سیالیت حاد احساسات

رامین کمانگر - پژوهشگر در انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان

شرایط پیش‌آمده در دنیای جدید، در نتیجه‌ی رشد سرمایه‌داری که به تولید پیش‌رفته‌ی وسایل ارتباط جمعی، شبکه‌ها و ارتباطات انجامیده است، انسان را دچار سیالیت حاد احساسات ساخته است. سرمایه‌داری به صورت یک‌سویه و به شکل انقلابی، شرایط و مناسبات مادی زنده‌گی انسانی را دگرکون ساخته است. تغییر شرایط و مناسبات مادی زنده‌گی در قالب امکان دست‌یابی به ابزار و وسایل بهتر، هم‌چنان که در صورت ابتدایی باعث بهبود شرایط کلی زنده‌گی می‌شود، در صورت پیش‌رفته‌اش زنده‌گی را مسیر و جهت می‌دهد. بناً زنده‌گی میلان نیمه‌ی یافته و بدون توجه به اخلاقیات و ارزش‌ها در راستای مادی‌ شدن مسیر و جهت می‌یابد. البته مخالفان این نظر کم نیستند، ولی از آن‌جا که این‌جا بحث مورد دیگری است، با اشاره‌ی کوتاه به نکته‌ای که مسلم می‌نماید، ناگزیر از ورود جزیی به بحث خودداری می‌کنیم: امکانات، وسایل و در کل مناسبات مادی زنده‌گی برخلاف آن‌چه به صورت ابتدایی تصور می‌شود، صورت ابزاری محض ندارند که به شکل یک‌سویه و تنها بر مبنای اراده‌ی انسان کارکرد داشته باشند و از تأثیرگذاری، مسیردهی و جهت‌‌دهی زنده‌گی عاجز باشند. این امکانات، وسایل و در کل مناسبات در غیاب اخلاقیات و ارزش‌ها که سرمایه‌داری به آن توجهی ندارد و بنا بر فلسفه‌اش نمی‌تواند داشته باشد، تعیین‌کننده‌ی مسیر و جهت زنده‌گی می‌شود. از این‌جا انسان هم به لحاظ احساسی دچار سیالیت حاد می‌شود.

سیالیت حاد احساسات وضعی است که انسان در اندک زمانی دچار احساسات متفاوت می‌شود و هی از حسی به حسی سُر می‌خورد، طوری که حتا خودش از تعریف حالتش ناتوان است. به بیان دیگر، طوری می‌شود که انسان مدرن، انسان دچار سیالیت حاد احساسات، نمی‌داند روزی را که سپری کرده است خوشحال بوده یا غمگین، آرام بوده یا ناآرام، حس رضایت داشته یا انزجار، حس دوستی داشته یا نفرت، دلتنگ بوده یا دلخوش و… آن‌چه مسلم است، این است که هر طوری بوده، اکنون خسته است و بدون اندک تأملی باید استراحت کند. این از آن رو است که هم‌زمان احساسات مختلفی را تجربه کرده است. در دقیقه‌ای از یکی به دیگری رفته و چونان چرخی، آنگاه که دور به پایان رسیده، دوباره از نو شروع کرده و باز تعدادی را تجربه کرده است. مثلاً موبایل در دست در یکی از شبکه‌های اجتماعی پلکیده و در عرض ساعتی از «شکلک»های مختلفی استفاده برده است؛ شکلک‌هایی که نمایان‌گر احساسات مختلف بوده است. با دیدن خبر ناخوشایندی شکلک غمگین گذاشته، بعد بدون آن‌که در آن لحظه مکث کرده باشد، صفحه را پایین حرکت داده و به خبر خوشایندی برخورده، آن‌جا شکلک حس خوشحالی گذاشته و همین‌طوری ادامه داده است.

تاریخ انسانی چنین سطحی از سیالیت احساسی را شاهد نبوده است. زنده‌گی انسان پیشا‌سرمایه‌داری دارای ثبات احساسی به مراتب بیش‌تر از انسان عصر سرمایه‌داری و سرمایه‌داری پیش‌رفته بوده است. خوشحالی، غمگینی، آرامی، ناآرامی، رضایت، انزجار، دوستی، نفرت، دلتنگی، دلخوشی و… در زنده‌گی پیشا‌سرمایه‌داری اتفاق لحظه‌ای نبوده است. احساسات عمیق‌تر و واقعی‌تر بوده و در نتیجه پایایی بیش‌تری داشته است. از همین رو هم شناخت دیگری آسان‌تر و ارتباط و مراوده با او، در هر صورت و با هر عنوانی، سهل‌تر بوده است. اکنون اما در نتیجه‌ی آن‌چه گفته شد، وضع طور دیگری شده است.

انسان مدرن، دچار سیالیت حاد احساسات، با اندک‌ترین حس واقعی ممکن وارد مراوده با دیگران و مناسبات اجتماعی می‌شود. فاقد شناخت آگاهانه‌ی خویش است و به آن‌چه عمل می‌کند، آبشخورش فهم سطحی جمعی است که برایش تکرار شده و هرگز مورد بازاندیشی قرار نگرفته است. فشرده‌ی این فهم «موفق شو/باش» است. موفق شو/باش به معنای مادی و در مناسبات مادی و اشباع غرایز اساسی. در نتیجه روابط انسان صورت تقلیل یافته یا به بیان دیگر صورت امروزی را به خود گرفته است؛ انسان‌ها از کنار هم با شکلک‌ها رد می‌شوند. اگر مکث کنند یا ایستاده هم شوند، منطق موفق شو/باش را حی و حاضر با خود دارند. روابط، ادامه‌ی هم‌رنگ مناسبات مادی مبتنی بر موفق شدن است. از این‌جا پیوندها صورت تصنعی گرفته و تبدیل به آرایش نوع زنده‌گی «موفق شو/باش» می‌شود؛ طوری که مثلاً دلایل و معیارهای انتخاب گوشی هوشمند و همسر نزدیکی می‌یابد. در هر دو مورد بدون توجه به حس خودی، این از آن رو ناممکن است که به دلیل شرایط پرورشی و زیسته به حس خودی وقع گذاشته نمی‌شود و بیش‌تر مبتنی بر دیده شدن عمل می‌گردد. به این معنا که آن‌چه در هر دو مورد اصل است و بیش‌تر اهمیت دارد، چطور معلوم شدن است. این‌که دیگری در مقابل، در لحظه‌ی دیده شدن، از کدام شکلک استفاده خواهد کرد. جوگیری از ویژه‌گی‌های بارز این نوع زنده‌گی است؛ تبی برای تفکیک کامیابی و ناکامی، خوب و بد، زیبا و زشت، درست و نادرست و… شکل می‌گیرد و انسان دچار سیالیت حاد احساسات با گرمی آن حرکت می‌کند. در این تب معیار کامیابی، خوبی، زیبایی، درستی و… بر مبنای موفقیت در مناسبات مادی و برخوردار بودن از ابزار و وسایل فناوری پیش‌رفته، سنجیده می‌شود. جو این تب اما سیال است و از روزی به روزی می‌تواند تغییر کند. با ورود مدل‌های جدیدتر در راستای تولید انبوه و انباشت سرمایه، بر‌اثر تبلیغات در ابعاد وسیع و با ساز‌و‌برگ پیش‌رفته، تب تغییر می‌کند. معیار موفقیت با همان منطق قبلی در برخورداری و دست بالا داشتن در داشتن مدل‌های جدیدتر دانسته می‌شود. این مدل‌ها به مثابه‌ی روش زنده‌گی مطرح است و دارای گسترده‌گی و تلون بالا اند.

باری، زنده‌گی انسان دچار سیالیت حاد احساسات بر مبنای آن‌چه در قالب شکلک‌ها دریافت می‌کند و می‌پندارد که رأی و نظر دیگری در موردش چنان است، استوار است. به صورت لحظه‌ای با شکلک خوشحال، خوشحال می‌شود و با شکلک غمگین، غمگین. تکرار قاطی احساسات مختلف، چه آن‌جا که دریافت می‌کند و چه آن‌جا که ابراز، ظرفیت فهم و ابراز و دریافت احساسات حقیقی را از بین می‌برد. با عبور از ظاهر تصنعی کنش و واکنش‌های احساسی، آن‌چه به صورت حقیقی و زیرین وجود دارد، بی‌تفاوتی ناآگاهانه‌ی محض است. از همین رو است که بیش‌تر کسانی که در مراسم جنازه‌ای حضور دارند، خسته‌اند تا غمگین؛ چون برای اندک زمانی از فضای امن بی‌تفاوتی یا به بیان دیگر حالت سیالیت احساسی فاصله گرفته‌اند.

کوتاه این‌که آن‌چه از انسان دچار سیالیت حاد احساسات باقی می‌ماند، جسمی است که بر مبنای منطق عامی و ساده‌ی موفق شو/باش حرکت می‌کند و برای اشباع غرایز تلاش می‌ورزد. همین ‌قدر می‌داند که باید به هر قیمتی شده، دیده شود، درآمد داشته باشد – بدون توجه به نیازها هرچه بیش‌تر بهتر – و بخورد و بخوابد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن