روند صلح افغانستان؛ آغاز یک صبح روشن و یا یک شب تاریک؟

مرتضی ابراهیمی

نزدیک به دو دهه است که جنگ و خشونت دوام‌دار از مردم در افغانستان قربانی می‌‌گیرد؛ مردم به دلیل این که شامل یک جنگ ناخواسته شده‌اند بدون هیچ دلیلی هر روز جان می‌بازند و یا زخمی می‌‌شوند. در این جنگ اما فقط مرگ پایان کار نیست؛ زنان سنگ‌سار می‌‌شوند و حق آموزش و کار ندارند، مکتب‌ها سوختانده می‌‌شوند، اقلیت‌ها شکنجه می‌‌شوند و ملکیت‌های عامه از بین می‌‌روند. طالبان به عنوان یکی از بازی‌گران کلیدی این جنگ علیه حکومت افغانستان، مردم افغانستان و کشورهای حامی و هم‌پیمان افغانستان به ویژه ایالات متحده امریکا، شناخته می‌‌شوند. امریکا با درک این حقیقت که جنگ افغانستان هیچ‌گاهی برنده نخواهد داشت بالاخره تصمیم ایجاد و آغاز روند صلح افغانستان را در سال ۲۰۱۸میلادی برای پایان بخشیدن به جنگ و خشونتی که نزدیک به دو دهه ادامه یافته است از راه بحث و گفت‌و‌گو اتخاذ کرد. اما پایان این روند برای مردم افغانستان آغاز یک صبح روشن خواهد بود و یا آغاز یک شب تاریک؟

  • گروه طالبان کیست؟

گروه طالبان به عنوان یکی از طرف‌های کلیدی در عقب جنگ چندین ساله‌ی افغانستان شناخته می‌‌شود. اما طالبانی که تا کنون زنده‌گی آرام را از مردم گرفته‌اند، کی‌ها اند؟ گروه طالبان در شرق پاکستان در دهه‌ی ۹۰میلادی به دنبال خروج نیروهای جماهیر شوروی از افغانستان، سر برافراشتند. این گروه با حمایت مالی عربستان سعودی در آن زمان به مردم وعده‌ی آوردن دوباره‌ی صلح و آرامش را توسط اجرای قانون‌های دینی دادند. به زودی، این گروه شهرهای بزرگ افغانستان به شمول هرات را در سپتمبر ۱۹۹۵میلادی و یک سال بعد کابل را تحت تصرف‌شان درآوردند. خسته از جنگ‌های داخلی میان مجاهدین برای به چنگ آوردن قدرت سیاسی، مردم به گروه طالبان به چشم ناجی‌شان می‌‌دیدند و به همین دلیل در نخست وقتی این گروه روی قدرت آمدند مورد پذیرایی از سوی اکثریت مردم قرار گرفتند. با گذشت زمان اما همه چیز برخلاف آن‌چه که مردم انتظار داشتند پیش رفت. طالبان با گرفتن قدرت مردم را با انواع شکنجه‌ها در صورت پیروی نکردن از امرهای‌شان روبرو ساختند، پوشیدن چادری و برقع را برای زنان و گذاشتن ریش برای مردم را جبری کردند، دختران را از رفتن به مکتب و کار در بیرون از منزل منع ساختند، موسیقی و سینما و رادیو و تلویزیون را ممنوع اعلام کردند و جنایت‌هایی را علیه حقوق بشر و فرهنگ انجام دادند. تخریب بت‌های تاریخی در بامیان در سال ۲۰۰۱میلادی توسط این گروه یکی از بزرگترین جنایت‌های آنان در افغانستان با واکنش‌های تند جهان مواجه شد. با وجود حکومت افراطی طالبان، این گروه توسط کشورهای پاکستان، امارات متحده عرب و عربستان سعودی در آن زمان به رسمیت شناخته شدند. جهان در قبال افراط‌گرایی طالبان تا زمانی که این افراط‌گرایی در قلمرو افغانستان خلاصه می‌‌شد، ساکت بودند اما این سکوت بعد از حمله‌ی وحشت‌ناک در یازدهم سپتمبر سال ۲۰۰۱میلادی به برج مرکز تجارت جهانی، شکست. با وجودی که بعد از گذشت زمان مشخص شد که این حمله توسط گروه القاعده انجام شده بود اما طالبان به دلیل آن‌چه که پناه دادن به اسامه بن لادن، رهبر گروه القاعده، گفته می‌‌شود مقصر دانسته شدند. بنا بر این اکثریت کشورهای جهان به رهبری امریکا علیه این گروه متحد شدند و آنان را به عنوان تهدیدی به جهان اعلام کردند.

  • نابودی طالبان؛ ورود امریکا به افغانستان

با حمله به افغانستان در سال ۲۰۰میلادی به دنبال حمله‌های گروه القاعده، امریکا به هدف جنگ با طالبان و نابودسازی نهان‌گاه‌های امن هراس‌افگنان در خاک افغانستان به صورت رسمی شامل جنگ افغانستان شد. هدف جهان به رهبری امریکا شکست گروه طالبان و فراهم‌سازی زمینه برای ایجاد یک حکومت مردم‌سالار، توسعه‌ی افغانستان و مطمین شدن از این که این خاک هیچ‌گاهی تهدیدی به سایر کشورها به ویژه امریکا نباشد، بود. با گذشت نزده سال اکنون در سال ۲۰۲۰میلادی اما پرسش اصلی این است که امریکا بر اساس گزارش‌ها با هزینه‌ی بزرگ مالی برای مبارزه با هراس‌افگنی و توسعه که در حدود دو تریلیون دالر گفته‌ می‌‌شود، چه چیزی را برای خود و افغانستان به دست آورده است. با گذشت چندین سال از جنگ در برابر این گروه اما طالبان نه تنها ضعیف نشده‌اند بلکه با نیروی بیش‌تر علیه نیروهای امنیتی افغانستان تقریباً در تمام نقاط کشور به استثنای مناطقی که نیروهای افغان حمایت هوایی نیروهای خارجی را دارند، می‌جنگند. بر اساس گزارشی از نیویورک تایمز بیش‌تر از ۳۸هزار افراد ملکی و بیش‌تر از ۲۴۰۰سرباز امریکایی در این مدت جان در این جنگ باخته‌اند. در سوی دیگر اما دست‌آوردهای چشم‌گیری نیز بوده است؛ در مقایسه با سال ۲۰۰۱میلادی شمار زیادی از دختران به آموزش دسترسی دارند، رسانه‌ها فعالیت می‌‌کنند و از حق آزادی بیان‌شان استفاده می‌‌کنند، نهادهای مردم‌سالار زیادی برای اطمینان از در نظر گرفته شدن ارزش‌های مردم‌سالاری وجود دارند، و سایر دست‌آوردهایی که برای مردم افغانستان بعد از عقب زده شدن طالبان و روی کار آمدن حکومت جدید در کشور تجربه‌ی جدید بوده‌اند. دوست دارم تجربه‌ی شخصی خودم را در این زمینه نیز شریک سازم؛ من و سایر هم‌نسلانم، به شمول دختران و پسران، در دانشگاه امریکایی افغانستان، مکانی که ما در مورد آموزش، حقوق بشر، برابری جنسیتی، صلح، و کار برای توسعه‌ی افغانستان و ارزش آنان برای خود و مردم خود می‌‌آموزیم و برای دست‌یافتن به آنان تلاش می‌‌کنیم، درس می‌‌خوانم. اما با این وجود در یک ارزیابی کلی، این دست‌آوردها کافی نبوده‌اند و امریکا در امر دست‌یافتن به هدف اصلی‌اش که شکست و حذف تمام گروه‌های هراس‌افگنی به ویژه طالبان در افغانستان گفته می‌شود، موفق نبوده‌اند. براساس گزارش نیویورک تایمز، طالبان تاکنون قسمت‌های زیادی از افغانستان را تحت کنترل دارند و در نتیجه افغانستان به عنوان یکی از تولیدکننده‌گان کلیدی هیرویین و مواد مخدر برای جهان شناخته می‌‌شود، نیروهای امنیتی افغان به حمایت دایمی نیاز دارند، اکثر مردم کشور در فقر زنده‌گی می‌‌کنند و هزینه‌های مرتبط با این جنگ برای سال‌ها ادامه خواهد یافت. با درک این که این جنگ هیچ برنده‌ای در میدان نخواهد داشت، حکومت امریکا به رهبری دونالد ترمپ در تلاش حل این معضل از راه بحث و گفت‌و‌گو شد.

  • روند صلح افغانستان؛ جنگ باید از راه گفت‌و‌گو با طالبان پایان یابد

حکومت امریکا به عنوان یکی از طرف‌های اصلی جنگ در افغانستان برای پایان طولانی‌ترین جنگ، که نزدیک به دو دهه ادامه پیدا کرده است، ابتکار و آغاز روند صلح افغانستان را از طریق گفت‌وگوهای رو در رو، روی دست گرفت. در این میان اما گروه طالبان هیچ‌گاهی با حکومت افغانستان گفت‌وگوهای مستقیم نداشته است و آن را «حکومت دست‌نشانده» خوانده و امریکا طرف اصلی در روند صلح دانسته است. این روند از آغاز تا کنون با چالش‌های مختلف نیز روبرو شده است و باری توسط امریکا به دلیل آن‌چه که ادامه‌ی عملیات طالبان علیه امریکا در افغانستان و کشته‌شدن یک سرباز این کشور توسط جنگ‌جویان این گروه گفته می‌‌شد، متوقف شد. با گذشت زمان این روند اما دوباره از سرگرفته شده و بعد از ماه‌ها گفت‌و‌گو پشت دروازه‌های بسته در شهر دوحه‌ی قطر میان نماینده‌های طالبان و نماینده‌های امریکا به رهبری زلمی خلیل‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای روند صلح افغانستان، هر دو طرف یک توافق‌نامه‌ی صلح را در ماه فبروری امضا کردند. تا این مرحله، حکومت افغانستان به صورت مستقیم شامل این روند نبوده است. توافق‌نامه‌ی امضا شده میان امریکا و طالبان حاوی چهار بخش اصلی است. بخش نخست در مورد اطمینان دادن طالبان از این که خاک افغانستان توسط هیچ شخص و یا گروهی علیه امنیت امریکا استفاده نمی‌شود، صحبت می‌‌کند. بخش دوم روی قدم‌های مورد نیاز برای اعلام یک زمان‌بندی مشخص به هدف بیرون‌رفت تمام نیروهای خارجی از افغانستان تمرکز دارد. بخش سوم، در مورد آغاز روند گفت‌وگوهای میان افغانی که در آن طالبان باید با طرف‌های افغان به تاریخ دهم مارچ سال ۲۰۲۰میلادی صحبت کند، توضیح می‌‌دهد. گفت‌وگوهای میان افغانی اما به تاریخ مشخص شده و تا کنون برگزار نشده است و این امر پرسش‌هایی را در مورد این که آیا طالبان روی تعهدات‌شان پابند می‌‌مانند و یا خیر، ایجاد می‌‌کند. بخش اخیر و پایانی توافق‌نامه میان طالبان و امریکا روی آتش‌بس دایمی و همه‌شمول میان طرف‌های درگیر در جنگ افغانستان که طرف‌ها روی این موضوع در گفت‌وگوهای میان افغانی صحبت خواهند کرد، بحث می‌‌کند. تأخیر روند صلح افغانستان اما از سوی طالبان به دلیل خواسته‌های متعدد از امریکا و حکومت افغانستان روند‌ی که چشم‌های زیادی به نتایج‌ آن دوخته شده‌اند، را بیش‌تر از انتظار طولانی ساخته است. این روند به همین دلیل و نتایج آن برای همه به ویژه‌ مردم افغانستان سرنوشت‌ساز و مهم است.

  • نگاه مردم افغانستان به روند صلح؛ صلح فقط پایان جنگ نیست

با وجودی که مردم افغانستان هیچ نقشی در روند صلح افغانستان به صورت خیلی جدی و اثرگذار نداشته‌اند اما این روند برای آنان چه معنایی دارد؟ آیا آنان نسبت به آن خوش‌بین هستند و یا بدبین؟ و چه انتظارهایی از این روند دارند؟ پرسش‌هایی که مورد بی توجهی قرار گرفته‌اند. در حالی که شماری از افغان‌ها در مورد روند صلح با طالبان خوش‌بین هستند اما برای شمار زیادی از مردم که صلح را فقط در پایان یافتن جنگ میان طرف‌های درگیر نمی‌دانند، روند صلح زیاد امیدوار‌کننده نیست. آنان در مورد کشوری که یکی از افراطی‌ترین گروه‌ها در حکومت و رهبری کشور شریک خواهد شد، نگران‌اند. آنان در مورد دست‌آوردهای نزده ساله‌‌ای که به آسانی و به قیمت کم به دست نیامده‌اند به شمول حقوق زنان، ارزش‌های مردم سالاری، حضور زنان در جامعه و کار، انتخابات سرتاسری، آموزش، حقوق بشر، و هنر، نگران هستند. بنا بر این، روند صلح نگرانی‌هایی را برای تعداد زیادی از افغان‌ها در مورد زنده‌گی ناروشن‌شان بعد از توافق احتمالی طالبان و برگشت‌شان به کشور و شهرهای آن به عنوان شریک‌های قدرت، به بار آورده است. برای مثال، یک مقام افغان در مصاحبه‌ای با واشنگتن‌پست می‌‌گوید، «من صلح می‌‌خواهم. تمام افغان‌ها صلح می‌‌خواهند. اما فکر نمی‌کنم این توافق بتواند برای ما صلح بیاورد.» تقویت و محافظت از حقوق زنان و مردم‌سالاری از اولین مأموریت‌های امریکا بعد از مبارزه با هراس‌افگنی در افغانستان بوده است. حکومت افغانستان و امریکا به صورت مشترک از سال ۲۰۰میلادی تا کنون برای اجرای این مأموریت کار کرده‌اند تا مطمین شوند که زنان به حقوق‌شان دست‌ می‌‌یابند و نباید مثل زمان حکم‌رانی طالبان به عنوان زندانی‌های خانه‌گی در خانه باشند. شکوفه دانش که یک مجری خبری زن در یکی از شبکه‌های تلویزیونی است، در مصاحبه‌ای با واشنگتن‌پست می‌‌گوید، «این کار، شغل دل‌خواه من است و نمی‌خواهم آن را با برگشت طالبان از دست بدهم. این شغل زنده‌گی من است.» داشتن تجربه‌ی تلخ زنده‌گی تحت حاکمیت طالبان برگشت دوباره‌ی آنان به کشور در نتیجه‌ی توافق‌نامه‌ی صلح نگرانی‌هایی را برای مردم ایجاد کرده و آنان را واداشته است تا در ختم روز به این موضوع فکر کنند؛ آیا با حضور چنین گروه افراط‌گرا در کشور دوباره به عقب برخواهد گشت. بنا بر این، بسیاری از مردم افغانستان به روند صلح شک دارند و نمی‌توانند آینده‌ی افغانستان را با وجود گروه طالبان به عنوان سهیم در قدرت، تصور کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن