های مثبتی در برابر کارهای من از خود نشان داده اند، من فکر می‌کنم که نام نیک و پیشینه و سابقه‌ی خوب  کاری من باعث شده که مردم برایم احترام قایل باشند و باید بگویم که من با کار در گروه رسانه‌ای کلید، به این عزت و حرمت دست پیدا کرده‌ام.

پرسش: قطعا کار یک زن به عنوان خبرنگار دشواری‌های خاص خودش را دارد، از سختی‌هایی که در این مسیر با آن‌ها روبرو شدید برای ما بگویید.

پاسخ: در مجموع همه خبرنگاران، چه زن و چه مرد دچار مشکلات فراوانی هستند ولی در جامعه‌ی افغانستان زنان در هر زمینه و به ویژه در کارهای رسانه‌ای، با مشکلات و چالش‌های بیشتری روبرو هستند. همه می‌دانیم هرگاه یک خبرنگار زن برای تهیه‌ی گزارش با دوربین و مایکروفون به سطح شهر می‌رود با برخوردها و واکنش‌های نامناسبی روبرو می‌شود، من هم مانند دیگر خبرنگاران زن در سال‌های نخست، هنگامی که برای تهیه‌ی گزارش بیرون می‌رفتم، رفتارهای بسیار بدِ برخی از مردم را می‌دیدم حتا الفاظ و سخنان آزاردهنده‌ای از آن‌ها می‌شنیدم ولی خوشبختانه با گذشت زمان آهسته آهسته این رفتارها کمتر شدند ولی هنوز هم این مشکلات وجود دارند و من فکر می‌کنم که این مشکل را می‌توان با آگاهی رسانی به مردم و روشن نمودن ذهن‌شان، حل نمود و من امیدوارم که پس از این شاهد افزایش خشونت‌ها نباشیم و خبرنگاران بتوانند آزادانه و بدون هیچ گونه چالشی به کار خود بپردازند.

پرسش: آیا در این مسیر تنها بودید و یا مشوق دیگری در خانواده و اجتماع داشتید؟

پاسخ: خواست خانواده و به ویژه پدرم این بود که من در رشته‌ی طب تحصیل کنم ولی خواست خدا این بود که من در رشته‌ی اقتصاد در دانشگاه ننگرهار کامیاب شوم که به دلیل شرایط نامناسب نتوانستم برای ادامه تحصیل به آن‌جا بروم و به همین خاطر از درس و تحصیل دل‌سرد شدم و چند سال پس از آن هم ازدواج کردم و فرزند دار شدم ولی همسرم و برادر همسرم مرا تشویق به ادامه‌ی تحصیل کردند و سرانجام من هم تحصیلم را در رشته‌ی ادبیات در دانشگاه تعلیم و تربیه کابل از سر گرفتم و در اجتماع هم پس از این‌که توانستم وارد این حرفه و کار خبرنگاری شوم، از سوی مخاطبان بسیار مورد تشویق قرار گرفتم.

پرسش: با وجود همه مشکلات و دشواری‌ها چه چیزی شما را وادار به ایستادگی و مقاومت می‌کرد؟

پاسخ: باید بگویم که در مجموع از دیدن مشکلات، محدودیت‌ها و وضعیت زندگی مردم افغانستان همیشه متأثر و متأسف می‌شوم. دیدن زندگی تلخ و محدود زنانِ کشورم بیش از هرچیز برایم رنج آور است. برای من فرصت‌های بیشماری برای مهاجرت پیش آمده ولی هرگز نخواستم افغانستان و هموطنانم را ترک کنم چون من برای هدفی زنده‌ام و آن هم بلند کردن صدای زنان افغان و به تصویر کشیدن درد و رنج و الم آن‌ها بر روی کاغذ است و این مرا وادار به ایستادگی و مبارزه می‌کند. آرزو می‌کنم روزی برسد که زنان افغان هم بتوانند مانند زنان سرزمین‌های دیگر زندگی کنند و بدون جنگ و خشونت از همه حقوق‌شان بهره‌مند باشند و بتوانند در همه بخش‌ها مانند سیاست، تولید، اقتصاد، هنر و… در سطوح رهبری کار کنند.

پرسش: چقدر از اهدافی را که در سر می‌پروراندید، واقعا توانستید برآورده سازید؟

پاسخ: خوشبختانه هدف شخصی من که همانا داشتن یک خانواده‌ی مهربان است برآورده شده ولی هدف بزرگی که به خاطرش در اجتماع کار می‌کنم و آرزوی بر آورده شدن آن را دارم، هنوز برآورده نشده است، من می‌خواهم زندگی مردم، به خصوص زنان افغانستان را بدور از خشونت و سرشار از آرامی و آسودگی ببینم، به همین خاطر همچنان به مبارزه‌ام ادامه می‌دهم و در کنار دیگر زنانی که در بخش‌های گوناگون دیگر مانند تامین عدالت، حقوق اساسی، آموزش و پرورش و تحصیل، دسترسی به امکانات صحی و بهداشتی برای زنان و خودکفایی آن‌ها کار می‌کنند، به کارم ادامه می‌دهم چون اهداف من تنها محدود به شهرهای بزرگ نمی‌شوند بلکه من آرزو دارم زنان در هر گوشه‌ای از کشورم از حقوق خود برخوردار باشند. راه دراز است و طولانی و برای برآورده شدن این اهداف همه باید دست در دست هم دهیم و صادقانه در این راه بکوشیم. امیدوارم که کارهای ما پروژه‌ای نباشد بلکه در هربخشی که کار می کنیم، صادقانه برای بهبود شرایط زنان بکوشیم.

پرسش: می‌دانیم که هنوز هم دشواری‌های فراوانی پابرجاست، با این وجود می‌خواستم بپرسم نقش دیگر زنان در این مسیر چیست؟

پاسخ: نهادهای بیشماری برای دفاع از حقوق زنان و رسیدگی به مشکلات آن‌ها گشایش یافته‌اند ولی متأسفانه برخی از آن‌ها پروژه‌ای کار کرده اند، یعنی تنها به خاطر گرفتن چند پروژه نهادی را بنیان‌گذاری کرده و پس از پایان پروژه‌های‌ شان، نهاد هم کاملا بسته شده است که این بسیار ناامید کننده است، من می‌خواهم به دیگر زنان بگویم که بیایید در هر بخشی که هستیم صادقانه کار کنیم و خدمت ما تنها مشروط به گرفتن پروژه و به دست آوردن امتیازها و منابع مالی نباشد، بیایید برای زنانی که در روستاها و مناطق دوردست زندگی می‌کنند دل بسوزانیم چرا که آن‌ها از کم‌ترین حقوق انسانی و اجتماعی هم محروم هستند و در شرایط بسیار ناگواری به سر می‌برند. البته در چنین شرایطی نباید نقش آگاهی رسانی را نادیده بگیریم، وزارت معارف با گنجاندن مسایل مربوط به حقوق زنان در کتاب‌های درسی مکتب‌ها، رسانه‌ها با تولید و پخش برنامه‌های آگاهی دهنده و سرانجام وزارت حج و اوقاف با آموزش به ملا امام‌های مساجد و نظارت مستقیم بر آن‌ها می‌توانند نقش ارزنده‌ای در این زمینه داشته باشند.

پرسش:  از دیدگاه شما کار یک خبرنگار زن با یک همکار مردش چه تفاوت‌هایی دارد و زنان در چه زمینه‌های بهتر کار می‌کنند؟ آیا مورد به خصوصی را در این زمینه به خاطر دارید؟

پاسخ: به نظر من کار خبرنگار مرد و زن از نگاه حرفه‌ای هیچ تفاوتی با هم ندارد چرا که هر دو دانش آموخته‌ی یک رشته‌ی تحصیلی هستند، هر دو به یک شیوه برای این حرفه آموزش دیده اند و هرگز چنین نبوده که مردها مضمون به خصوص دیگری را خوانده باشند که زن ها نمی‌توانند آن را بخوانند، پس هر دو با مهارت‌ها و آموزش‌های یکسان وارد محیط کار می‌شوند بنابراین کار خبرنگار زن و مرد هیچ تفاوتی ندارد ولی بدبختانه در برخی از رسانه‌ها، زنان دست کم گرفته می‌شوند. حال آن‌که تجربه ثابت کرده است که توانایی زنان و مردان در کار حرفه‌ای یکسان است، گروه رسانه‌ای کلید مثال خوبی برای این موضوع است ما در چوکات گروه کلید، یک مجله‌ی مردانه و یک مجله‌ی زنانه داریم که زن‌ها و مردها در آن دارای حقوق برابر هستند و کیفیت کار هر دو گروه یکسان است و حتا می‌توانیم بگوییم که کاری که زنان انجام می‌دهند بسیار بهتر و قوی تر از کار مردان است. مشکلات امنیتی هم برای هر دو به یک اندازه چالش برانگیز است فقط از نگاه فرهنگی و اجتماعی در جامعه‌ی افغانستان زنان کارشان کمی دشوارتر از مردان است ولی نیرو و توانایی کار در هر دو برابر است و در کار حرفه‌ای هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.

پرسش: کارهای نکرده‌ی تان در عرصه خبرنگاری کدام‌ها اند؟

پاسخ: شوربختانه مشکلات اقتصادی مجله‌ی مرسل را نیز تا اندازه‌ای زمین‌گیر کرده است که آرزو دارم بتوانیم این مشکل را حل کنیم تا خبرنگاران ما بتوانند در شرایط بهتر و مناسب تری به کارشان ادامه دهند و همچنان آرزو دارم مجله‌ی مرسل را که با تیراژ بالا چاپ و در ۳۴ ولایت کشور توزیع می‌شود، به جهان بشناسانیم و دیگر این‌که فکر می‌کنم هنوز نتوانسته‌ام آن‌طور که باید، با قلم برای زنان کار و خدمت کنم، من می‌خواهم بیشتر از این برای خواهرانم مصدر خدمت شوم ولی با تأسف باید گفت در برخی موارد هم در حکومت‌های گذشته و هم در حکومت کنونی، روابط بر ضوابط حاکم است و این باعث می‌شود که عرصه‌ی کاری از سوی کسانی که از آن‌ها توقع نداریم برای زنان تنگ و حق زنان برای دستیابی به جایگاه‌های بالاتر تلف شود و این بسیار دردناک است چون مانع فعالیت‌های زنان می‌شود، من آرزو دارم که بتوانم در سطح گسترده تری برای برآورده کردن حقوق زنان کار و به آن‌ها خدمت کنم ولی در طی چند روز گذشته تجربه تلخی از این دست داشتم که مرا سخت آزرده و دردمند کرده است. هدفم این بود که بیرون از یک چارچوب کوچک در جایگاه بزرگ‌تری خدمت‌گذار مردم باشم، اما، حق کسانی که پشتوانه و روابطی ندارند، همیشه پامال می‌شود و من هم تعهد کرده ام که مبارزه کنم حتا اگر نتوانم حق خودم را بگیرم باز هم صدایم را بلند می‌کنم.

پرسش: تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای کار بانوان از نگاه شما چگونه است؟

پاسخ: جامعه‌ای که در آن پیش از هرچیز عدالت و قانون وجود داشته باشد و قوانین بر مرد و زن، زورمند و کم‌زور به صورت یکسان تطبیق شود. و با عدالت حاکم بر جامعه افراد از حقوق یکسان و برابر برخوردار باشند، منظورم از افراد جامعه زن و مرد، ثروتمند و فقیر است. جامعه‌ای ایده‌آل آن است که در آن عدالت حکم‌فرما باشد و کسانی که دارای تحصیلات و دانش یکسان هستند، از حقوق برابر برخوردار باشند.

پرسش: آیا تصویر ذهنی شما روزی به حقیقت می‌پیوندند؟

پاسخ: من فکر می‌کنم که این آرزو هنگامی به حقیقت می‌پیوندد که افراد صادق در رأس حکومت قرار داشته باشند. کسانی که عادل و با درایت باشند، با توجه به این‌که کشورها به روابط بین‌الملل نیاز دارند، افغانستان هم به عنوان کشوری که ۴۰ سال جنگ را تجربه کرده‌است، بی گمان از هر نگاه به این روابط و کمک‌ها نیاز دارد اما شوربختانه، هرگاه دست یاری از سوی یکی از کشورهایی که در سطح جهان مطرح است به سوی ما دراز می‌شود، با مداخله‌ی دشمنان ما قطع می‌شود و باید بگویم که دشمنان کشور ما همسایه هایش هستند زیرا آن‌ها می‌خواهند که کشور ما را در همین شرایط نگه‌دارند. ما کشوری داریم که دارای معادن بیشمار و ثروت هنگفت است اما  به دلیل مداخله‌ی کشورهای بیگانه تا کنون نتوانسته‌ایم از آن‌ها استفاده کنیم و حتا آب سرزمین مان به کشورهای دیگر می‌رود.

پرسش: آیا گاهی پیش آمده که از کار خبرنگار موفق دیگری الهام گرفته باشید و رفتار و کارکرد آن شخص در شما ایجاد انگیزه کرده باشد؟

پاسخ: بی گمان خبرنگارهای حرفه‌ای بیشماری در کشورم هستند و با توجه به این‌که انسان‌ها موجوداتی تاثیر پذیر هستند، گاهی پیش آمده که برخی از این خبرنگارها بر من تاثیر گذاشته باشند، همچنان من در گذشته یک دوره‌ی آموزشی و یا ترینینگ به همراه یک خبرنگار بی.بی.سی به نام خانم «کتلاک» داشتم که شیوه‌ی کار و فعالیتش برای من بسیار تحسین برانگیز بود افزون بر آن هنگامی که در کتاب‌های رمان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان در نقش روزنامه نگار ظاهر می‌شد در من انگیزه ایجاد می‌کرد و احساس می‌کردم که کار روزنامه نگاری را بسیار دوست دارم.  همچنین کار بیشتر خبرنگارهای مطرح کشور را همیشه دوست داشته‌ام و آن‌ها در من تأثیر عمیقی به جا گذاشته اند. تلاش من پیوسته بر افزایش مهارت هایم بوده است. چون حرفه‌ام را بسیار دوست دارم تا واپسین لحظه‌ی زندگی از تلاش و کوشش باز نمی‌ایستم تا بتوانم بهتر و موثرتر کار کنم.

پرسش: تصور شما از وضعیت کنونی رسانه‌های کشور چگونه است؟

پاسخ: در شرایط کنونی چالش‌های بزرگی که در برابر کار رسانه‌های کشور، قرار دارند، همانا مشکل امنیت و نبود منابع مالی ثابت است و این مشکلات پس از سال ۲۰۱۴ افزایش یافته اند و بر کار رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های بی‌طرف تاثیر زیادی گذاشته است، ولی در این میان فعالیت برخی از رسانه‌ها نیز به گونه‌ای به زورمندان و سرمایه داران وابسته است. می‌توان گفت که این رسانه‌ها برای برآوردن اهداف سیاسی گروه‌ها و احزاب به میان آمده‌اند و بدیهی است که مشکلات و چالش‌های مالی بر آن تأثیر نداشته است در حالی که چنین چالش‌هایی بر کارآیی رسانه‌های بی‌طرف و صادق که تنها هدف‌شان بازتاب واقعیت‌ها است؛ تاثیر چشم‌گیری داشته است. بنابرین توجه حکومت و جامعه‌ی جهانی را در این راستا خواهان هستیم که در نتیجه‌ی همکاری با رسانه‌های بی‌طرف، کارشان دوباره رونق پیدا کند چرا که رسانه‌ها نقش مهمی در هر کشور دارند و در واقع مانند یک پل ارتباطی، مردم و دولت را به یکدگیر وصل می‌کنند و می‌توان آن‌ها را رکن چهارم دولت به شمار آورد.

پرسش: زنان زیادی آرزو دارند که روزی مانند شما شخص موفقی باشند، چه گفتنی‌هایی برای ایشان دارید؟

پاسخ: گفتنی من برای دختر خانم‌هایی که به تازگی به این عرصه روی می‌آورند این است،  تا جایی که می‌توانند ظرفیت کاری و دانش رسانه‌ی خود را بالا ببرند. آن‌ها باید بدانند که اصول ژورنالیسم بر مبنای صداقت، بی‌طرفی و سرعت و دقت در انجام کار است، بنابرین با توجه به اصول ژورنالیسم، کسانی که می‌خواهند خبرنگار شوند؛ باید با صداقت کار کنند و هرگز تسلیم حوزه‌های زر و زور نشوند بلکه برای رسیدن به هدف‌شان همیشه پشتکار داشته باشند و زود از راهی که برای خود برگزیده‌اند، نا امید نشوند چرا که در کشوری مانند افغانستان مشکلات و چالش‌های زیادی فراروی خبرنگاران زن وجود دارد ولی این مشکلات با مبارزه و پشتکار حل شدنی هستند.

پرسش: حضور زنان را در رسانه‌ها چگونه می‌بینید و چه راهی برای معنادارتر و جدی تر شدن حضور زنان در رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

پاسخ: روشن کردن اذهان مردم درباره‌ی کار دختر خانم‌ها در رسانه‌ها و توجه مدیران رسانه‌ها و دست اندرکاران بزرگ در فراهم آوری محیط کاری امن برای زنان و ارزش دادن به کار آن‌ها با در نظر گرفتن امتیازهای برابر با مردان و تامین امنیت درون سازمانی و توجه به کار بیرونی زنان، از اقدام‌هایی هستند که می‌توانند زنان را به کار در رسانه‌ها علاقمند کنند و همچنان شرایط مناسبی برای حضور و کارِ موثر بانوان بوجود بیاورند.

پرسش: به غیر از روزنامه نگاری چه کارهای دیگری را دوست دارید؟

پاسخ: خبرنگاری پیشه‌ی اصلی من است ولی در کنار آن بسیار دوست دارم پا به عرصه‌ی سیاست بگذارم اما شوربختانه در جامعه‌ی افغانستان سیاست هم رنگ ریا و تزویر گرفته است و همچنان بسیار دوست دارم یک فرد به درد بخور برای جامعه و خدمت‌گذار مردم و به ویژه زنان باشم. افزون بر آن به کار تألیف و ترجمه و ویراستاری بسیار علاقه دارم و به همین خاطر عضو یکی از اداره‌های مربوط به دانشگاه کابل به نام مرکز معلومات ( توانا یا واکمن ) هم هستم . در کنار این تحلیل‌ها و سرمقاله‌های مجله را هم خودم می‌نویسم و مجموعه‌ی بزرگی از این تحلیل‌ها را جمع آوری کرده‌ام تا از آن‌ها یک کتاب بسازم ولی تا کنون موفق نشده‌ام چرا که بسیار زیاد و شامل مباحث گوناگون هستند. باید بگویم به نوشتن بسیار علاقه دارم و هنگامی که از مشکلات اجتماعی متاثر می‌شوم، می‌خواهم آنرا بنویسم. این‌ها کارهای مورد علاقه ام هستند که در کنار روزنامه نگاری به آن‌ها می پردازم.

پرسش: از نگفته‌های تان برای ما قصه کنید:

پاسخ: یکی از دردها و دغدغه‌های من به عنوان کسی که ۴۰ سال جنگ را در افغانستان زندگی کرده و همه‌ی سختی‌ها و پیامدهای ناگوار آن را از سر گذرانده، چند پرسش است: چرا همیشه اشخاص نامناسب در سطوح تصمیم گیری قرار دارند یا چرا حکومت  کنونی با این‌که می‌کوشد نمی‌تواند مشکلات امنیتی را حل کند، چرا سال‌هاست ما در چنین شرایط ناگواری به سر می‌بریم، چرا آن‌ها نمی‌توانند با قدرت تصمیم بگیرند و تنها آرزوی مردم این کشور که همانا وجود امنیت و صلح است را؛ برآورده کنند؟ این دردها را تنها مادرهای داغ دیده‌ می‌توانند درک کنند. همه‌ی‌آرزوی ما این است که یک حکومت مستحکم و قوی داشته باشیم که بتواند با تصمیم‌های قاطع گامی به سوی حل این مشکلات بردارد.

پرسش: اجازه بدهید کمی هم از زندگی خصوصی تان بپرسم:

خوب همسر من افسر نظامی بود که اکنون بازنشسته شده است، ما چهار دختر و سه پسر داریم که خوشبختانه همه دارای تحصیلات عالی هستند و دو دختر و یک پسرم ازدواج کرده اند و یک دختر و یک پسرم در بیرون از کشور زندگی می‌کنند و بقیه فرزندانم همین جا استند، الحمدلله یک زندگی بی دردسر و آرام دارم، خوشبختانه فضای خانه و خانواده‌ی من بسیار خوب است و در پایان روز و پس از کار، همین که به خانه می‌رسم خستگی را فراموش می‌کنم. آرزو می‌کنم همه خانواده‌ها در فضای صمیمی و بدور از هرگونه تنشی زندگی کنند.

پرسش: سخن پایانی!

پاسخ: سخن پایانی من، آرزوی صلح و آرامش و داشتن یک حکومت عادل و یک جامعه‌ی قانونمند که در آن همه‌ی اقشار جامعه در سایه‌ی عدالت از حقوق برابر برخوردار باشند، است. و برای زنان هم آرزوی پایان مشکلات و آغاز پیشرفت‌ شان را تا بلندترین سطوح رهبری و تصمیم گیری در زمینه‌های گوناگون دارم.

دیدگاه are closed.