غیبت نام و ارزش‌های حقوقی جایگاه مادر در قوانین افغانستان

سمیه رامش

وقتی نام مادر در اسناد تحصیلی‌ام ثبت شد

من ماستری‌ام را در دانشگاه دهلی خواندم. از اولین روزی که در دانشگاه ثبت نام کردم، یک تفاوت بزرگ خوش‌آیند و انسانی را در این روند‌ در طول دوران تحصیل و تمام امور اداری مربوطه در کشور هندوستان دیدم که قبلاً در افغانستان با آن بر نخورده بودم‌. این تفاوت «نوشتن نام مادرم» در تمام مراحل ثبت نام و در تمام اسناد و اوراق دانشگاه بود؛ چیزی که در افغانستان از من‌، از مادرم و از تمام مادران افغانستان گرفته شده است!

پیش از شروع دوره‌ی ماستری در دانشگاه دهلی، من شانزده سال در افغانستان درس خوانده بودم، اما طی تمام این شانزده سال تعلیم و تحصیل در افغانستان نام مادرم در مدارک و اسنادم نوشته نشده بود. وقتی روی کارت دانشگاه دهلی اسم مادرم در کنار دیگر معلومات نوشته شد، حس عجیبی داشتم. احساس باز‌یافتن هویت مادرانه‌ای که جامعه‌ی ما آن را حذف و انکار کرده است. زمانی که در تمام مراحل تحصیل در هندوستان همیشه نام مادر اولین نامی بود که بعد از نام خودم می‌آمد، احساس می‌کردم حرمت، هویت و حضور مادرم را یافته‌ام.

یادم می‌آید در دوره‌ی مکتب در افغانستان ورق‌هایی را باید خانه‌پری می‌کردم که در آن نام اقوام پدری و حتا تمام اقارب مرد در فامیل از جمله کاکا‌، ماما‌، پسر کاکا و… نوشته می‌شد تا بر‌اساس آن آدرس و هویت من به عنوان دانش‌آموز مشخص می‌شد.

نام مادر ارجح‌تر از هر نام و هویتی است

سه سال قبل کودکان من در یکی از شفاخانه‌های دهلی به دنیا آمدند. از آغازین لحظه‌ای که کودکانم به دنیا آمدند، در تمام اسناد هویت‌شان اولین نامی که در کنار نام کودکانم نوشته شد‌، نام من بود. به عنوان «مادر» نامم در اسناد ولادت و در تمام اسناد دیگر اول‌تر و ارجح‌تر از نام «پدر» نوشته شد که براساس این اسناد من می‌توانستم همه‌ی امور مربوط به حقوق مدنی کودکانم را انجام دهم‌.

کودکانم در دهلی به دنیا آمدند و این اقبالی برای من شد تا نامم از روی اسناد هویت کودکانم حذف نشود.

احساس خوبی از این جهت داشتم و اما سرخورده از این‌که این حق در افغانستان از بی‌شمار مادران تا به امروز گرفته می‌شود.

افغانستان و معضل حذف نام و هویت مادر

در افغانستان تذکره/شناس‌نامه به عنوان «سند مادر» شناخته می‌شود؛ یعنی بر‌اساس تذکره شخص می‌تواند پاسپورت بگیرد، سفر برود، حساب بانکی داشته باشد، شامل مکتب و دانشگاه شود و… این سند به عنوان سند مادر یاد می‌شود، اما نام مادر در آن نیست. این نقطه‌ی آغاز تناقض و تبعیض است‌.

انسان از مادر متولد می‌شود و مادر هستی‌بخش است. بدون مادر خانواده و جامعه شکل گرفته نمی‌تواند، اما چه دلیلی می‌تواند این‌قدر عقلانیت داشته باشد که سبب انکار هویت یک مادر شود؟

تذکره سند تثبیت هویت فرد است، اما به باور من بدون ذکر نام مادر ناقص است و نمی‌تواند این بار معنایی را به دوش بکشد. حذف نام مادر از شناس‌نامه هم از نگاه قوانین مدنی و هم از نگاه اصول انسانی پذیرفتنی نیست.

هر زن هویت مستقلی دارد که باید به رسمیت شناخته شود؛ هویتی که براساس آن حقوق مدنی و شهروندی او نیز تثبیت می‌شود. اما این حق به طور آشکار در قوانین افغانستان از زنان سلب شده است. به جرات می‌توان گفت قوانین افغانستان در این قسمت نه تنها تبعیض‌آمیز است، بلکه خلای بزرگی دارد که در بعضی موارد موضوعات هویتی را به شیوه‌ی درست آن پوشش داده نمی‌تواند. به طور مثال روزانه مادران زیادی در ادارات ثبت احوال نفوس کشور سرگردان هستند و به دلیل نبود پدر یا اقارب پدری نمی‌توانند به کودک خود شناس‌نامه بگیرند.

پدرانی که اعتیاد دارند و فاقد قضاوت عقلانی‌اند، مردانی که سال‌ها ترک خانواده کرده و یا بیرون از کشور هستند‌، مردانی که بعد از طلاق مسوولیت فرزندان خود را برعهده نمی‌گیرند و در عین حال اقارب‌شان نیز پاسخگو و مسوولیت‌پذیر نیستند… در قوانین افغانستان در چنین شرایطی هیچ نوع پیش‌بینی صورت نگرفته است که یک مادر چطور برای کودک خود تذکره بگیرد. این خالی‌گاه باعث می‌شود تا هم مادر و هم کودک در معرض مشکلات و آسیب‌های جدی قرار بگیرد‌.

همچنین قانون در قسمت مادرانی که در خانه‌های امن زنده‌گی می‌کنند، مادرانی که اطفال‌شان در محبس به دنیا می‌آید و مادری که به هر دلیلی وظیفه‌ی بزرگ کردن کودک را به تنهایی به دوش می‌کشد‌، باید پیش‌بینی‌هایی داشته باشد و قوانینی وضع شود تا در هر شرایطی یک مادر این حق مدنی را داشته باشد که بر اساس هویت خود برای کودکش بتواند تذکره بگیرد.

مثال دیگری را که من می‌خواهم به آن اشاره کنم‌، موضوع داشتن چند‌همسری در افغانستان است. نظر به احکام شریعت اسلامی در افغانستان یک مرد هم‌زمان می‌تواند چهار زن داشته باشد. اگر این زن‌ها هر کدام طفل و یا اطفالی داشته باشند‌، وقتی در شناس‌نامه‌ی این کودکان نام مادرشان ذکر نشود، پس تفکیک این‌که طفل از کدام مادر است به رویت اسناد ممکن نیست‌. این خالی‌گاه در قانون نیاز به اصلاح و بازنگری دارد.

موارد دیگری نیز است که می‌تواند هویت مادر و کودک را به چالش بکشد، پس بحث بازنگری و تعدیل برخی قوانین ثبت احوال نفوس یک امر اساسی و مهم است.

مبارزه و دادخواهی زنان افغانستان

کمپین «نامم کجا است؟» از چند سال قبل در افغانستان شروع به کار کرده است که بر‌اساس آن زنان و مردان مدافع حقوق زنان خواهان درج نام مادر در تذکره شده‌اند. به باور من این دادخواهی باید به این جهت سمت‌و‌سو داده شود که در کنار این‌که نام مادر در تذکره‌ی هر فرد نوشته شود، هم‌زمان مادر بتواند به رویت سند ولادت طفل که نام مادر در آن درج است و هم‌چنین بر‌اساس تذکره‌ی خود‌، برای کودکش تذکره بگیرد.

باید در قانون ثبت احوال نفوس کشور تعدیلاتی ایجاد شود تا موانع گرفتن تذکره توسط مادر از میان برداشته شود.

حذف نام و هویت مادر و عدم به رسمیت شناختن استقلال زنان نه تنها تبعیض آشکار در مقابل آنان است، بلکه آینده‌ی هزاران کودک در افغانستان را نیز با مشکل بی‌هویتی و سلب حقوق مدنی مواجه ساخته است. به باور من باید در قوانین افغانستان و به ویژه قانون ثبت احوال نفوس تعدیلی به وجود آید که بر مبنای آن علاوه بر پدر، بر‌اساس تذکره‌ی مادر نیز به کودک تذکره توزیع شود. درج نام مادر در تذکره و هر سند دیگری باید بار و ارزش حقوقی داشته باشد که بتواند جایگاه حقوقی مادر را در قوانین افغانستان تسجیل کند.

در فرهنگ افغانستان از نگاه معنوی مادر جایگاه بسیار بالایی دارد و به طور نمادین به مقام مادر ارج گذاشته می‌شود، اما این نگاه نمادین هرگز به یک ارزش حقوقی تبدیل نشده است.

این معضل با همراهی حقوق‌دانان و با فرمانی که رییس جمهور کشور می‌تواند صادر کند، از میان برداشته می‌شود و تا آن زمان این دادخواهی باید با همراهی تمام شهروندان آگاه‌، مسوول و انسان‌دوست ادامه داشته باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن