افغانستان و صد سال سیاست خارجی

محمدآصف ایوبی دانشجوی مقطع ماستری روابط بین‌الملل

امان‌الله خان یکی از شاهان مشروطه‌خواه و آزادی‌طلب افغانستان بود. او از آغاز سلطنتش موضوع استقلال افغانستان را در صدر برنامه‌های کاری‌اش قرار داده بود. او زمانی که در سوم مارچ ۱۹۱۹ تاج شاهی به سر نهاد، چنین بیان کرد: «به آن شرط این تاج‌ تخت را می‌پذیرم که شما با اندیشه‌ها و افکار من همکاری کنید. حکومت افغانستان باید از نگاه داخلی و خارجی کاملاً مستقل و آزاد باشد.» سرانجام او در ۱۸ آگست ۱۹۱۹ میلادی استقلال رسمی افغانستان را اعلام کرد و مردم افغانستان همه‌ساله روز استقلال افغانستان را در ۲۸ اسد جشن می‌گیرند.

از استقلال افغانستان در ۱۹۱۹ تا کنون، یک قرن از دیپلماسی معاصر افغانستان گذشته است. اولین سفرهای شاه امان‌الله خان به ایران، مصر، اتحاد جماهیر شوری، ترکیه و تعدادی از کشورهای اروپایی بود که این را می‌توان  اوج شکوفایی سیاست خارجی مستقل و دیپلماسی فعال افغانستان نام گذاشت. ولی مدت کوتاهی از این شکوفایی نگذاشته بود که افغانستان روبه‌رو با کشمکش‌های داخلی، تنش‌های مبتنی از جنگ جهانی دوم و ایجاد قهرآمیز پاکستان در امتداد خط دیورند و درگیری‌های جنگ سرد بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده امریکا شد.

در این راستا افغانستان برای حفظ قدرت سیاست بی‌طرفی، ذهنیت دیپلماسی محافظه‌کارانه و واکنشی را اتخاذ کرد که زیادتر در سایه بازی کشورهای دیگر عمل می‌کرد. در سال ۱۹۵۹ صدراعظم آن زمان در یک مصاحبه با خبرنگار امریکایی گفت: «معنای بی‌طرفی نزد ما این است که آرزو نداریم در کشمکش‌های جهانی طرف واقع شویم یا در بلاک‌های نظامی و غیره شامل شویم. افغانستان می‌خواهد که به عنوان یک ملت زنده و انسان‌دوست دنیا در دوستی و صمیمیت با همه کشورهای جهان زنده‌گی کند.»

تا اواخر دهه ۱۹۷۰ دستگاه دیپلماسی کشور در ساختار، تا اندازه‌ای به مجری نسبتاً مسلکی سیاست خارجی کشور بدل گشته بود‌، ولی هنوز با دیدگاه‌ها و سلیقه‌های شخصی و خاندانی باقی مانده بود. دستگاه دیپلماسی کشور با دیدگاه‌ها شخصی به پیش برده می‌شد و منافع ملی و اهداف سیاست مشخص برای برآورده ساختن منافع داخلی در روابط بین‌الملل وجود نداشت.

با سپری شدن شش دهه از استقلال کشور و شکوفایی سیاست خارجی مستقل و با اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوری در دسامبر ۱۹۷۹‌، استقلال افغانستان دوباره سلب شد. در ابتدا این باور وجود داشت که این اشغال برگشت‌ناپذیر است. اما قیام‌های مردمی در نقاط مختلف افغانستان علیه آن به امریکا و متحدان غربی‌اش این زمینه را فراهم کرد تا به منظور جبران شکست ویتنام و پیروزی جنگ سرد به نفع‌شان در این زمینه فعالیت‌های‌شان را آغاز کنند. با گذشت چند سال، اشغال، به نقطه اوج تنش میان دو ابرقدرت جهان بدل شد.

در این زمان دیپلماسی مردمی به رهبری گروه‌های مختلف مجاهدین افغانستان با پشتی‌بانی قطع‌نامه‌های سازمان ملل متحد و حمایت بین‌المللی پیشی گرفت. موازی با نماینده‌گی‌های رسمی افغانستان اشغالی، نماینده‌گی‌های مختلف مجاهدین با حمایت مهاجرین افغان و به هدف اصلی برنامه‌های شخصی برای خودشان و ظاهری برای نجات افغانستان از اشغال شوروی و جلب مساعدت‌های بین‌المللی در نقاط مختلف جهان فعال گردید.

با توافق‌نامه ژنیو در سال ۱۹۸۸ با ضمانت اتحاد جماهیر شوری و ایالات متحده امریکا بین حکومت‌های افغانستان و پاکستان بدون اشتراک مجاهدین و راه‌کار عملی صلح به امضا رسید و به اساس آن مسکو خروج نیروهایش را از افغانستان در اوایل ۱۹۸۹ تکمیل کرد. وقایع بعدی را بیش‌ترین  تحولات سیاسی و نظامی داخل افغانستان و اتحاد جماهیر شوروی که منجر به فروپاشی آن شد و هم‌چنان سیاست پاکستان و مذاکرات مستقیم مجاهدین با رهبری فدراسیون روسیه تعیین کرد.

این در حالی است که پاکستان طعم شکست در سه جنگ بزرگ را با هند تجربه می‌کرد، در صدد این شد تا پالیسی جنگ نیابتی را در منطقه در پیش بگیرد و در ایجاد هرج‌ومرج در کابل و به تعقیب آن اشغال تدریجی افغانستان توسط گروهای نیابتی افراطی و تروریستی فایق آمد که سرانجام به اشغال کابل توسط طالبان در سپتامبر ۱۹۹۶ انجامید. متعاقباً پاکستان تلاش ورزید تا به اعتبار بین‌المللی افغانستان لطمه بزند.

با خروج طالبان از افغانستان صفحه نوین در سیاست خارجی و روابط خارجی افغانستان با جهان گشوده شد. نخستین سفرهای خارجی حامد کرزی در سال ۲۰۰۱ برای ایجاد توافق‌نامه‌های همکاری و ایجاد روابط افغانستان با جهان آغاز شد. حامد کرزی توانست در ۱۳ سال حکومتش ۱۶۷ سفر به کشور‌های مختلف جهان داشته باشد. بیش‌تر این سفرها به هدف جذب کمک به افغانستان انجام شد و هم‌چنان او توانست در این سفرها چندین توافق‌نامه و پیمان امنیتی میان افغانستان و کشورهای دیگر جهان به امضا برساند. حامد کرزی در زمام‌داری‌اش در سیاست‌گذاری‌های خارجی به خصوص در لحن و برخورد با بزرگ‌‌ترین  متعهد افغانستان در سال اخیر کاری‌اش بسیار احساساتی و شخصی رفتار کرد. این یک نوع بی‌ثباتی روحی و بی‌ثباتی سیاسی و استراتژیک می‌تواند در سیاست خارجی و روابط خارجی افغانستان به شمار آید.

رییس جمهور غنی روز مراسم تحلیف‌اش از تلاش بسیاری از کشورها برای گرم کردن میدان جنگ در افغانستان سخن زد و تاکید کرد که برای برداشتن بستر این چالش‌ها، برقراری روابط خوب با کشورهای همکار و تأمین امنیت در منطقه، سیاست‌های واضح خواهد داشت. او توسعه‌ی پنج حلقه را در روابط خارجی حکومتش با کشور‌های دیگر، محور اصلی سیاست خارجی‌اش عنوان می‌کند.

رییس جمهور غنی گفت: «برای انسجام و مدیریت سیاست خارجی که منتج به امنیت و رفاه کشور شود نیاز است تا پنج حلقه‌ی ارتباط خود را در سطح منطقه و جهان مشخص سازیم.»

رییس جمهور غنی در نخستین روز کاری‌اش به عنوان رییس جمهور افغانستان توافق‌نامه‌ی امنیتی و دفاعی را با امریکا امضا کرد و بر گسترش روابط با جهان به خصوص امریکا تعهد بست. او در شش ماه نخست کاری‌اش ۱۱ سفر به کشور‌های جهان داشته است و در این سفرها هفت توافق‌نامه امنیتی و اقتصادی امضا کرده است.

در نشست سران ناتو که عبدالله عبدالله رییس اجرایی حکومت افغانستان نیز با آقای غنی همراه بود، خواستار ادامه کمک در بخش امنیتی کشور شدند. در این میان سفر عبدالله عبدالله به هند و سفرهای پایانی آقای غنی در سال گذشته هجری به عربستان سعودی، سفرهایی بوده‌اند که به روند صلح افغانستان بیش‌تر اثرگذار بودند. بزرگ‌‌ترین  تنش‌ها در روابط خارجی میان افغانستان و پاکستان بود و این تنش‌ها بارها میان حکومت افغانستان و پاکستان سرخط رسانه‌ها و افکار عمومی قرار گرفت. 

با تمام تنش‌هایی که در سیاست خارجی  افغانستان وجود دارد‌، می‌توان گفت که سیاست خارجی افغانستان تحت اداره و مدیریت این کشور است و در سیاست خارجی این کشور یک اجماع سیاسی در حال شکل‌گیری است که بر بنیاد آن افغانستان در میان کشورهای منطقه از صلح و روابط گسترده اقتصادی برخوردار خواهد شد و سیاست خارجی با ثبات افغانستان می‌تواند سبب ثبات منطقه و جهان شود.

دکمه بازگشت به بالا
بستن