بانویی که از تجربه‌ی نیم قرن خبرنگاری می‌گوید

بانو شفیقه حبیبی ژورنالیستی است که بیش از پنجاه سال از زندگی خود را صرف کار در عرصه‌ی خبرنگاری کرده است، در طول این مدت از زنان گفته و برای‌شان کار کرده است، او حتا در دوران طالبان نیز نگذاشت چراغ امید مردم و به ویژه زنان خاموش شود. برای این که خاطرات و تجربه‌ی نیم قرن کار در عرصه‌‌ی ژورنالیسم را از زبان خودش بشنویم، به دفترش رفتم؛ «انجمن زنان ژورنالیست افغان» یکی از نخستین نهادهایی است که برای حمایت از ژورنالیست‌های زن در افغانستان بنیانگذاری شده است.

همانطور که انتظار می‌رفت او را در اتاقش در حالی یافتم که سخت مشغول کار بود، فکر کردم برای انجام گفت‌وگو باید ساعتی منتظرش بمانم ولی او با دیدن من کارش را نیمه رها کرد، از پشت میزش برخاست و با احوالپرسی گرم و لبخندی مهربان به من اطمینان داد که می‌توانیم گفت‌وگو را آغاز کنیم، من هم با اشتیاق و بی درنگ گفت‌وگوی‌مان را با این پرسش آغاز کردم:

 

زهره: کمی از خودتان برای خواننده‌های ما بگویید:

حبیبی: شفیقه حبیبی استم و بیش از ۵۰ سال یعنی نیم قرن است که به عنوان ژورنالیست مسلکی  و پروفشنال کار می‌کنم، در رادیوی سابق وطن یا رادیو کابل و پس از آن رادیو افغانستان و سپس رادیو و تلویزیون ملی بیشتر گوینده‌ی اخبار دری بودم. اکنون مسئولیت انجمن زنان ژورنالیست افغان را به دوش دارم که می‌توان آن را به عنوان نخستین انجمنی که در تاریخ مطبوعات کشور با بیش از ۴۵۰ عضو در ۱۶  ولایت نمایندگی و فعالیت دارد، بر شمرد. در واقع این انجمن یکی از بنیانگذاران فدراسیون خبرنگاران نیز است. همچنان من مسئول مؤسسه‌ی زنان افغانستان نوین ( نوا) استم، نهادی که در ولسوالی‌ها و قریه جات دور دست کشور، برای تامین حقوق زن و تغییر ذهنیت مردان جامعه به آگاهی‌دهی می‌پردازد. در کنار کار در این دو نهاد، مسئولیت پرودکشن حریر را هم دارم. این پرودکشن نزدیک به ۱۵۰ برنامه‌ی تلویزیونی و رادیویی و سپات‌های گوناگون در باره حقوق زنان تولید کرده و در رسانه‌های کشور به نشر رسانده است.

 

زهره: چطور خودتان را در قلمرو خبرنگاری یافتید؟

حبیبی: اگر چه رشته‌ی تحصیلی من ژورنالیسم بود و از نخستین دانش‌آموختگان دیپارتمنت ژورنالیسم دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه کابل بودم، ولی کارم در عرصه‌ی ژورنالیسم ۲ سال پیشتر از آن و هنگامی که هنوز در مکتب درس می‌خواندم، آغاز شده بود. پس از این که سردار محمد داوود خان در سال ۱۳۳۸ به نخست وزیری رسید، حجاب اجباری را ممنوع کرد و دستور داد که زنان در همه دفاتر استخدام شوند، من هم که در یکی از بهترین مکتب‌های کابل یعنی لیسه‌ی ملالی درس می‌خواندم، همراه با ۱۶ دانش آموز دیگر برای گویندگی در رادیو انتخاب شدم. در نهایت، پس از سپری کردن چند آزمون تنها دو تن از ما برای کار گویندگی در رادیو استخدام شدیم. بعدها من تنها کسی بودم که گویندگی را تا دوره‌ی طالبان ادامه دادم و به این ترتیب به عرصه‌ی ژورنالیسم راه یافتم.

