وضعیت مبهم؛ وعده و عمل یکی است؟

امیر پناهی

پس از سقوط کابل، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، اعلام کرد که رسانه‌ها می‌توانند به فعالیت‌شان ادامه دهند. او هم‌چنان از «عفو عمومی» سخن گفت و تأکید کرد که براساس اعلام رهبری طالبان، اعضای ارتش، پولیس و کارمندان دولت، به زنده‌گی عادی‌شان ادامه دهند و تهدیدی متوجه آنان نیست. در کنار مجاهد، سخنگویان و دیگر مسوولان طالبان، بارها از «عفو عمومی» سخن گفته و اعلام کرده‌اند که کسی حق ندارد وارد خانه‌های مردم شود.

در کنار این موارد، طالبان وعده‌های زیادی به مردم افغانستان و جامعه جهانی داده‌اند. آن‌ها گفته‌اند که با قوانین بین‌المللی، از جمله کنوانسیون حقوق بشر و دیگر کنوانسیون‌ها، در صورتی که با «قوانین اسلام» مغایرت نداشته باشد، موافق هستند. طالبان هم‌چنان گفته‌اند که حق کار و تحصیل زنان را به رسمیت می‌شناسند؛ اما برای حضور کارمندان زن در ادارات دولتی و حاضر شدن دانش‌آموزان صنف ششم به بالا و دانشجویان دختر به مکتب‌ها و دانشگاه‌ها، به زمان نیاز است تا به قول آنان «محیط امن برای زنان کارمند و دانش‌آموزان و دانشجویان دختر» آماده شود. مضاف بر این‌ها، طالبان گفته‌اند که خواهان رابطه نیک با دیگر کشورهای جهان هستند. آنان، قبل از اعلام کابینه سرپرست‌شان، مدعی بودند که حکومت همه‌شمول تشکیل می‌دهند.

با وصف این وعده‌ها، اکنون که نزدیک به یک ‌ماه از روی کار آمدن طالبان و سقوط دولت افغانستان می‌گذرد، نشانه آشکاری از پای‌بندی طالبان به وعده‌های‌شان به چشم نمی‌خورد. در بیش از سه هفته گذشته، گزارش‌های متعددی از برخورد خشونت‌آمیز افراد طالبان با خبرنگاران نشر شده است. در آخرین مورد، نُه خبرنگار که قصد پوشش تظاهرات زنان در کارته چهار کابل را داشتند، از سوی طالبان بازداشت شدند. از این میان، سه خبرنگار، از جمله دو خبرنگار روزنامه اطلاعات روز، مورد ضرب‌وشتم اعضای طالبان قرار گرفتند. عکس‌ها و ویدیوهای نشرشده از این دو خبرنگار و یک خبرنگار دیگر، نشان می‌دهد که آنان با کیبل، مشت و لگد و شلاق، شکنجه و سپس رها شده‌اند. هم‌چنان یک عکاس خبری که جریان تظاهرات زنان در هرات را پوشش می‌داد، از سوی طالبان بازداشت شده و تاهنوز رها نشده است. این موارد نشان می‌دهد که طالبان خلاف آن‌چه در مورد فعالیت رسانه‌های آزاد سخن گفته، عمل کرده‌ و در کابل و دیگر شهرها مانع فعالیت خبرنگاران و رسانه‌های آزاد شده‌اند.

بحث مصونیت اعضای پیشین ارتش، پولیس و امنیت ملی و کارمندان دولتی نیز در عمل خلاف سیاست اعلامی طالبان بوده است. در جریان سقوط دولت و به دنبال آن در روزهای گذشته، گزارش‌های زیادی از ولایات مختلف کشور، از جمله قندهار و پنجشیر، نشر شده است که نشان می‌دهد اعضای پیشین پولیس، ارتش و امنیت ملی، تیرباران شده‌اند. دو روز پیش ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی نشر شد که نشان می‌داد افراد منسوب به طالبان یک تن را در ولایت پنجشیر تیرباران می‌کنند. هرچند طالبان این گزارش‌ها را رد کرده و گفته‌اند که «افراد مسلح غیرمسوول» پشت این رخدادها قرار دارند؛ اما واقعیت این است که طالبان نمی‌توانند با این موضع‌گیری‌ها خودشان را تبرئه کنند. از سویی هم، حداقل مردم نمی‌توانند نیروهای «مسلح غیرمسوول» را از افراد طالبان تشخیص دهند.

سرنوشت کارمندان زن ادارات دولتی تاهنوز ناروشن است. این در حالی است که نان‌آوران بخش بزرگی از خانواده‌های ساکن در شهرهای بزرگ، به‌ویژه کابل، زنان هستند. تا قبل از سقوط دولت، این زنان در ادارات دولتی و دیگر نهادها کار می‌کردند. هرچند طالبان وعده داده‌اند که پس از «ایجاد محیط امن» برای زنان، اجازه حضور آنان به ادارات را می‌دهند؛ اما این وعده دست‌کم تاکنون عملی نشده است. بی‌سرنوشتی کارمندان زن، خانواده‌های زیادی را نگران کرده‌ است. هم‌چنان عدم حضور زنان بر سر کارهای‌شان به نگرانی جدی‌تر دیگری دامن زده است؛ این‌که حق کار زنان در حکومت طالبان چه خواهد شد؟ نیاز است در عمل طالبان تعهدات‌شان را در مورد حق کار زنان نشان دهند.

بحث تحصیل زنان نیز تاهنوز به‌صورت درست روشن نیست. هرچند دانشگاه‌های خصوصی با رعایت شرایط تازه، فعالیت‌شان را آغاز کرده، اما دانشجویان دختر دانشگاه‌های دولتی تاهنوز نتواسته‌اند به صنف‌های درسی حاضر شوند. تصمیم تازه سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان مبنی بر پایان دادن به آموزش مختلط و آغاز فعالیت دانشگاه‌های دولتی تحت شرایط جدید، نیز با پرسش‌های بسیاری روبه‌رو است. هنوز روشن نیست که امکانات دانشگاه‌های دولتی برای شروع فعالیت‌شان تحت شرایط تازه، چقدر است. بدون شک در شرایط جدید، به صنف‌های درسی بیش‌تر، استادان زن بیش‌تر و همین‌طور تایم‌های درسی بیش‌تر نیاز است. در صورتی که محدودیت در این موارد وجود داشته باشد، که بدون شک وجود دارد، سرنوشت دانشگاه‌های دولتی و دانشجویان دختر آن، ناروشن است. این مشکل در مکتب‌های دولتی برای دختران بالاتر از صنف ششم نیز وجود دارد.

واقعیت این است که وضعیت عمومی، ناروشن و مبهم است. بازار کار بیش‌تر از هر زمان دیگری کساد است. مردم نسبت به آینده‌شان بسیار نگران‌ هستند. چشم‌انداز کسب‌وکار تیره‌وتار است. اعضای پیشین پولیس، ارتش، امنیت ملی و دیگر کارمندان دولتی، با توجه به اتفاقات اخیر، نسبت به آینده‌ و مصونیت‌شان نگرانی دارند. این‌همه از دل بی‌اعتمادی بیرون می‌آید؛ بی‌اعتمادی‌ای که چون بیماری مسری، تمام جامعه را فراگرفته است. هرگاه به این موارد توجه نشود، تازه بحران در همه سطوح آغاز می‌شود و دیری نخواهد گذشت که وضعیت بدتر از این خواهد شد. طالبان با عمل به وعده‌های‌شان، می‌توانند از نگرانی جمعی بکاهند.

دکمه بازگشت به بالا