نقش افغانستان در مسیر پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده»

محمدیوسف رهنورد استاد دانشگاه کابل

«یک کمربند و یک جاده» پروژه‌ی بزرگ صدها میلیارد دالری است. این پروژه به تاریخ ۹ می سال ۲۰۱۳ در مراسمی با حضور رهبران نزدیک به ۳۰کشور جهان در دانشگاه نظربایف در آستانه، پایتخت قزاقستان توسط آقای شی جین پینگ رییس جمهوری مردم چین برای توسعه‌ی بیشتر تجارت آزاد جهان مطرح شد. این پروژه، شکل جدیدی از راه تاریخی ابریشم است که تا قرن پانزده‌هم میلادی، به مدت ۱۷۰۰ سال بزرگترین راه تجارتی میان آسیا، شمال افریقا و شرق اروپا بود. این راه بار دیگری مورد توجه اکثر کشورهای جهان قرار گرفته است. قرار است ۱۲۴ملیارد دالر در این پروژه‌ی بزرگ اقتصادی سرمایه‌گذاری شود. در این پروژه ۱۶۵کشور دنیا سهم گرفته و این خط از میان ۶۵‌کشور دنیا عبور می‌کند. در مجموع گفته می‌توانیم که حدود ۴.۶میلیارد نفوس دنیا در این پروژه سهم دارند. این پروژه دارای دو بخش اساسی است:

  1. کمربند اقتصادی راه ابریشم که از چین آغاز شده و از طریق آسیای مرکزی به کشورهای اروپایی می‌رسد؛
  2. راه ابریشم دریایی که چین را از طریق دریا‌ها به جنوب شرق آسیا، آسیای غربی، خاورمیانه و آفریقا متصل می‌کند.

اهمیت پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» برای چین

این پروژه‌ی اقتصادی از سه لحاظ می‌تواند برای چین مهم باشد:

نخست. چین در تلاش پررنگترشدن نقشش در سیاست و اقتصاد جهان است و ایجاد چنین پروژه‌ها می‌تواند چین را به یک رهبر اقتصادی در سطح منطقه بدل کرده، جایگاه این کشور را در اقتصاد جهان بیش از پیش مستحکم کند. ناگفته نباید گذاشت که پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» نه تنها روی محوریت اقتصاد و تجارت جهانی میچرخد، بلکه چین می‌خواهد از این پروژه برای گسترش روابط سیاسی و فرهنگی نیز در سطح منطقه و جهان سود ببرد؛

دوم. پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» یکی از بهترین ایده‌های سال‌های اخیر چین برای رشد اقتصاد این کشور به شمار می‌رود. هدف این پروژه نه تنها احیای مجدد راه ابریشم است، بلکه با این پروژه برای کالاهای چینی بازارهای جدید تجارتی باز خواهد شد. این مسئله برای توسعه‌ی سود تجارت جهانی چین ایده‌ی نابی است؛

سوم. صرفه‌جویی در زمان و مصارف حمل و نقل کالا در بازارهای جهانی، هم از لحاظ بالا بردن سود حمل و نقل کالا و هم از لحاظ رقابت در بازارهای تجارتی جهانی برای چین امتیاز بزرگی است.

تأکید چین بر زیرساخت‌ها برای بدل‌شدن واحد پولی این کشور (رن می

محمدیوسف رهنورد

ن بی) به ارز ذخیره‌ی جهانی و ارتقای اعتبار آن از مزایای دیگری است که چین می‌تواند به آن برسد.

نقش و اهمیت افغانستان در پروژه‌ی «یک کمر بند و یک جاده»

افغانستان نظر به موقعیت ویژه‌ی ژئوپولوتیک خود به عنوان چهارراه ترانزیتی منطقه یاد شده است. افغانستان در خاورمیانه تنها کشوری است که به دریا راه ندارد، چنان که در قرن نزد‌هم پندت جواهر لعل نهرو، صدراعظم پیشین هندوستان در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» می نویسد: اگر به نقشه نگاه کنی می‌بینی که افغانستان به وسیله‌ی بلوچستان از بحر جدا شده است. به این لحاظ افغانستان هم‌چون خانه‌ای است که جز از میان زمین‌های متعلق به دیگران، به خیابان اصلی راه نداشته باشد. این وضع بسیار دشوار و ناگوار است. اما موقعیت ویژه‌ی جغرافیایی افغانستان – با وجود محاط بودن با خشکه و نداشتن هیچ مسیر بحری- این کشور را به نقطه‌ی اتصال حلقه‌های اقتصادی در آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، خاورمیانه و شرق آسیا بدل کرده است. چنان که سیدیحیا اخلاقی، رییس پیشین تسهیلات و ترانزیت وزارت تجارت ج.ا.ا در سیمینار «کنوانسیون بین‌المللی»‌ای که در قوس ۹۳ در کابل برگزار شده بود، گفت اگر از استعداد ترانزیتی افغانستان استفاده شود، این کشور از نظر اقتصادی می‌تواند به میزان درآمدی برسد که بودجه‌ی عادی و انکشافی افغانستان از آن تأمین شود.

افغانستان در روزگار قدیم نیز نقش بارز و مهمی را در راه تاریخی ابریشم ایفا می‌کرد، چنان که افغانستان در دو مسیر این راه نقش مهمی داشت. در مسیر جنوبی راه ابریشم که با گذشتن از مرزهای کشور چین نخست وارد قرغیزستان سپس فرغانه شده و پس از گذر از راه بالیغ و آلمالیغ و اترار به سمرقند، بخارا، جیحون، باکتریا (بلخ امروزی) و سپس به مرو و به سرخس می‌رسید، از سرخس به طرف نیشابور، گرگان، ری، هکمتانه، قزوین، زنجان، اردبیل، تبریز و ایروان می‌رفت. سپس از ایروان به ترابوزان و بندرهای شام از یک طرف و از جانب دیگر با عبور از مناطق مثل کنگاور، بیستون، فرمیس، قصر شیرین به بغداد و نقاط مختلف دیگر کشور عراق امروزی منتهی می‌شد. مسیر فرعی دیگر راه ابریشم از بلخ به طرف دره‌ی شکاری و با عبور از آن به سمت بامیان، کابل، پیشاور و در نهایت به هند متصل می‌شد.

افغانستان می‌تواند در راه جدید ابریشم یعنی «یک کمر بند و یک جاده» نیز اهمیت و جایگاه گذشته‌ی خویش را باز یابد. چنان که افغانستان در دو مسیر از سه مسیر اصلی این راه قرار دارد و این خود بیان‌گر اهمیت نقش افغانستان در این پروژه است؛ یعنی مسیر شمالی که کشور چین را از طریق آسیای مرکزی (تاجیکستان، قزاقستان، قرغیزستان، افغانستان، اوزبیکستان و ترکمنستان) به روسیه، اروپا و شمال افریقا متصل می‌سازد و مسیر مرکزی آن که از آسیای مرکزی از طریق افغانستان و ترکمنستان به ایران و خلیج فارس، ترکیه و دریای مدیترانه وصل می‌کند.

افغانستان نه تنها از نقطه نظر جغرافیایی خود بلکه از نقطه نظر امنیتی و سیاسی به کشور چین مهم است. این دو کشور نظر به این‌که همسایه‌ی همدیگر اند، در موضع امنیتی چین در مناطق سین‌کیانگ این کشور شبیه افغانستان از دهشت‌افگنی متضرر است. این موضوع می‌تواند این دو همسایه را در مبحث مبارزه علیه تروریسم نزدیک‌تر کند. موضوع دیگری که می‌تواند افغانستان را برای چین همسایه‌ی متمایز بسازد، منابع زیرزمینی هنگفت و دست‌نخورده‌ی این کشور است. چین که در حال تبدیل شدن از یک کشور زراعتی به یک کشور صنعتی است، به شریک اقتصادی‌ای مثل افغانستان که مملو از منابع با ارزش طبیعی و بازارهای تکامل نیافته‌ی تجارتی و اقتصادی است، ضرورت جدی دارد.

اهمیت پروژه‌ی «یک کمربند یک جاده» برای افغانستان

چین روابط گسترده و با ثباتی با افغانستان دارد. در کنار حضور در عرصه‌های اقتصادی و تجارتی، چین با اشتراک در گفت‌وگو‌های چهارجانبه و حتا سه‌جانبه برای ایجاد راه حل مناسب برای تأمین صلح در افغانستان، همیشه از پروسه‌ی صلح تحت رهبری افغان‌ها حمایت کرده است.

روابط نیک میان افغانستان و چین همیشه برقرار بوده است. هرچند در بیشتر دوره‌های تاریخی این روابط گاهی کم‌رنگ بوده، اما روابط افغانستان با این کشور هیچ‌گاهی تنش‌زا و جنجالی نبوده است. این کشور برای افغانستان الگوی مناسبی بوده می‌تواند. اشتراک در پروژه‌های اقتصادی مانند «یک کمربند و یک جاده» خالی از نفع برای افغانستان نخواهد بود.

افغانستان باید نظر به سه دلیل زیر در این پروژه سهم فعال داشته باشد:

۱. از ایجاد حکومت انتقالی مؤقت در افغانستان حدود ۱۸سال می‌گذرد، با این‌که در بخشی از زمینه‌ها رشد چشم‌گیری صورت گرفته، ولی افغانستان هنوز به مرحله‌ی خودکفایی اقتصادی نرسیده است و هنوز هم نیاز به حمایت جامعه‌ی جهانی و کشورهای دوست دارد. اما زمنیه‌سازی‌ها برای استفاده از این کمک‌ها و روش توزیع آن با خواست جامعه‌ی جهانی و کشورهای کمک‌کننده چندان همخوانی نداشته است. این روند هم سبب سلب اعتماد جامعه‌ی جهانی و کشورهای کمک‌کننده شده و هم اعتماد مردم به توانایی‌های دولت‌های این کشورها را نیز زیر سوال برده است. به باور من موضوع ایجاد اقتصاد پایدار در کشور مثل تأمین صلح و امنیت در اولویت آجندای دولت افغانستان باشد. چنانچه این دو موضوع مکمل هم می‌باشند.

افغانستان برای بدل‌شدن به کشور خودکفای اقتصادی باید تعریف و برنامه داشته باشد؛ برنامه‌ای که بتواند این کشور را از وابسته‌گی اقتصادی به کمک‌های جامعه‌ی جهانی بیرون کند. سهم‌گیری در پروژه‌های اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی مثل پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» از اقداماتی خواهد بود که نه تنها افغانستان را در مسیر خودکفاسازی اقتصاد یاری می‌کند، بلکه برای ایجاد روابط گسترده با کشورهای منطقه و بین‌الملل فرصتی دیگر به شمار خواهد رفت؛

۲. امنیت: دولت‌مردان افغانستان بارها در مجالس سیاسی تأکید کرده‌اند که جنگ نیابتی افغانستان جنگی تحمیل شده است، اما ادامه‌ی این جنگ و مهار نتوانستن آن در بسیاری موارد نشان‌دهنده‌ی ناتوانی و بی‌کفایتی دولت است. طولانی شدن این جنگ سبب شده که دولت افغانستان پروسه‌ی صلح رو بیاورد. با آن که حرف و حدیث‌هایی در مورد این پروسه گاهی داغ‌ و گاهی هم سرد می‌شود ولی یکی از آجنداهای محوری دوره‌ی اخیر حکومت قبلی و حکومت فعلی، بحث و گفت‌وگو های صلح بوده است. دولت افغانستان به این باور رسیده است که بدون حمایت کشور‌های تأثیرگذار منطقه و جهان کامیابی این پروسه ناممکن است. افغانستان در این زمینه حمایت چین را هم خواسته است و دلیل عمده‌ی آن تأثیرگذاری چین در منطقه به ویژه بالای کشور پاکستان است، ولی افغانستان این موضوع را باید درک کند که چین با در نظر داشت روابط حسنه‌ی این کشور با پاکستان، می‌تواند وارد گفت‌وگوهای صلح افغانستان شود، اما هیچ‌گاهی نمی‌خواهد که روابط خوبش با پاکستان صدمه ببیند. سهم‌گیری افغانستان در چنین پروژه‌های بزرگ اقتصادی از یک جهت افغانستان را با چین نزدیک‌تر می‌سازد و از دید دیگر می‌تواند در برنامه‌ی اقتصادی مشترک سه جانبه‌ی افغانستان، چین و پاکستان نیز اشتراک کند و از این آدرس در پروسه‌ی صلح کمک و امتیاز بگیرد. بحث دیگری که سبب به وجود آمدن گروه‌های کوچک هراس‌افگن محلی در نقاط مختلف کشور شده است، نبود زمینه‌ی کاری و اقتصاد ضعیف مردم است. پروژه‌های اقتصادی نظیر «یک کمربند و یک جاده» نه تنها برای ارتقای سطح اقتصاد و تجارت کشور می‌تواند کمک کند که این پروژه‌ها از قابلیت بالای اشتغال‌زایی نیز برخوردار است. اشتغال‌زایی با کاهش امنیت پیوند مستقیم دارد.

۳. موضوع اقتصادی / انکشاف: از مطرح‌سازی ایده‌ی «یک کمربند و یک جاده» حدود ۵ سال می‌گذرد. نمونه‌ی عملی این ایده را در اکثر کشورهای جنوب شرق آسیا، آفریقا و حتا کشورهای همسایه به گونه‌ی مثال پاکستان می‌توان دید. با آمدن این پروژه برنامه‌های آبادانی و بازسازی و حتا سرمایه‌گزاری‌های زیادی در این کشورها صورت گرفته است؛ به گونه‌ی مثال می‌توان از اتیوپیا یاد کرد. رشد سریع اقتصادی، این کشور را به عنوان چین کوچک در آفریقا معرفی می‌کند. لاووس، مالدیف و امثال آن‌ها  کشورهای دیگری استند که همکاری با چین و سهم‌گیری فعال این کشورها در پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» موجب شده که این کشورها در سال‌های اخیر رشد سریع اقتصادی داشته باشند.

افغانستان به عنوان کشوری که هنوز وابسته به حمایت و کمک‌های جامعه‌ی جهانی است، نیاز دارد برای بیرون رفتن از شرایط اقتصادی ناگوار و برای ایجاد اقتصاد پایدار و مستقل با داشتن برنامه‌ی مشخص در پروژه‌های بزرگ اقتصادی سهم  فعال داشته و با در نظر داشت موقعیت خاص جغرافیایی خود نقش مهمی را بازی کند. افغانستان می‌تواند از این دریچه نه تنها برای بالا بردن سطح اقتصاد خود کمک بگیرد، بلکه در عرصه‌ی روابط سیاسی منطقه‌ای نیز امتیاز کسب کند.

در نتیجه‌گیری این مقاله به صورت کل می‌توان گفت که پروژه‌هایی نظیر «یک کمربند و یک جاده» نه تنها از لحاظ اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای افغانستان از اهمیت بالایی برخوردار است، بلکه در روند بازسازی، انکشاف و تأمین صلح و امنیت در کشور نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد. دولت‌مردان چین همیشه تأکید داشته‌اند که پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» تنها به چین منحصر نمی‌شود، بلکه می‌تواند متعلق به هر کشوری باشد. هدف چین از این پیام سهم‌گیری فعال و در عین حال به عهده گرفتن مسئولیت کشورها در قبال این پروژه است. بنابراین افغانستان نیاز دارد که پالیسی و برنامه‌ی مشخص خود را برای پروژه‌ی «یک کمر بند و یک جاده» اتخاذ کند. از جانب دیگر چین برای کامیابی این پروژه در افغانستان نیاز به توجه بیشتری دارد؛ چنان که تا اکنون بیشتر مردم افغانستان حتا با نام این پروژه آشنایی نداشته و کامیابی چنین پروژه‌های بزرگ اقتصادی نه تنها نیازمند حمایت دولت بوده، بلکه به حمایت مردم نیز وابسته است. چین با حمایت دولت افغانستان می‌تواند برای کامیابی این پروژه در قدم نخست روی دو اصل تمرکز بیشتر داشته باشد:

نخست این‌که برای بررسی و مطالعه دقیق‌تر و حتا آگاهی‌‌دهی مردم، برنامه‌ها و نشست‌های علمی و اجتماعی بیشتری را با دولت و نهادهای علمی و جامعه‌ی رسانه‌های افغانستان به گونه‌ی مشترک برگزار کند. چنین برنامه‌هایی نه تنها این پروژه را در افغانستان تعریف خواهد کرد، بلکه برای ایجاد پالیسی مشخص برای تطبیق این پروژه نیز امری حیاتی می‌باشد.

اصل دوم این‌که چین برنامه‌های انکشافی ملموس بیشتری را در راستای بازسازی برای افغانستان به ویژه در مناطق هم‌مرز با این کشور و مناطق و شهرهایی که قرار است در مسیر این پروژه قرار گیرد، در برنامه داشته باشد تا بتواند باورمندی و اعتماد مردم و دولت را برای عملی‌‌سازی پروژه‌ی «یک کمربند و یک جاده» را به همراه داشته باشد.

 

References:

[۱]”Getting lost in ‘One Belt, One Road'”. Hong Kong Economic Journal. 2016-04-12. Retrieved 2016-04-13.
[۲]”What Is One Belt One Road? A Surplus Recycling Mechanism Approach”. Social Science Research Networks. 2017-07-07. Retrieved 2016-07-10.
[۳]What to Know About China’s Belt and Road Initiative Summit”. Time. Retrieved 2018-01-30.
[۴]One Belt and One Road”. Xinhua Finance Agency. Retrieved 2016-04-13.

دیدگاه are closed.