افغانستان و پاکستان؛ عهدبستن‌ها و عهدشکستن‌ها

اسحق‌علی احساس

امضای سند دیدگاه مشترک

پنج‌شنبه، ۲۹ عقرب، عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان در یک سفر یک‌روزه به کابل آمد. آقای خان از سوی کابل استقبال خوب شد و دو طرف از دیدارشان راضی بودند. در جریان این سفر، روی سند «دیدگاه مشترک پیرامون حمایت از صلح و ثبات دو کشور و منطقه» توافق شده است. شام‌گاه روز پنج‌شنبه، در ختم سفر عمران خان به کابل، وزارت خارجه‌ی کشور اعلام کرد که این سند از اهمیت ویژه‌ای پیرامون توافق روی اصول اساسی و برنامه‌ی هم‌کاری میان دو کشور برخوردار است. براساس اطلاعات ارایه‌شده از سوی وزارت خارجه، موضوعات عمده‌ی این سند شامل هم‌کاری در زمینه‌ی صلح، امنیت و توسعه‌ی هم‌کاری‌های اقتصادی و مردمی میان دو کشور است. در تفصیل سند «دیدگاه مشترک پیرامون حمایت از صلح و ثبات دو کشور و منطقه» آمده است که نماینده‌گان پلندپایه‌ی جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان بر این اصل اساسی توافق کردند که جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان باید دیدگاه مشترک جدیدی را برای کمک به هم‌دیگر در راستای پیش‌برد صلح و برقراری ثبات در هر دو کشور و فراتر از آن، تدوین کنند. هم‌چنان در بخش دیگری از این سند آمده است که دو طرف بر عزم خود تأکید می‌کنند که هر دو کشور باید نگاه‌های‌شان را به روابط آینده‌ای متمرکز سازند که مبتنی بر اعتماد باشد و نتایج ملموسی را به دنبال داشته باشد.

دو طرف نیز توافق کرده‌اند که هرگونه دیدگاه و چشم‌انداز مشترک برای افغانستان و پاکستان، باید عناصری چون روابط ویژه که شالوده‌ی آن‌را شفافیت و احترام متقابل و کامل به حاکمیت‌های ملی یک‌دیگر تشکیل دهد را شامل شود. براساس این سند، موضع‌گیری افغانستان در «چندهم‌سویی» با سایر کشورها و پی‌گیری روابط دوستانه با آنان باید به گونه‌ای باشد که فرصت واقعی بهره‌برداری را برای هر دو کشور فراهم کند و بالعکس هیچ تهدیدی را ایجاد نکند. در این سند آمده است که خاک دو کشور نباید در جهت اهداف بدخواهانه علیه خاک دیگری استفاده شود و هر دو کشور برای شناسایی و مقابله با دشمنان صلح، طرف‌های صلح‌ناپذیر و کسانی که روند صلح را تخریب می‌کنند، هم‌کاری کنند. در این سند هم‌چنان آمده است که رهبران دو کشور برای تداوم هم‌کاری‌ها از پایتخت‌های هم‌دیگر به طور متناوب بازدید خواهند کرد. براساس این طرح، اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان در جریان ربع اول سال ۲۰۲۱، یک بازدید متقابل از اسلام‌آباد خواهد داشت.

این سفر در حالی صورت گرفت که پیش از این، آقای غنی دست‌کم سه‌بار از عمران خان برای سفر به افغانستان دعوت کرده بود؛ اما از زمان به قدرت رسیدن آقای خان، حدود سه‌سال طول کشید، تا او به کابل بیاید. پیش از این، خان و غنی دو بار با یک‌دیگر دیدار کرده‌ بودند. نخستین دیدار آنان در ماه جوزای سال ۱۳۹۸ در حاشیه‌ی چهاردهمین اجلاس سران سازمان هم‌کاری‌های اسلامی در شهر مکه‌ی عربستان صورت گرفت. در آن دیدار غنی نسبت به تحول تاریخی در روابط افغانستان و پاکستان ابراز خوش‌بینی کرده بود. دیدار دیگر آنان در ماه سرطان ۱۳۹۸، یک ماه بعد از دیدار اول‌شان، در پاکستان انجام شد. غنی به دعوت رسمی دولت پاکستان به اسلام‌آباد رفت و با مقامات آن کشور از جمله نخست‌وزیر، دیدار کرد. هم‌زمان با این دیدارها، در سه‌سال گذشته، غنی و خان چهار تماس تلفنی داشته‌اند. نخستین تماس تلفنی آنان پس از پیروزی خان در انتخابات پارلمانی پاکستان، برقرار شد. آقای غنی پس از تماس با عمران خان، اعلام کرده بود که دو طرف توافق کرده‌اند که بر گذشته غلبه کنند و برای روابط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دو کشور اساس تازه بگذارند. روی هم‌رفته در تمامی دیدارها و تماس‌های تلفنی، محور بحث‌های دو طرف، هم‌کاری‌های دو کشور در زمینه‌ی صلح، گسترش روابط سیاسی و اقتصادی بوده است.

در کنار تماس‌ها، دیدارها و اظهارنظرهای دوستانه‌ی رهبران حکومت‌های مستقر در کابل و اسلام‌آباد، در ‌سال‌های گذشته خان و غنی اظهارات جنجالی نیز داشته‌اند. غنی در مجموع در جریان شش سال ریاست جمهوری‌اش، بارها اظهارات ضد و نقیض در مورد پاکستان داشته است. او پس از این‌که در سال ۱۳۹۳ به قدرت رسید، برقراری رابطه‌ی استراتژیک با پاکستان را اولویت سیاست خارجی‌اش اعلام کرد. پس از مدتی، خوش‌بینی‌های غنی به ناراحتی مبدل شد و او حرف از منزوی‌کردن پاکستان به زبان آورد. رابطه‌ی کابل و اسلام‌آباد به سردی گرایید. پس از آن در ۹ دلو سال ۱۳۹۸، یک روز پس از تظاهرات افغان‌ها در چند ولایت افغانستان در اعتراض به بازداشت منظور پشتین از سوی پولیس پاکستان،  گذرگاه تورخم بین دو کشور از طرف پاکستان برای چند ساعت بسته شد. قبل و بعد از این اتفاق، محمداشرف غنی هر باری که اعتراض جنبش تحفظ پشتون‌ها به اوج می‌رسید، اعلام می‌کرد که کاملاً از آنان حمایت می‌کند. هم‌چنان در بهار امسال در مراسم تحلیف محمداشرف غنی، تعدادی از فعالان خیبرپشتون‌خواه به ارگ ریاست جمهوری دعوت شده بودند. غنی حین سخنرانی، با احساسات منحصر به فرد و با لحن عجیبی از تشریف‌آوری آنان تقدیر و تشکر و آنان را برادر و خواهر خطاب کرد. به دنبال اعلام حمایت غنی از جنبش تحفظ پشتون‌های پاکستان، تحلیل‌ها بر این بود که آقای غنی به دلیل نوعی احساس هم‌ذات‌پندارانه و گرایش شدید قومی، از پشتون‌های آن سوی خط دیورند حمایت می‌کند. حتا یاران و دوستان نزدیک آقای منظور پشتین هم در اظهارنظرهای شان، بر این امر صحه گذاشتند. محسن داور، یکی از یاران منظور پشتین در صحبت با یکی از رسانه‌ها گفته بود که افغان‌ها در دو سوی خط دیورند تقسیم شده‌اند، هر آن‌چه بر سر یکی از ما اتفاق بیفتد، ما درد یک‌دیگر را حس می‌کنیم و به همین دلیل آقای غنی از جنبش تحفظ پشتون‌ها حمایت می‌کند.

قبل از آن، در ماه ثور ۱۳۹۶، محمداشرف غنی گفته بود که پاکستان در انزوا به سر می‌برد. آقای غنی هم‌چنان افزوده بود که پاکستان باید از حمایت تروریستان دست بردارد. هم‌چنان، در ماه قوس ۱۳۹۵، اشرف غنی و نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند در سخنان‌شان در کنفرانس قلب آسیا، بدون ذکر نام پاکستان، از همسایه‌گان خواستند که از پناه‌دادن و حمایت تندروانی که در منطقه دست به خشونت می‌زنند، دست بردارند. مخاطب سخنان غنی و مودی، پاکستان بود. در واکنش به این حرف‌ها، سرتاج عزیز، مشاور ارشد نخست‌وزیر پیشین پاکستان گفت که آقای غنی آن‌چه را هند می‌خواست بشنود، بیان کرد.

عمران خان نیز در سه‌سال گذشته اظهارات جنجالی در مورد افغانستان داشته است. در ماه حوت سال ۱۳۹۷، خان گفته بود که قرار است در آینده‌ی نزدیک «حکومت جدیدی» در افغانستان روی کار آید. در ماه حمل سال ۱۳۹۸ نیز خان در اظهارنظر دیگری، حکومت وحدت ملی به ریاست محمداشرف غنی را مانع اصلی در برابر روند صلح افغانستان توصیف کرده بود. در جریان سال جاری نیز پاکستان میزبان چهره‌هایی بوده است که بیرون از حکومت هستند و در جبهه‌ی اپوزیسیون قرار دارند. آن‌چه از رابطه‌ی پر خم و پیچ افغانستان و پاکستان در چند سال اخیر می‌توان نتیجه گرفت، این است که روی‌کرد دو کشور نسبت به یک‌دیگر چندان تغییر نکرده است و چون گذشته پر فراز و نشیب است.

گذشته‌ی خونین و پر از بی‌اعتمادی

رابطه‌ی افغانستان و پاکستان در طول تاریخ پیچیده بوده است. در سال ۱۸۹۳ میلادی، میان عبدالرحمان و هیأت هند بریتانوی، توافق‌نامه‌ای امضا شد که براساس آن مرز میان دو کشور (هند بریتانوی و افغانستان) مشخص شد. عبدالرحمان در جلد دوم کتاب تاج‌التواریخ می‌نویسد که برای حل اختلافات، هیأتی را از دولت هند بریتانوی به کابل دعوت کردم تا قلمرو دو دولت مشخص شود. او می‌گوید که در باب خط سرحدی توافق شد تا خط مذکور از چترال و گردنه‌ی بروغیل تا پشاور و از آن‌جا تا کوه ملک سیاه کشیده شود. عبدالرحمان می‌نویسد که براساس این توافق، واخان، کافرستان، اسمار، طایفه‌ی موهمند لال‌پوره و بخشی از وزیرستان مربوط افغانستان شد و برعکس او (عبدالرحمان) ادعای حقوق خود را در مورد چغایی و باقی وزیرستان، بلند خیل، کرم، افریدی، باجور، سوات، بنیر، دیر، چیلاس و چترال کنار گذاشت.

با امضای این توافق‌نامه، مرز میان افغانستان و هند بریتانوی مشخص شد. پس از عبدالرحمان، حاکمان کابل هر از گاهی ادعای مالکیت نسبت به سرزمین‌های آن‌سوی دیورند داشته‌اند. در سال ۱۹۴۷ میلادی، افغانستان در سازمان ملل متحد به پذیرش پاکستان مستقل از هند رأی منفی داد و با شکل‌گیری این کشور مخالفت کرد. پس از کودتای سرطان ۱۳۵۲ و روی کار آمدن محمد داوود خان در کابل، وضعیت تغییر کرد. داوود خان اعلام کرد که سرزمین‌های آن‌سوی دیورند مربوط به افغانستان است. او با انتقاد از سکوت سلطنت در این رابطه، شعار پشتونستان‌خواهی را در دستور کارش قرار داد و از جدایی‌طلبان پاکستان حمایت کرد. پس از چندی، در شرایطی که کابل تحت فشار پاکستان و استخبارات منطقه قرار داشت و از مسکو نیز فاصله گرفته بود، داوود خان دست از پشتونستان‌خواهی کشید و پیام حسن نیت‌اش را به پاکستان فرستاد. به دنبال آن، ذوالفقار علی بوتو، نخست‌وزیر وقت پاکستان به کابل سفر کرد و از داوود خان دعوت کرد که به پاکستان سفر کند. براساس مستندات تاریخی، دیدارهای بوتو و داوود دوستانه بوده است. ظاهر طنین در کتاب افغانستان در قرن بیستم نوشته است که رابطه‌ی افغانستان و پاکستان پس از یک دوره تشنج، در مسیر جدیدی قرار گرفت. طنین، جریان سفر داوود به پاکستان و دیدار او با بوتو را این گونه نقل کرده است: «یک دعوت فوق‌العاده‌ای بود که هیچ زعیم دولت را تا این حد پذیرایی نکرده بود. مذاکراتی که طی پانزده ساعت در چهار روز صورت گرفت، بوتو به داوود خان گفت که من تو را پدر می‌خوانم و قضیه‌ی پشتونستان را به هر ترتیبی که تو بخواهی من می‌خواهم همان‌طور باشد. لکن فکر باید بکنید شما که یک پسر را پیش ملتش خجالت ندهید.» (ظاهر طنین، ۱۳۸۴: ۱۸۷).

پس از این دیدار، با وصف تشریفات بسیار، روی‌کرد پاکستان نسبت به افغانستان تغییر نکرد. پاکستان با تأسیس آموزشگاه‌ها در داخل خاکش، تندروان افغانستان را آموزش نظامی داد و در سال‌های بعد علیه افغانستان استفاده کرد. با روی کار آمدن دولت دموکراتیک در افغانستان، منازعه‌ی افغانستان و پاکستان وارد فصل جدیدی شد. مداخله‌ی نظامی در دستور کار پاکستان قرار گرفت و اسلام‌آباد از طریق تنظیم‌های جهادی، جنگ علیه افغانستان را پیش برد. هم‌زمان، افغانستان از جدایی‌طلبان بلوچ و پشتون پاکستان و هم‌‌چنان مخالفان سیاسی آن کشور حمایت کرد. نتیجه‌ی این جنگ، سقوط دولت دموکراتیک افغانستان بود.

پس از پیروزی مجاهدین، پاکستان هیچ‌گاهی فرصت تشکیل یک دولت مقتدر و فراگیر را به تنظیم‌ها و احزاب جهادی نداد. این‌جا بود که جنگ داخلی در افغانستان شدت گرفت و کابل در آتش این جنگ سوخت. گروه طالبان نیز از ظهور تا سقوط تحت حمایت مسقیم پاکستان قرار داشت. روی هم رفته می‌توان گفت که در جریان تمام این سال‌ها، پاکستان دست از مداخله در امور افغانستان نکشید و افغانستان هم در برابر پاکستان کوتاه نیامد. پس از ۲۰۰۱ نیز وضعیت تغییر نکرد. حکومت‌های افغانستان در نوزده سال گذشته، اظهارات ضد و نقیض در مورد پاکستان داشته‌اند. پاکستان نیز در جریان این سال‌ها از گروه‌های مخالف مسلح دولت افغانستان حمایت کرده است.

نتیجه‌گیری

رابطه‌ی افغانستان و پاکستان در طول تاریخ، پر فراز و نشیب بوده است. دو کشور گاه به هم دست دوستی داده‌اند و گاه از در دشمنی با هم‌دیگر رابطه برقرار کرده‌اند. حاکمان دو دولت به صورت هم‌زمان، عهدها بسته و عهدها شکسته‌اند. پاکستان پناه‌گاه مخالفان دولت‌های مستقر در کابل بوده است و افغانستان اقامت‌گاه مخالفان سیاسی اسلام‌آباد، جدایی‌طلبان بلوچ و پشتون پاکستانی. رابطه‌ی دو کشور در طول تاریخ در نوع خود، یکی از پیچیده‌ترین رابطه‌ها بوده است. گاهی کابل به پاکستان زخم زده است و گاهی هم اسلام‌آباد به افغانستان. زخم‌های پاکستان اما کاری بوده است. کاری‌ترین زخم آن کشور، حمایت از احزاب و تنظیم‌های جهادی در جنگ مسلحانه در برابر دولت دموکراتیک بود که در ذیل استراتژی کشتن با هزار زخم از سوی اسلام‌آباد دنبال شد. افغانستان نیز هیچ‌گاه نسبت به اتفاقات آن‌سوی دیورند بی‌توجه نبوده است. حاکمان کابل گاه حرف از انزوای پاکستان زده‌اند و گاه نسبت به سرزمین‌های آن سوی دیورند اظهاراتی داشته‌اند که معنایی جز ادعای ارضی نداشته است.

سفر عمران خان به کابل و دعوت‌اش از محمداشرف غنی برای سفر به پاکستان و امضای سند «دیدگاه مشترک پیرامون حمایت از صلح و ثبات دو کشور و منطقه» نیز در ادامه‌ی رابطه‌ی پیچیده و اقدامات گاه خصمانه و گاه دوستانه‌ی گذشته، صورت گرفته است. واقعیت این است که مسأله‌ی افغانستان و پاکستان، ریشه در گذشته و نوع نگاه دو طرف نسبت به خط دیورند و مناطق آن سوی این خط دارد. تا زمانی که دو کشور، نتوانند در پیوند به این مسأله به توافق برسند، اقدامات تشریفاتی و سفرهای رهبران حکومت‌های دو کشور آن‌گونه که در گذشته ره به جایی نبرده است، در آینده نیز نمی‌تواند گرهی از مشکلات افغانستان و پاکستان باز کند.

منبع‌ها

۱. تاج‌التواریخ، امیر عبدالرحمان خان، جلد اول و دوم، انتشارات میوند.

۲. افغانستان در قرن بیستم (۱۹۰۰-۱۹۹۶)، ظاهر طنین، انتشارات عرفان.

دکمه بازگشت به بالا
بستن