افغانستان در پرتگاه: آیا طالبان می‌توانند با کابل مذاکره کنند؟ – قسمت دوم

شورای کویته، شورای رسول را  متهم به طرفداری از مذاکرات می‌کند. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۵ ملا رسول، رهبر شورای رسول گفت که او در پرنسیب با مذاکره با کابل مخالف نبوده، بلکه از انحصار روند صلح توسط شورای کویته و مسئولیتی که در این روند به مقامات پاکستانی داده می‌شود، انتقاد کرد. علاوه بر این ساختار حکومتی‌ای را که شورشیان به کار گرفته‌اند، توسط همین شوراها چرخانده می‌شود. به عنوان مثال شورای کویته، شورای رسول و شورای شمال دارای کمیسیون‌های نظامی، عدلی و معارف خود هستند.

اگر تقسیم‌بندی‌ها باقی بماند یا تشدید شود، دست‌یابی به صلح سخت‌تر خواهد شد. صلح گزینشی با جناح‌های خاصی، گرایش دیگران در انجام عمل مغرضانه را افزایش می‌دهد، پدیده‌ای که بر روند صلح آسیب می‌رساند و خشونت را طولانی می‌سازد. دسته‌هایی که توسط حکومت کابل دعوت می‌شوند، می‌تواند مورد مجازات کسانی که از این روند بیرون مانده‌اند یا تمایل به مذاکره دارند، قرار گیرند. طرف‌های منطقه‌ای می‌توانند این روند را با تنظیم حمایت خارجی از جناح‌ها تقویت کنند.

به نظر می‌رسد که فرماندهان طالبان که مایل به صحبت با کابل هستند، از مجازات و انتقام سخت‌گیرانه در داخل جنبش و همچنان عناصری در دستگاه امنیتی پاکستان نگران اند. اگر بعضی از رویدادها در نظر گرفته شوند، این دید را تقویت می‌کند. در سال ۲۰۱۰، ملا برادر، معاون ملا عمر در جریان مذاکرات با برادر رییس جمهور حامد کرزی دست‌گیر شد؛ ادعایی که پاکستان آن را تکذیب می‌کند.

در سال ۲۰۱۳ پاکستان ملا منصور دادالله، فرمانده ارشد نظامی طالبان در جنوب افغانستان را به دنبال درخواست‌های کابل برای تسریع روند صلح آزاد کرد. تا سال ۲۰۱۵، دادالله به گونه‌ی آشکار مخالف خود منبی بر پذیرفتن اختر منصور به عنوان رهبر طالبان را ابراز داشت و در ماه نوامبر همان سال، مرگ او در نتیجه‌ی درگیری مسلحانه میان دو گروهی از طالبان در زابل گزارش شد. به همین ترتیب، ملا رسول در سال ۲۰۱۶ تحت شرایط مرموزی، در حالی که در پاکستان بود بازداشت شد. دیدگاه‌ها و موقف متضاد او منجر به مرگ وی در یک حمله‌ی همواپیماهای بدون سرنشین شد.

در کل، دو روند به نظر می‌رسد که در حال ظهور اند. رهبران گروه‌هایی که توانایی ادعای استقلال از شورای مسلط کویته را دارند و علاقه‌مند به تعامل با کابل و سایر بازیگران منطقه‌ای اند. هرچند رفتار مستقلانه‌ی آن‌ها، خطر مجازات از سوی رهبری مرکزی را در قبال دارد. در حال حاضر این نیز به نظر می‌رسد که دسته‌بندی «میانه‌روها» در داخل جنبش به گونه‌ی فزاینده خطر بلند را برای اکثریت فرماندهان طالبان در پی دارد.

به نظر می‌رسد که شورای کویته و مقامات پاکستانی موقف مخاصمت‌آمیزی جهت به حاشیه راندن کسانی که مرتکب عدم تعهد اند و تلاش دارند جبهه‌ی واحدی را که به زعم آن‌ها به معنای مذاکره است، اتخاذ کرده‌اند. ثانیاً و آنچه چشم‌انداز صلح را مبهم می‌سازد این است که با توجه به توانایی نظامی گروه‌ها، قوی‌ترین گروه به لحاظ نظامی برای برقراری تعامل با کابل کمتر علاقه گرفته‌اند. هر گونه داوری در مورد آینده، یک حدس باقی می‌ماند اما بعید به نظر می‌رسد که طالبان بتوانند جبهه‌ی متحدی را برای مذاکرات ارائه کنند.

بخش دوم: چشم‌انداز تغییرات ساختاری و نگرشی

با وجود وعده‌های اخیر، راه‌هایی برای ایجاد گفتمان معنادار فقط به آرامی ظهور می‌کند. در دراز مدت، این غیر عملی است که نقش طولانی و فعال سربازان خارجی را در مبارزه با طالبان انتظار داشت. به لحاظ استراتیژیک، این ممکن است به سود شورشیان بینجامد؛ زیرا فشار بیشتری بر نیروهای امنیتی تازه آموزش دیده‌ی امنیتی افغانستان وارد می‌کند.

با این حال در بلند مدت، طالبان نیز مشروعیت روایت خود را که ابراز مقاومت در برابر اشغال خارجی است، از دست خواهند داد. در مناطق شمالی و شرقی کشور، روگردانی فرماندهان کوچک‌تر به حرکت «دولت اسلامی» فرصتی برای دولت افغانستان، ایالات متحده و طالبان فراهم آورده که اولویت‌های کوتاه‌مدت خود را عجین کنند. دیدگاه‌ها در مورد این که آیا تعامل انفرادی گروه‌ها یک تلاش واقعی برای یافتن یک راه حل سیاسی است یا تبلیغی ساده، چند دست است. عملکرد باید بیشتر از سروصداها باشد. حملات توسط طالبان در ۲۰۱۷ در مقایسه با سال پیشتر افزایش یافت و تصویر بزرگ‌تر از جنگ ارائه کرد و آن این که شورشگری همچنان پایدار است.

با وجود این، در صورتی که همه‌چیز به جلو حرکت کند، ما باید رویکرد خلع سلاح جنگجویان طالبان (DDR) را در نظر بگیریم و چشم‌انداز برای رهبری این گروه، تبدیل شدن به یک سازمان حزبی است (تغییر ساختاری). ما هم‌چنین باید در نظر داشته باشیم که تا چه اندازه طالبان می‌توانند با جمعیت غیرنظامی ارتباط برقرار کنند و ارتداد ایدیولوژیک خود را از بین ببرند که تا کنون منجر به ناامیدی و نفرتی متأثر از سیاست‌های جهانی و تاریخ افغانستان شده‌اند. (تغییر نگرشی).

ادامه دارد…

دکمه بازگشت به بالا