رشد نفوس افغانستان بیش از ظرفیت آن است

مجتبی ابراهیمی، دانش‌آموخته‌ی توسعه اقتصادی

طبق آمار سال ۱۳۹۸ اداره ملی احصائیه و معلومات، نرخ رشد باروری زنان در افغانستان بسیار زیاد است. ممالک آفریقایی و افغانستان، کشورهایی‌اند که نرخ باروری بالایی دارند. نرخ باروری در این کشورها ۴.۵ درصد است در حالی که متوسط نرخ باروری در کشورهای توسعه‌یافته ۲.۴ درصد است. با نرخ رشد فعلی، جمعیت افغانستان در ۳۰ سال آینده تقریباً به دو برابر یعنی حدود ۶۰ میلیون خواهد رسید. این در حالی است که افغانستان در وضعیت کنونی ظرفیت چنین جمعیتی را ندارد.

افزایش جمعیت، بدون افزایش ظرفیت، برای بخش‌های گونان کشوری مشکل خلق می‌کند. نفوس جدید متولد شده در بدو تولد نیازمند امکانات صحی است. بعد از سپری کردن سنین طفولیت به تعلیم و تربیه احتیاج دارد. بعد از سپری کردن این دوران، نیازمند خدمات تحصیلات عالی خواهد بود و بعد از فراغت وارد بازار کار شده و نیازمند کار می‌باشد. بعد از آن نیز ازدواج کرده و بدین ترتیب تقاضا برای مسکن زیاد خواهد شد، در اخیر عمر نیز نیاز به خدمات تامین اجتماعی دارد. متاسفانه در همه بخش‌های متذکره افغانستان آماده‌گی لازم را ندارد. علاوه بر این در صورتی‌که درآمد ملی کشور برابر با رشد نفوس افزایش نیابد درآمد سرانه نیز کاهش یافته و مردم افغانستان را فقیرتر می‌کند.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا نرخ باروری در افغانستان نسبت به کشورهای ثروت‌مند جهان زیادتر است. این در حالی است که انتظار می‌رود به دلیل فقری که گریبان‌گیر مردم افغانستان است رشد نفوس آن نسبت به کشورهای توسعه‌یافته جهان کم‌تر باشد زیرا زاد و ولد برای خانواده‌ها هزینه دارد. به منظور پاسخ به این پرسش اساسی پاسخ‌های متعددی را می‌تواند ارائه کرد که از دیدگاه نگارنده عمده‌ترین آن‌ها قرار زیر است.

سواد و فرهنگ مردم افغانستان با کشورهای ثروت‌مند جهان متفاوت است. در حقیقت بسیاری از خانواده‌های افغانستانی نه تنها در رفتارهای جنسی با روش‌های پیش‌گیری به درستی آشنا نیستند، بلکه درک درستی از تبعات داشتن فرزند بیش‌تر در آینده هم ندارند.

شاغل بودن زنان کشورهای ثروت‌مند و خانه‌دار بودن زنان افغانستان. در کشورهای ثروت‌مند جهان زنان خانواده معمولاً در بیرون از خانه کار می‌کنند. این زنان تمایل کم‌تری به باردار شدن دارند، زیرا باردار شدن آن‌ها را برای مدتی از بازار کار دور می‌کند در حالی‌که در افغانستان اکثر خانم‌ها خانه دارند و باردار شدن برای‌شان هزینه فرصت ذکر شده را ندارد.

در کشورهای ثروت‌مند جهان خانواده‌های غنی و طبقه متوسط انتظار دارند فرزندشان به مشاغل ممتاز با درآمد عالی راه یابد. می‌دانند برای این کار باید هزینه زیادی صرف کنند، ولی منابع کافی برای این حجم از سرمایه‌گذاری روی تعداد زیاد فرزند ندارند به همین دلیل ترجیح می‌دهند، فرزند کم‌تری داشته باشند اما در افغانستان اکثر خانواده‌ها به خصوص روستایی‌ها چنین انتظاری نداشته و چنین هزینه نمی‌کنند به همین دلیل بچه‌دار شدن بیش‌تر، برای‌شان هزینه برابر با کشورهای ثروت‌مند ندارد.

تعداد زیاد مردم افغانستان فرزنددارشدن را نوعی سرمایه‌گذاری می‌دانند، طوری که در صورت دختر شدن در هنگام ازدواج از خانواده پسر، مهریه زیادی گرفته و در صورت پسر شدن در سنین کودکی از آن به عنوان نیروی کار در چراندن گوسفندان، مزارع و شاگردی در دکان استفاد می‌کنند و در ایام پیری و از کارافتاده‌گی به عنوان تامین‌کننده مالی. اما در کشورهای ثروت‌مند ساختار اقتصادی آن‌ها به گونه‌ای است که کارها معمولاً نیاز به تخصص دارد زیرا کارهای آن‌ها بیش‌تر صنعتی است. در این کشورها زمانی‌که کودکشان بزرگ شده و تخصص کسب می‌کند ازدواج کرده و منفعتی برای والدین خود ندارد. در پیری نیز خانه سال‌مندان، مقرری‌های بازنشسته‌گی و حمایت‌های تامین اجتماعی وجود دارد که از آن‌ها حمایت می‌کند.

در کشور افغانستان معمولاً نرخ مرگ‌ومیر نسبت به کشورهای ثروت‌مند جهان به دلایل نبود امنیت و ضعف نظام صحی زیادتر است. برخی از خانواده‌ها به این باورند که تعداد فرزند بیش‌تری به دنیا بیاورند تا حداقل بهینه از بچه برای‌شان باقی بماند.

با توجه به نکات فوق لازم است دولت افغانستان در قسمت جلوگیری از افزایش جمعیت، سیاست مشخصی در نظر بگیرد در غیر این صورت روزبه‌روز مشکلات افغانستان در تمام بخش‌های متذکره، بیش‌تر می‌گردد. چین الگوی مناسبی برای کنترل جمعیت است. این کشور نیز در سال‌های نه چندان دور به لحاظ اقتصادی وضعیت یک‌سانی با ما داشته است. کنترل جمعیت یکی از عوامل تاثیرگذار در پیش‌رفت آن کشور دانسته می‌شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن