بخش چهارم – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

منبع: نیویارکر

نویسنده‌گان: استیو کول و آدم انتوس

مترجم: شوکت‌علی خالق


مشاوران غنی در حال تهیه فهرست خود از چند‌صد زندانی بودند، شامل قاتل، آدم‌ربا، قاچاقچی مواد مخدر و برخی در انتظار اعدام که به گفته آن‌ها برای افغانستان مشکل‌ساز بود. در اواخر می، رییس جمهور غنی کم‌تر از هزار زندانی را آزاد کرد که مشاورانش آن‌ها را کم‌خطر معرفی کرده بودند. اما طالبان قاطعانه ایستادند: تمام پنج هزار زندانی را آزاد کنید، در غیر آن مذاکره‌ای در کار نیست. خلیل‌زاد به یاد می‌آورد: طالبان سرسخت شده بودند؛ آن‌ها می‌دانستند که ما آن‌قدر مستاصل شده‌ایم که مذاکرات بین‌الافغانی آغاز شود.

دولت ترمپ به عوض اعمال فشار بیش‌تر بر طالبان، به تمرکز خود برای زمین‌گیر ساختن غنی ادامه داد. در حالی که آن‌ها بر سر مشکل زندانیان مشاجره می‌کردند، خلیل‌زاد به دیدن غنی در ارگ ریاست جمهوری رفت و پیام ترمپ را به همراه داشت: «ما آماده همکاری با رییس جمهور غنی هستیم، اما اگر این تصور وجود داشته باشد که تصویر هدف بزرگ، قربانی مسایل کوچک شود، پس ما آماده تغییر روابط‌مان هستیم.»

غنی کرخت مانده بود. به خلیل‌زاد گفت: «امریکا به ما بدهکار نیست. اگر می‌خواهید بروید، پس بروید، مشکلی نیست.»

غنی آشکار ایتلاف نظامی دراز‌مدت با واشگنتن را ترجیح می‌داد، از این رو بیش‌تر دوره ریاست جمهوری خود را صرف درخواست حمایت بیش‌تر از نماینده‌گان امریکا کرد. اما رییس جمهور افغانستان انتظارات ایالات متحده را نادیده گرفت. اساساً او یک رهبر مستقل دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی بود. غنی این موضوع را به‌عنوان یک اصل اساسی تلقی می‌کرد و به گفته یک مقام ارشد در وزارت خارجه، دیپلمات‌ها را بارها با اشاره به اصطلاح «قانونی و فرمالیستی مشروعیت» رنجاند. در واقع دولتی که غنی رهبری آن را داشت، به‌طور مطلق به پول و قدرت نظامی امریکا وابسته بود. محب، مشاور امنیت ملی غنی، گفت: «امریکایی‌ها در مورد آن‌چه می‌خواستند، اشاره می‌کردند، اما اگر آن کارها را انجام نمی‌دادیم، تحت فشار شدید قرار می‌گرفتیم.» پیشنهادات غنی مبنی بر این‌که جمهوری بدون ایالات متحده خوب خواهد بود، صرف یک بلوف یا خیال‌بافی بیش نبود.

در ماه جولای ترمپ تصمیم گرفت که تعداد نیروهای امریکایی در افغانستان را تقریباً به نصف کاهش دهد و به حدود چهار هزار نفر برساند. خلیل‌زاد ناامید شد. او انتظار داشت که دولت ترمپ قبل از خروج نیروهای بیش‌تر، باز‌بینی رسمی طالبان به توافق دوحه را انجام دهد، اما این کار صورت نگرفت. در آن مرحله ارزیابی خلیل‌زاد این بود که پای‌بندی طالبان متفاوت است. طالبان همان‌طور که وعده داده بودند، از حمله بر نیروهای امریکایی خودداری کردند و حملات انتحاری و موتر‌بمب در شهرها و مراکز ولایت را کاهش دادند. آن‌ها آتش‌بس سه‌روزه را در عید فطر، اواخر ماه می، پیش‌کش کردند و به‌خوبی ادامه یافت. با این حال هم‌چنان حمله بر نیروهای افغان را ادامه دادند و جان صدها افغان را گرفتند.

 مارک میلی، رییس ستاد مشترک ارتش، با غنی در کابل ملاقات کرد و به او اطمینان داد که خروج از افغانستان به معنای انصراف ایالات متحده از این کشور نیست. او با استفاده از زبانی که پمپیو به او گفته بود، گفت: «ما برای خروج مشروط امضا کردیم»، ارتش امریکا تا زمان بر‌آورده شدن شرایط خواهد ماند. یکی از آن شروط، این بود که طالبان و جمهوری اسلامی وارد گفت‌وگو شوند. با این حال تا اکنون برای همه آشکار شده بود که ترمپ هر زمانی که بخواهد، مشورت جنرال‌های خود را زیر پا می‌گذارد.

در ۲۹ جولای، خلیل‌زاد و میلر، فرمانده نیروهای ایالات متحده و ناتو، با غنی در اقامتگاهش دیدار کرد و حامل تضمین‌های جدید از سوی ملا برادر بود. آن‌ها به غنی گفتند که اگر او همه افراد فهرست طالبان را آزاد کند، طالبان به احتمال زیاد «خشونت‌ها را به میزان قابل توجهی کاهش خواهند داد» و بلافاصله گفت‌وگوهای تقسم قدرت را آغاز خواهند کرد. غنی در مورد این پیشنهاد گفت: «اگر ایالات متحده می‌خواهد افرادی را که حکم اعدام دارند و بزرگ‌ترین قاچاق‌چیان مواد مخدر در جهان هستند را آزاد کند، باید مسوولیت آن‌ها را برعهده بگیرد.» «من مسوول نیستم.»

در نهایت غنی تسلیم سازش شد و به خواست امریکایی‌ها تن داد. او لویه‌جرگه را برای تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت مشکل‌سازترین زندانیان طالبان فراخواند. در اوایل آگست لویه‌جرگه به آزادی همه افراد فهرست طالبان از جمله حسن و سایر زندانیان در «لیست اعتراض» موافقت کرد (یکی از مقام‌های اطلاعات افغانستان گفت که چند هفته بعد از آزادی حسن، شخصی از اف‌بی‌آی تماس گرفت که آیا می‌توان او را دوباره دستگیر کرد، اما حسن قبلاً به ایران فرار کرده بود.)

در ۱۲ سپتامبر، شش ماه پس از مشخص شدن توافق‌نامه دوحه، مذاکرات بین‌الافغانی در هوتل شرق به‌طور رسمی آغاز شد. یک گروه بیست‌و‌یک نفری که از سوی کابل فرستاده شده بود، ماه‌ها بود که برای مذکره آماده می‌شد؛ مانند تمرین ورزشکاران برای یک فصل خیلی مهم که دایم به تاخیر می‌افتاد. یک بنیاد آلمانی آن‌ها را در زمینه مذاکرات صلح آموزش داده بود. اما در محل مذاکره، تیم کابل متوجه شد که طالبان به‌شدت سرسخت هستند. حل‌و‌فصل یکی از موارد اجندا بیش از دو ماه طول کشید. حبیبه سرابی، یکی از مذاکره‌کننده‌گان، به یاد می‌آورد که طالبان «از این‌که ایالات متحده را شکست داده‌اند، احساس غرور می‌کردند.»

میلر گفت، در همان زمان چریک‌ها حملات را در قندها و هلمند انجام دادند که آشکارا «نقض ماهیت، اگر نگوییم مکتوب» توافق‌نامه دوحه بود. در طول سه ماه آخر ۲۰۲۰، پس از آزادی زندانیان، خشونت در سراسر افغانستان افزایش یافت و تلفات غیر‌نظامیان در مقایسه با سال ۲۰۱۹، ۴۵ درصد افزایش یافت. سازمان ملل گزارش داد که این حمله‌ها «فضای ترس را تشدید و بسیاری از بخش‌های جامعه را فلج کرده است.» طالبان هم‌چنان به بسیاری از حملات امریکا که در حمایت از نیروهای افغان انجام شد، اعتراض کردند و آن را نقض ضمیمه توافق‌نامه دوحه در مدیریت جنگ خواندند. مانند دعواهای شرکتی که به دنبال غرق کردن مخالفان خود در کاغذ هستند، چریک‌های طالب بیش از ۱۶۰۰ شکایت را به تیم خلیل‌زاد تسلیم کردند و از آن‌ها برای توجیه تشدید جنگ علیه کابل استفاده کردند.

هنگامی که جو بایدن در سال ۱۹۷۲، در سن ۲۹ ساله‌گی برای مجلس سنا نامزد شد، برای مخالفتش با جنگ ویتنام کمپین کرد. او ادعا نکرد که جنگ غیر‌اخلاقی است، در عوض معتقد بود که «صرفاً احمقانه و اتلاف وحشتناک زمان، پول و زنده‌گی بر‌اساس یک فرض ناقص» است، همان‌طور که بعداً در خاطرات خود نوشت. بایدن به جنگ افغانستان رویکرد مشابه داشت. در سال ۲۰۰۹، بایدن به‌عنوان معاون رییس جمهور با کرزی دیدار کرد. کرزی از او خواست تا برای پایان دادن به حمایت پاکستان از طالبان، تلاش جدی کند. بایدن پاسخ داد: «آقای رییس جمهور، پاکستان برای ایالات متحده پنجاه برابر مهم‌تر از افغانستان است.» در سال ۲۰۱۵ غنی و عبدالله به یک صبحانه در واشنگتن مهمان بایدن بودند. بایدن به آن‌ها گفت که جنگ افغانستان «پیروز نشدنی» است. به گفته محب، مشاور امنیت ملی غنی، مقام‌های افغان درک کرده بودند که اگر بایدن رییس جمهور شود، احتمالاً می‌خواهد عقب‌نشینی کند.

پس از انتخاب شدن در نوامبر ۲۰۲۰، بایدن جک سالیوان را به‌عنوان مشاور امنیت ملی و آنتونی بلینکن را وزیر امور خارجه معرفی کرد. هر دو چهره، سال‌ها تجربه کاری در دولت داشتند و به‌خوبی به مجموعه رقت‌بار گزینه‌های سیاسی در افغانستان آشنا بودند. مشخص نبود که آیا بایدن توافق ترمپ را به‌طور کامل دنبال کند، رها کند یا در واکنش به خشونت طالبان آن را بازنگری کند. در دوران انتقال ریاست جمهوری، سالیوان، بلینکن و دیگر مشاوران به بایدن یادداشت را ارسال کردند که گفت‌وگوها با طالبان به جایی نمی‌رسد. خلیل‌زاد ظاهراً نتوانسته بود طالبان و جمهوری اسلامی را به همکاری وادار کند، اما بایدن از او خواست که حد‌اقل تا بهار به‌عنوان نماینده ویژه باقی بماند. او همه بازیگران را می‌شناخت و اگر دولت بایدن می‌خواست اولتماتوم ماه می توافق دوحه برای خروج کامل نیروهای امریکایی را رعایت کند، باید به‌سرعت عمل می‌کرد.

محب، مشاور امنیت ملی غنی، به محض روی کار آمدن بایدن، به دنبال ملاقات در کاخ سفید بود، اما به او گفته شد که تنها امکان تماس تلفنی وجود دارد. محب که مدرک دکترا در رشته مهندسی برق از بریتانیا دارد و از سال ۲۰۱۵ الی ۲۰۱۸ به‌عنوان سفیر افغانستان در واشنگتن خدمت کرده بود، به مدت سه سال مشاور امنیت ملی غنی بود. او روش‌مند، آرام و پر‌مطالعه بود، به‌شدت وفادار به غنی که ایده‌های او الهام‌بخش غنی بود؛ اما به‌طور فزاینده به‌عنوان ابزار- اگر نه محرک- مدیریت غنی در سطح خرد بود.

در ۲۲ جنوری محب با سالیوان تلفنی صحبت کرد. سالیوان گفت که دولت جدید به دنبال حفظ دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی افغانستان از جمله دموکراسی، حقوق زنان و حقوق اقلیت‌ها است. اگر طالبان در «مذاکرات معنادار و صادقانه» در دوحه شرکت نکنند، آن‌ها عواقب انتخاب‌های خود را متحمل خواهند شد. وی افزود که این «به معنای تشدید خشونت نیست، بل نگاهی سخت‌گیرانه به وضعیت است.»

سالیوان یک بررسی خط مشی سازمانی را در شورای امنیت ملی امریکا شروع کرد: جلسات توجیهی و مناظره‌ها در مورد تصمیم بایدن در امور افغانستان برگزار می‌کرد. تعداد نیروهای امریکایی به ۲۵۰۰ تن کاهش یافته بود. میلر، فرمانده نیروهای «حمایت قاطع»، شدیداً احساس می‌کرد که بایدن باید این رقم را فراتر از موعد مقرر در افغانستان نگه دارد؛ زیرا میلر احساس می‌کرد که در صورت خروج نیروهای امریکایی، بر سر ارتش افغانستان اتفاق بد رخ خواهد داد. بیش‌تر بحث‌ها روی این موضوع متمرکز بود که آیا ادامه تلاش برای دست‌یابی به توافق میان طالبان و جمهوری اسلامی ممکن است؟ اگر چنین است، تا چه مدت؟

میلی، رییس ستاد مشترک و آستن، وزیر دفاع، در جریان بررسی سیاست‌ها به بایدن گفتند: «آقا، ما برای همیشه ماندنی نیستیم.» اما آن‌ها پیشنهاد کردند که حضور نیروهای امریکایی را تا یک سال دیگر تمدید کنند، به امید این‌که طالبان تحت فشار قرار گیرند و مذاکرات تقسیم قدرت را جدی‌تر بگیرند. مشخص نبود که چرا تمدید کوتاه‌مدت حصور نیروهای امریکایی ممکن است مذاکرات را که بارها و بارها به پیش نرفت، تسهیل کند. مقام‌های کاخ سفید، سناریوی پنتاگون را تنها گزینه‌ دیگر برای توصیه به ماندن نیروها به مدت نامعلوم در نظر گرفتند. اگر طالبان به ناتو حمله می‌کردند، ممکن بایدن دستور نیروهای بیش‌تر را می‌داد یا این‌که تحت فشار عقب‌نشینی می‌کرد. طرح‌های پنتاگون کنار گذاشته شد و بحث به این سمت رفت که در صورت خروج ایالات متحده، چه اتفاقی خواهد افتاد.

در همین حال در هوتل شرق در دوحه گفت‌وگوها میان نماینده‌گان طالبان و تیم کابل شواهد اندکی مبنی بر امکان هرگونه پیش‌رفت دیپلماتیک ارایه کرد. هیات غنی در محل اقامت خود بود و روابط محدود با قطر داشت‌. سرابی، یکی از مذاکره‌کننده‌گان، به یاد می‌آورد که فرستاده‌گان طالبان که در دوحه خانه و هم‌چنان خانواده و تجارت داشتند، عموماً «هر دو روز یا سه روز» و بعداً «صرف از طرف شب‌ها» در محل ملاقات حاضر می‌شدند. «مدیریت زمان خوب نبود.» در اوایل ماه جنوری، هیات‌های طالبان حتا طبق برنامه برای گفت‌وگو حاضر نشدند.

با این حال، اکثر نماینده‌گان کابل باورشان به خلیل‌زاد را از دست داده بودند. سرابی او را به حمایت از طالبان متهم کرد و گفت‌: «بسیار واضح بود که خلیل‌زاد از طالبان می‌خواست که در راس دولت انتقالی و تقسیم قدرت باشد و می‌خواست که غنی قدرت را ترک کند.» خلیل‌زاد معتقد بود که غنی برای تشکیل دولت انتقالی باید از قدرت کنار برود، اما او گفت که «هیچ وقت، هرگز» از طالبان در راس دولت انتقالی حمایت نکرد. او تا حدودی دلیل این بن‌بست را ناسازگاری غنی می‌داند. بعداً خلیل‌زاد گفت که بزرگ‌ترین اشتباه او این بود که نتوانست فشار بیش‌تری بر غنی برای سازش وارد کند.

در اوایل سال ۲۰۲۱، خلیل‌زاد و بلینکن به یک راه حل رسیدند. آن‌ها خواستند که یک روند صلح «شتاب‌یافته» را آغاز کنند که مذاکرات دوحه را کنار بگذارد تا به توافق نهایی تقسیم قدرت بین جمهوری اسلامی و طالبان شتاب بخشد. خلیل‌زاد به نوشتن پیش‌نویس هشت‌صفحه‌ای به اصطلاح توافق‌نامه صلح افغانستان کمک کرد که به طرز شگفت‌انگیزی جاه‌طلبانه بود: قانون اساسی جدید، حکومت انتقالی با پارلمان گسترده که بتواند بسیاری از اعضای طالبان را در خود جای دهد، بازنگری نهادهای قضایی، نهاد جدید شورای عالی فقه اسلامی و آتش‌بس ملی. وی امید‌وار بود که طالبان و جمهوری اسلامی در یک نشست صلح در ترکیه موافقت کنند.

در ۲۲ مارچ، بلینکن با وزیران خارجه ناتو ملاقات کرد و آن‌ها تاکید کردند که ایالات متحده باید تلاش بیش‌تری برای ایجاد یک راه حل سیاسی در افغانستان به خرج دهد. بلینکن به بایدن تماس گرفت و گفت می‌خواهد بررسی کند که آیا خروج نیروها می‌تواند تا بعد از نشست صلح در ترکیه به تعویق بیفتد، هرچند طالبان هنوز به شرکت در این نشست موافقت نکرده‌اند. بلینکن استدلال کرد که این به متحدان ناتو نشان می‌دهد که ایالات متحده به مشورت‌های ناتو احترام می‌گذارد، اما این هم‌چنان به معنای شکستن توافق‌نامه دوحه است.

خلیل‌زاد با طالبان دیدار کرد و گفت که اگر آن‌ها می‌خواهند افغانستان از کمک‌های بین‌المللی و به رسمیت شناختن برخوردار شود، باید تاخیر در خروج ایالات متحده را بپذیرند تا توافق تقسیم قدرت در ترکیه مورد بحث قرار گیرد. وقتی مذاکره‌کننده‌گان طالبان مشاهده کردند که امریکایی‌ها در مورد نقض توافق‌نامه دوحه صحبت می‌کنند، مستقیماً تهدیدی به از‌سرگیری حملات علیه امریکا و ناتو نکردند. اما یک مقام وزارت خارجه گفت که طالبان روشن کردند که «اتفاقات بدی رخ خواهد داد».

در ۵ اپریل، جان فاینر، معاون مشاور امنیت ملی بایدن، به محب تماس گرفت و خاطر‌نشان کرد که ایالات متحده بعید است که قبل از اول ماه می از افغانستان خارج شود؛ اما هرگونه تمدید به گفته او «برای مدت محدود» خواهد بود. کاخ سفید هم‌چنان امیدوار بود که گفت‌وگو با طالبان روند انتقال را تسهیل کند. فاینر گفت: «مهم است که دولت افغانستان با صدای واحد صحبت کند و از روند صلح «بدون ابهام» حمایت کند و «نگرش سازنده و آگاهانه» را در قبال گفت‌وگو با طالبان اتخاذ کند.» محب این خبر را با غنی شریک ساخت: دوران امریکا در افغانستان به‌زودی به سر می‌رسد.

غنی و محب هر دو تصور کردند که بایدن خروج را بعد از فصل جنگ تابستان برنامه‌ریزی خواهد کرد. در فصل زمستان احتمالاً تحرک طالبان محدود خواهد شد. ۹ روز بعد زمانی که بایدن تصمیم خود را اعلام کرد، توافق دولت ترمپ با طالبان را «شاید چیزی نبود که خودم با آن مذاکره می‌کردم» توصیف کرد، اما دستور خروج کامل را تا ۱۱ سپتامبر صادر کرد. غنی با انتشار بیانیه‌ای در توییتر به تصمیم بایدن «احترام» گذاشت. وی نوشت: «نیروهای پر‌افتخار امنیتی و دفاعی افغانستان کاملاً توانایی دفاع از مردم و کشور خود را دارند.» طی چند روز، طالبان به‌صراحت اعلام کردند که در نشست صلح خلیل‌زاد در ترکیه شرکت نخواهند کرد. تلاش دیپلماتیک چندین‌ساله ایالات متحده برای میانجی‌گری صلح میان طالبان و جمهوری اسلامی شکست خورده بود.

برای سال‌ها طالبان دولت نام‌نهاد را در مناطق مختلف روستایی اداره می‌کردند، اما هرگز یک شهر بزرگ را فتح نکرده و در اختیار نداشتند. ناتو و بعداً نیروهای هوایی افغانستان کاملاً متکی بر نیروهای هوایی بودند. طالبان هیچ هواپیمای جنگی و موشک ضد هوایی موثر نداشتند، هرچند می‌توانستند هلیکوپترها و هواپیماهای پرواز پایین را با سلاح‌های کوچک‌تر سرنگون کنند. هر زمان که طالبان برای یک حمله بزرگ جمع می‌شدند، یا در موارد معدودی که به‌طور موقت شهری را تصرف می‌کردند، در برابر حملات هوایی ویرانگر آسیب‌پذیر بودند. پس از سال ۲۰۱۸، زمانی که میلر فرماندهی «حمایت قاطع» را بر‌عهده گرفت، نیروهای غنی را تشویق کرد تا استفاده از نیروهای ویژه با حمایت نیروهای هوایی را مضاعف کند. تا سال ۲۰۲۱، نیروی هوایی افغانستان دارای هشت هزار پرسنل و بیش از ۱۸۰ هواپیما بود.

پس از اعلام بایدن، میلر شروع به خروج سربازان امریکایی از افغانستان کرد. به دنبال آن پیمان‌کاران بین‌المللی که هلیکوپترها و هواپیماهای جنگنده افغانستان را نگهداری می‌کردند، نیز ترک کردند. میلر گفت: «این شرکت‌ها در صورتی که نیروهای امریکایی یا ناتو از آن‌ها محافظت نکنند، به کار‌شان ادامه نمی‌دهند.»

در ماه می گذشته، یاسین ضیا، رییس ستاد ارتش و سرپرست وزارت دفاع، متوجه شد که فرماندهی مرکزی، ستاد فرماندهی ایالات متحده در جنگ افغانستان، تلاش خواهد کرد تا تعمیر و نگهداری از راه دور هواپیما را به‌گونه ویدیویی به روی آی‌پد فراهم کند. ضیا به یاد می‌آورد که میکانیک طرف ما جلوی زوم می‌نشیند و متخصص قطری توصیه می‌کند که این کار و آن کار را انجام دهد. فرماندهی مرکزی هم‌چنان قصد داشت که یک تعمیرگاه هواپیما در امارات متحده عربی، حدود هزار مایل دورتر از افغانستان باز کند، اما هیلکوپتر‌های افغان نمی‌توانستند تا این فاصله پرواز کنند و هواپیماهای افغان مجبور به عبور از حریم هوایی پاکستان بودند که به مذاکرت پیچیده با ارتش پاکستان نیاز داشت. یکی از مقام‌های ارشد وزارت امور خارجه درگیر در مذاکرات صلح گفت: «تا ماه جون شما می‌توانید ببینید که هیچ چیز برای مصونیت پرواز در آن‌جا وجود نخواهد داشت.» به گفته یک مقام ارشد وزارت دفاع، مشکل اساسی این بود که «ما در حال ترک بودیم»، کل ارتش افغانستان به‌گونه‌ای طراحی شده بود که بر‌اساس متخصصان و سیستم‌های ایالات متحده عمل کند و زمانی که این امر از بین رفت، نیروهای افغان از هم فروپاشیدند.

ادامه دارد…


بیش‌تر بخوانید:

بخش اول – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

بخش دوم – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

بخش سوم – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

دکمه بازگشت به بالا