من فکر می‌کنم بیشتر مشکلاتی که زنان با آن‌ها روبه‌رو می شوند به دلیل بیسوادی و نداشتن آگاهی کافی از حقوقشان است، در گذشته زنان دسترسی محدودی به آموزش داشتند و به همین خاطر با مشکلات بیشتری روبه‌رو بودند، ولی امروز یکی از بزرگترین دستاوردهای زنان وجود انجمن‌ها و مؤسسه‌هایی است که به گونه‌ی اختصاصی برای بالابردن توانایی و یا ظرفیت‌های آنان کار می‌کنند، از سوی دیگر وجود شمار زیادی از دانشگاه‌ها و مراکز تحصیلات عالی، کورس‌های زبان‌های خارجی و بورسیه‌های گوناگون، دسترسی زنان را به آموزش بیشتر کرده است.

 

زهره: از حس و حالی که پس از پخش نخستین برنامه‌ی امتحانی‌تان داشتید برای ما بگویید:

حبیبی: خوشبختانه من توانستم در نخستین امتحان گویندگی نظر همه را جلب کنم، باید بگویم که توجه و تشویق‌های آن‌ها در آن سن کم نه تنها برایم بسیار دلچسب و مایه‌ی افتخار بود که مرا به آینده نیز امیدوار می‌کرد. پس از سپری کردن دوره‌ی امتحانی، وقتی نخستین دستمزدم را که ۳۰۰ افغانی بود، گرفتم، خیلی هیجانی و خوش بودم، به خود می‌بالیدم و می‌خواستم هر چه زودتر بخانه بروم و این موفقیت را با خانواده جشن بگیرم.

 

زهره: دیگران به کار شما چه واکنشی داشتند؟

حبیبی: باید بگویم که واقعاً خدا را سپاسگزارم که به من صدا و حنجره‌ای عالی برای گویندگی عطا کرده است. بسیار دلچسب است، هنگامی که من در ابتدابه گویندگی  آغاز کردم، با مخالفت پدرم روبه‌رو شدم ولی با گذشت زمان و به  دست آوردن موفقیت‌های چشم گیر در هنر گویندگی، نه تنها رضایتش را جلب کردم که به گفته‌ی خودش مایه‌ی سربلندی‌اش هم شده بودم و در هر جمعی با افتخار از من یاد می‌کرد. البته من در طول دوران کاری‌ام بیشتر با واکنش‌های مثبت روبه‌رو می‌شدم و از سوی اهل خبره مورد تقدیر و تشویق قرار می‌گرفتم، به این خاطر القاب زیبایی هم در دهه‌های پیشین به من داده شده است، علامه صلاح‌الدین سلجوقی مرا «ام‌البلاغه» خطاب می‌کرد و سرادر محمد داوود در دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش به من اسطوره‌ی آواز می‌گفت، تا جایی که تنها با گذشت سه سال از آغاز کار گویندگی، توانستم جایزه‌ی بهترین گوینده‌ی سال را دریافت کنم و پس از آن نیز جایزه‌های ملی و جهانی زیادی به من تعلق گرفت. مثلاً در سال ۲۰۰۲ موفق به دریافت جایزه شجاعت در خبرنگاری از نیویورک شدم و ۴ ماه پس از آن نیز نام من در فهرست ۲۱ زن رهبر جهان در قرن بیست و یکم، قرار گرفت. دریافت این جوایز نه تنها مرا تشویق به ادامه‌ی راه می‌کرد که نشان دهنده‌ی دیدگاه مثبت مردم و صاحب نظران نسبت به من نیز بود.

زهره: مطمیناً کار کردن یک زن به عنوان خبرنگار دشواری‌های خاص خود را دارد، از سختی‌هایی که در این مسیر با آن‌ها روبه‌رو شدید، برای ما بگویید:

حبیبی: در جامعه‌ای مانند افغانستان مشکلات فراروی زنان همواره بیشتر از مردان است. من هم مانند دیگر زنان در طول دوران کاری‌ام با مشکلات و چالش‌های زیادی روبه‌رو شده‌ام ولی با پشت کار، گذر از مشکلات و قبولِ چالش‌ها کوشیده‌ام به سوی جاده‌ی موفقیت به پیش بروم. برای مثال، هنگامی که طالبان  قدرت را گرفتند، زنان قربانی و در خانه‌های‌شان زندانی شدند، من در این دوران به دختران جوانی که از مکتب بازمانده بودند، می‌اندیشیدم و نمی‌خواستم که آنان امیدشان را از دست دهند، به این خاطر در کابل کورس‌های سوزن دوزی و خیاطی برای برای این دخترها برگزار می‌کردم، چون باور داشتم که روزهای سخت ماندنی نیست. باید بگویم که این کار آسان نبود، چون برای چنین برنامه‌هایی به پول و منابع مالی نیاز است و در آن زمان در کابل هم هیچ دونر و یا مرجعی که بتواند ما را در این راستا کمک کند، وجود نداشت، همه مراجع به پاکستان رفته بودند و من هم برای درخواست پول باید به آنجا می‌رفتم، حتا گاهی که بندر تورخم بند بوده، ناچار شده‌ام با چادری از کوه‌ها و سنگلاخ‌ها پیاده و یا توسط اسب به پاکستان سفر کنم.

البته مشکلات هنوز هم وجود دارد، ولی مهم این است که ما امید خود را از دست ندهیم و شجاعانه در برابر آن‌ها بایستیم و مبارزه کنیم.

 

زهره: آیا شما در این مسیر تنها بودید و یا مشوقی در خانواده یا اجتماع داشتید؟

در ابتدا برادرهایم حامیان من بودند و با پشتیبانی آن‌ها توانستم کارم را آغاز کنم، پس از آن نیز خوشبختانه همیشه از حمایت و تشویق‌های اهل خبره و و آگاهان برخوردار بودم و این تشویق‌ها به من انرژی ایستادگی در برابر سخت‌ترین شرایط را می‌دادند، ولی همسرم مهمترین کسی است که همیشه کنارم بوده و پشتیبانی و حمایتش باعث شد هرگز از کار و تلاش دست نکشم.

 

زهره: با وجود دشواری‌ها، چه چیزی شما را به ایستادگی و مقاومت واداشت؟

حبیبی: همیشه بر این باور بوده‌ام که رسالتم صدای مظلومان بودن و پیام رنج و دردشان را به گوش جهان رساندن است، به ویژه در دوران طالبان که بیشتر زنان امیدشان را از دست داده بودند، با برگزاری کورس‌های خیاطی و گلدوزی کوشش می‌کردم با دختران جوان در ارتباط باشم و به آن‌ها اطمینان بدهم که شرایط تغییر می‌کند، آن زمان در هر مصاحبه‌ای که با خبرنگاران خارجی داشتم از طالبان و ظلم‌شان بر زنان می‌گفتم و باور داشتم که این تلاش‌ها بی‌نتیجه نمی‌ماند. باید بگویم که نتیجه‌ی کوشش‌های‌مان امروز جنبش‌هایی است که دیگر هرگز ایستاد نمی‌شوند و پس از این هیچ گروهی نمی‌تواند حقوق زنان را پایمال کند، این جنبش‌ها باعث شده اند که نخستین شرط دولت برای صلح با طالبان، پذیرفته شدن قانون اساسی از سوی آن‌ها باشد و از آنجا که در ماده‌ی ۲۲ قانون اساسی افغانستان حقوق زن و مرد در مقابل قانون مساوی خوانده شده است، زنان از حقوق مساوی کار، تحصیل و دیگر موارد، با مردان برخوردار خواهند بود.

 

زهره: در خبرنگاری به دنبال چه چیزی بوده اید؟

حبیبی: همانطور که گفتم، هدف من همیشه این بوده است که بتوانم صدای مظلومان باشم و از حقوقشان دادخواهی کنم، به همین خاطر هرگز حرفه‌ی خبرنگاری را حتا در سخت‌ترین شرایط هم رها نکردم. انجمن زنان ژورنالیست را نیز به همین منظور بنیانگذاری کرده‌ام. این انجمن با هدف بالا بردن ظرفیت ژورنالیستان زن در سال ۲۰۰۵ گشایش یافت و از همان سال تا کنون توانسته است با برگزاری دوره‌های آموزشی و ترینینگ‌ها، مهارت‌های مورد نیاز ژورنالیسم را برای بیش از ۵۵۰ بانو در کابل و ولایت‌ها آموزش بدهد، از دیگر اهداف بنیانگذاری این انجمن رسیدگی به مشکلات حقوقی خبرنگاران زن در رسانه‌ها است.

 

زهره: تا چه اندازه به اهدافی که در سر می‌پروراندید، رسیدید؟

حبیبی: هدف من بالا بردن توانایی و مهارت زنان ژورنالیست و آگاه‌کردن آن‌ها از حقوقشان بوده است، با اطمینان می‌توان گفت که این اهداف تا اندازه‌ی زیادی برآورده شده‌اند ولی در این میان مشکلات و موانعی مانند نبود امنیت باعث می‌شود که بخشی از این هداف به طور کامل و یا آنطور که باید، برآورده نشوند. برای مثال به خاطر نبود امنیت امکان سفر و یا برگزار کردن دوره‌های آموزشی در برخی از ولایت‌ها نیست و از سوی دیگر سفر ژورنالیستان آن ولایات به کابل هم مصرف بودجه را دوچندان می‌کند که امیدوارم این مشکلات هم روزی حل شوند.

 

زهره: می‌دانیم که هنوز دشواری‌های فراوانی وجود دارد، با آن هم می‌خواستم بپرسم که زنان چه نقشی می‌توانند در این مسیر داشته باشند؟

حبیبی: من فکر می‌کنم بیشتر مشکلاتی که زنان با آن‌ها روبه‌رو می شوند به دلیل بیسوادی و نداشتن آگاهی کافی از حقوقشان است، در گذشته زنان دسترسی محدودی به آموزش داشتند و به همین خاطر با مشکلات بیشتری روبه‌رو بودند، ولی امروز یکی از بزرگترین دستاوردهای زنان وجود انجمن‌ها و مؤسسه‌هایی است که به گونه‌ی اختصاصی برای بالابردن توانایی و یا ظرفیت‌های آنان کار می‌کنند، از سوی دیگر وجود شمار زیادی از دانشگاه‌ها و مراکز تحصیلات عالی، کورس‌های زبان‌های خارجی و بورسیه‌های گوناگون، دسترسی زنان را به آموزش بیشتر کرده است. زنان می‌توانند با استفاده از این فرصت‌ها، افزون بر بالابردن مهارت‌های‌شان، از حقوق خود آگاه شده، خانواده‌ها و دیگر زنان را نیز آگاه کنند. خوشبختانه امروزه با وجود قوانینی مانند قانون  منع خشونت علیه زنان، شرایط بهتری برای دادخواهی زنان، پدید آمده است و زنان می‌توانند با مراجعه به سارنوالی‌ها و دادگاه‌های اختصاصی منع خشونت علیه زن، در همه ولایات به حقوق خود دست یابند. بنابراین، زنان در برابر ظلم و یا پایمال شدن حقوق‌شان نباید خاموش بمانند که اکثراً خاموش هم نمی‌‌مانند.

 

زهره: فکر می‌کنید کار یک خبرنگار زن با یک خبرنگار مرد چه تفاوت‌هایی دارد و در چه مواردی زنان بهتر از مردان عمل می‌کنند؟ موارد مشخصی در این زمینه به یاد دارید؟

حبیبی: خوشبختانه در ولایت کابل زنان و مردان در کار خبرنگاری هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو می‌توانند در هر قضیه‌ای به طور مؤثر کار کنند، ولی در ولایت‌ها به دلیل شرایط بد امنیتی و فرهنگی، کار زنان بیشتر در حاشیه قرار می‌گیرد و نمی‌توانند آنطور که باید، کارشان را پیش ببرند.

 

زهره: کارهای ناکرده‌ی‌‌تان در عرصه‌ی خبرنگاری چیست؟

حبیبی: کار بزرگ من، به ویژه پس از بنیانگذاری دو نهادی که با اهداف مشترک افزایش آگاهی و دفاع از حقوق زنان گشایش یافته اند، این بوده که توانسته‌ام به همه ولایت‌های دوردست افغانستان سفر کنم، در مراکز ولسوالی‌ها و روستاها با زنان بی‌سواد و یا تحصیل کرده نشست‌هایی داشته باشم و برای‌شان از حقوق‌شان و مراجعی که در هنگام روبه‌رو شدن با مشکلات، باید به آن‌ها مراجعه کنند، بگویم. همچنان توانسته‌ام در نشست‌هایی که در نمایندگی‌های ولایات انجمن زنان ژورنالیست داشتم، از اهمیت  خبرنگاری و نیاز به وجود خبرنگاران زن بگویم و آن‌ها را به ادامه‌ی راه تشویق کنم. با کوشش‌های فراوان تا کنون موفق شده‌ام، ژورنالیست‌های ولایت‌های دوردست کشور را به ورکشاپ‌های آموزشی در کابل دعوت کنم، خوشبختانه اکنون شمار زیادی از اعضای انجمن به عنوان ترینر آموزش دیده اند و برخی از آن‌ها از این راه امرار معاش می‌کنند. باید بگویم که تا یک یا دو سال پیش شرایط بهتر بود و من توانستم کارهای زیادی در این زمینه انجام دهم ولی اکنون انجام این کارها کمی مشکل شده است، به ویژه در قریه‌ها و ولسوالی‌ها. در حال حاضر ما توجه خود را به مرکز معطوف کرده ایم تا برای دانش آموختگان ژورنالیسم، آموزش‌ بدهیم و آینده‌ی خبرنگاری کشور را توانمندتر و پربارتر کنیم.

