آب‌های افغانستان؛ از سرمایه پول تا سرمایه جان

عبدالقدیر حکیمی

افغانستان سالیان متمادی است که با کشورهای همسایه به خصوص ایران و پاکستان در مورد تقسیم آب مشکل دارد. در این شکی نیست که اگر افغانستان به شکل درست آب‌های خود را مدیریت کند، سرمایه ملی را حفظ کرده است. افغانستان منابع طبیعی فراوان دارد. هر چند این کشور راه آزاد به آب ندارد، اما موجودیت سدهای آبی آن، بخشی از سرمایه‌ی ملی به شمار می‌رود. طی سالیان متمادی افغانستان به علت تنش‌های سیاسی و جنگ‌های دوام‌دار داخلی نتوانست آب‌هایش را به شکل درست مدیریت کند. همواره ایران و پاکستان از آب‌های افغانستان سود بردند. ایران از وضعیت بد امنیتی افغانستان به ویژه مناطق غرب و جنوب غرب به خاطر مهار نشدن آب‌ها، فایده زیاد گرفت. در دوران حکومت‌داری حامد کرزی، دو کشور شاهد تنش‌های زیاد جدی به خاطر مهار آب‌ها نبودند. اما این قضیه در دوره حکومت وحدت ملی فرق کرد. رییس جمهور غنی پروژه ناتکمیل سلما را افتتاح کرد و همواره در سخنرانی‌هایش از مدیریت آب به عنوان سرمایه‌ی ملی یادآوری کرد. هر چند رهبران حکومت وحدت ملی نیز موفق به مدیریت کامل آب‌های این کشور نشدند، اما گام‌های امیدوارکننده‌ای برداشته شد. این نوشته به اهمیت آب‌های افغانستان که به ایران سرازیر می‌شود، می‌پردازد و این‌که چطور می‌توان به شکل درست این سرمایه ملی را مدیریت کرد؟

رابطه میان آب و توسعه اقتصادی در افغانستان

ارزیابی‌های وزارت انرژی و آب افغانستان نشان می‌دهد که ذخایر آبی این کشور به ۷۵ میلیارد مترمکعب می‌رسد، که از این میان ۷۰ فی‌صد آن را کشورهای همسایه به خصوص ایران و پاکستان استفاده می‌نمایند و ۳۰ فی‌صد دیگر آن به مقاصد داخلی استفاده می‌شود.

با این حال، مدیریت درست از منابع آبی می‌تواند در رشد و توسعه اقتصادی و زراعتی بسیار مفید واقع شود. هر چند سال‌های زیادی می‌شود که حکومت افغانستان در قسمت مدیریت آب موفق نبوده و با چالش‌های زیر مواجه شده است:

– مشکلات سیاسی حل ناشده ناشی از استفاده آب با کشورهای همسایه،

– نبود نیروی انسانی متخصص در رأس مدیریت منابع آبی کشور،

– اطلاعات ناکامل در مورد حوزه‌های آبی کشور،

– نبود یک نگاه استراتژیک به آب به حیث یک پارامتر عمده در رشد اقتصادی

– و نبود زیربناهای مدرن آبیاری و سطح پایین آگاهی در مورد استفاده از آب باعث شده با وجود منابع عظیم آبی، به مشکل کمبود آب و مواد غذایی مواجه شویم.

آب و توسعه سکتور زراعت

بر اساس گزارش وزارت انرژی و آب، ۶۰ فی‌صد از نفوس کشور از آب آشامیدنی سالم محروم اند. زمین‌های قابل کشت در افغانستان نزدیک به هشت میلیون هکتار می‌رسد که از آن جمله فقط نصف آن به صورت پراکنده و به شکل کاملاً سنتی مورد استفاده قرار می‌گیرد و عامل اصلی آن کمبود آب به شمارد می‌رود.

آب و تولید انرژی

با مدیریت درست در عرصه ایجاد بندهای آب‌گردان امکان این وجود دارد که ظرفیت تولید انرژی برق به ده‌ها برابر افزایش یابد. بر علاوه نقش مستقیم آب در توسعه زراعت، منابع آبی یکی از سالم‌ترین و قوی‌ترین منابع تولید انرژی در جهان را تشکیل می‌دهد. افغانستان سالانه به ارزش میلیون‌ها دالر از کشورهای همسایه انرژی برق وارد می‌کند. این در حالی است که به لحاظ طبیعی، دریاهای افغانستان بهترین زمینه برای ایجاد بند و تولید انرژی برق را دارا می‌باشد. بر اساس یک احصاییه وزارت انرژی و آب، بندهای آبی افغانستان توانایی تولید ۳۲ میلیون کیلووات برق در ساعت را دارا می‌باشند که ارزش برق تولید شده از این بندها به بیست‌ودو میلیارد دالر خواهد رسید که می‌توان برق را به پاکستان که گرسنه انرژی است، صادر کرد.

آن‌چه ایران بر سر آب با افغانستان اختلاف داشته است

اختلاف بر سر رود هلمند میان ایران و افغانستان به سال‌های ۱۸۷۰ باز می‌گردد. زمانی که افغانستان تحت کنترل بریتانیا بود. یک افسر بریتانیایی، مرز ایران و افغانستان را در شاخه اصلی رود هلمند قرار داد. به همین ترتیب در سال ۱۹۳۹ میلادی، حکومت رضاشاه پهلوی ایران و محمد ظاهرشاه افغانستان توافقی را در زمینه تقسیم آب امضا کردند، اما مجلس نماینده‌گان افغانستان این توافق را تصویب نکرد. در سال ۱۹۴۸ تلاش دیگری برای حل اختلاف در واشنگتن به عمل آمد. به اساس پیشنهاد امریکایی‌ها، کمیسیون سه نفری از سوی ایران و افغانستان انتخاب شد تا به بررسی این موضوع و توصیه‌های لازم بپردازد. در فبروری ۱۹۵۱، هیات رسیده‌گی به آب‌های رود هلمند گزارشش را به کمیسیون تسلیم کرد که به اساس این توصیه‌ها، سهم ایران از آب هلمند، ۲۲ متر مکعب تعیین شد. اما ایران این پیشنهاد را رد کرد و تقاضای آب بیش‌تری نمود. این تنش‌ها و اختلاف‌ها تا هنوز متاسفانه پا بر جا است.

آب و هم‌گرایی‌های اقتصادی

کاهش روزافزون ذخایر آبی، تقسیم و استفاده از منابع آبی یکی از عوامل اصلی منازعه را در بین استفاده‌کننده‌گان آب در داخل و در روابط کشورها تشکیل می‌دهد. سرازیر شدن آب دریای هلمند به ایران و آب دریاهای کابل، پنجشیر، علی‌شینگ و علی‌نگار در پاکستان هزاران جریب زمین را در این کشورها سیرآب می‌کند در حالی‌که هزاران جریب زمین در کنار این دریاها در داخل کشور به کمبود آب مواجه‌اند و به لحاظ شرایط خاصی که در افغانستان حاکم است دولت در این قسمت ضعیف عمل کرده است. افغانستان با فروش آب به کشورهای همسایه می‌تواند هم باعث جلوگیری صادرات آب به کشورهای همسایه به صورت رایگان و از جهتی باعث ایجاد فرصت‌های زیادی برای حمل‌ونقل و تجارت شود.

کشور قحطی‌زده افغانستان، سالانه ۵۰ میلیارد دالر به کشورهای همسایه هدیه می‌دهد

قیمت آب در ساحه بین‌الملل فی مترمکعب یک‌ونیم الی دو دالر تعیین شده است. به طور مثال ایران توسط لوله‌های بزرگ، آب خود را به کشور کویت به همین قیمت می‌فروشد. ولی آب هلمند که ارزش آن به میلیارد‌ها دالر می‌رسد، به صورت مفت به ایران داده می‌شود. اگر ما از کشورهای همسایه در بدل هر متر مکعب فقط یک دالر تقاضا کنیم، سالانه می‌توانم ۵۰ میلیارد دالر از درک صادرات آب عاید داشته باشیم و این یک سرمایه زیاد از دارایی‌های طبیعی و ثروت ملی کشور می‌باشد که ارزش آن جمعاَ نسبت به ذخایر گاز، نفت، مس و هر معدن دیگر بلندتر است.

اختلاف بر سر آب میان افغانستان و ایران چطور می‌تواند حل شود؟

در حال حاضر قریب به دو میلیون مهاجر افغان به علت جنگ، بی‌کاری و فقر در ایران زنده‌گی می‌کنند. که همواره این موضوع سبب کم شدن تنش‌ها بر سر آب میان دو کشور شده است. یکی از علت‌هایی که حکومت افغانستان در قسمت مهار و مدیریت آب‌هایش با ایران و پاکستان تعلل و کم‌کاری کرده است، بدون شک که حضور افغانان مهاجر در این دو کشور بوده است. اما آن‌چه افغانستان می‌تواند به شکل حقوقی و درست‌تر وارد عمل شود، پیش بردن این موضوع از مجراهای بین‌المللی است. همواره شکایت‌های مختلفی از نبود تعهد ایران به خاطر پذیرفتن سهم حقوقی آب‌های افغانستان و هم‌چنان شکنجه شماری از مهاجران افغانان به رسانه‌ها درز کرده است. در تازه‌ترین مورد، غرق ۵۷ مهاجر افغان از سوی مرزبانان ایرانی در منطقه ذوالفقار با واکنش‌های زیاد داخلی و جهانی روبه‌رو شد که هنوز هم تحقیقات در این مورد به پایان نرسیده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن