بازیگر کهنه‌کار صلح افغانستان در حکومت جدید امریکا

فریداحمد امیری

سه‌ هفته از حضور طرف‌های مذاکره‌‌کننده در قطر می‌گذرد. در این مدت، هیچ نشست خبرساز میان دو طرف برگزار نشده و ظاهراً این گفت‌وگوها به بن‌بست خورده است. هیأت جمهوری اسلامی افغانستان با پیام درشت مبنی بر آتش‌بس در این دور گفت‌وگوها اشتراک کرده است. اعضای هیأت طالبان پس از بازگشت به قطر، رهایی زندانیان باقی‌مانده و رفع تعزیرات وضع‌شده بر رهبران‌شان را دلیل آغازنشدن گفت‌وگوها می‌گویند. خواست جمهوری برای کاهش خشونت‌ها و آتش‌بس، مردمی و انسان‌دوستانه است و تحقق این هدف، اعتماد برای نتیجه گفت‌وگوها را شکل می‌دهد. دوام خشونت باعث انزجار و نفرت بیش‌تر و ایجاد شک و تردید در نیت طالبان به صلح و مذاکرات شده است. به هر اندازه‌ای که مردم افغانستان مورد آزار و خشونت قرار بگیرند، از هراس‌افگنان متنفر خواهند شد. از قراین بر می‌آید که در این دور گفت‌وگوها، طالبان دل‌گرمی چندانی به نتیجه‌دهی مذاکرات ندارند و با لجاجت در پی تلف‌کردن زمان تا روشن‌شدن موقف واضح حکومت تازه ایالات متحده امریکا هستند.

پاکستان به عنوان سناریوساز و لابی‌گر جهانی طالبان، در نخستین روز کاری جو بایدن گفته است که دولت جدید امریکا باید متعهد به توافق‌نامه طالبان و ایالات متحده امریکا باشد. توافق‌نامه‌ای که مورد تأیید حکومت و جامعه سیاسی افغانستان نیست و مردم نگران از دست‌رفتن دست‌آورد‌ها و ارزش‌های دو دهه اخیر است. جان بولتن، مشاور پیشین امنیت ملی ترمپ در کتابش نوشته که تصمیم‌گیرنده مطلق مذاکرات و سرنوشت سیاسی افغانستان، آقای پمپئو بود و او برای خروج آبرومندانه از افغانستان، در پی داشتن توافق‌نامه با طالبان بوده است. آقای بولتن با بیان این‌که زلمی خلیل‌زاد، فرستاده ویژه ترمپ در خصوص صلح افغانستان، پاسخگو به هیچ نهاد امریکا جز وزیر خارجه نبوده است، روشن می‌کند که آقای خلیل‌زاد صلاحیت بلند و واضح برای هضم و جذب طالبان به جامعه افغانستان داشته است. در این شکی نیست که با امضای توافق‌نامه میان قدرتمندترین کشور جهان با یک گروه (طالبان)، نه تنها به حیثیت جهانی این کشور لطمه وارد شده، بلکه این امر باعث شناخته‌شدن طالبان به حیث یک جریان سیاسی فعال نیز شده است. اگر در توافق‌نامه تاریخی امریکا و گروه طالبان، سودی در میان است، بی‌تردید به جایگاه شریک بیست ساله و استراتژیک ایالات متحده (دولت و مردم افغانستان)، بی‌حرمتی صورت گرفته است.

ابقای زلمی خلیل‌زاد به عنوان نماینده خاص امریکا در امور صلح افغانستان، باعث شکل‌گیری ذهنیت منفی و ناامیدکننده در قبال دولت جدید ایالات متحده شده و نیز تداوم حمایت از تلاش‌های ضد مردم‌سالاری و حاکمیت نظام به اصطلاح دینی که خواست طالبان در افغانستان است را برجسته ‌می‌سازد.

طالبان در جریان انتخابات ریاست جمهوری امریکا برای پیروزی ترمپ دعا می‌کردند؛ این همه امیدواری‌ طالبان، برای ابقای خلیل‌زاد در محور پروسه صلح، به منظور برآورده‌شدن سایر خواسته‌های این گروه بود. با امضای توافق‌نامه میان خلیل‌زاد و ملا برادر در قطر، رقم درشتی از زندانیان خطرناک طالبان از زندان‌های کشور رها شدند. این امتیاز بزرگ و رویای طالبان، نه تنها باعث کاهش خشونت‌ها نشد، بلکه به فرسایشی‌شدن بیش‌تر جنگ منجر شد. ترورهای هدفمند چهره‌های مطرح سیاسی، رسانه‌ای و مدنی شیوه جدید خشونت‌آفرینی است که از چندماه به این طرف ادامه داشته است.

به باور پاکستان و طالبان، دوام حکومت ترمپ فرصت طلایی برای گروه طالبان بود، تا خود را به جای جمهوریت و نظام مردم‌سالار در افغانستان جا می‌زد. آقای بولتن در خاطراتش می‌نگارد که «ترمپ به نوع نظام در افغانستان علاقه‌ای نداشت و گاهی فکر می‌کرد که داعیه طالبان مبنی بر حکومت دینی (امارت اسلامی)، خواست تمام مردم است.» نگرانی پاکستان با اظهارات شتاب‌زده وزیر خارجه‌اش در مورد حمایت‌شدن توافق‌نامه امریکا و طالبان از سوی رییس جمهور جدید امریکا، نشان‌دهنده نگرانی این کشور از به عقب‌رفتن طالبان از صحنه سیاسی و از دست‌رفتن فرصت دگرگونی نظام سیاسی در افغانستان است.

نیاز است تا آقای جو بایدن، رییس جمهور امریکا، با مرور تمامی تصمیم‌های نادرست ترمپ و استیضاح مایک پمپئو در خصوص طرح و توافق ایالات متحده و طالبان، گام‌های ارزشمند و سالم برای ابقای مردم‌سالاری در افغانستان، احترام‌گذاشتن به خون سربازان کشورش و نیز جبران خسارات هنگفت در جنگ دو دهه امریکا بردارد و به مشورت‌های جدی با جناح‌های صلح‌طلب در ایالات متحده بپردازد. دیدگاه‌های سازنده و نرم دوست نزدیکش (بارک اوباما) نیز می‌تواند دولت او را از منجلاب دیزاین‌شده توسط مثلث ترمپ، پمپئو و خلیل‌زاد بیرون بکشد و به گزینه معقول و مناسب برای ختم جنگ طولانی‌مدت در افغانستان دست یابد.

در افغانستان، مردم و نسل نو قربانی‌های زیادی برای تحقق مردم‌سالاری و حقوق بشر داده‌اند. این جریان‌های روشن‌فکری حاضر به عقب‌گرد و نابودی نیستند. این‌جا مردم‌سالاری نو پا ضرورت به تحکیم و تقویت دارد و به نظام‌های خودکامه و مستبد جا باز نخواهد شد. از این‌رو، نباید با توافقات اشتباه، افغانستان را دوباره به لانه تروریسم مبدل ساخت.

دکمه بازگشت به بالا
بستن