ثبات آینده‌ی افغانستان در سایه‌ی خروج شتاب‌زده‌ی امریکا

در تازه‌ترین اعلامیه‌ی طالبان، این گروه خواستار تخصیص آجندای گفت‌وگو‌ها میان امریکا و این گروه به موضوع خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان شده‌اند. طالبان در این اعلامیه، جانب دیگر این معادله، یعنی پیش‌گیری از سوء استفاده از خاک افغانستان علیه سایر کشورها را نیز ذکر کرده‌اند. طالبان طرف امریکایی را به متمرکز نماندن به این دو موضوع و «عدم صداقت» در گفت‌وگو‌ها متهم کرده و هشدار داده‌اند که در صورت ورود موضوعات جدید به آجندا و ادامه‌ی فشارهای «غیر قانونی» امریکا،‌ به گفت‌وگوها با جانب امریکایی ادامه نخواهند داد.

چنین به نظر می‌رسد که هم‌چنان که درخواست خروج نیروهای بین‌المللی از سوی طالبان مطرح شده، در برابر آن طرف امریکایی نگرانی خویش را از بدل‌شدن افغانستان به لانه‌ی تروریسم بین‌المللی و تروریسم بر علیه امریکا مطرح می‌کند. در این بحث موضوعی که برای شهروندان افغانستان اهمیت دارد، تضمین ثبات سیاسی افغانستان و جلوگیری از هرج‌ومرج یا جنگ در سناریوی پس از موافقت‌نامه صلح است، که فقط در صورت خروج تدریجی و مسوولانه نیروهای بین‌المللی و ایجاد اجماع منطقه‌ای در مورد صلح افغانستان ممکن است.

اصرار‭ ‬طالبان‭ ‬بر‭ ‬خروج‭ ‬نیروهای‭ ‬امریکایی،‭ ‬بر‭ ‬علاوه‌ی‭ ‬این‭ ‬که‭ ‬خواست‭ ‬برخی‭ ‬از‭ ‬بازیگران‭ ‬اصلی‭ ‬منطقه‭ ‬نیز‭ ‬است،‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬پایه‌های‭ ‬مشروعیت‭ ‬طالبان‭ ‬در‭ ‬میان‭ ‬سربازان‌شان‭ ‬می‌باشد‭. ‬به‭ ‬همین‭ ‬دلیل‭ ‬نیز‭ ‬طالبان‭ ‬تاکید‭ ‬می‌کنند‭ ‬که‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬به‭ ‬توافق‭ ‬رسیدن‭ ‬روی‭ ‬این‭ ‬موضوع،‭ ‬با‭ ‬حکومت‭ ‬افغانستان‭ ‬به‭ ‬گفت‌وگو‭ ‬نخواهند‭ ‬نشست‭. ‬از‭ ‬سویی‭ ‬توافق‭ ‬امریکا‭ ‬با‭ ‬طالبان‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬یک‭ ‬خروج‭ ‬شتاب‌زده،‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬توافق‭ ‬میان‭ ‬طرفین‭ ‬افغان‭ ‬روی‭ ‬نظام‭ ‬آینده،‭ ‬می‌تواند‭ ‬زمینه‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬تشدید‭ ‬مداخلات‭ ‬تنش‌برانگیز‭ ‬منطقه‭ ‬فراهم‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬بر‭ ‬علاوه‭ ‬به‭ ‬روحیه‭ ‬نیروهای‭ ‬امنیتی‭ ‬افغانستان‭ ‬صدمه‭ ‬زده‭ ‬و‭ ‬ثبات‭ ‬سیاسی‭ ‬افغانستان‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬خطر‭ ‬مواجه‭ ‬سازد‭.‬

اصرار طالبان بر خروج نیروهای امریکایی، بر علاوه‌ی این که خواست برخی از بازیگران اصلی منطقه نیز است، یکی از پایه‌های مشروعیت طالبان در میان سربازان‌شان می‌باشد. به همین دلیل نیز طالبان تاکید می‌کنند که قبل از به توافق رسیدن روی این موضوع، با حکومت افغانستان به گفت‌وگو نخواهند نشست. از سویی توافق امریکا با طالبان در مورد یک خروج شتاب‌زده، قبل از توافق میان طرفین افغان روی نظام آینده، می‌تواند زمینه را برای تشدید مداخلات تنش‌برانگیز منطقه فراهم کند و بر علاوه به روحیه نیروهای امنیتی افغانستان صدمه زده و ثبات سیاسی افغانستان را به خطر مواجه سازد.

موضع‌گیری طالبان در برابر نیروهای خارجی، در کنار عوامل منطقه‌ای، در افغانستان نیز بستر تاریخی و فرهنگی دارد و از دید معطوف به بیرون ما سرچشمه می‌گیرد. در مقاطع مختلف در تاریخ معاصر افغانستان، گروهی با پرچم «بیگانه‌ستیزی» به بسیج مردم پرداخته‌اند و در مواردی کشورهای منطقه و جهان در این جنگ علیه «بیگانه»، فرصتی برای اعمال نفوذ و پی‌گیری اهداف استراتژیک خویش دیده‌اند. هنوز هم با وجود وابسته‌گی عمیق ثبات سیاسی و بقای اقتصادی کشور ما به حضور نیروهای خارجی و حمایت بین‌المللی، ما شیفته‌ی روایت بیگانه‌ستیزی خویش‌ایم. در تخیّل جمعی ما به عنوان یک ملت، بیگانه‌ستیزی از افتخارآفرین‌ترین جنبه‌های هویت ما است. البته برای این که به بیگانه‌ستیزی خود مفتخر باشیم، نیازی نمی‌بینیم که به وضعیت واقعی خویش نگاهی باندازیم. وضعیتی که در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ما، دولت و مخالف دولت هر دو برای بقا نیازمند یاری بیرونیان بوده‌اند. در چنین بستری است که طالبان با ارایه یک تصویر مخدوش، غیر واقع‌بینانه و یک‌جانبه از رابطه افغانستان با حامیان بین‌المللی‌اش، جنگ خود را در برابر حکومت و مردم افغانستان توجیه می‌کنند. آن‌ها در این اعلامیه نیز،‌ خودشان را یک نیروی محلی و اسلامی در سطح ملی خوانده‌اند و دیدگاه‌شان را در مورد حضور جهان در افغانستان به مثابه‌ی «خواست‌های مشروع ملت افغانستان» مطرح کرده‌اند.

روایت بیگانه‌ستیزی طالبان، عوام‌فریبانه، متناقض (با در نظر داشت وابسته‌گی این گروه به بیرونیان دیگر) و مبتنی بر تصویری ناکامل و مخدوش از وضعیت کنونی افغانستان است، اما از سویی وابسته‌گی ثبات سیاسی افغانستان به حضور و حمایت جهان و به ویژه امریکا، امری تلخ ولی انکار نکردنی ست. حضور جهانیان و مشخصاً امریکا در افغانستان در سایه‌ی هراس از مداخلات منطقه‌ای، خطر بر اندازی نظام از سوی گروه‌هایی چون طالبان و خطر فروپاشی کامل اقتصادی به امری ضروری برای ثبات سیاسی بدل شده است. هر چند امریکا و جهان نیز از بدل شدن افغانستان به لانه تروریستان هراس دارند و حضور خود را تا حدی به عنوان عامل بازدارنده مهم و ضروری می‌دانند، اما در حلقات سیاسی دموکرات و جمهوری‌خواه در امریکا، خسته‌گی از جنگ افغانستان گسترش یافته که به شتاب‌زده‌گی زلمی خلیل‌زاد در روند گفت‌وگوها می‌انجامد. به همین دلیل هم شاید واقع‌بینانه و ضروری است به توهم حضور دایمی امریکا در افغانستان پایان دهیم و در پی کاهش این وابسته‌گی نامتوازن و یک‌جانبه باشیم.

دولت و مردم افغانستان باید با عبور از این وضعیت به رابطه‌ای منطقی و متعادل با جهان برسند. رسیدن به چنان وضعیتی اما با دوام جنگ کنونی بسیار دشوار و حتا ناممکن است. طالبان اگر نیت کاهش وابسته‌گی افغانستان به جهان را دارند، نباید بر خروجی شتاب‌زده پافشاری کنند که نتیجه‌ی طبیعی آن، به خطر افتادن ثبات سیاسی و ایجاد هرج‌ومرج است. طالبان این را نیز فراموش نکنند که وابسته‌گی آن گروه به پاکستان و تاثیرپذیری‌شان از سایر کشورها در منطقه امری انکار نکردنی و برای اکثریت مردم افغانستان انزجارآفرین‌تر است. این را هم می‌دانیم که با وجود شعار «بیگانه‌ستیزی»، قربانیان جنگ طالبان علیه خارجی‌ها، افغان‌ها و آن هم عده‌ی بی‌شماری از افغان‌های غیر مسلح و ملکی‌اند. در این مورد نیز، این گروه خود را ملزم به هیچ نوع حساب‌دهی در برابر مردم ندانسته است. این گروه هم‌چنان هنوز طرحی برای رشد یا خودکفایی اقتصادی و یا ثبات سیاسی بدون اتکا به حمایت خارجی ارایه نکرده است.

واضح است که با یا بدون صلح با طالبان، میزان وابسته‌گی کنونی افغانستان به حمایت جهانی نه سالم است، نه خواستنی و نه پایدار. خروج مسوولانه، شکل‌گیری اجماع منطقه‌ای و پایان جنگ می‌تواند آغازی برای رابطه‌ی متوازن‌تر افغانستان با جهان باشد و عوامل ثبات سیاسی در افغانستان را به مرور زمان داخلی سازد. از سویی اما، خروجی شتاب‌زده که فقط ضامن «خروج آبرومندانه» امریکایی‌ها و «برگشت آبرومندانه» طالبان باشد، امکان تجدید کابوس جنگ‌های داخلی و یا تشدید رقابت‌های منطقه‌ای در افغانستان را فراهم می‌کند. یکی از نگرانی‌های جدی در مورد خروج شتاب‌زده، شکننده‌گی فزاینده افغانستان در برابر فشارها و رقابت‌های منطقه‌ای ست که می‌تواند منجر به منازعات جدید در کشور شود. مسئله دیگر افزایش فعالیت گروه‌های تروریستی خارجی در افغانستان است. در هر دو صورت، دولت و نظام پساصلح افغانستان که طالبان نیز بخشی از آن خواهند بود و بیش از همه مردم افغانستان، بازنده‌اند.

 اگر اولویت هر سه طرف، دولت افغانستان، طالبان و امریکایی‌ها، ختم جنگ، پایان خون‌ریزی و تلاش برای ایجاد ثبات نسبی در افغانستان باشد، بسیج منطقه برای صلح پایدار هر چند هنوز دشوار ولی ممکن است. اما اگر اولویت امریکا خروج هر چه زودتر و اولویت طالبان انحصار قدرت سیاسی باشد، و دولت نیز با عدم انسجام عمل کند، با وضعیتی آشفته‌تر روبه‌رو خواهیم شد که ما را با یک عقب‌گرد تاریخی دیگر مواجه خواهد ساخت.

در چنین وضعیتی، قدم بعدی چه می‌تواند باشد؟ جاگزینی رابطه‌ی کنونی افغانستان با امریکا با نوعی تفاهم بین‌المللی و منطقه‌ای با حضور و سهم‌گیری پررنگ‌تر منطقه‌ای، شاید یکی از راه‌های تضمین ثبات سیاسی افغانستان در میان مدت باشد. به همین دلیل نیز باید تلاش‌ها برای ایجاد اجماع منطقه‌ای در مورد پایان جنگ در افغانستان شدت یابد. هم‌زمان با آن باید اولویت ما افغان‌ها ایجاد حکومتی فراگیر و مشروع، تقویت نیروهای امنیتی، اصلاحات گسترده در عمل‌کرد نهادهای قضایی و بهبود وضعیت سرمایه‌گذاری باشد تا بتوانیم از وابسته‌گی غیر متوازن به جهان و منطقه به صورت تدریجی بکاهیم.

 

 

 

شهرزاد‭ ‬اکبر

 

 

 

نوشته‌های دیگر: نگاه معطوف به بیرون و ضرورت تغییر

دکمه بازگشت به بالا