افغان‌ها از دهلی تا برلین و واشنگتن: «تبار من بهتر است»

مصور زادفر

نخستین روزهایی که در جامعه‌ی کوچک دانشجویان افغانستانی در هند پا گذاشتم، می‌خواستم بدانم که با رفقایم در این‌جا در مورد چه بحث خواهیم کرد. وقتی دانشجویان جمع می‌شوند، در مورد چه سخن می‌زنند؛ نوآوری‌های اپل در مدل‌های جدید گوشی‌اش یا کشف سیاره‌های جدید از سوی ناسا. شاید هم در مورد خواندن کتاب‌های غرب به زبان خود نویسنده‌گان. چقدر در مورد کار روی تحقیق‌های علمی در حوزه‌های روان‌شناسی و اجتماعی در افغانستان بحث می‌شود.

گمان من این بود که این بحث‌ها، بیش‌تر روی معرفی منابع معتبر برای پژوهش از سوی دانشجویان افغانستان صورت می‌گیرد. شاید هم در مورد معیارهای ژورنال‌های علمی جهان گفت‌وگو می‌شود. در پونه، بچه‌ها یا در خانه‌ی یک دانشجو و یا در کافه‌ای گرد هم جمع می‌شوند و حلقه‌ی بحث ایجاد می‌شود. صداها بلندتر می‌شود. چند مورد که تذکر دادم، کلماتی هستند که کم‌تر دانشجویی در این‌جا به زبان می‌آورد. اکنون، مطمینم وقتی نخستین‌بار وارد این جمع شدم، پرسشی که در ذهن‌شان خطور کرد، این‌ بود: «از کدام تبار است؟». بحث شدیدتر شده است‌. گاهی چنان خشمگین می‌شوند که آدم می‌ترسد به چشمان‌شان نگاه کند. به هم‌دیگر نگاه و گاهی دست از پا گم می‌کنند. رهبران تباری برای دانشجویانی که در هند زنده‌گی می‌کنند، رهبرتر اند. این‌جا، دشنام‌های رکیک‌تر از آدرس یک تبار به تبار دیگر داده می‌شود‌. حتا آدم‌هایی که داعیه‌ی تباری دارند و در افغانستان چندان جدی گرفته نمی‌شوند، این‌جا حرف و عمل‌شان مهم پنداشته می‌شود.

این جوانان در هند، در رشته‌های مختلف علوم انسانی و ساینس، تحصیل می‌کنند. هم‌صنف‌های‌شان، با زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند و دین‌های‌شان از هم جدا است. هند، از کشورهایی که به شمار می‌رود که توأم با تنوع نژادی، مذهبی، فرهنگی و زبانی، شهروندانش به زیست مسالمت‌آمیز و ارزش‌های شهروندی شدیداً ارزش قایل‌اند.

وقتی با یک دانشجو صحبت می‌کنی، در جمله سوم بحث تباری را پیش می‌کشد. فلان رهبر را دشنام می‌دهد و فلان رهبر را قهرمان و عدالت‌خواه عنوان می‌کند. قصه‌هایی که می‌شنوی، نیز از همین دست است. فلانی، بچه‌ی فلان تبار را زد. این بحث‌ها، گاهی به درگیری‌های شدید فزیکی می‌انجامد. پارتی‌بازی‌های تباری شدیداً مروج است و درگیری‌ها نیز بین پارت‌ها رخ می‌دهد. در سوی دیگر، بحث‌هایی در مورد زبان نیز جنجالی می‌شود.

این جوانان در هند، در رشته‌های مختلف علوم انسانی و ساینس، تحصیل می‌کنند. هم‌صنف‌های‌شان، با زبان‌های مختلف صحبت می‌کنند و دین‌های‌شان از هم جدا است. هند، از کشورهایی که به شمار می‌رود که توأم با تنوع نژادی، مذهبی، فرهنگی و زبانی، شهروندانش به زیست مسالمت‌آمیز و ارزش‌های شهروندی شدیداً ارزش قایل‌اند.

 

لایف‌هایی از اروپا و امریکا

کافی است چند شب منتظر باشید تا چند جوان «به ‌ثبوت» و «شوالیه» از کشورهای اروپایی و امریکایی در فیس‌بوک و انستاگرام لایف (زنده) بیایند. جمع کثیری، پای این لایف‌ها می‌ریزند و همراهی و هم‌صدایی می‌کنند.‌ هر‌ازگاهی که یک بحث تباری در افغانستان بالا می‌گیرد، این جوانان کاسه‌های داغ‌تر از آش می‌شوند. وقتی لحظه‌ای این ویدیوها را ببینی، فکر می‌کنی تصامیم و حل‌وفصل صلح و جنگ در افغانستان به دست همین گروه است. این گروه، با ادبیات خاصی از کشورهای مختلف دنیا نفرت پخش می‌کنند و جمع کلانی از جوانان هواخواه و دنبال‌کننده‌ی آن‌ها هستند. کسانی که لایف می‌آیند، در پس‌زمینه‌ی خود تصویر رهبری را می‌گذارند و بر تصویر رهبر دیگری تُف می‌اندازند. هم‌زمان، سیگار یا قلیانی به دست دارند و صفحه‌ نمایش را سیاه می‌سازند. آنان، تبدیل به سلبریتی‌های یک جمع خاص شده‌اند. هزاران و صدها نفر پیوسته به خزعبلات آن‌ها گوش و نفرین و آفرین تحویل‌شان می‌دهند. گاهی، با بانیان دیدگاه مخالف خویش چنان درگیر می‌شوند که اگر فناوری این امکان را بدهد و دست‌شان برسد، هم‌دیگر را می‌دَرند. این‌ها نیز همان جوانانی‌اند که روز را در خیابان‌های آرام و امن لندن و برلین و واشنگتن قدم می‌زنند. امنیت جان و مال آن‌ها، برای کشورهای میزبان، برابر با شهروندان بومی آن کشور اهمیت دارد. آنان در جامعه‌ای شب و روز می‌گذرانند که سیاه و سفید و برتر و بدتر ندارد. همه شهروند هستند و یاد گرفته‌اند که به باور، نژاد و زبان هم‌دیگر احترام بگذارند.

 

حلیم تنویر و حلقه‌ای که دور او نشسته‌اند

اخیراً گفته‌هایی از حلیم تنویر، از مشاوران پیشین حکومت وحدت ملی، در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و واکنش‌های شدیدی را برانگیخت. او در یکی از شهرهای آلمان، در یک تالار لوکس، در جمع آدم‌هایی که دریشی اتو شده به تن و بلندترین مدل آیفون را به دست دارند، از یک‌سان‌سازی و حدف چندتباری در افغانستان سخن می‌زند. نفرتی را که آقای تنویر از پشت تریبونی در آلمان پخش می‌کند، هنوز هم در میان افغانستانی‌هایی که تجربه‌ی زنده‌گی در جامعه‌های دموکرات و چندنژادی در غرب را دارند، خریدار بسیار دارد. هنوز هم وقتی او حرف می‌زند، کسانی هستند که چک‌چک کنند و به پا بایستند. حرف‌های تنویر در مورد یک‌سان‌سازی تباری در آلمان در میان افغانستانی‌هایی خریدار دارد که با یک آلمانی بومی حقوق مساوی دارند. تنویر پس از اعتراض‌های مردم در مورد سخنانش گفته است که وقتی بمیرد، مردم برایش شمع می‌افروزند و یاد و اندیشه‌اش را زنده نگه می‌دارند. وقتی به گفتار و اندیشه‌ی شماری از جوانان در خارج از افغانستان نگاه کنیم، آدم احساس می‌کند که اگر این سلسله ادامه پیدا کند، خیال تنویر مبنی ‌بر گرامی‌داشت از اندیشه‌اش تا سال‌های سال، دور از واقعیت نخواهد بود. پس از تنویر، تنویرهایی پیدا خواهد شد که در مدرن‌ترین جوامع، عنان اندیشه‌ی تنویر را هم‌چنان به دست بگیرند و به پیش بتازند.

وقتی چند جوان در کوچه و ‌پس‌کوچه‌های کابل گشت می‌زنند و صدای برتری‌جویی تباری سر می‌دهند، در افغانستان زیاد عجیب نیست. وقتی نفرت تباری از خوابگاه دانشگاه کابل پخش می‌شود، آن هم عادی شده است. اما افغانستانی‌ها در عصر حقوق بشر و اطلاعات و اتم، در هرجایی که باشند، فکرشان یک وجب از تبار‌شان عبور نمی‌کند. لباس و کفش برند می‌پوشند، به‌روزترین مدل مو را می‌زنند، اما خط قرمزشان، بِه بودن تبار‌شان و بد بودن دیگران است. از هرجای زمین داد می‌کشند: «تبار من بهتر است» و از حذف دیگران سخن می‌زنند. این روند، در سطح طیف‌های مختلف با شیوه‌های گوناگون به پیش برده می‌شود.

دکمه بازگشت به بالا