نگاهی به سروی کووید-۱۹ در افغانستان؛ بی‌پاسخی به پرسش‌های اساسی

زهره زهیر، متخصص ژنتیک

یادداشت: وزارت صحت عامه نتایج سروی سراسری‌اش درباره میزان ابتلا به ویروس کرونا در کشور را در پانزدهم اسد همه‌گانی کرد. طبق این سروی، از زمان ثبت نخستین مورد ابتلا به این ویروس در پنجم حوت پارسال در هرات تا زمان انجام این سروی ۳۱ درصد جمعیت کشور (۱۰ میلیون نفر) به کووید-۱۹ مبتلا شده‌ بودند. در این مطلب، سروی وزارت صحت عامه از زوایای مختلف مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته است.

اول از همه باید آفرین گفت به دوستانی که سعی کردند در این سروی اطلاعات مفیدی ارایه بدهند. انجام سروی در افغانستان، با داشتن امکانات کم و نبود امنیت مناسب و مهم‌تر در جریان شیوع ویروس کرونا، کاری بس دشوار است. اما نکاتی در این سروی هست که نبود امکانات و امنیت، آن‌ها را توجیه نمی‌کند و به نظرم ذکر آن‌ها شاید در آینده به انجام یک سروی بهتر بیانجامد.

۱- قسمت بیش‌تر صفحات اول و آخر این سروی، «کاپی – پیست» است که گاهی منبع آن ذکر شده است و گاهی نه. قابل یادآوری است که حتا با ذکر منبع هم، کاپی – پیست امر درستی نیست و باید مطلب را با منبع، اما واژه‌ها و اصطلاحات خود نوشت.

۲- همین کاپی – پیست کردن باعث شده چیزهایی نوشته شود که در عمل انجام نشده است. مقاله عنوان می‌کند که قرار است با این سروی به چهار هدف دست پیدا کند:

الف- تعیین میزان عفونت کووید-۱۹ در جمعیت میزان بروز در سنین خاص، با توجه به «سروپازیتیوتی» و علایم کلینیکی

ب- تعیین جمعیت بدون علایم بالینی

ج- تعیین میزان مرگ‌ومیر در زمان‌های متفاوت (از مارچ ۲۰۱۹) و مرگ‌های ناشی از کووید-۱۹

د- شناسایی علل مرگ‌ومیر از مارچ ۲۰۲۰

به جز مورد اول که آن هم ناقص مانده است، به سه مورد دیگر حتا اشاره هم نشده است.

۳- در ادامه، به قسمت میتود سروی می‌رسیم. در این‌جا اشاره می‌شود که نمونه‌ی خون از شرکت‌کننده‌گان برای تست‌های RDT و ELISA گرفته شده و همین طور پرسش‌نامه‌ای که شامل محل سکونت،‌ علت مرگ در خانواده در ۱۵ ماه گذشته و بیماری‌های زمینه‌ای و سوالات دیگر است، خانه‌پری می‌شود. باید اشاره کنم که در ادامه این پرسش‌نامه استفاده‌ی خاصی صورت نمی‌گیرد و فقط محل سکونت شرکت‌کننده‌گان، سن و جنسیت آن‌ها از پرسش‌نامه استخراج می‌شود. به عبارتی، هیچ اطلاعاتی مبنی بر علت مرگ، بیماری‌های زمینه‌ای و داشتن علایم و نداشتن‌شان در سروی ارایه نمی‌شود. ما نمی‌دانیم چه تعداد از شرکت‌کننده‌گان علایم داشته‌اند. نمی‌دانیم چه تعداد از افراد خانواده‌شان در چند ماه گذشته به دلایل متفاوت فوت کرده‌اند. در همین قسمت عنوان می‌شود از که نرم‌افزار STATA استفاده شده است اما این که چه نسخه‌ای از این نرم‌افزار مورد استفاده قرار گرفته است را نمی‌دانیم. این مطلب از آن‌جا اهمیت دارد که اگر روزی دوباره خواستیم این اطلاعات را بازتولید کنیم، به مشکل فنی دچار خواهیم شد و احتمال این که به دلیل عدم تطابق «ورژن» مورد استفاده، نتیجه‌ی یک‌سانی نگیریم، بسیار زیاد است.

۴- اشاره شد که نمونه‌ی خون افراد برای دو تست ذکر شده، گرفته شده است. این مقاله هیچ اشاره‌ای به روش گرفتن نمونه خون، نحوه‌ی نگهداری آن بعد از دریافت خون بلافاصله، نحوه‌ی انتقال آن به لابراتوار و مدت زمانی که از گرفتن خون تا تست شدن، طول کشیده است عنوان نشده است. در ادامه گفته می‌شود که تست ELSIA انجام نشده است و قرار است بعداً انجام شود. برای انجام این تست، حداقل درجه‌ی امنیتی لابراتوار، درجه‌ی دو به بالاست. به آن  BSL-2 گفته می‌شود. از آن‌جا که فقط یک لابراتوار درجه دو متعلق به CPHL در کشور وجود دارد، تمام نمونه‌ها از تمام ولایات باید به این لابراتوار فرستاده شود. از انجام سروی حدود یک ماه می‌گذرد و به همین دلیل نحوه‌ی انتقال و نگهداری نمونه‌ها بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. همین طور گفته شده که تست RDT تاییدی FDA دارد و بسیار دقیق است، اما از نام بردن نام تست، تاریخ خرید تست، شرکت سازنده و کشوری که از آن تهیه شده، سخنی به میان نیامده است. این مورد از آن‌جا اهمیت پیدا می‌کند که اگر تستی در آینده مورد ارزیابی بیش‌تر قرار گرفت و نتایج آن زیر سوال رفت، سروی انجام شده به صورت مکمل باید نادیده گرفته شود.

۵- در ادامه گفته می‌شود که برای تست RDT از دو قطره خون سر انگشت استفاده شده و روبه‌روی فرد اشتراک‌کننده تست شده است! همین جمله، تمام حرف‌های گذشته مبنی بر گرفتن خون را دچار تناقض می‌کند. آیا یک‌بار از انگشت فرد دو قطره خون گرفته شده و بار دیگر توسط سرنگ خون گرفته و برای تست ELISA کنار گذاشته شده است؟ نمی‌دانیم.

۶- با توجه به تمام این نکات، به قسمت نتایج می‌رسیم. در این‌جا تعدادی آمار و ارقام ارایه می‌شود اما گفته نمی‌شود چه تعداد از این افراد هیچ علایمی نداشتند؟ و اگر علامتی داشته‌اند چه وقت شروع شده و در زمان گرفتن تست چند روز از داشتن آن علایم گذشته است؟ این نکات، نکات حیاتی در یک سروی هستند که دید نسبتاً وسیع‌تری به ما در مورد عمل‌کرد این ویروس در کشور می‌دهند. مهم‌تر، این نکته‌ای است بسیار مهم برای تستی چون RDT زمان انجام تست و بررسی نتیجه‌ی آن، مستقیماً روی برداشت ما از نتیجه‌ی تست تاثیر دارد. اما این سروی فقط به تعداد افراد مثبت و منفی می‌پردازد و در ادامه مسأله جنسیت و سن را هم به آمار خود می‌افزاید. همان طور که در ابتدا گفتم، این سروی فقط به مورد اول اهداف خود می‌پردازد (البته بدون در نظر داشت علایم کلینیکی) و به سه مورد دیگر نمی‌رسد.

۷- در ادامه چند جمله‌ در مورد COMO Model اضافه می‌شود که این مدل پیش‌بینی کرده است تا آخر سال ۲۰۲۰ حدود بیست هزار نفر در افغانستان قربانی کرونا خواهند شد و یک جدول ناقص با فرمت متفاوت از باقی جدول ها هم ارایه می‌شود. دلیل نام بردن از این مدل زیاد معلوم نیست. هیچ اطلاعاتی از این که این مدل چطور کار کرده و چطور به این نتیجه رسیده است نداده و این که آیا نباید در اصل نتایج این سروی به مدل «کومو» اضافه می‌شد و نه این که با آن مقایسه شود؟ از این چند جمله نمی‌شود چیزی گفت.

۸- در نهایت هم سروی به مبحث معافیت کتله‌ای می‌پردازد و این که افغانستان به آن نرسیده است. این سروی به میزان جمعیت هر منطقه نمی‌پردازد تا با استفاده از آن نسبت درستی از پراکنده‌گی این ویروس ارایه بدهد. در عوض به این بسنده می‌کند که بگوید در شهر مردم بیش‌تر گرفتار شده‌اند و مناطق محروم هم منتظر موج بدی باشند. نمی‌دانیم چه تعداد از هر منطقه، مورد آزمایش قرار گرفته‌اند و این آزمایش‌ها با توجه به کل جمعیت چقدر قابل توجه است؟

در پایان، آیا می‌توان به نتیجه‌ی این سروی اطمینان کرد و با توجه و استناد به آن، تصمیم مهمی گرفت؟ این سوالی است که مسوولان صحی افغانستان باید پاسخ بدهند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن