افغانستان در شرف مذاکرات: چگونه‌گی تأثیر توافق‌نامه‌ی دوحه بر صلح افغانستان

منبع: فارین پالیسی

نویسنده: آندرو کویلتی

برگردان: سیدجمال اخگر

یادداشت سردبیر: توافق‌نامه صلح ایالات متحده و افغانستان ممکن از نظر دیپلماتیک یک پیروزی شمرده شود و احتمال این که یک فاجعه باشد، نیز زیاد است. زیرا پیروزی و یا هم فاجعه بودن آن به اقدامات دولت، عمل‌کرد طالبان به تعهدات‌شان مطابق توافق‌نامه پس از خروج نیروهای امریکایی و تمایل ایالات متحده به دخالت دوباره در صورت ناپایبندی طالبان به تعهدات‌شان بسته‌گی دارد.

اندور کویلتی فوتو ژورنالیست مقیم کابل معتقد است که این عوامل امیدوارکننده نیست و در درازمدت آینده‌ی افغانستان زیاد خوش‌آیند به نظر نمی‌رسد

دانیل بایمن


با امضای توافق‌نامه برای آوردن صلح در ۲۹ فبروری میان ایالات متحده و طالبان در دوحه، اساس و پایه برای پایان جنگ در افغانستان گذاشته شد. توافق‌نامه، طرفین را ملزم می‌سازد تا یک طرف اجازه ندهد گروه‌های تروریستی از خاک افغانستان علیه ایالات متحده و متحدان آن استفاده صورت گیرد و طرف دیگر جدول زمانی را برای خروج کل نیرو‌های خارجی اعلان کند. اگر این دو شرط انجام شود مذاکرات بین‌الافغانی برای آتش‌بس دایمی آغاز می‌گردد.

سیاست امریکا عوض می‌شود مگر این که دموکرات‌ها در انتخابات نوامبر برنده شوند، ایالات متحده و ناتو مطابق جدول زمانی نیروهای‌شان را از افغانستان پس از نزدیک به ۲۰ سال بیرون می‌کنند.

رییس جمهور ترمپ امضای توافق‌نامه دوحه را به مثابه تحقق وعده‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ و زیر بنای پیروزی مجدد در انتخابات می‌داند. با این حال شتاب برای انجام کار در چنین جدول زمانی تیم مذاکره‌کننده ایالات متحده به رهبری سفیر اسبق زلمی خلیل‌زاد امتیازاتی را واگذار کرد که در نتیجه دولت افغانستان تضعیف و طالبان نیرومند شدند.

این توافق‌نامه اگر گویایی شکست ایالات متحده نباشد پذیرش موفقیت آن نیز نمی‌باشد. در همین حال طالبان امضای توافق‌نامه را برای خود پیروزی می‌دانند. پس از امضای توافق‌نامه در دوحه هیات طالبان با صدای بلند تکبیر (الله اکبر) گفتند. با توقف حملات هوایی ایالات متحده، طالبان در روز روشن در مناطق تحت اداره‌ی‌شان رژه پیروزی رفتند. به اساس گفته‌های جنگ‌جویان که مصاحبه شدند، این بی باکی طالبان پس از فبروری در قرا و قصبات افغانستان ادامه پیدا کرد. بی‌صبری ترمپ، خلیل‌زاد سفیر اسبق را وادار به انجام مذاکره بدون حضور دولت افغانستان کرد. رایان کراکر سفیر اسبق امریکا در کابل گفت: «این تسلیم شدن است در مقابل کم‌ترین خواست از آن‌ها.» طالبان مذاکرات دوحه را با موقف برتر انجام دادند و هم‌چنان با استفاده از تنش‌های سیاسی در حکومت حملات تهاجمی بر نیروهای افغان فشار وارد کردند.

ساختار توافق‌نامه دوحه:

ترمپ با وارد شدن به کاخ سفید وعده ختم جنگ در افغانستان را داد، اما جنرالان سابق نظامی که در تیم امنیت ملی وی خدمت می‌کردند، او را متقاعد کردند که مسیر را تغییر دهد، وی در استراتژی خود برای جنوب آسیا در اگست ۲۰۱۷ قول داد که با تمام نیروی نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک به جنگ نقطه پایان بگذارد.

ایالات متحده در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ بیش‌ترین حملات هوایی را بر ضد طالبان پس از سال ۲۰۰۱ انجام داد که در نتیجه طالبان به شدت تلفات جانی و خسارات مالی را متحمل شدند، این فشار طالبان را وادار کرد که طی نامه‌ای سرگشاده از ایالات متحده بخواهند تا سیاستش را در قبال افغانستان بازنگری کند، این نامه امیدها برای دیپلماسی را افزایش داد. در اکتوبر ۲۰۱۸ پاکستان تحت فشار دیپلماتیک امریکا ملا عبدالغنی برادر، مقام ارشد طالبان که تمایل به صلح داشت را پس از هشت سال از زندان آزاد کرد، توقع می‌رفت که وی بتواند طالبان را به سمت مذاکرات صلح بکشاند، در ماه نوامبر سه هفته پس از آن که جنرال استین میلر فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان علناً پذیرفت که جنگ افغانستان راه حل نظامی ندارد.

اولین دور مذاکرات رسمی میان امریکا و طالبان در دوحه بر گزار گردید، طالبان به شرطی حاضر به گفت‌وگو شدند که حکومت افغانستان که آن‌ها از آن به عنوان «دست‌نشانده» امریکا یاد می‌کنند در این مذاکرات دخیل نباشند، ترمپ پیش از این ادعا کرده بود «دشمنان امریکا هرگز نباید برنامه‌های ما را بدانند یا معتقد باشند و صبر کنند» اما زمانی که مایک پمپئو وزیر خارجه در جون ۲۰۱۹ پرسیده شد که آیا ترمپ مایل است نیروهای امریکایی را قبل از انتخابات ۲۰۲۰ از افغانستان بیرون کند؟ وی پاسخ داد، «این دستور رییس جمهور ایالات متحده برای من است» وی روزهای بعد از سخنانش عقب‌نشینی کرد، چیزی که مطرح شد انگیزه‌های رییس جمهور برای خروج نیروهای بیش‌تر برای پیروزی دوباره در انتخابات ۲۰۲۰ بوده نه منافع ملی و چه رسد به رفاه افغانستان. مذاکرات در دوحه ادامه پیدا کرد و خلیل‌زاد در دوم سپتامبر ۲۰۱۹ به خبرنگاران گفت: «توافق‌نامه میان طالبان و ایالات متحده» در اصول «صورت گرفته است، اما سه روز بعد طالبان مسوولیت حمله انتحاری را که در اثر آن یک سرباز امریکایی و ۱۱ غیرنظامی کشته شدند، به دوش گرفتند، ترمپ این اقدام طالبان را با لغو مذاکرات صلح پاسخ داد و در صفحه توییتر خود نوشت: «این‌ها (طالبان) چگونه مردم هستند که به خاطر به دست آوردن امتیازات بیش‌تر و موقف برتر در چانه‌زنی‌ها عده‌ای را می‌کشند؟» وی نوشت: «آن‌ها کاری نکردند جز این که وضعیت را بدتر ساختند، تا چند دهه‌ی دیگر می‌خواهند به جنگ ادامه دهند؟» شاید ترمپ نخواست تا جواب پرسش خودش را به دست بیاورد. پمپیو با حمایت از سرزنش ترمپ مبنی بر کاهش ندادن خشونت توسط طالبان خاطر نشان کرد که طی ۱۰ روز گذشته ۱۰۰۰ طالب کشته شدند، برخی از تحلیل‌گران این حرکت امریکا را اقدام «متوقف‌کننده» توصیف کردند که می‌توانست با از سرگیری مذاکرات اهرم‌های دیگر را فراهم کنند چنان‌که این کار را انجام هم دادند.

پس از امضای توافق‌نامه ترمپ در فبروری برای یک هفته خشونت‌ها در سراسر کشور کاهش پیدا کرد. توافق‌نامه قبلی در اصول خواستار خروج تدریجی همه نیروهای امریکایی طی ۱۶ ماه بود و در عوض طالبان نباید اجازه می‌دادند که خاک افغانستان توسط گروه‌های تروریستی بر ضد امنیت ایالات متحده یا متحدانش مورد استفاده قرار گیرد. توافق نهایی برای دو طرف مفید واقع گردیده و آغاز مذاکرات بین‌الافغانی و صحبت‌های آتش‌بس را همراه خواهد بود. اما این توافق‌نامه شامل موارد به نفع طالبان بود که شامل آزادسازی یک زندانی نیروهای امنیتی در بدل پنج زندانی طالبان – برداشته شدن تحریم‌ها علیه رهبران این گروه و متوقف ساختن عملیات‌های تهاجمی نیروهای امریکایی و طالبان که تصور می‌شود این موضوع در ضمیمه سری توافق‌نامه گنجانیده شده باشد، می‌شود.

پس از دوحه:

زلمی یک تن از افسران پولیس مستقر در خط مقدم جبهه ولایت میدان‌وردک برایم گفت: «طالبان پس از توافق‌نامه دوحه بسیار بی‌باک شده‌اند.» او در حالی که در پاسگاه مقابل دره‌ای در جنوب جایی که تحت اداره طالبان توظیف بود گفت،  «طالبان در جریان حملات‌شان برای مدت طولانی می‌جنگند زیرا دیگر از هواپیما‌های ایالات متحده هراس ندارند.»

کرامت‌الله یک تن از فرماندهان پایین‌رتبه طالبان، باشنده ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان‌وردک، در تماس تلفنی نیز این موضوع را تایید کرد و گفت: «ما قبل از توافق‌نامه دوحه به شدت حملات هوایی را متحمل شدیم.» او اضافه کرد، «اکنون ما نسبت به گذشته اضطراب کم‌تری داریم و بدون پشتی‌بانی هوایی ایالات متحده می‌توانیم تا ساعت‌ها به درگیری ادامه بدهیم.»

حملات اخیر طالبان تلفات سنگین غیرنظامی را نیز در قبال داشت؛ چنان‌که جاوید فیصل سخنگوی شورای امنیت ملی به تاریخ ۲۲ جون در توییترش نوشت: «هفته گذشته مرگ‌بار‌ترین هفته طی ۱۹ سال گذشته بوده است. طالبان در ۳۲ ولایت ۴۲۲ کردند که در نتیجه ۲۹۱ نیروی افغان کشته و ۵۵۰ تن مجروح گردیدند.»

فیصل تعهدات طالبان مبنی بر کاهش خشونت را بی‌معنا و اعمال‌شان را مغایر تعهدات‌شان توصیف کرد (یک سخنگوی طالبان افزایش حملات طالبان را رد کرد) افزایش حملات لزوماً به معنای نقض توافق‌نامه دوحه نیست – اگرچه ممکن است افزایش حملات خلاف روحیه توافق‌نامه باشد، اما در واقع هیچ نوع تعهد کتبی مبنی بر کاهش خشونت در متن آن وجود ندارد. اما مقامات امریکایی و ناتو به تکرار گفته‌اند که موضوع کاهش خشونت در مذاکرات به صورت ضمنی بحث شده است. دگروال سونی لگت سخنگوی نیروهای امریکایی در افغانستان در یک اعلامیه به تاریخ دوم مِی، گفت در جریان مذاکرات طولانی تعهدات کتبی و شفاهی برای کاهش خشونت‌ها از دوطرف گرفته شده است.

به سختی می‌شود تصور کرد که زلمی خلیل‌زاد به این اندازه خوش‌باور باشد که فکر کند طالبان تحت هر شرایطی به تعهدات نوشته ناشده‌ی عمل خواهند کرد برعکس این نشان‌دهنده امتیاز برای بر آورده ساختن جدول زمانی متمرکز به انتخابات ترمپ می‌باشد. خشونت وسیله‌ی اصلی طالبان برای وارد کردن فشار بر نیروهای دولتی است.

دولت افغانستان

دولت افغانستان حق داشت از نتیجه به دست آمده از توافق‌نامه دوحه واکنش نشان دهد زیرا با اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در مورد تبادله زندانیان مشورت نشده بود اما مجبور گردید با این موضوع موافقت کند تا به پیش‌رفت مذاکرات کمک کرده باشد.

طرح برای آزادی تدریجی زندانیان طالبان به تاریخ ۱۰ مارچ طی فرمان ریاست جمهوری به شرط این که جنگ‌جویان دوباره به میدان جنگ بر نگشته و خشونت‌ها را به میزان قابل ملاحظه‌ی کاهش می‌دهند تصویب گردید.

دو هزار زندانی از جمع پنج هزار زندانی طالب تا کنون آزاد نشده‌اند، غنی ظاهراً این روند را در واکنش به افزایش خشونت‌ها و اسامی اتباع خارجی موجود در فهرست که طالبان به حکومت سپرده است، کند ساخته است. – اما زمانی که چنین ایستاده‌گی علیه بی‌توجهی طالبان در مقابل شرایط فرمان وی صورت می‌گیرد توانایی محکم را تبارز می‌دهد.

همان طور که جوناتان شرودن مدیر مرکز ثبات و توسعه و برنامه عملیات ویژه در شرکت CNA به من گفت، «طالبان هم‌چنان اهرم فشار را اعمال می‌کنند و به این کارشان ادامه می‌دهند.»

سیاست ملی (داخلی) نیز اقتدار غنی را با تهدید مواجه ساخته است. رقیب اصلی وی عبدالله عبدالله نتایج انتخابات ماه فبروری را نپذیرفت و پس از گذشت یک‌ماه تنش‌های سیاسی باعث گردید که پمپیو تهدید کند که یک میلیارد دالر را از کمک‌های نظامی آن کشور کاهش می‌دهد، تهدیدی که باعث تضعیف بیش‌تر دولت می‌شد، سرانجام در ماه می توافق بر سر تقسیم قدرت صورت گرفت که به اساس آن غنی به عنوان رییس جمهور و عبدالله رییس شورای عالی مصالحه اعلان شد.

کابل هم‌چنان از کاهش حمایت‌های نامحدود نظامی ایالات متحده که بیش‌تر نیروهای امنیتی و دفاعی از سال ۲۰۰۱ از زمانی که مسوولیت‌های امنیتی را بدوش گرفتند متکی به آن است، نگرانی جدی داشت.

بدون پشتی‌بانی هوایی بدون شک طالبان در آن زمان مناطق بیش‌تری را تصرف می‌کردند و جلوگیری از تصرف ولو کوتاه‌مدت ولایات کندز در سال (۲۰۱۵ و ۲۰۱۶) غزنی (۲۰۱۸) و فراه (۲۰۱۸) به مراتب دشوار‌تر می‌بود. بدون حمایت هوایی احتمالاً دولت به مشکل بتواند جان سالم بدر برد.

خواست‌های طالبان

تصامیم طالبان برای پس از خروج نیروهای خارجی همیشه گنگ و مبهم بوده است، اعتقادها به طور گسترده بر این است که حتا رهبران سیاسی این گروه که به مشکل «مدرن» شده‌اند هرگز دموکراسی را نمی‌پذیرند و مایل نیستند روی چیزی کم‌تر از سیستم حکومت که در سال ۲۰۰۱ داشتند گفت‌وگو کنند.

مایک سمپل محقق و مشاور حل منازعات از دانشگاه کوینز بلفاست برایم گفت: «تحقیق من پیرامون رهبری طالبان نشان می‌دهد که هیچ نوع شواهد، طوری که از نتیجه مذاکرات توقع می‌رفت از طالبان دیده نشد. به باور وی «انگیزه این که طالبان حاضر به مذاکره شدند فقط به قیمت پذیرفتن توافق‌نامه دوحه و مشروعیتی که با آن داده می‌شد، بود.» او می‌گوید، «هدف و انتظارات [طالبان] در درازمدت تاسیس امارت اسلامی با یک انحصار کامل سیاسی می‌باشد.»

طالبان برخلاف امریکایی‌ها در تصامیم و خواست‌های‌شان برای آن‌چه پس از مذاکرات به دست می‌آورند متردد نیستند و هیچ دلیلی برای این که گمان کنیم آن‌ها عنان از کف می‌دهند وجود ندارد.

یک فرمانده پایین‌رتبه طالبان در میدان‌وردک در تماس تلفنی برایم گفت: «ما بعضی از اصلاحات را می‌پذیریم اما کم‌و‌بیش می‌خواهیم به روزهای «امارت» برگردیم .»

غنی به نوبت خود از چگونه‌گی تاثیر مذاکرات با طالبان بر آینده افغانستان صحبت نکرده است. با این حال وی در نشست اخیر شورای اتلانتیک هدفش را استقرار یک افغانستان دموکراتیک بیان کرد. غنی در پاسخ به این سوال که اگر طرفین خواستار برکناری وی و تشکیل حکومت موقت شوند. گفت، «این بحث قبل از وقت خواهد بود.» وی افزود محمدنجیب‌الله که با خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ حکومت کمونیستی را رهبری می‌کرد با استعفایش بزرگ‌ترین اشتباه زنده‌گی‌اش را مرتکب شد. غنی به خوبی می‌داند که نجیب‌الله در نهایت اسیر طالبان گردید، شکنجه شد و سپس در چهارراهی به دار آویخته شد. غنی با این گفته خاتمه داد: «لطفاً از ما نخواهید تا فلمی را که قبلاً مشاهده کرده‌ایم دوباره پخش کنیم.»

یک وقفه مناسب؟

صرف نظر از این که روی چه موضوعی طی چند ماه آینده توافق خواهد شد، واقعیتی که در پی خواهد داشت کاملاً متفاوت به نظر می‌رسد.

برخی از افغان‌ها باور دارند که طالبان به تعهدات‌شان حرمت می‌گذارند – رهبری طالبان هنوز هم طوری که وعده داده بودند روابط خودشان با القاعده را قطع نکرده‌اند. گزارش سازمان ملل که در ماه می نشر شد نشان که طالبان هنوز روابط خودشان با این سازمان تروریستی را حفظ کرده‌اند.

طالبان به خوبی می‌توانند از توافق‌نامه دوحه تا تاریخ خروج امریکا در اپریل ۲۰۲۱ پیروی کنند سپس جنگ‌افزار برداشته و برای گرفتن قدرت از راه نظامی بدون موجودیت حمایت هوایی و عملیات‌های ویژه نیروهای ایالات متحده برای متوقف ساختن آن‌ها، تلاش کنند.

شباهت‌های زیادی میان روند مذاکرات صلح دوحه و جنگ ویتنام و موافقت‌نامه صلح پاریس در سال ۱۹۷۳ که توسط هنری کیسینجر نماینده ایالات متحده به پیش برده می‌شد، وجود دارد.

اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده‌ی نگران‌کننده‌ای را برای افغانستان به ارمغان خواهد آورد، قبل از این که توافق‌نامه به طور کامل اجرا گردد، نیروهای ایالات متحده از ویتنام بیرون شدند و ویتنام را با سرنوشت مختوم تنها گذاشتند. کمونیست‌های تندرو در ظرف کم‌تر از دو سال سایگون و سراسر کشور را تصرف کردند. چندین تن از سفرای اسبق ایالات متحده مصمم بودند که اجازه ندهند تاریخ ویتنام در افغانستان دوباره تکرار شود: قبل از این که موافقت‌نامه دوحه به امضا برسد در یک نامه‌ی مشترک با استدلال این که نباید خروج کامل نیروهای امریکایی قبل از توافق واقعی صلح صورت گیرد.

خلیل‌زاد به بعضی از توصیه‌های این سفرای اسبق توجه ک رد و توافق‌نامه را با مکانیسم این که اگر دوطرف در تعهدات‌شان ناکام شوند، چه باید کرد مجهز ساخت.

در ویتنام کمونیست‌ها زمانی به تعهدات‌شان عمل کردند که دیگر از خروج نیروهای امریکایی مدت‌ها گذشته بود، به طور مثال در افغانستان اگر طالبان هم‌چنان ارتباط‌شان با القاعده را قطع نکنند ایالات متحده می‌تواند در مقابل، روند خروج نیروهایش را متوقف کند.

آینده‌ی افغانستان

هیچ نوع مکانیسم برای جلوگیری از شکست و عدم اجرای تعهد، نمی‌تواند مانع رییس جمهور بی‌صبر و بی‌تاب گردد.

همان طور که جان بولتن مشاور پیشین امنیت ملی ترمپ اخیراً در کتاب خود نوشته «من به سختی می‌کوشیدم تا هر تصمیم مهم ترمپ مبنی بر پیروزی مجدد در انتخابات، در دوره تصدی من در کاخ سفید را شناسایی کنم.»

اگر ترمپ توافق‌نامه را کنار بگذارد و قبل از انتخابات ماه نوامبر سربازان را بیرون کند، فاجعه‌ی مشابه ویتنام در افغانستان به طور فزاینده قابل پیش‌بینی خواهد بود.

ممکن ترمپ حمایت مالی دوام‌دار از دولت افغانستان و نیروهای دفاعی و امنیتی را تحقق مسوولیت اخلاقی ایالات متحده در قبال این کشور بداند.

شرودن می‌گوید: «اگر ایالات متحده کمک‌های مالی‌اش را قطع کند، چنان‌که اتحادیه جماهیر شوروی کمک‌هایش را به حکومت نجیب‌الله قطع کرده بود، حکومت زیاد دوام نخواهد آورد، مگر این که کمک‌کننده‌ی دیگری قدم جلو بگذارد کاری که ناممکن به نظر می‌رسد – حتا با ادامه حمایت‌های مالی بدون حمایت نیروهای هوایی ایالات متحده، توانایی نیروهای دفاعی و امنیتی برای نگه‌داشتن طالبان بی‌باک و این که مذاکرات در مورد آتش‌بس را انجام دهند زیر سوال است. به ویژه که اگر رهبری طالبان مذاکرات را کنار بگذارند. اگر مذاکرات بین‌الافغانی طی ماه‌های آینده آغاز شود و ایالات متحده مجبور به خروج نیروهایش شود، این گروه به عنوان برنده در میز مذاکره حاضر خواهد شد.

همان طور که سمپل از دانشگاه کوینز می‌گوید، «طالبان بر این روایت به شدت تاکید دارند که به هیچ وجه با ایالات متحده سازش نکرده‌اند و خلیل‌زاد سرانجام به تمام خواسته‌های‌شان تسلیم شده است.

اگرچه تا کنون روشن نیست که طالبان در مذاکرات با دولت افغانستان چه خواسته‌هایی خواهند داشت با اطمینان می‌توان تصور کرد که آن‌ها خواهان برگشت به امارت اسلامی در سال ۲۰۰۱ هستند.

گروه طالبان در عدم سازش معروف است و بی‌صبری ترمپ برای یک توافق، هیچ انگیزه‌ای برای این گروه باقی نمی‌‌گذارد تا به تعهداتش عمل کند. اگر خواسته‌های طالبان بر آورده نشود هیچ دلیلی وجود ندارد که مانند کمونیست‌های ویتنام دوباره به میدان جنگ بر نگردند، چیزی که بیش‌تر از خواست دولت و رییس جمهور ترمپ برای‌شان اهمیت دارد.

سمپل می‌گوید استراتژی مذاکرات طالبان همیشه طوری بوده است تا خواسته‌های بیش‌تر را مطرح کنند و سپس منتظر برآورده شدن خواست‌های‌شان از جانب مقابل باشند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن