افغان‌ها به سربازان ایالات متحده نیاز ندارند؛ آن‌ها به جزایر ثبات نیاز دارند

اداره بایدن چگونه می‌تواند از هرج‌و‌مرج در افغانستان، حتا پس از خروج این کشور جلوگیری کند.

نویسنده‌گان: مایکل اف. هارش و تیلور ویتسل

 ۱. مایکل اف. هارش استادیار در روابط بین‌الملل در دانشگاه بوستون و محقق در برنامه دانش‌پژوهان دانشگاه هاروارد است.

۲. تیلور ویتسل دانشجوی دانشکده هاروارد و دست‌یار تحقیقاتی «جزایر ثبات در کشورهای شکننده» به سرپرستی مایکل اف هارش می‌باشد.

مترجم: عبدالجبار آریایی، مستشار وزیر مختار و سرپرست پیشین سفارت افغانستان در آلمان


هفته گذشته جو بایدن، رییس جمهور امریکا، اعلام کرد که ۳۵۰۰ نیروی باقی‌مانده در افغانستان را تا ۱۱ سپتامبر خارج خواهند کرد؛ تصمیمی که تاریخ مشخصی را برای خروج نظامیان ایالات متحده تعیین می‌کند. آن‌چه هم‌چنان مشخص نیست، برنامه دولت امریکا برای اطمینان از ثبات کافی در افغانستان بدون حضور نیروهای امریکایی است. با نزدیک شدن به ماه سپتامبر، بایدن با پرسش جدیدی روبه‌رو خواهد شد که چگونه آخرین نیروهای امریکایی می‌توانند افغانستان را ترک کنند، بدون این‌که هرج‌و‌مرج را پشت سر گذاشته باشند. خوش‌بختانه پاسخ‌های جدیدی وجود دارد که او)بایدن) می‌تواند ارایه کند.سیاست ایالات متحده در دولت‌های شکننده متأثر از انتخاب اغلب دوگانه بین تعدیل نیرو در کل و یا ساخت دولت عمیقاً بی‌اعتبار از بالا به پایین در دهه‌های اخیر تلقی می‌شود. یک پروژه تحقیقاتی چند‌ساله در مورد جزایر ثبات‌، یک حد وسط را نشان می‌دهد: یک رویکرد منطقه‌محور برای ایجاد ثبات در کشورهای شکننده، می‌تواند به ایالات متحده اجازه دهد که بدون حضور فزیکی، حتا به درگیری‌های طولانی‌مدت، گسترش صلح و شگوفایی محلی در افغانستان کمک کند. جزایر ثبات به مناطقی گفته می‌شود که دارای امنیت و خدمات عمومی نسبتاً بالایی هستند و در غیر این صورت شکننده و درگیر می‌باشند. جزایر موجود در کشورهایی مانند افغانستان‌، عراق‌، سوریه و سومالیا مقاومت قابل توجهی در برابر مشکلات نشان داده‌اند و می‌توانند منبع مهمی از ثبات برای دولت مرکزی باشند. آن‌ها هم‌چنین می‌توانند دست‌آ‌‌ورد داشته باشند؛ انحصار خشونت از طریق همکاری طولانی‌مدت بین دولت و شهروندان آن؛ آن‌چه با مداخلات بیرونی معمولاً در سطح دولت مرکزی به دست نیامده است.یک استراتژی منطقه‌محور برای ثبات، می‌تواند در جهت ایجاد و تحکیم جزایر ثبات ممد واقع شود. یکی از عناصر اصلی این استراتژی، حمایت از اقدامات تمرکززدایی و حمایت از انتخاب مستقیم والیان در افغانستان است. جزایر ثبات زمانی شگوفا می‌شوند که شهروندان محلی حرفی برای گفتن داشته باشند، بتوانند رهبران را مسوول بدانند و ولایات دارای اختیارات لازم‌، منابع و پشتی‌بانی مردمی برای حفظ امنیت و ارایه خدمات اساسی باشند. علاوه بر این، سرمایه‌گذاری‌های هدفمند در زیرساخت‌ها و آموزش در این مناطق، می‌تواند اثرات مثبت بر مناطق همسایه ایجاد کند.چه زمانی و چرا جزایر ثبات پدیدار می‌شوند؟ طی مصاحبه‌هایی در افغانستان، عراق و سومالیا، متوجه شدیم که نخبه‌گان سیاسی محلی از اهمیت زیادی برخوردار‌ند. حاکمان محدود – که به یک گروه اکثریت محلی تعلق دارند و در سطح ملی اقلیت هستند و از نظر تحرک سیاسی رو به بالا محدود می‌باشند – با افق‌های زمان طولانی‌مدت حکومت می‌کنند و علاقه‌مند به یک قرارداد اجتماعی با جمعیت خود و به منظور محافظت طولانی‌مدت و خدمات عمومی در ازای همکاری با دولت منطقه‌ای هستند. از این رو، حاکمان محدود محلی، می‌توانند امنیت و خدمات اساسی را بهبود بخشند، در حالی که در سایر مناطق مشابه، نبود چنین نخبه‌گانی با نتایج بدتری همراه است. این رهبران هم‌چنان تمایل دارند که به توافق‌نامه‌های اجتماعی فراگیرتری اعتماد کنند، که باعث محافظت و فرصت بیش‌تر زنان و اقلیت‌های قومی در مقایسه با سایر مناطق می‌شود.در افغانستان، که از قرن هجدهم توسط پشتون‌‌ها اداره می‌شود، یکی از نخبه‌گان محدود و نمونه حبیبه سرابی از قوم هزاره‌ها است. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ به عنوان والی بامیان خدمت کرد و اولین زن در افغانستان بود که حاکمیت یک ولایت را برعهده داشت.نمونه بارز دیگر عطا‌محمد نور تاجیک است که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸ به عنوان والی بلخ در افغانستان کار می‌کرد. نور با درک چانس کم خود برای کسب ریاست جمهوری افغانستان، سرمایه‌گذاری در زمینه امنیت، زیرساخت‌ها و آموزش را برای حفظ پشتی‌بانی طولانی‌مدت جمعیت محلی در اولویت قرار داد. ارایه امنیت و خدمات، نور را قادر ساخت تا اعتماد عمومی را جلب کند و طالبان را محصور نگهدارد.  ولایت بلخ در مقایسه با ولایت همسایه کندز، که تحت سلطه نخبه‌گان غیر‌پشتون اداره شده است و دو بار به اشغال طالبان در آمد و سقوط کرد، موفقیت دارد.یافته‌های ما نشان می‌دهد که ایجاد امنیت در سطح منطقه، یک رویکرد عملی و پایدار است. برخلاف روستاهای صلح‌آمیز که در برابر حملات بیرونی بسیار آسیب‌پذیر هستند، ولایاتی مانند بلخ به اندازه کافی بزرگ هستند و می‌توانند از خود در برابر تهدیدات داخلی دفاع کنند. در عین حال، آن‌ها به اندازه کافی کوچک هستند (البته به تناسب کل کشور) که می‌توانند امکان پاسخگویی محلی و نماینده‌گی سیاسی را فراهم کنند. در حضور رهبران قدیمی و محدود، مردم محلی آماده به اشتراک گذاشتن اطلاعات با دولت ولایت خود هستند. یک عضو ارشد شورای ولایتی، که با توجه به عدم اطمینان سیاسی فعلی در افغانستان تصمیم گرفتیم نام وی را محرم نگه داریم، به ما گفت: «به جز یک اقلیت حاشیه‌ای، اکثریت مردم با دولت بلخ همکاری می‌کنند. وقتی هر مورد مشکوکی را مشاهده می‌کنند، بلافاصله آن را به مقام‌های مربوطه گزارش می‌دهند». این به مقام‌ها اجازه می‌دهند تا به طور مؤثر با تهدیدات مقابله کنند. یک دانش‌آموخته با‌نفوذ محلی، که هویت او را نیز محرمانه نگه می‌داریم، اشاره کرد که در نتیجه اطلاعات پیوسته و مستمر، نیروهای امنیتی «قادر به شناسایی محل… گروه‌های شورشی فعال در بلخ هستند. بنابراین، هر زمانی که حتا یک فعالیت تخریبی کوچک اتفاق می‌افتد، مشخص است که منبع فعالیت کجا است». چگونه ایالات متحده می‌تواند درس‌هایی را که از جزایر ثبات آموخته است، در چارچوب خروج از افغانستان استفاده کند؟ اگر یک گام پیش‌تر برویم، ایالات متحده می‌تواند بر سه زمینه تمرکززدایی، کمک‌های طولانی‌مدت و فروگذار کردن براندازی خارجی تمرکز کند.

نخست، در چارچوب مذاکرات صلح بین دولت افغانستان و طالبان، ایالات متحده باید برای تمرکززدایی واقعی تلاش کند. در نظام کنونی، والیان توسط رییس جمهور افغانستان منصوب می‌شوند. این والیان تمایلی به محدودیت محلی ندارند و با افق‌های زمانی کوتاه‌مدت و مسوولیت‌پذیری نه‌چندان زیاد کار می‌کنند. تغییر و انتخابی شدن والیان‌، می‌تواند به بهبود این مشکل کمک کند. تقسیم قدرت هم‌چنین قدرت ریاست جمهوری را کاهش می‌دهد و در نتیجه احتمالاً رقابت بر سر آن‌چه را که در حال حاضر بالاترین قیمت سیاسی برای تصرفش صورت می‌گیرد، کاهش می‌دهد. این مساله می‌تواند توافق صلح را تسهیل کند.

مردم افغانستان جنایات طالبان را فراموش نکرده‌اند

خروج ایالات متحده ممکن است در داخل کشور التیامی باشد، اما این می‌تواند هر چیزی تعبیر شود، برای کسانی که وحشت را گذرانده‌اند.

اگرچه اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، به راحتی با چنین تغییری موافقت نخواهد کرد، اما باید در نظر داشت که حتا در صورت نبود نیرو، ایالات متحده هنوز هم سلطه خویش را بالای طرف‌های درگیر دارد. دولت افغانستان به شدت وابسته به حمایت‌های مالی، دیپلماتیک و اطلاعاتی ایالات متحده خواهد بود و ایالات متحده اکنون می‌تواند با اعتقاد بیش‌تری تهدید به رهایی کند و بدون شک با این روش می‌تواند نفوذ خویش در راستای فشار برای اصلاحات را افزایش دهد.

دوم، کشور‌های کمک‌کننده می‌توانند با اجرای پروژه‌های کمک طولانی‌مدت، انگیزه‌های قوی‌تر برای رهبران محلی ایجاد کنند تا با افق‌های زمانی طولانی‌تری فعالیت کنند. راه‌های امیدوار‌کننده برای کاهش تقابل، افزایش ارتباطات اجتماعی بین این جزایر و مناطق همسایه با ایجاد جاده‌ها، راه آهن و شبکه‌های ارتباطی قوی‌تر و بهبود کیفیت و دسترسی به آموزش، عالی است. به عنوان مثال، ولایت بلخ دارای چندین دانشگاه دولتی و خصوصی است که در حال حاضر دانشجویان سایر مناطق کشور را به خود جذب می‌کنند. یک مقام محلی سازمان ملل متحد، که اجازه گفت‌وگو با ما را طور رسمی نداشت، اظهار کرد که ولایت بلخ می‌تواند به «مرکز اصلی اقتصاد ملی» تبدیل شود و او این ولایت را «نخستین تجربه خوب برای یک دولت فدرال» خواند.

سوم، از آن‌جایی که جزایر ثبات از دخالت خارجی مصون بماند، یک رویکرد بین‌المللی دقیق و منسجم نسبت به این مناطق و همسایه‌گی آن‌ها نیاز است. یک کنفرانس تحت حمایت سازمان ملل متحد در مورد افغانستان، می‌تواند منجر به مهار متقابل قدرت‌های منطقه‌ای شود. اگر چنین توافقی امکان‌پذیر نباشد و قدرت‌های خارجی مانند پاکستان به ماجراجویی‌های نظامی در افغانستان ادامه دهند، ایالات متحده باید جلو‌گیری کند. واضح شود که چنین رفتاری عواقبی را به دنبال خواهد داشت که شاید شامل محکومیت بین‌المللی، تعلیق کمک‌های نظامی و صادرات یا تحریم‌ها باشد. یک رویکرد منطقه‌محور در تقابل با تلاش‌های ناموفق نیروهای خارجی برای ایجاد «نقاط مشترک» محلی برای کنترل دولت در افغانستان، از جمله انتقال «دولت در یک جعبه» به مناطق جدید می‌باشد.برخلاف این‌ها، جزایر ثبات از قبل یا وجود دارند و یا می‌توانند تحت رهبری محلی به وجود بیایند. این روند ثبات‌سازی کندتر خواهد بود، اما به احتمال زیاد منجر به تغییر پایدار می‌شود تا سیاست‌هایی که بیگانه‌گان به یک جمعیت محارب تحمیل می‌کنند.ولایت بلخ باواریا‌‌(Bavaria)نیست (باواریا یک ایالت فدرال آلمان است) و رهبران و شرایط محلی در افغانستان نباید آرمان‌گرایانه شوند؛ اما هنوز جزایر ثبات روشی را برای پرورش دولت‌های منطقه‌ای مؤثر، فراگیر و پاسخگو در یک کشور شکننده ارایه می‌دهند. این مدل ممکن است بهترین امید را برای مؤثر‌ترین رویکرد ایالات متحده در ایجاد ثبات در افغانستان و دیگر مناطق درگیر جهان نشان دهد.

دکمه بازگشت به بالا