وضعیت مبهم

تصمیم امریکا برای خروج نیروهایش از افغانستان تا هنوز قطعی نشده است. امریکا هم‌چنان نتایج ارزیابی‌هایش از توافق‌نامه دوحه و میزان پابندی طالبان به این توافق‌نامه را اعلام نکرده است. وضعیت مذاکرات پنهانی امریکا و طالبان بر سر مسأله خروج نیز تا هنوز ناروشن است. تنها چیزی که امریکایی‌ها بارها روی آن تأکید کرده‌اند، مسأله دشوار بودن خروج در اول ماه می است. برداشتی که از این تأکید می‌شود، آن است که احتمالاً امریکا طرفدار تمدید ماموریت نیروهای خارجی و یا بازتعریف ماموریت آن‌ها در افغانستان پس از اول ماه می است. با این وصف، هیچ تصمیم قطعی در این زمینه تاکنون اتخاذ و اعلام نشده است.

موضع گروه طالبان اما در پیوند به برنامه خروج هیچ تغییری نکرده است. این گروه می‌گوید که این برنامه طبق توافق‌نامه دوحه باید در اول ماه می تکمیل شود. هشدار طالبان آن است که اگر نیروهای خارجی نتوانند طبق توافق‌نامه از افغانستان خارج شوند، این گروه حملات خود در برابر آن‌ها را از سر خواهد گرفت. البته در کنار این هشدار، مسأله خروج یکی از مباحث داغ در نشست‌های رهبران طالبان در هفته‌های اخیر بوده است. این‌که آن‌ها به چه نتایجی در این نشست‌ها دست یافته‌اند، تا هنوز نامعلوم است.

زمان برگزاری نشست استانبول که تاریخی و سرنوشت‌ساز توصیف شده است، نیز تاکنون روشن نیست. هم‌چنان گروه طالبان تاکنون موضع خود درباره این نشست را اعلام نکرده است. بر خلاف طالبان، دولت گفته است که برای شرکت در نشست استانبول آماده‌گی می‌گیرد. با این وصف، تعداد نماینده‌گان دولت و این‌که باید در چه سطحی به این نشست نماینده بفرستد، مشخص نشده است. به دلیل کندی در توحید طرح‌ها و دیدگاه‌ها، از جزئیات طرح دولت برای نشست استانبول نیز معلوماتی در دست نیست.

مجموع این ابهامات باعث شده است که وضعیت فردای افغانستان زیاد قابل پیش‌بینی نباشد. کنش‌گران سیاسی و ماموران بلندپایه دولت هم حاضر نیستند که وضعیت پیش رو را برای مردم توضیح بدهند. این ابهامات اما باعث خلق نگرانی عمیق در زنده‌گی مردم شده است. به همین علت، بسیاری‌ها از اقدام به انجام کارهای مهم زنده‌گی خود که از وضعیت عمومی متأثر است، دست کشیده‌اند.

متأسفانه، گفت‌وگوهایی که بین مقامات افغان و امریکایی در پشت درهای بسته انجام می‌شود، هرگز عمومی نمی‌شود. نماینده‌گان طالبان هم حاضر نیستند نتایج گفت‌وگوهای خود با جانب امریکا را عمومی کنند. چیزی که از این گفت‌وگوها به رسانه‌ها گزارش می‌شود، یک مجموعه از اطلاعات کلی، تکراری و کم‌اهمیت است که نمی‌تواند ذهن پرسش‌گر مردم را قانع کند.

قضاوت عمومی، به دلیل این ابهامات، آن است که افغانستان به صلح نمی‌رسد. آن‌ها در صدد آن هستند که چگونه می‌توانند برای کنار آمدن با شرایط بدتر از شرایط فعلی راه چاره‌ای پیدا کنند. هیچ وقت مردم تا این حد نسبت به روند مذاکرات صلح بی‌باور نشده بودند. این بی‌باوری بدون هیچ تردیدی، حاصل کوهی از ابهاماتی است که در برابرشان قرار گرفته است.

اطلاع‌رسانی دقیق درباره وضعیت از مسوولیت‌های حکومت‌های دموکراتیک و پاسخگو به مردم‌شان است. این مهم اما در حکومت فعلی نادیده گرفته شده است. امریکایی‌ها هم حاضر نیستند، نسبت به این وضعیت ادای مسوولیت کنند. به دلیل فقدان اطلاعات نسبت به آنچه در پیوند به قضیه جنگ و صلح افغانستان می‌گذرد، در زنده‌گی مردم، جای امید به آینده را نگرانی و ترس پر کرده است. آن‌ها هم‌چنان در میان این ابهامات راه و مسیر زنده‌گی خود را گم کرده‌اند و قادر به تصمیم‌گیری برای وضعیت حال و آینده خود نیستند.

دولت نباید از اطلاع‌رسانی درباره وضعیت اکنون و چشم‌انداز آینده کشور بترسد. آگاهی از تهدیدات و فرصت‌ها به مردم امکان می‌دهد که تصمیم درست‌تری در نسبت خود با دولت و زنده‌گی فردی و جمعی اتخاذ کنند. زنده‌گی در ابهام و ترس و قطع امید از آینده که معلول کتمان‌کاری است، اعتماد مردم نسبت به دولت را به شدت آسیب می‌زند. این در حالی است که دولت‌ها برای بقای خود بیش از هر چیزی به اعتماد ملت‌ها نیاز دارند. از این‌رو، انتظار می‌رود که پیش‌رفت‌ها و بن‌بست‌های برنامه‌های در دست انجام به صورت روشن و به موقع به مردم اطلاع‌رسانی شود. آن‌ها حق دارند از آنچه بر سرنوشت‌شان می‌رود و یا قرار است برود، آگاه باشند. این آگاهی از جانب دیگر یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای آن‌ها به منظور تعیین دقیق‌تر نسبت‌شان با وضعیت فعلی و وضعیت آینده است. دولت افغانستان و امریکا باید این ضرورت را درک کنند و به حق آگاهی مردم از آنچه بر زنده‌گی آن‌ها در حال حاضر می‌رود و یا قرار است در آینده برود، احترام بگذارند.

دکمه بازگشت به بالا