 

زهره: تصویر یک جامعه‌ی ایده‌آل برای کار خبرنگاری به ویژه برای بانوان از نظر شما چگونه است؟

حبیبی: برای زنان جامعه‌ای می‌تواند ایده‌آل باشد که در آن  افراطیت و موانعی چون طالب و داعش وجود نداشته باشد، همیشه دیده شده است که این گروه‌ها یک بخش مشکل‌شان با زن‌ها است و به خود حق می‌دهند تا در همه مسایل مربوط به زن‌ها- حتا مسائل بسیار خصوصی مانند پوشش و چادر ایشان- دخالت کنند. افزون بر این آن‌هایی دانش و فهم کافی از مولفه‌های دینی و اسلامی  ندارند و دین را با عنعنات یکجا کرده‌اند، هم عرصه را برای زنان بسیار تنگ می‌کنند، در کشورهای اسلامی زیادی مانند پاکستان، ایران، مراکش و مصر زنان دارای حق انتخاب پوشش و شیوه‌ی زندگی خود استند، ولی در افغانستان تنها موضوع مورد بحث این گروه‌ها زن و چگونگی زندگی‌اش است. به نظرم این جا است که مبارزه‌ی ما زنان جدی‌تر می‌شود.

 

زهره: آیا این تصویر ذهنی شما روزی به حقیقت می‌پیوندد؟

حبیبی: بله اگر نگرش اجتماع مردان افغان به زن‌ها، انسانی باشد نه جنسی، و اگر کرامت زن را به عنوان انسانی که در برابر قانون دارای حقوق مساوی با مردان است، گرامی بدارند، مطمیناً ما اقبال زندگی در یک جامعه‌ی رو به توسعه را خواهیم داشت.

 

زهره: آیا گاهی از کار یک خبرنگار موفق دیگر الهام گرفته اید و یا رفتار و عمل آن شخص در شما ایجاد انگیزه کرده است؟

حبیبی: من از نخستین کسانی بودم که در افغانستان به این عرصه پا نهاده است بنابراین پیش از من کسی نبوده که از او الهام گرفته باشم.

 

زهره: تصویر شما از وضعیت کنونی رسانه‌های کشور چیست؟

حبیبی: به نظر من رسالت آموزشی رسانه موازی با دانشگاه‌ها است و رسانه‌های افغانستان افزون بر پرداختن به موضوعات سیاسی و تفریحی، مسئولیت ساختار ذهنی جامعه را نیز دارند، البته که تاثیر گذاری تبلیغات رسانه‌ای برذهنیت جوامع انکار ناپذیر است.

 

زهره: حضور زنان را در رسانه‌ها چگونه می‌بینید و چه راهی را برای حضور معنادار و جدی زنان در رسانه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

حبیبی: مسلم است که جامعه‌ی امروز، رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های دیداری و شنیداری را بدون موجودیت زن نمی‌پذیرد، بنابراین، از یکسو اهمیت ‏حضور زنان در رسانه‌ها باید درک شود، زنان و ظرفیت‌ها و کارایی‌شان در رسانه‌ها گرامی داشته شود- البته در این مورد باید به این موضوع نیز توجه داشت که این کمترین حقی است ‏که  قوانین ملی و بین‌المللی در بحث مشارکت گسترده‌ی سیاسی و اجتماعی  زنان برای‌شان می‌دهد- و از سوی دیگر زنان باید روی مهارت‌های خود کار کنند و کوشش داشته باشند آگاهی افقی خود را بالا ببرند تا بتوانند در رسانه‌ها موفق‌تر ظاهر شوند.

 

زهره: از ناگفته‌های‌تان برای ما بگویید:

حبیبی: هیچ سخن نگفته‌ای ندارم.

 

زهره: کمی هم از زندگی خصوصی‌تان بگویید:

حبیبی: همسر من داکتر محمود حبیبی استند. ما دو دختر و یک پسر داشتیم که متاسفانه یکی از دخترهایم در همین شرایط نامساعد امنیتی و جنگ کشته شد. دختر دیگرم در کابل زندگی می‌کند و پسرم هم در بیرون از کشور.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن