کالبدشکافی اقتصاد جرمی و نقش آن در تمویل جنگ‌های افغانستان

تمیم عاصی

جنگ افغانستان جنگ مواد مخدر است، افغانستان ۹۰ درصد تریاک جهان را فراهم می‌کند، افغان‌ها سالانه اضافه تر از ۶۰ درصد عایدشان را به خاطر دسترسی به خدمات اساسی رشوت می‌دهند، حکومت افغانستان تنها فی‌صدی کمی از عواید گمرک‌هایش را به دست می‌آورد، از میدان هوایی کابل، بلخ و هرات سالانه میلیون‌ها دالر به صورت نقد پول‌شویی و از افغانستان قاچاق می‌شود و یا هم یکی از منابع مهم تمویل داعش و طالبان استخراج غیرقانونی و قاچاق معادن افغانستان به بیرون از کشور است. این‌ها همه نمونه‌های بارز از روایت‌های است که ما روزانه به شکل انفرادی از فعالیت‌های بازیگران اقتصاد جرمی افغانستان می‌شنویم اما کم‌تر به شبکه و افرادی که در عقب این ماشین مخوف مافیایی در داخل و بیرون از حکومت افغانستان و منطقه است می‌پردازیم.

متأسفانه تاریخ اقتصادی افغانستان تاریخ اقتصاد غارت، اقتصاد کمک‌های درباری هند بریتانیایی، روسیه تزاری و اقتصاد کمک‌های بشردوستانه و زیربنایی خارجی بوده و حاکمان افغان کم‌تر به بنیان‌گذاری یک اقتصاد بومی متکی به خود پرداخته‌اند. این تاریخ اقتصادی راه را برای یک اقتصاد غیر رسمی سیاه باز نموده که شبکه‌های سیاسی – امنیتی و قومی از دیر زمانی منفعت‌گیر و بازیگران آن می‌باشند. این شبکه‌های مخوف ریشه‌ها و شاخه‌های آن در تمام نظام، جامعه و بافت اجتماعی ما تنیده است. امروز اقتصاد جرمی افغانستان سیاسیون زرخرید داشته و کمپاین‌های انتخاباتی را تمویل می‌کند و دست بالایی در ادارات دولتی و امنیتی افغانستان دارد. حکومت، سکتور خصوصی، پارلمان، قضا و نهاد‌های امنیتی افغان در یک هم‌آغوشی تنگاتنگ با یک تعداد مهره‌های درشت این بازیگران اقتصاد جرمی قرار دارند. متأسفانه جامعه، اقتصاد، سیاست و امنیت ما در جال مخوف این بازیگران پول و منفعت‌گیر مانده است و بر ما است تا بر مبنای یک برنامه منظم اطلاعاتی، امنیتی و اقتصادی‌مان از اعتیاد و اتکا به تجارت خون‌آلود اقتصاد جرمی برهانیم.

اقتصاد جرمی افغانستان شکل یک مکعب چهار ضلعی دارد: ضلع اول آن منابع عایداتی برای پیش‌بُرد ماشین جنگی است، ضلع دوم آن شبکه‌های سیاسی و اداری افغانستان که به شکل نامریی اما پیوسته از خرده رشوت گرفتن شروع و تا سهم‌گیری در قرارداد‌های بزرگ حکومتی سهام‌دار استند، ضلع سوم آن بازیگران اقتصادی و سکتور خصوصی استند که شامل تاجران افغان و غیر افغان مقیم و غیر مقیم در افغانستان است و بالاخره ضلع چهارم آن بازیگران امنیتی – سیاسی و سکتور خصوصی کشور‌های منطقه و فرامنطقه‌ای می‌باشد. این چهار ضلع سه نوع بازیگر دارند: الف. مردم عام که به خاطر امرار معاش در تشبثات مافیایی کار می‌کنند. ب. سیاسیون، قانون گذاران و مسوولان امنیتی که پوشش سیاسی – حقوقی و امنیتی برای کاروان‌های مواد مخدر، تاجران و تجارت‌های پوشالی در افغانستان و منطقه، استخراج غیر قانونی معادن، کمک در گرفتن قرارداد‌های بزرگ و امثالهم فراهم می‌کنند و ج. پول‌شویی‌ها و بازیگران مالی مانند صرافان و تاجران خاص که وظیفه‌ی‌شان انتقالات، سفیدسازی و قانون‌مندسازی پول و فعالیت‌های غیر مجاز و غیر قانونی بازیگران اقتصاد جرمی می‌باشد. عمدتاً قشر اول در افغانستان ساکن‌اند و اکثراً ناآگاهانه و به خاطر امرار معاش در این فعالیت‌ها دخیل‌اند، اما دو قشر اخیر در افغانستان و کشور‌های منطقه چون دوبی، دهلی، کراچی، تهران، استانبول، مسکو و تا حدی در این اواخر واشنگتن و کالیفورنیا نیز مقیم می‌باشند.

در این نوشته من اقتصاد جرمی افغانستان را کالبد شکافی نموده و به بازیگران، شیوه‌های کاری، پی‌آمدهای سیاسی – اقتصادی آن به افغانستان، نقش آن در تمویل جنگ‌های افغانستان خصوصاً چرب کاری ماشین جنگی طالبان و داعش و نقش منطقه و جهان در افزایش و کاهش نقش این هیولا در افغانستان پرداخته و در اخیر یک چارچوب و نقشه راه برای مهار این هیولا پیشنهاد می‌کنم.

 

الف. اقتصاد جرمی چیست؟

اقتصاد جرمی به فعالیت‌های جرمی بین واحد‌های تولیدی، توزیعی و مصرفی که منفعت بدون نظارت و مالیه حکومتی به گروه‌ها و افراد خاص در یک اقتصاد ملی و فرا ملی به بار می‌آورد. از اقتصاد جرمی چهار تعبیر وجود دارد: الف. عواید و مصارفی که از فعالیت‌های جرمی یک اقتصاد سیاه موازی با اقتصاد ملی را به وجود می‌آورد. ب. اقتصاد ملی که با شکاف‌های حقوقی و سیاست‌های غلط اقتصادی و مالی محیط فعالیت‌های موازی و جرمی به وجود می‌آورد. ج. مجموع فعالیت‌های اقتصادی و مالی غیر مشروع که اکوسیستم اقتصاد سیاه را می‌سازد. و د. نقش جرایم و دیدگاه تجارتی به آن در جامعه است.

قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و پول‌شویی، تجارت اختطاف و خرید و فروش اجناس ممنوع را می‌توان در هر چهار تعبیر به وضوح به وجود آورنده یک نظام اقتصادی موازی دید.

 

ب. عناصر اساسی تشکیل‌دهنده اقتصاد جرمی چیست؟

اقتصاد جرمی پنج عنصر پایه و اساسی دارد:

الف. حکومت فاسد و خلای حاکمیت قانون.

ب. سکتور خصوصی ضعیف و شرکت‌های غیر رسمی وافر.

ج. زیر بنای مالی (صرافان و بانک‌های پوشالی.)

د. اقلام پر بهایی که تقاضای بین‌المللی دارد: تریاک، هیروین، پول سیاه، آثار عتیقه و باستانی و سنگ‌های قیمتی و مواد معدنی.

هـ. سازمان‌های جرایم سازمان‌یافته فراملی و نهاد‌های امنیتی هم‌آغوش با بازیگران جرایم سازمان یافته و فراملی.

این عناصر زیر بنای یک اقتصاد جرمی را تشکیل داده‌اند و به مانند حلقه‌های یک زنجیر در تبانی با هم‌دیگر عمل می‌کنند. این عناصر تنها یک اصطلاح مفهومی نبوده بلکه افراد و شبکه‌های خاصی که نام، آدرس و وجود فزیکی دارند. اسامی این افراد، گروه‌های و شبکه‌ها در سطح تکتیکی در نزد سازمان‌های استخباراتی و اطلاعاتی منطقه و افغانستان موجود است.

 

ج. جغرافیای داخلی و منطقه‌ای اقتصاد جرمی کجاست؟

اقتصاد جرمی در افغانستان به چهار جغرافیای مشخص به اساس شاخص‌های جرمی تقسیم شده است: الف. شمال افغانستان که عمدتاً قاچاق سنگ‌ها قیمتی، تیل و گاز، سلاح و معادن در آن صورت می‌گیرد. ب. جنوب افغانستان که عمدتاً قاچاق مواد مخدر، موتر، تایر موتر، پرزه‌جات و تا حدودی قاچاق انسان در آن صورت می‌گیرد. ج. شرق افغانستان که در آن قاچاق انسان، مواد مخدر و سلاح بارز می‌باشد و بالاخره غرب افغانستان که قاچاق مواد مخدر، اجناس بدون مالیه و انسان از آن‌جا به کشور‌های منطقه صورت می‌گیرد. شاه‌رگ‌های انتقالاتی اقتصاد جرمی افغانستان در جنوب، غرب و شمال افغانستان و خصوصاً ولایت‌های بندری این مناطق افغانستان است. اما این اکوسیستم جرمی در افغانستان بدون یک محیط مساعد امنیتی و زیربنای مالی در منطقه صورت گرفته نمی‌تواند. بدین منظور است که همسایه‌های افغانستان و کشور‌های خلیج نقش اساسی را در افزایش و کاهش نرخ و میزان جرایم سازمان‌یافته بازی می‌کنند. عمدتاً از افغانستان مواد مخدر، سنگ‌های قیمتی، مواد معدنی، پول سیاه و آثار عتیقه به کشور‌های همسایه سرازیر می‌شود و از این کشور‌های به افغانستان اسعار خارجی، مواد تعمیراتی و سلاح وارد می‌شود. این نقطه میزان میان عرضه و تقاضای اقلام مصرفی اقتصاد جرمی در افغانستان می‌باشد. کشور‌های همسایه افغانستان مکان انتقالات مواد مخدر، قاچاق انسان، آثار عتیقه و پول سیاه بوده و کشور‌های خلیج دفن‌گاه پول سیاه و سرمایه‌های نامشروع بازیگران اقتصاد جرمی افغانستان می‌باشد.

 

د. نقش تاریخی اقتصاد جرمی در جنگ‌های افغانستان چی بوده است؟

به صورت تاریخی جنگ‌های افغانستان از چهار منبع تمویل می‌شوند: الف. کمک‌های پولی و تخنیکی خارجی یک و یا چندین طرفی منازعه. ب. پول قاچاق مواد مخدر، آثار عتیقه، پول‌شویی، سنگ‌های قیمتی و استخراج غیر قانونی معادن افغانستان ج. زکات، عشر و دیگر ابزار مالی که در دین مقدس اسلام مجوز است و ج. پول تاجران ملی افغان و غیر افغان که بنا به منافع تجارتی‌شان یک و یا چند گروه را تمویل می‌کنند. هیچ منازعه‌ای در تاریخ حربی افغانستان سراغ نخواهید داشت که منابع تمویل آن از یکی و یا ترکیبی از این منابع تمویل نشود. تاریخ کهن حرب افغانستان منابع تمویل مالی آن عمدتاً روی اقتصاد غارت و غصب زمین و محصولات زراعتی استوار است و جنگ‌های معاصر افغانستان را کشور‌های منطقه و قدرت‌های جهانی همراه با منابع داخلی چون تجارت مواد مخدر، سنگ‌های قیمتی و امثالهم تمویل نموده است. شاهان افغان با کمک مالی و تخنیکی نظامی هند بریتانیایی، روسیه‌ی تزاری و یا هم ترک‌ها، شورش‌های داخلی را مغلوب می‌کردند و یا حکومت شهید داکتر نجیب‌الله با کمک اتحاد جماهیر شوروی و تجارت‌های «خاد» در کشور‌های منطقه هزینه و مصارف جنگ را مهیا می‌ساخت و از طرف دیگر مجاهدین با کمک مالی و مستشار نظامی ایالات متحده امریکا و متحدین چینی، کشور‌های خلیج خصوصاً عربستان سعودی و مصر جنگ مجاهدین را از طریق مجاهدین تمویل می‌نمودند و در داخل افغانستان هم مجاهدین با قاچاق سنگ‌های معدنی، غنایم جنگی، سنگ‌های قیمتی و امثالهم هزینه‌های جنگی‌شان را فراهم می‌نمودند. این‌ها همه یک مدل اجمالی تاریخ تمویل جنگ افغانستان در یک تصویر بزرگ می‌باشد. جالب این است که سرمایه‌های خاد و مقاومت که به خاطر تمویل جنگ افغانستان بر آن‌ها تجارت می‌شد بعد از شهادت شهید احمدشاه مسعود و شهید داکتر نجیب‌الله لادرک بوده و عاملان هنوز معلوم نیستند.

 

هـ. اقتصاد جرمی و نقش آن در تمویل و تداوم ماشین جنگی طالبان چیست؟

سازمان کنترول جرایم و مواد مخدر ملل متحد و منابع استخباراتی غربی عاید سالانه طالبان را به یک رقم درشت ۳  الی ۴ میلیارد دالر تخمین می‌زنند. این منابع عایداتی طالبان: مواد مخدر، استخراج غیر قانونی معادن، پول اختطاف‌ها، قاچاق آثار عتیقه، قاچاق چوب، پول‌شویی و جمع‌آوری زکات، عشر و دیگر مالیات اسلامی می‌باشد. قلم درشت این اقلام عایداتی را قاچاق مواد مخدر و استخراج غیر قانونی معادن تشکیل داده که عواید آن به دفترهای تجارتی طالبان به کشور‌های خلیج فرستاده می‌شود تا از طریق تجارت روی این پول‌ها و سرمایه‌ها برای طالبان و ماشین جنگی‌شان پول برای پیش‌بُرد عملیات‌های‌شان فرستاده شود. امروز طالبان به میلیون‌ها دالر سرمایه و تجارت‌های گوناگون در کشور‌های خلیج دارند که درآمد آن در پیش‌برد جنگ افغانستان به کار برده می‌شود.

علاوتاً طالبان سالانه به میلیون‌ها دالر از درَک زکات و عشر و کمک‌های مالی از مساجد کشور‌های خلیج به دست می‌آورند که منابع پربار مالی برای‌شان است،  اما با ظهور داعش این منابع در بعضی کشور‌های خلیج به داعش فرستاده شده و زکات به خاطر جنگ افغانستان کاهش یافته و در بعضی موارد حتا از بین رفته است. منبع درشت دیگر عاید طالبان بودجه استخباراتی است که طالبان از پاکستان، ایران و روسیه در بدل معلومات و فعالیت‌های نفوذی‌شان به صورت نقد و کمک تخنیکی و تسلیحاتی دریافت می‌کنند.

 

و. اقتصاد جرمی افغانستان در کجای کهکشان مافیا و شبکه جرایم جهانی قرار دارد؟

در سرک‌ها، کوچه و پس‌کوچه‌های اروپا پرچون‌فروشان مخدر در زمان فروش بسته‌های کوچک هیروین یک اصطلاح مشهور دارند: «آیا این مواد اصلی افغانی است؟» و تجار و قاچاق‌بران آثار عتیقه در آسیای غربی، اروپا و امریکای لاتین همیشه به دنبال آثار چوبی، فلزی و خطی افغانستان می‌باشند و کارخانه‌های پاکستانی و چینی سنگ کرومایت افغانستان را می‌سوزانند هم‌چنانی که قاچاق‌بران انسان در مرز‌های خاکی و آبی ترکیه، یونان و کرواسی به دنبال مهاجرین و مشتریان قاچاق افغان‌اند. این تصویری از مارکیت تقاضای اقلام درشت اقتصاد جرمی افغانستان در مارکیت جهانی جرایم است. افغانستان و تولیدات مواد مخدرش در محور شبکه‌های جرایم سازمان‌یافته‌ی دنیا قرار دارد و این زنجیره از سرزمین‌های زراعتی دهقانان افغان شروع و در سرک‌های اروپا و امریکایی شمالی ختم می‌شود. از طرف دیگر افغانستان یک مقصد نهایت خوب به خاطر پول‌شویی و سفیدسازی پول سیاه برای افراد متموّل عرب، آسیای مرکزی و جمهوری فدراتیف روسیه می‌باشد. اما اقلام دیگر اقتصاد جرمی افغانستان هم‌چون سنگ‌های قیمتی، کرومایت، آثار عتیقه در محور کهکشان مافیا و شبکه‌های جرایم سازمان‌یافته قرار ندارد.

متأسفانه سالانه این تجارت‌های خونین جان هزاران افغان و غیر افغان را به گونه‌های مختلف مرموزی مثل قتل‌های ساخته‌گی، اختطاف‌ها و امثالهم گرفته و ماشین جنگ را در افغانستان داغ و شعله‌ور نگه‌می‌دارد.

 

ز. تجربه و شیوه‌های مهار اقتصاد جرمی در جهان چیست؟

برای بیرون آمدن از تجارت خونین و مدل اقتصادی اقتصاد جرمی در دنیا سه روش وجود دارد: الف. روش اول آن تاکید به فشار نظامی و امنیتی داشته کاری که ریس جمهور فیلیپین از طریق محاکمه اراکین مفسد، امر فیر و قتل قاچاق‌بران و مجرمان سازمان‌یافته انجام می‌دهد. این روش تأکید زیاد به ایجاد یک نظام امنیتی و عدلی پاک و بعداً استفاده بیش از حد قوه علیه بازیگران اقتصاد جرمی می‌کند. ب. روش دوم تأکید یک برنامه طویل‌المدت مبارزه با فساد و رسمی‌سازی تشبثات غیر قانونی و سفیدسازی تجارت‌های سیاه اقتصاد جرمی می‌کند ج. روش سوم ترکیبی از این دو روش اولی یعنی استفاده از قوه قهریه و نظامی علیه مجریان اقتصاد جرمی و مشروع‌سازی سرمایه‌های غیرقانونی طبق یک برنامه طویل‌المدت می‌باشد.

 

ق. چارچوب و نقشه راه برای مهار اقتصاد جرمی در افغانستان چیست؟

اقتصاد جرمی یک تهدید به امنیت ملی افغانستان بوده و بقای این کشور را تهدید می‌کند. این تهدید بالقوه نیاز به اقدامات کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت دارد. مهار اقتصاد جرمی افغانستان نیاز به یک برنامه طویل‌المدت و نقشه‌ی راه دارد که دارای سه عنصر: ۱. عفو عمومی و مشروع‌سازی سرمایه‌های سیاه. ۲. کار فشرده استخباراتی و امنیتی برای شناسایی عاملان و استفاده از قوه قهریه علیه‌شان و ۳. ایجاد فرصت‌های کاری و سرمایه‌گذاری بدیل برای کسانی که این تجارت خونین را ترک می‌کنند. این کار در بُعد داخلی کارآمد است و در بُعد منطقه‌ای و جهانی آن افغانستان باید با یک دیپلوماسی فعال مالی و اقتصادی با نهاد‌های کشفی و استخباراتی مالی جهان و منطقه برای شناسایی نهاد‌های مالی پول‌شویی، همکاری کند و از طریق بورد مبارزه با پول‌شویی و تمویل تروریزم و وزارت خزانه، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول علیه این افراد و نهاد‌ها تعزیرات و تحریم‌های لازم وضع کند.

Comments are closed.