موضع اصولی فاقد پشتوانه‌‌ی سیاسی

فردوس کاوش

شالوده‌ی برنامه‌ی ارگ برای حل سیاسی جنگ بر این نکته استوار است که ایالات متحده موضوع خروج نیروهای خودش را نه با طالبان که با کابل مذاکره کند. یکی از اختلاف‌ نظرهای جدی محمداشرف‌ غنی و اداره‌ی ترمپ هم در همین نکته است. ارگ می‌خواهد امریکا در مورد خروج نیروهایش با کابل مذاکره کند، ولی سفیر خلیل‌زاد این موضوع را با طالبان مورد مذاکره قرار داد. مذاکره‌ی خلیل‌زاد و طالبان روی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در حال حاضر معلق است، ولی تلاش‌هایی در جریان است که این گفت‌وگوها بار دیگر آغاز شود. ارگ این بار بسیار به صورت روشن موضعش را اعلام کرده است. در طرح هفت‌ ماده‌ای ارگ، بسیار به روشنی آمده است که امریکا باید در مورد خروج نیروهای ایالات متحده از افغانستان و آینده‌ی ‌روابط امنیتی کابل و واشنگتن، با حکومت افغانستان مذاکره کند. تردیدی نیست که این موضع ارگ اصولی و به سود افغانستان است.

نیروهای امریکایی و ناتو برمبنای اسناد حقوقی‌ای در افغانستان حضور دارند که دولت افغانستان آن را امضا کرده است. پیمان امنیتی و دفاعی با ایالات متحده در حکومت آقای کرزی با جانب امریکا مذاکره شد. دادفر  سپنتا، ‌اکلیل حکیمی و دیگر بلندپایه‌گان حکومت آقای کرزی روی مفاد این پیمان با جانب امریکا چانه‌زنی کردند و در شروع حکومت وحدت ملی محمد‌حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی وقت ارگ، آن را امضا کرد. قرارداد «تعیین وضعیت نیروها»  که یک‌جا با پیمان امنیتی و دفاعی با امریکا امضا شد،‌ مبنای حقوقی برای ماموریت مستشاری ناتو در افغانستان فراهم کرده است. هیچ کدام این اسناد را ناتو و امریکا با طالبان امضا نکرده‌اند که بخواهند برای خروج نیروهای‌شان با آنان مذاکره کنند.

هیچ کس شکی ندارد که مبارزه‌ی ایالات متحده و متحدان اروپایی این کشور علیه آشوب‌گری طالبان به بن‌بست رسیده است. انتظاری که از ماشین جنگی ناتو و ایالات متحده در افغانستان وجود داشت، برآورده نشد. تلاش‌های نظامی ایالات متحده در افغانستان آن طوری که انتظار می‌رفت به موفقیت نرسید. انتظار عموم این بود که آَشوب‌گری طالبان مهار شود،‌ امنیت سراسری بیاید و بعد مسوولیت‌های امنیتی به نیروهای امنیتی داخلی واگذار شود، ولی این طور نشد. در حال حاضر افغانستان از یک بن‌بست دردناک نظامی رنج می‌برد. برمبنای گزارش جدید سیگار، نظامیان و غیرنظامیان بیش‌تری در سال جاری میلادی در افغانستان کشته شده‌اند. این وضعیت ایجاب می‌کند که راه‌حل سیاسی برای جنگ جست‌وجو شود، ولی موفقیت تلاش‌های دیپلماتیک برای حل سیاسی جنگ به همکاری حکومت افغانستان بستهگی دارد. این همکاری وقتی به صورت همه‌جانبه صورت می‌گیرد که اصول اساسی حاکم در روابط دولت‌ها در هرنوع تعاملی رعایت شود. از آن‌جایی که دولت افغانستان طرف‌ قرارداد ناتو و امریکا است،‌ باید خروج نیروهای امریکایی و ناتو هم صرف با این دولت مورد توافق قرار گیرد.

قانون اساسی، افغانستان را یک جمهوری کثرت‌گرا معرفی می‌کند که حکومت نهاد مشروع آن است. همین حکومت صرف نظر از این که چه کسی در رأس آن قرار دارد،‌ منافع نظم جمهوری را در هر نوع تلاشی که هدف از آن حل سیاسی جنگ است، ‌دنبال خواهد کرد. اصول حاکم بر روابط دولت‌ها ایجاب می‌کند که قدرت‌های بزرگ و کوچک مسایل استراتژیک امنیتی و نظامی را با دولت‌ها مطرح کنند. بر مبنای همین اصل، موضوع خروج نیروهای ناتو از افغانستان صرف باید با حکومت و نهادهای امنیتی افغانستان مذاکره شود. شوروی هم وقتی از افغانستان خارج شد، موضوع خروج ارتش سرخ را با حکومت وقت و دولت‌های منطقه مذاکره کرد. از نظر ارگ، امریکا هم باید موضوع خروج نیروهایش را با نظام مشروع افغانستان مذاکره کند، نه با یک نیروی شورشی.

در صورت توافق امریکا با یک نیروی شورشی روی خروج قوای این کشور از افغانستان،‌ حاکمیت ملی افغانستان به نحوی زیر سوال می‌رود. مذاکره‌ی خروج نیروهای امریکایی با دولت افغانستان، به تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ صدمه‌ی جدی نمی‌زند. طالبان خواستار خروج نیروهای امریکایی و ناتو هستند و اگر این خروج با کابل هم مذاکره شود، هدف طالبان به دست می‌آید. اگر طالبان در مذاکره و حل سیاسی جنگ جدی باشند، ‌برای آنان باید فرقی نکند که خروج نیروهای امریکایی با کابل مذاکره شود. اگر همه‌ی روند حل سیاسی به خواست نیرویی شورشی تنظیم شود و حکومت به عنوان نهاد مشروع جمهوری نقش کم‌تری داشته باشد، موفقیت روند حل سیاسی تضمین شده نمی‌تواند. بنابراین موضع ارگ مبنی بر مذاکره‌ی خروج نیروهای امریکایی با دولت افغانستان به جای طالبان،‌ از صلابت و وزن لازم برخوردار است، ‌اما مشکل محمداشرف‌ غنی این است که اجماع سیاسی ایجاد کرده نمی‌تواند.

محمد‌اشرف ‌غنی تا حال موفق نشده است که همه‌ی نیروهای سیاسی را حول طرح خودش بسیج کند. او همیشه به تمام نیروهای سیاسی به عنوان رقیب نگاه کرده است، نه همکار. تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری امرالله صالح و عبدرب‌الرسول سیاف هم متحد آقای غنی نبودند. اشرف‌ غنی مثل کرزی یک تاکتیکیست توانا نیست که بتواند همه‌ی نیروها را قناعت بدهد که از طرح و موقف او حمایت کنند. کرزی به شهادت دوست و دشمنش در بسیاری از موارد یک تاکتیکیست توان‌مند بود. او در سال ۲۰۱۳ تمام نیروهای سیاسی و حتا سیاست‌مداران مخالف خودش را بسیج کند تا با باز شدن دفتر سیاسی طالبان در قطر مخالفت کنند. وقتی همه‌ی نیروهای سیاسی بسیج شدند و اعلامیه دادند، ‌با یک زنگ کرزی دولت قطر پرچم و لوحه‌ی طالبان را از ساختمانی که به عنوان دفتر این گروه در دوحه در نظر گرفته شده بود،‌ به زیر کشید. ولی آقای غنی به رغم موقف واضح و اصولی‌ای که دارد، ‌نتوانست تمام نیروها را پشت این موقف بسیج کند. حال که موسوم انتخابات است، روشن است که ارگ نمی‌تواند همه‌ی نیروها و سیاسیون را در یک جرگه‌ی کوچک گرد هم آورد. طرح‌ اصولی که از پشتی‌بانی لازم سیاسی برخوردار نباشد، به کرسی نشاندنش دشوار است. ولی برای این‌که افغانستان موفق شود، ‌نیاز است که همه‌ی نیروهای سیاسی روی مسایل مرتبط به جنگ و صلح به اجماع برسند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن