افغانستان بر لبه پرتگاه

نثاراحمد فیضی غوریانی

اعلامیه وزارت خارجه امریکا پس از سفر مایک پمپیو، وزیر خارجه آن کشور به افغانستان، وضعیت پیچیده و نگران‌کننده‌ای را رقم زده است. هر‌چند واکنش‌های رسمی به این اعلامیه از سوی ارگ و سپیدار یک‌سان نبود، ولی  نشان می‌دهد که هنوز عمق فاجعه‌ای که افغانستان می‌تواند با آن دچار شود، از سوی سران کشور و به ویژه ارگ به درستی محاسبه نشده است. این‌که گاهی در فضای مجازی عده‌ای می‌گویند میلیاردها دالر کمک قبلی کجا شد که کاهش یک میلیارد دالر دیگر بر زنده‌گی مردم تاثیر داشته باشد، حرف منطقی و محاسبه شده نیست. ارگ هم وقتی در واکنش به اعلامیه وزارت خارجه امریکا می‌آید و از سیاست «ریاضتی» سخن می‌گوید، عدم تحلیل دقیق وضعیت را نشان می‌دهد. شاید افغانستان یک ماه یا شش ماه آینده با چنان مشکل جدی از کاهش کمک یک میلیارد دالری امریکا به افغانستان مواجه نشود، ولی تبعات آن به شدت در سال‌های آینده محسوس خواهد بود.

از سوی دیگر اعلامیه وزارت خارجه امریکا صرفاً به کاهش کمک یک میلیارد دالری آن کشور در سال روان و یک میلیارد دیگر در سال آینده اشاره ندارد، بل جوانب دیگری را نیز در بر می‌گیرد که حتا از کمک‌های مالی امریکا به افغانستان می‌توانند اهمیت بیش‌تری داشته باشند. در این اعلامیه وضعیت موجود و اختلافات سیاسی میان ارگ و سپیدار «تهدید برای منافع» امریکا توصیف شده و در بخش دیگری گفته شده که امریکا از عملیات نظامی که ماهیت سیاسی داشته باشد، حمایت نمی‌کند. این دو موضوع که در متن اعلامیه آمده، نشان می‌دهد که امریکا نسبت به آن‌چه که در افغانستان می‌گذرد، بسیار ناراحت و عصبانی است. فراموش نکنیم که کشور ما با میلیارد‌ها دالری که در سال‌های گذشته از جامعه جهانی دریافت می‌کرد، قادر شده بود مقداری از چالش‌های داخلی خود را حل کند. کاهش و یا قطع کمک‌های خارجی به افغانستان در شرایط فعلی در یک سخن برگشت به گذشته است، به سال‌های جنگ، فقر و فروپاشی نهادها و ساختارهای حکومتی و دولتی. شاید حالا تحقق چنین مواردی زیاد عینی به نظر نرسد، ولی وقتی برگشت به عقب شروع می‌شود، روند بسیار تند و سریعی را می‌پیماید. آن وقت دیگر کسی به کسی نمی‌رسد که بگوید وضع چگونه است و چطور می‌شود کشور را نجات داد.

سیاست «ریاضت اقتصادی» که برای افغانستان اصلاً مصداق ندارد، حتا برای کشورهایی که بنیه قوی اقتصادی و سیاسی داشته‌اند، فلاکت‌بار بوده است. افغانستان زمانی می‌تواند به سیاست ریاضت اقتصادی فکر کند که خرج مأمور و سرباز آن از بیرون تأمین نشود. آنانی که سیاست ریاضت اقتصادی را در پیش می‌گیرند، به گونه‌ای در خود‌کفایی اقتصادی قرار دارند و بیش‌تر احتیاج‌های اقتصادی‌شان را از داخل برآورده می‌کنند. معاش مأمور و سرباز آن‌ها را کشورهای دیگر نمی‌پردازند. برای زراعت، جاده‌سازی، مکتب و دانشگاه خود محتاج کمک‌های جهانی و سازمان‌های بین‌المللی نیستند. کمک‌های جهانی عمدتاً در افغانستان دو رویکرد اصلی را دنبال می‌کرده است: نخست بیرون کردن کشور از فقر مزمن اقتصادی که در سال‌های جنگ گریبان‌گیر آن شده بود و دوم ایجاد نهاد‌ها و ساختارهای حکومت داری و نظام امنیتی و دفاعی. اگر میلیاردها دالر در سال‌های گذشته به افغانستان سرازیر شد و بخش عمده آن هم متأسفانه در چرخه مافیای قدرت و فساد هدر رفت، ولی بخش دیگر آن توانست وضعیت فعلی را رقم بزند؛ وضعیتی که در آن اردو و پولیس به وجود بیاید، میلیون‌ها کودک و جوان افغانستان به مکتب و دانشگاه بروند، تا حدودی زیرساخت‌ها و به ویژه شاهراه‌ها ساخته شود و ساختارهای حکومتی و دولتی ایجاد شود. حالا نیز برای دوام و بقای این ساختارها به کمک‌های جهانی نیاز وجود دارد و بدون آن افغانستان نمی‌تواند مشکلات خود را حل کند. از جانب دیگر امریکا متحد استراتژیک افغانستان به شمار می‌رود که با وجود امضای توافق‌نامه صلح با طالبان به عنوان رقیب حاکمیت فعلی، ولی حمایت خود را از حکومت و مردم افغانستان در زمان امضای توافق‌نامه صلح اعلام کرد. اگر این کشور نخواهد در عملیات‌های دشوار نظامی در کنار نیروهای امنیتی قرار بگیرد، چنان‌چه در بندی از اعلامیه وزارت خارجه امریکا به چنین چیزی به صورت مبهم اشاره شده است، آنگاه نیروهای امنیتی چگونه خواهند توانست در برابر ماشین جنگی طالبان و دیگر گروه‌هایی که در افغانستان می‌جنگند مقاومت کند؟

شعار دادن و حرف‌های احساسی گفتن یک چیز است و حل مشکلات کشوری که هرلحظه در خطر فروریزی و متلاشی شدن قرار دارد، چیزی دیگر. افغانستان همواره نیازمند کمک‌های بیرونی بوده و نمی‌تواند به آسانی و فوریت خود را به وضعیت نسبی استقلال اقتصادی برساند. در چهارده سال حاکمیت حزب دموکراتیک خلق در افغانستان، کمک‌های اتحاد شوروی وقت بود که قادر می‌ساخت نظام به بقای خود ادامه دهد. مگر مردم افغانستان سال‌های پایانی حکومت داکتر نجیب‌الله را فراموش کرده‌اند که کشور در محاصره اقتصادی قرار گرفت و امکانات نظامی و اقتصادی آن را اتحاد شوروی از طریق هوا اکمال می‌کرد؟ مگر مردم صف‌های طولانی در کنار تانک‌های تیل و نانوایی‌ها را به فراموشی سپرده‌اند؟ اگر امروز نیز عقلانیت سیاسی نتواند جلو چالش‌ها را سد شود، بدون تردید افغانستان به همان سال‌ها برمی‌گردد، به ویژه حالا که بحران ویروس کرونا نیز مزید بر علت شده است.

ارگ و سپیدار باید به فرمولی دست پیدا کنند که منافع سیاسی آن‌ها سبب گسستن شیرازه کشور نشود؛ هرچند تا به حال موضع‌گیری سپیدار نسبت به ارگ برتری‌های خود را نشان داده است. حتا در واکنش به اعلامیه وزارت خارجه امریکا خلاف موضع ارگ که از ریاضت اقتصادی سخن گفت، سپیدار در اعلامیه‌ای احتیاط‌آمیز سفر وزیر خارجه امریکا به افغانستان را فرصتی توصیف کرد که از آن استفاده خوب صورت نگرفت.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن