ایتلافی برای قدرت یا نجات افغانستان؟

احزاب و جریان‌های سیاسی و اجتماعی عمده‌ای در کابل گرد هم آمده و جریانی به نام «ایتلاف بزرگ ملی افغانستان» را به وجود آوردند. این ایتلاف نسبت به ایتلاف‌های مشابه فراگیرتر و با اعتبارتر است. تقریباً می‌شود گفت که تمام مخالفان مهم اشرف غنی زیر یک چتر جمع شده‌اند.

این ایتلاف از روز نخست تشکیل، حکومت وحدت ملی را شدیداً به باد انتقاد گرفت و آن را به انحصارطلبی، قوم‌گرایی و ناتوانی از بهبود وضعیت عمومی متهم کرد. در اعلامیه‌ی پایانی به صراحت آمده است که اشرف غنی در پی دخالت در انتخابات بوده و نشانه‌های آن مشهود است.

حکومت از شکل‌گیری این جریان استقبال کرده است. در اعلامیه‌ی خبری ارگ آمده است که «حکومت از برنامه‌ها، پیشنهادها و طرح‌های احزاب سیاسی، ایتلاف‌ها و فعالین جامعه‌ی مدنی که در مطابقت با قوانین نافذه‌ی کشور و آرزوهای مردم باشد، استقبال می‌کند. ارگ از جریان‌های سیاسی می‌خواهد که طرح‌های سازنده‌ی خود برای کمک به حکومت و مردم ارایه بدارند.»

این اعلامیه نسبت به اظهارات پیشین رییس جمهور که در کنفرانس خبری اخیر خود به برخی از احزاب عمده‌ی ایتلاف بزرگ ملی تاخت و آن‌ها را نماینده‌ی مردم ندانست، لحن کاملاً متفاوت و آشتی‌جویانه‌ای داشت. دلیل خشم رییس جمهور هم تقاضای لغو ثبت نام رای‌دهندگان و تغییر سیستم انتخاباتی از سوی تعدادی از جریان‌های سیاسی عمده مانند حزب اسلامی و حزب جمعیت اسلامی بود.

سوال اصلی این‌جاست که آیا این ایتلاف توانایی لازم برای به چالش کشیدن اشرف غنی و عملی ساختن اهداف عمومی در اعلامیه‌ی نهایی خود را دارد یا خیر. واکنش‌های عمومی نسبت به این مورد با شک و تردید همراه است. در یک‌و‌نیم دهه‌ی گذشته، به ویژه در زمان حکومت وحدت ملی، چندین بار ایتلاف‌های مشابه عرض وجود کرد و چندی بعد بی سروصدا از میان رفتند. این ایتلاف‌ها بر محور نارضایتی از ارگ شکل گرفته و با گرفتن امتیاز از ارگ هم منزوی و منحل شده‌اند. واضح است که نوع شخصیت اشرف غنی باعث شده است که تعداد بیشتری از سیاستمداران متحد و نزدیک به ارگ از کنار اشرف غنی دور شوند و به فکر ایجاد جریان‌های مخالف سیاسی بیفتند. در این ایتلاف حتا معاون اول رییس جمهور و معاون دوم رییس اجرایی نیز دیده می‌شود که نشان‌گر اختلافات عمیق در داخل دولت است.

این ایتلاف در ذات خود تهدیدی برای اشرف غنی است؛ چون چهره‌های متنفذ سیاسی که دارای آرای بزرگ قومی اند، در این ایتلاف گرد هم آمده و طبل مخالفت با اشرف غنی را می‌کوبند. اشرف غنی در انتخابات آینده دست کم به چهره‌هایی مانند محقق و دوستم نیاز دارد تا رقبای انتخاباتی قدرتمندی مانند عطا و عبدالله را شکست داده بتواند. فضای سیاسی بر محورهای قومی تقسیم شده و روز تا روز فاصله‌ها بیشتر و اختلافات حادتر می‌شود. اشرف غنی به عنوان یک چهره‌ی تک‌رو قومی فراتر از پشتون‌ها به آرای اقوام دیگر نیاز دارد. از این لحاظ، اگر ایتلاف ملی انسجام و وحدت خود را حفظ کند، اشرف غنی با یک بن‌بست جدی سیاسی روبرو خواهد شد.

در واقع سوال کلیدی هم پایداری و وحدت نظر و عمل در این ایتلاف است. چهره‌های اصلی ایتلاف به دنبال جایگاهی در قدرت اند و اختلاف‌شان با ارگ بیشتر سیاسی است تا برنامه‌ای و ارزشی. به عنوان مثال، تغییر در نظام انتخاباتی بارها از سوی جریان‌های مهم مطرح شده است، ولی زمانی به صورت جدی پی‌گیری شده است که سیاستمداران ارشد از حکومت کنار گذاشته شده‌اند. داکتر عبدالله و متحدانش در جبهه‌ی متحد سابق ضد طالبان، در انتخابات ریاست جمهوری تغییر نظام سیاسی افغانستان را مطرح کردند، ولی پس از پیروزی رییس اجرایی روی هر موضوعی صحبت می‌کند، مگر تغییر نظام سیاسی.

یک نظر این است که سیاستمداران ارشد افغان زمانی از برنامه‌های مخالف دولت حمایت می‌کنند که از ارگ و حکومت کنار گذاشته شده باشند. ایتلاف بزرگ ملی نیز از این قاعده مستثنا نیست. کسانی مانند مانند احمدضیا مسعود از جمله‌ی حامیان سرسخت اشرف غنی و منتقدان داکتر عبدالله بود، ولی پس از اختلاف با ارگ که باز هم بیشتر ناشی از منافع بوده تا پافشاری روی برنامه و ارزش‌های خاص، تغییر موضع داده و حالا از منتقدین سرسخت اشرف غنی به حساب می‌آید.

قدرت‌طلبی سیاستمداران ارشد افغان ایتلاف‌های سیاسی را در بزنگاه‌های مهم سیاسی و تاریخی تضعیف می‌کند. در این تردیدی نیست که کار یک سیاستمدار کسب قدرت است، ولی کسب قدرت معطوف به منافع عمومی و مبتنی بر ارزش‌ها و برنامه‌های مشخصی باشد که منافع و خیر عمومی را تأمین کرده بتواند، اما در افغانستان سیاستمداران ارشد، از جمله اعضای ایتلاف بزرگ ملی، قبل از رسیدن به قدرت با لحن پوپولیستی و با تحریک احساسات قومی و منطقه‌ای به ارگ می‌تازند، ولی پس از این‌که در چارچوب قدرت جای و منالی یافتند، مردم را فراموش کرده و به توجیه عملکرد حکومت می‌پردازند.

معاملات سیاسی در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری در سرنوشت ایتلاف ملی تأثیرگذار است. اگر اعضای ایتلاف روی یک کاندیدای قوی علیه اشرف غنی به نتیجه برسند و این کاندیدا برنامه‌هایی روشن برای تغییر وضعیت داشته باشد، اشرف غنی با چالش جدیدی روبرو خواهد شد و حتا اگر تقلب بزرگی صورت نگیرد، کرسی ریاست جمهوری را نیز از دست خواهد داد، ولی اگر اعضای ارشد باز هم چشم امید به تکت انتخاباتی ارگ داشته و از فشارهای سیاسی موجود برای امتیازگیری از اشرف غنی استفاده کنند، در آن صورت ایتلاف ملی به سرنوشت جریان‌های مشابه رو‌برو خواهد شد.

این را نیز باید افزود که اعلامیه‌ی نهایی ایتلاف به طرز ناامیدکننده‌ای ضعیف بود. انتقاد از اشرف غنی و انگشت‌گذاشتن روی ضعف‌های حکومت کار کارشناسان تلویزیونی است و نه جمعی از سرامدان سیاسی که گویا خود را برای نجات افغانستان از بحران کنونی آماده می‌سازند. اگر این اعلامیه بنیاد پلاتفورم انتخاباتی ایتلاف را تشکیل دهد، باخت کاندیدای آن غیر منتظره نخواهد بود. اشرف غنی نسبت به اعضای ایتلاف در ارایه‌ی بدیل‌ها به مراتب توانایی و مهارت بیشتر دارد. به جز از تغییر نظام سیاسی، سخنان اعضای ایتلاف در سایر بخش‌ها کلی و غیرعملی بود.

مثلاً افزایش خرید مردم را با کنترول قیمت تضمین نمی‌توان کرد؛ چون افزایش قیمت مواد ناشی از عوامل مختلف، از جمله وضعیت وخیم اقتصادی، کاهش ارزش پول افغانی و ازیاد بیکاری است. آیا اعضای ایتلاف برنامه‌ی مشخصی برای جلب سرمایه‌گذاری دارد؟ آیا به جز تأکید روی «گفت‌وگوهای بین‌الاافغانی» که فورمول کهنه و بی‌اثری در شرایط امنیتی فعلی است، برنامه و راهکاری متفاوت‌تری از اشرف غنی برای تأمین صلح دارد؟

اعلامیه‌ی پایانی و سخنرانی‌های رهبران ایتلاف مشحون از حرف‌های کلان، انتقادات بی‌شمار و حملات تلخ به اشرف غنی بود، ولی دیدگاه‌ها و چشم‌اندازهای روشنی برای مشکلات بنیادین در خود نداشتند. رهبران ایتلاف باید به یاد داشته باشند که اعتماد عمومی نسبت به آن‌ها کم است. به عنوان مثال، رهبران ایتلاف در حالی صحبت از مبارزه با فساد کردند که درباره‌ی منابع مالی و عایداتی‌شان حرف و حدیث فراوانی وجود دارد. آن‌ها در یک‌و‌نیم دهه‌ی گذشته بخشی از نظامی بوده‌اند که انواع فرصت‌های اقتصادی مشروع و نامشروع را در اختیارشان قرار داده و از آن بهره‌های فراوان برده‌اند. از این رو، ثروت چهره‌هایی مانند آقای عطا با گذشته‌ی‌شان قابل مقایسه نیست. این ابهامات مشروعیت سیاسی چهره‌های مذکور را تضعیف کرده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن