احمدفرزام: «قاتل خواهرم یک سناتور است»

حسیب بهش

پلک‌هایش همان روز بیش‌تر از دیگر روزها سنگینی می‌کرد. خواب گرانی بر وی غلبه کرده بود که برخاستن از آن ساده نبود، اما خبرهای بدی از راه می‌رسید: «بخیز که می‌گن سر خانه‌ی سناتور حمله شده.» برایش خیلی مهم نبود و حتا حوصله‌ی شنیدن آن ‌را نداشت. با خود زمزمه می‌کرد: «به من چه؟» اما خبر بدتر از آنی بود که نادیده می‌گرفت. «برخیز که می‌گن خواهرت زخمی شده.»

محمدفرزام فیض با عجله از جا برمی‌خیزد و سراسیمه به دنبال گوشی‌اش می‌افتد. پس از تماسی کوتاه، می‌داند که خواهرش کشته شده و شوهرش که سناتور مجلس سنا است، زخم برداشته است. او پیش از آن‌که به خانواده‌اش اطلاع دهد، روانه‌ی محل رویداد می‌شود. حدود ساعت ۱۰:۳۰ پیش از چاشت به آن‌جا می‌رسد. می‌بیند که آشنایانش جمع شده‌اند. بی‌مهابا به سمت اتاقی که حادثه در آن صورت گرفته بود، پا می‌گذارد؛ اما با دیدن جسدی شوکه می‌شود. آن جسد مربوط خواهرش بوده است.

ساعت سه بامداد روز دوشنبه، ۱۶ ثور، صدای فیر از داخل خانه‌ی سناتور ولایت تخار شنیده می‌شود؛ خانه‌ای که بیش از ده مرد مسلح از آن محافظت می‌کنند. پولیس ساعاتی پس از اتفاق ‌افتیدن رویداد به محل می‌رسد، اما بر‌اساس آن‌چه آنان می‌گویند، همکاری‌ای در مورد وضاحت رویداد صورت نمی‌گیرد. حتا گفته‌ می‌شود که پولیس اجازه‌ی انتقال جسد مقتول را به طب عدلی دریافت نمی‌کند.

تصمیم می‌گیرند جسد را به ولسوالی چاه‌آب ولایت تخار منتقل کنند، اما این پیشنهاد با مخالفت اقارب سناتور شامل روبه‌رو می‌شود. پدر مقتول همه‌ی روز دوشنبه را با دلهره‌گی پای تلویزیون‌ها می‌گذراند تا از اصل موضوع باخبر شود. خبرهای ساعت ۱۰:۳۰ جزییات بیش‌تر ارایه می‌کند: «محمدافضل شامل، نماینده‌ی ولایت تخار در مجلس سنا در رویدادی که بامداد دوشنبه به وقوع پیوسته، از قسمت پا زخم برداشته و همسرش کشته شده است.» در ادامه، پولیس کابل هم‌چنان اضافه می‌کند که هیچ عامل بیرونی‌ای در این قضیه دخیل نبوده و احتمالاً این قضیه خانواده‌گی بوده است.

این خبر بر خانواده‌ی مقتول که در ولایت تخار زنده‌گی می‌کنند، سخت می‌گذرد. فرزام در زمان انتخابات مجلس سنا، در بخش فرهنگی با سناتور محمدافضل شامل همکار بوده است. قریب چهار سال پیش، مقتول «در رضایت» با پسر عمه‌اش نامزد می‌شود و حتا محفل آن نیز گرفته‌ می‌شود. پس از آن، مقتول امتحان کانکور را سپری می‌کند و موفق می‌شود به دیپارتمنت فارسی دری دانشکده‌ زبان و ادبیات دانشگاه کابل راه یابد. با گذشت چند مدت، از نامزدی با پسر عمه‌اش منصرف می‌شود و آن را «فسخ» می‌کند. چند روز بعد، مردی از آشنایان فرزام، می‌خواهد که برای عروسی خواهرش با سناتور افضل شامل پادرمیانی کند، اما به دلیل همسر داشتن سناتور شامل، این پیشنهاد با مخالفت برادر او (فرزام) روبه‌رو می‌شود.

این‌بار خواستگار نزد پدر دختر می‌رود، اما با مخالفت او نیز مواجه می‌شود. مقتول در خوابگاه دخترانه دانشگاه کابل اقامت داشته و ارتباط وی با فامیلش تنها از طریق موبایل برقرار می‌شده است. با این‌حال، به گفته‌ی خانواده‌ی مقتول، دختر آنان براساس تحریک‌هایی حاضر نمی‌شود که با خانواده‌اش صحبت کند. به گفته‌ی خانواده‌ی دختر، سر‌انجام دختر آنان بدون رضایت خانواده‌اش در خانه‌ی دیگری به نکاح سناتور تخار در‌می‌آید. از مقتول یک دختر دوساله به جا مانده است.

خانواده‌ی مقتول اما ورقه‌های دوسیه‌ی دخترشان را در دست دارند و همسر مقتول که سناتور تخار است را قاتل وی می‌دانند. آنان می‌گویند سناتور به این دلیل که گویا همان شب زن و شوهر مجامعتی داشته‌اند، او را شست‌وشو داده‌ است. خانواده‌ی مقتول گمان می‎برند که این کار از این جهت صورت گرفته است تا شواهدی که قضیه را اثبات می‌کند، از بین برود.

‌سارنوالی به دلیل نیازمند بودن به تحقیقات بیش‌تر، یک درخواستی را به تأسی از ماده‌ی ۱۰۲ قانون اساسی، به مجلس سنا فرستاده است. آن نهاد منتظر است که مجلس سنا در مصوبه‌ای به آنان اجازه‌ی تحقیق بیش‌تر را از سناتور محمدافضل شامل بدهد. با این وجود، اعضای کمیسیون مصونیت و امتیازات مجلس سنا از دریافت چنین درخواستی ابراز بی‌خبری می‌کنند، اما می‌گویند که رییس مجلس سنا به چند کمیسیون وظیفه داده است که این قضیه را ارزیابی کنند و به اعضای مجلس گزارش دهند.

سناتور محمدافضل شامل اما می‌گوید که از شنیدن خبر عارض‌ شدن خانواده‌ی همسرش بر وی، «شوکه» شده است. او بر قانون‌مندی تأکید دارد و از تعقیب این قضیه یک‌جا با سارنوالی سخن‌ می‌گوید. وی قضیه‌ی عدم رضایت خانواده‌ی همسرش را تأیید کرد، اما افزود که این کار با رضایت بیش‌تر آشنایان‌شان صورت گرفته و رضایت همسرش را نیز داشته است.

 وی در مورد قضیه‌ی شستن همسرش پس از قتل او نیز صحبت می‌کند و آن را خواست نزدیکان همسرش می‌داند. بر اساس آنچه او می‌گوید، آشنایانش دست به این کار زده‌اند و وی در اصل با این کار مخالف بوده است. او رویداد اتفاق افتیده را برخاسته از دشمنی دیرینه‌‌اش با بشیر قانت می‌داند.

در اتاق یکی از وکلای مدافع، فرزاد و مادرش برگه‌ها را پی‌هم زیر‌ورو می‌کنند و امیدوار اند که این قضیه را به کمک وکیل مدافعش به پیش ببرند. به گفته‌ی فرزاد، کارش در برابر مرد پر‌نفوذی چون سناتور محمدافضل شامل، سخت است. او مصونیت‌ خانواده‌اش را در خطر می‎بیند، اما این راه پر‌فراز‌و‌نشیب را باید برای حل دوسیه‌ای که باز کرده‌اند، طی کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن