افغانستان با دو رییس‌ جمهور؛ نیاز مدیریت بحران انتخاباتی

نظری پریانی، مدیر مسوول روزنامه ماندگار

انتخابات سال ۱۳۹۸، وارد مرحله تازه‌ای از بحران شده‌ است. بر اساس دانش شکل‌گیری و مدیریت بحران، قدم‌های گذاشته شده در یک‌ سال اخیر، در زمینه‌ی انتخابات، سنگ‌بنای بحران جدید افغانستان را گذاشت و اکنون با اعلام پیروزی رقیبان غنی و عبدالله به شکل جداگانه به عنوان رییس ‌جمهوران کشور، افغانستان عملاً به نقطه‌ی اوج بحران نزدیک شده ‌است. چنان‌که اقدامات هردو طرف در عزل و نصب‌ها، رویارویی‌های سیاسی را در کشور عمیق ساخته و فضای تشنج را به محیط عمومی کشانده ‌است و این همان مرحله نزدیک شدن به نقطه‌ی اوج بحران براساس یک فرایند اجتماعی – سیاسی در کشور است که نگرانی گسترده را در سطح ملی و بین‌المللی بر‌می‌انگیزد و برانگیخته ‌است.

مراسم تحلیف جداگانه، مرحله‌ی اوج بحران

حالا که دو رقیب دستور کمیسیون برگزاری مراسم تحلیف صادر کرده‌اند و هر دو طرف برای آن کار می‌کنند، وارد «آستانه‌ی اوج بحران» می‌شویم که با اعلام هر دو نامزد پیش‌تاز با رد دیگری به عنوان رییس جمهور، عملاً کشور صاحب دو رییس‌ جمهور مدعی می‌شود که در این صورت «اوج بحران» شکل می‌گیرد. این البته همان نقطه‌ای است که تلاش‌ها برای مدیریت آن در زمان، به سختی نتیجه می‌دهد یا نمی‌دهد؛ اما تا رسیدن به نقطه اوج، هر تلاشی برای مدیریت این بحران سازمند، سازنده است. بنابراین، هنوز که هر دو طرف مراسم تحلیف‌شان را برگزار نکرده‌اند، احتمال وارد شدن به فاز مدیریت بحران بیش‌تر و تأثیر آن نیز عینی‌تر جلوه می‌کند؛ اما چنان‌چه هر دو طرف براساس صف‌آرایی‌هایی که اکنون دارند، مراسم تحلیف جداگانه برگزار کنند، آنگاه افغانستان با دو قطب مسلم سیاسی مواجه می‌شود. ممکن در این مرحله، این عوامل یا دو تیم مدعی و پشتی‌بانان داخلی‌شان، در یک جنگ داخلی به مصاف هم بروند.

اما خوش‌بختانه افغانستان تجربه نرسیدن به نقطه‌ی اوج بحران را دارد. در سال ۲۰۱۴ به دلیل ‌این‌که نتیجه انتخابات تقلبی خوانده شد، چیزی نمانده بود که افغانستان به اوج بحران کشانده شود؛ اما با پادرمیانی سیاست‌گران داخلی و طرح حکومت وحدت ملی از جانب آجندای ملی و نیز پادرمیانی خارجی به خصوص امریکا از طریق جان کری وزیر خارجه وقت آن کشور و با انعطاف داکتر عبدالله عبدالله به عنوان یکی از دو نامزد مدعی، حکومت وحدت ملی شکل گرفت و دامنه‌ی بحران برچیده شد. این در حالی بود که مقامات دولت پیشین و ناظران بین‌المللی اکنون اذعان می‌کنند که داکتر عبدالله در آن زمان برنده‌ی انتخابات بود؛ اما انعطاف او در آن زمان سبب مدیریت بحران و شکل‌گیری فضای جدید سیاسی شد، ورنه ممکن بود رویارویی آن زمان میان غنی و عبدالله، در پی منحرف شدن انتخابات به عنوان یک پدیده‌ی اجتماعی – سیاسی از مسیر اصلی، سبب درگیری داخلی شود؛ چنانکه تجربه‌ی کشور کینیا در آفریقا، چنان بوده است.

تجربه کینیا و افغانستان

با برگزاری انتخابات سال ۲۰۰۷ در کینیا، نتیجه انتخابات پذیرفته نشد؛ زیرا رییس جمهور برحال و نامزد رقیب او، ادعای برنده شدن کردند. نامزد اپوزیسیون، رییس‌ جمهور برحال وقت را که نامزد نیز بود، به تقلب متهم کرده بود. در نتیجه، هر دو طرف اعلام ریاست ‌جمهوری جداگانه کردند. بر اثر آن جنگ داخلی در آن کشور شکل گرفت و سبب کشته شدن بیش از دو هزار نفر و نیز مهاجرت و دربه‌دری بیش از یک‌و‌نیم میلیون نفر در یک مدت کوتاه شد. کینیا بر اثر آن جنگ، خسارات فراوانی دید تا این‌که در اوج فزاینده‌ی بحران، دولت امریکا که حامی یکی از طرف‌ها نیز بود، مداخله کرد و دولت وحدت ملی را در آن کشور میان هر دو رییس جمهور مدعی شکل داد. نامزد اپوزیسیون به عنوان رییس ‌جمهور و رییس جمهور پیشین به عنوان شریک قدرت او در یک تعامل پنجاه ـ پنجاه، عرض اندام کردند و بحران کشور مدیریت شد. بعد‌ها مشخص شد که رییس جمهور وقت کینیا در انتخابات ۲۰۰۷ تقلب کرده بود.

اکنون تجربه افغانستان و کینیا بسیار باهم نزدیک، شبیه و یک‌رنگ است. اگر قرار شود که هر دو نامزد مراسم تحلیف برگزار کنند، تجربه‌ی تلخ کینیا در افغانستان تکرار می‌شود و حل آن هم با پادرمیانی خارجی‌ها پس از خسارات بسیار زیاد، ممکن است. ممکن بازهم یک دولت مشترک از دو طرف مدعی به اضافه دیگران روی کار آید یا هم یک بدیل که در هر دو صورت برای افغانستان سخت تمام می‌شود.

راه‌های حل

اگر امروز و همین دم بحران تقلب و یا ادعای دروغین برنده بودن در انتخابات ۱۳۹۸ حل نشود، ممکن است فردا یک‌ بار دیگر انتخابات بعدی کشور را به اوج بحران برساند. اگر ایده‌آل فرض نشود، برای حل این معضل، کوتاه‌ترین راه این است که باید طرف بازنده، طعم تلخ اما مفید شکست را بچشد و به آن گردن نهد.

در صورتی که چین نشود، گزینه‌های دیگری نیز مطرح است؛ چنان‌که اکنون در سال ۲۰۲۰ که انتخابات ۲۰۱۹ به آن کشانده شده‌ است، به دلیل تقلب، فساد و تخطی‌های انتخاباتی و جدا نکردن آرای پاک از ناپاک، صداهایی از نوع ملغا شدن نتایج انتخابات و شکل‌گیری حکومت مشارکتی از جانب شورای نامزدان و برخی نامزدان دیگر بلند شده ‌است که این خود به عنوان یک راه حل موقتی می‌تواند قلم‌داد شود.

در عین حال، حکومت مشارکتی یا همه‌شمول با قاعده‌های وسیع یا تحت هر نام دیگری که انتخابات‌محور نیز باشد باید روی قواعدی ساخته شود که بتواند در فردای آن معضل انتخابات را در کشور حل کند؛ زیرا اکنون جدا از جنگ طالبان که ریشه و بنیادهای متعددی دارد، معلوم شده که بحران افغانستان متأسفانه انتخاباتی است و حرص سیاست‌مداران به قدرت و نگاه ناموسی برخی‌ها به آن، سبب شده ‌است که انتخابات به عمد نامیمون و ناکام ساخته شود. اگر چنین شود، کشور وارد آن مرحله از جنگ‌ها بر سر قدرت می‌شود که تاریخ افغانستان مالامال از آن است.

«نه» به کلوخ روی آب

بنابراین بهتر است که در همین مرحله، پیش از آن‌که دو طرف قدم به مراسم تحلیف‌شان بگذارند، قدم‌هایی برای حل بحران انتخاباتی برداشته شود؛ البته این قدم‌ها نباید به‌سان کلوخ ماندن و گذشتن از روی آب باشد، بلکه نقطه‌ی کانونی بحران انتخابات در نظر گرفته شود، زیرا ما باید امروز مشکل بحران انتخابات را حل کنیم. چنین نباید باشد که طرفی که حق است، کنار بکشد و طرفی که باطل است بتازاند و میدان‌آزمایی کند. متأسفانه در سال ۲۰۱۴ مشکل حل نشد و با ماندن کلوخ از آب گذشتیم و امروز باز افغانستان به همان دلیل و از همان عامل وارد مرحله‌ی بحران شده است. به اصطلاح ما از آن جمله «مؤمنان» هستیم که از یک سوراخ دو بار گزیده شده‌ایم، ولی دیگر اجازه ندهیم که بار سوم نیز از همین سوراخ نیش بخوریم. باید با توجه به تجربه‌ی کینیا و موقعیت افغانستان در این خصوص، سر به جیب تفکر فرو برده و به افغانستان و آینده‌ی آن بیندیشیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن