زنان افغان و راه دشوار تثبیت جایگاه در آینده سیاسی

داکتر عاطفه طیب

گرامی‌داشت از روز جهانی زن در افغانستان مجالی‌ است برای به تصویر کشیدن قربانی‌ها، قهرمانی‌ها، تلاش‌ها و فداکاری‌های زنان در مسیر پر فراز و نشیب مبارزات حق‌طلبانه‌شان در چندین دهه جنگ و منازعه در کشور.

با آن‌که جنگ چهل ساله و فراز و نشیب‌های مختلف در کشور باعث شد تا نقش ‌و حضور زنان در عرصه‌های مختلف عامه و خصوصی کم‌رنگ شود، اما در دو دهه گذشته حکومت افغانستان دست‌آوردهایی در این راستا داشته ‌است که بدون تردید یکی از آن‌ها، حضور مشهود زنان در ساختارهای حکومتی و ایجاد فرصت‌ها برای زنان در سطوح مختلف است؛ آن‌چه که شاید تحقق آن برای زنان افغان رویایی بیش نبود.

کابینه دولت جمهوری اسلامی افغانستان با تصویب پالیسی افزایش مشارکت زنان در ادارات خدمات ملکی، گام مهمی را در راستای افزایش حضور زنان در ادارات دولتی برداشت. گزارش سالانه کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی افغانستان در سال ۲۰۱۹ حضور زنان در بست‌های اداری را ۲۷.۵ درصد نشان داده‌ که این سطح حضور زنان در نتیجه تطبیق پالیسی مذکور بوده‌ است. با مراجعه به یافته‌های بانک جهانی، دیده می‌شود که درصدی حضور زنان در ادارات خدمات ملکی در افغانستان در مقایسه با تعدادی از کشورهای همسایه و منطقه، مثل ایران و هندوستان، از جایگاه بهتری برخوردار است که مایه خرسندی‌ است. از جانب دیگر، حضور زنان در پست‌های رهبری و استراتژیک، مثل وزارت‌خانه‌ها، معینیت‌ها، ریاست‌ها و کمیسیون‌های مستقل امیدوار کننده و درخور ستایش است.

از روی انصاف، زنان نیز در این مدت و با استفاده بهینه از فرصت مساعد شده، توانسته‌اند تا حدی به عنوان بازی‌گران درشت در حوزه‌های گوناگون درخشش داشته باشند و توانایی‌های خویش را به نمایش بگذارند. فضای مکدر دیروز را اندازه‌ای فراموش کنند و زیر ستم و شلاق روزگار کم نیاورند.

مبارزه آهسته ولی پیوسته زنان در رکاب ارزش‌های تعریف‌ شده و‌ در حیطه باورهای ناب انسان‌مدارانه بوده است، نه در چارچوب هویت‌های خرد جنسیتی، تباری و گروهی. این مبارزه از دست‌یابی به حقوق اساسی تا دادخواهی برای برابری‌ و از تحقق شرایط انسانی در جامعه تا مبارزه علیه تبعیض و‌ خشونت جنسیتی را بدون هیچ‌گونه مرزبندی‌ای شامل بوده  است.

زنان با فعالیت در سطوح مختلف ثابت ساختند که آنان نیز مثل مردان با دانایی و توانایی، آگاهی و خرد مجهز اند و علاوه بر موفقانه به انجام رسانیدن مسوولیت‌های خویش در زنده‌گی و امور کاری آماده‌اند از داعیه‌ انسان‌محورانه خودشان تا آخرین رمق پاسبانی کنند.

خوشبختانه در این اواخر شاهد هستیم که گفت‌وگوهای صلح بین حکومت افغانستان و مخالفان مسلح تحت حمایت جامعه جهانی با جدیت جریان دارد. حکومت با فراهم‌سازی زمینه گفت‌وگوها و ترتیبات برای آن و برداشتن گام‌های موثر، امید تحقق صلح پایدار در کشور را در میان مردم زنده ساخته‌ است. از جانب دیگر، هرچند برایند چنین صلحی هنوز روشن نیست، تاکنون این روند برای زنان با نگرانی‌هایی نیز همراه بوده ‌است. وضعیت این گفت‌وگوها تا اندازه‌ای زنان را نسبت به جایگاه آینده‌شان و پایداری واقعی این صلح نگران ساخته‌ است. بدون شک، صلح پایدار مستلزم مشارکت برابر همه شهروندان، زنان و مردان، در عرصه عمومی کشور و جامعه است. یعنی اگر ما به رسیدن به صلح واقعی فکر می‌کنیم، نقش و مشارکت زنان بخش مهم و اساسی این صلح باید باشد. با آن‌که از جانب حکومت افغانستان زنان در ترکیب هیأت مذاکره‌کننده صلح و ساختارهایی که برای صلح فعالیت می‌کنند، در نظر گرفته شده‌ است، اما از جانب طالبان علاوه بر این‌که هیچ زنی در ترکیب هیأت‌شان حضور ندارد، از شواهد چنین برمی‌آید که آن‌ها به تساوی حقوق زن و مرد باور ندارند. این امر می‌تواند نشان دهنده عدم توجه طالبان به اهمیت حضور زنان برای مشارکت در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و تصمیم‌گیری‌های مهم و تعیین‌کننده ‌باشد.

در متن توافق‌نامه طالبان با امریکا که یک‌سال قبل به امضا رسید، هیچ تضمین صریحی بر مشارکت سیاسی زنان و حق برابر آن‌ها وجود ندارد. هرچند جامعه‌ جهانی و دولت افغانستان بر دفاع از حقوق زنان تأکید می‌کنند و گاهی آن‌ را «خط سرخ» می‌دانند، اما مهم است که چه اقدامات اساسی، بنیادی و عملی برای پشتیبانی از این خواست روی دست گرفته می‌شود.

گفت‌گوها بین حکومت افغانستان و مخالفان مسلح از همان ابتدا با افزایش خشونت از جانب گروه‌های مخالف همراه بوده است؛ اما روند جدیدی که موجی از قتل‌های هدفمند مقامات حکومتی، فعالان جامعه مدنی، روزنامه‌نگاران و کارمندان رسانه‌ها و کارمندان خدمات ملکی و به ویژه زنان را در بر دارد، باعث نگرانی جدی مردم شده ‌است. هدف قرار دادن زنان شاغل و فعال اجتماعی به وضوح نیت مخالفان حکومت در خصوص جایگاه زنان را به تصویر می‌کشد. بنابراین، بیم خوف‌ناک و جان‌گداز برای زنان خوابیده‌ است و احتمال یک سرنوشت محتوم از گفت‌وگوهای صلح می‌رود که یکی از موارد پر ابهام در این میان جایگاه، دست‌آوردها و حقوق زنان است که مبادا قربانی این روند گردد.

صدای زنان باید با قدرت هرچه بیش‌تر در مذاکرات صلح انعکاس داده شود و خواست‌های ما تحقق یابد. ما زنان رنج‌دیده و مغموم که برای رسیدن تا این سطح، قربانی‌های بی‌شمار داده‌ایم، یکی از طرف‌های درشت پروسه صلح هستیم و همه طرف‌ها باید فراست گفت‌وگو با زنان افغان را داشته باشند و در مورد سرنوشت‌شان با آن‌ها وارد مذاکره شوند. ما از آدرس نیمی از پیکر جامعه، زنده‌گی‌ منهای شرق و غرب را می‌پذیریم و به زنده‌گی در چارچوب تعریف شده شرعی – شهروندی آبرومندانه باورمندیم.

نگرانی‌های مطرح شده، سبب شد تا در یک فضای مکدر ذهنی این یادداشت کوتاه را بنویسم و ادای مسوولیتی داشته باشم در برابر داعیه‌های کلانی که مدت‌ها در منظومه باورهایم جا دارند و هر دم در سپهر تاریک روزگار قد می‌کشند. در اخیر برای موفقیت روند صلح و ‌‌رفع نگرانی‌های زنان دو پیشنهاد دارم:

  1. رعایت اصل برابری قانونی برای هر فرد به عنوان شهروند در آینده افغانستان:

کانت، دانشمند آلمانی سده نوزدهم در ارتباط به ختم جنگ و دست‌یابی به صلح فلسفه «صلح ابدی جهانی» را مطرح کرده ‌است. بخشی از فلسفه کانت، ارایه اصل برابری قانونی برای هر فرد به عنوان شهروند است. وی معتقد بود که هر فرد باید به گونه مساوی، بخشی از روند سیاسی باشد و بر همین اساس، نظام در زمان جنگ و صلح متعلق به مردم است تا خود تاوان عواقب تصمیم‌های سیاسی خویش را بپردازند. بنابراین، نیاز بنیادی است تا در روند صلح صدای همه اقشار جامعه شنیده شود و زنان افغان منحیث نیمی از پیکر جامعه، بخش اساسی این روند بزرگ سیاسی باشند.

اگر واقعاً تحقق صلح در بدل آوردن تغییرات ممکن است، این مردم‌اند که باید در مورد تک تک این تغییرات ابراز رای و نظر کنند. این تغییرات در هر سطحی که باشد باید مردم تعیین کننده آن باشند. اگر برای رسیدن به صلح در مورد چگونه‌گی نوعیت نظام افغانستان ملاحظاتی وجود دارد، باید مردم از طریق انتخابات در مورد آن تصمیم بگیرند و تنها رای مردم تعیین‌کننده نوعیت حاکمیت بعدی باشد، نه تقسیمات حزبی، قومی، جغرافیایی و زبانی.

  1. دادخواهی مستمر برای بهبود و حفظ جایگاه زنان در آینده سیاسی:

با استفاده از فرصت‌های مختلف، از جمله تجلیل روز زن، باید به صورت مستمر برای حفظ دست‌آوردهای زنان و نیز بهبود جایگاه آن‌ها در حال و آینده سیاسی دادخواهی صورت گیرد. نباید خاموش نشست، باید برخاست و برای تثبیت جایگاه نیم پیکره جامه تلاش کرد تا مسوولیت خود را در قبال نسل‌های آینده ادا کرده باشیم.

دکمه بازگشت به بالا