سفر نوزده ساله دموکراسی‌سازی افغانستان؛ موفقیت‌ها و چالش‌ها

پرویز مصمم

بعد از سقوط دوره سیاه طالبان و موافقت بن، فرضیات زیادی در مورد اهمیت و فواید دموکراسی در افغانستان مطرح شد. ایالات متحده امریکا که نقش کلیدی هم در برچیدن نظم طالبان و هم در تشکیل حکومت موقت بازی کرده بود، گزینه‌ای جز پذیرفتن یک نظام دموکرات که مشارکت سیاسی تمام مردم افغانستان را تمثیل کند، برای حکومت‌مردان افغانستان نگذاشته بود. کمک‌های بین‌المللی بر ایجاد مجدد اساسات یک نظام دموکراتیک مانند سیستم ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی متمرکز شد. با این حال، می‌توان گفت که توجه کمی به برداشت‌های «مردم‌سالاری» از دید کلی افغانستان‌شناسی، داده شد. در واقع، به دور از انکار، فواید دموکراسی به طور جهانی در بین افغانان به رسمیت شناخته نمی‌شود.

با گذشت نزدیک به دو دهه از عمر دموکراسی در افغانستان و با در نظر داشت سرمایه‌گذاری‌های هنگفت جامعه جهانی برای نهادینه کردن آن، می‌توان ادعا کرد که نتیجه قابل قبولی‌ که بتواند قناعت کلی اساسات یک نظام دموکراتیک را فراهم بسازد، به دست نیامده است. با وجودی‌ که روند دموکراسی‌سازی افغانستان دارای فراز و نشیب‌های فراوانی بوده است، اما این نوشته تنها به سیر زودگذر بر سفر نوزده ساله دموکراسی در افغانستان می‌پردازد. از سویی هم، نویسنده تلاش می‌کند تا با حفظ ارزش‌های نظام فعلی، موفقیت‌ها و چالش‌های فرا‌روی روند دموکراسی‌سازی افغانستان را برای خواننده‌گان این مطلب، واضح بسازد.

مفهوم واژه دموکراسی و تاریخ‌چه آن در افغانستان

واژه دموکراسی از لفظ یونانی دموکراتیا (Demokratia) گرفته شده که به مفهوم «حکومت مردم» است. بدین ‌ترتیب دموکراسی از نظر لغت به معنای حکومت به وسیله مردم (حکومت مردم بر مردم) است. مفکوره دموکراسی برای هزاران سال مـورد بحث بوده است. تعریف‌های زیادی برای دموکراسی مطرح شده است که از این میان، یکی از تعریف‌های جامع‌تر شاید این باشد: دموکراسی حکومتی است که به نوع تصمیم‌گیری جمعی تعلق دارد. در این حکومت نماینده‌گانی از سوی اکثریت مردم انتخاب می‌شوند تا بر آنان حکومت کنند. نماینده‌گان برگزیده مردم پس از مشورت و بررسی طولانی، قوانین را تصویب کرده و به آگاهی مردم می‌رسانند؛ طوری‌ که بر هیچ کس پوشیده نباشد تا بر مبنای آن آزادی و برابری را در جامعه نهادینه کنند. در واقع وجود دموکراسی، مستلزم دو اصل کلی (نظارت همه‌گانی بر تصمیم‌گیری جمعی و داشتن حق برابر در اعمال این نظارت) است.

با ختم دوره تاریک طالبان و سرازیر شدن نیروهای خارجی به ویژه ایالات متحده امریکا به هدف برچیدن لانه‌های تروریزم، نهاد‌سازی و بازسازی افغانستان، آغازی برای زنده کردن یک نظام دموکراتیک در افغانستان به ‌شمار می‌رفت. امریکا و حامیانش سخت روی نهادینه شدن دموکراسی و تشکیل یک نظام دموکراتیک که حاصل روند انتخابات باشد، پافشاری داشتند که در نهایت بعد از موافقت «بن» و ختم دوره موقت، این کار صورت گرفت. در این راستا، امریکا و متحدانش سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی نیز در افغانستان کردند که در خیلی از موارد به خاطر نبود سیستم درست مدیریتی و نظارت، قابل نقد بوده است. انگشت انتقاد بیش‌تر آگاهان امور سیاسی به طرف سیاست نادرست ایالات متحده امریکا مبنی بر آوردن نظام دموکراسی قبل از وقت و بدون در نظر داشت شرایط افغانستان، نشانه رفته است.

ایالات متحده امریکا و روند دموکراسی‌سازی در افغانستان

امریکا و متحدانش، موفقیت‌های چشم‌گیری در افغانستان کسب کرد. ایالات متحده رژیم طالبان را در ظرف دو ماه در سال ۲۰۰۱ میلادی و با کم‌تر از ۳۰۰۰ سرباز خود، از قدرت راند. علاوه بر این، در ساختن ایتلاف بین‌المللی برای حمایت از مداخله‌اش در افغانستان بسیار موفق‌تر از مداخله‌اش در عراق، عمل کرد.

اما امریکا در قسمت مهار گروه‌های تروریستی و تامین امنیت در افغانستان، ناکام ماند. بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از مداخله امریکا در افغانستان و بیرون راندن گروه طالبان از قدرت، با گذشت هر روز قدرت نظامی و دیپلماتیک طالبان افزایش پیدا می‌کند، تا جایی که اکنون ایالات متحده امریکا برای بیرون کردن نیروهای نظامی‌اش از خاک افغانستان، تن به امضای موافقت‌نامه سیاسی ـ نظامی با طالبان داده است. با این وجود، چشم‌انداز ایجاد یک دموکراسی پایدار با شرایط کنونی افغانستان، بسیار ضعیف به نظر می‌رسد.

انتقاد بیش‌تر آگاهان امور سیاسی از روند دموکراسی‌سازی افغانستان از سوی امریکا، سیاست نادرست این کشور مبنی بر آوردن نظام دموکراسی قبل از وقت و بدون در نظر داشت شرایط افغانستان است. از همه مهم‌تر، به نظر می‌رسد که تلاش دموکراسی‌سازی به رهبری امریکا در افغانستان از ابتدا نقص داشته است. بر خلاف عراق، جایی ‌که ایالات متحده امریکا سیستم پارلمانی را با برخی از بررسی‌ها و توازن‌ها ایجاده کرده است و در آن‌جا انتخابات محلی و هم‌چنان ملی برگزار شده است، در افغانستان امریکا یک سیستم متمرکز ریاست جمهوری با پارلمان ضعیف که قادر به بررسی رییس جمهور نیست را ایجاد کرد. از این طریق، رییس جمهور می‌تواند همه‌ی والیان ولایت‌ها را منصوب کند و قدرت اصلی از مرکز هدایت شود. از سویی هم دولت جورج بوش بر روندی نظارت درست نکرد که به افغانان اجازه دهد تا آزادانه نخستین رییس جمهور خود را پس از طالبان انتخاب کنند، بلکه حامد کرزی را برای این مقام انتخاب کرد و افغانان را به تایید این انتخاب سوق داد.

انصافاً یکی از انگیزه‌های دولت بوش برای انتخاب کردن حامد کرزی، این امیدواری بود که بتواند بر اختلاف‌های قومی افغانستان غلبه کند. حامد کرزی که اصالتاً از جنوب افغانستان (ولایت قندهار) است، شهرت داشت که میان افراد بانفوذ غیرپشتون شمال، پیوندهای محکمی دارد. انتظار می‌رفت علاوه بر این‌که حامد کرزی بتواند با مردم شمالی همکاری خوبی داشته باشد، قادر است تا با هم‌نوعان پشتون خود به آسانی کنار بیاید و آن‌ها را از طالبان دور کند. متاسفانه این اتفاق به شکل طرح شده‌اش، رخ نداد.

موفقیت‌ها و چالش‌های سد راه دموکراسی نوزده ساله افغانستان

معنای واژه «دموکراسی» در افغانستان نکته‌ای کلیدی برای تامل است. در قسمت دموکراسی‌سازی افغانستان، تا هنوز پنج مشکل وجود دارد:

– نخست این‌که این اصطلاح (دموکراسی) برای مردم افغانستان بحث‌برانگیز است، چون ارتباط مستقیم و غیر‌مستقیم با ارزش‌های لیبرال غربی و سکولاریسم رژیم شوروی تحت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در دهه ۱۹۸۰ دارد.

– دوم، بسیاری از مردم افغانستان از این‌که دموکراسی تغییر قابل وصفی در توسعه اقتصادی و اجتماعی همراه با امنیت به این سرزمین نیاورده است، ناامید شده‌اند.

– کم‌کاری نماینده‌گان مردم که از طریق رای به قدرت رسیدند و به جای کم کردن فاصله میان دولت و ملت، این فاصله را زیادتر کردند. از سویی هم تاکنون اثبات نشده که این نماینده‌گان وسیله‌ای باشند که از طریق آن‌ها بتوان منافع اکثریت شهروندان را مورد بررسی قرار داد.

– تقلب و مداخله فاحش داخلی و خارجی در دوران انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی که خود سبب پایین آمدن گراف تمایل و اعتماد شهروندان افغان به معنای واقعی دموکراسی شده است.

– چند‌پارچه‌گی و ضعیف بودن احزاب سیاسی.

با وجود این برداشت‌های منفی، تحقیقات واحد پژوهشی و ارزیابی افغانستان نشان می‌دهد که هنوز هم پشتی‌بانی گسترده‌ای از روند انتخاب دولت از طریق روند دموکراتیک (مردم‌سالاری) وجود دارد و آن ‌هم مشروط بر این‌که این موارد در یک محیط امن اتفاق بیفتد و در یک «چارچوب اسلامی» شکل بگیرد. هر چند روند دموکراسی‌سازی افغانستان در ۱۹ سال گذشته فراز و فرودهای زیادی داشته است، اما اکنون زمان آن رسیده که حکومت‌مردان تعهد خود را برای رعایت اساسات و اصول‌ دموکراسی محکم‌تر از قبل کنند. تنها راه حفظ دموکراسی نوپای افغانستان، تمکین به قانون و قانون‌مداری سیاست‌مداران، کارمندان حکومت و شهروندان است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن