از ورای دود و آتش (۳۷۷)

قصه ای از یک روز جنگ در افشار

باز هم سر گذشت تلخی داریم که از زبان مادر یک  قربانی می شنویم. او خود چنین قصه می کند :» در افشار زندگی می کردیم. مادر دو پسر و دو دختر هستم. زندگی را با خوشی ها و غم هایش می گذشتاندیم. اما با آن هم شکر پروردگار را به جا آورده و، شب و روز خود راسپری می کردیم.

با آغاز جنگ های داخلی منطقه ی ما مانند سایر نقاط پایتخت مورد اصابت راکت و سلاح های ثقیله از طرف گروه های درگیر قرار گرفت. در چنین شرایطی زندگی کردن در آن منطقه برای ما مشکل گردید و ناگزیر شدیم جمعی از همسایگان خود منطقه را ترک نماییم. با ترک منطقه توانستیم از مرگ و بدبختی های زندگی نجات یابیم، اما هیچ گاهی این را تصور نکرده بودیم که از مرگ گریز نمی شود و راکت چشم ندارد.
یکی از روز های گرم، چاشت روز که آفتاب تابستانی سخت آزار دهنده بود، و قدرت کار کردن را از هر موجود زنده گرفته بود،  بعضی ها در خانه های شان و بعضی در زیر سایه بان های شان در انتظار گذر آفتاب سوزنده لحظه شماری می کردند، سکوت در همه کوچه ها حکمفرما بود. اما این سکوت معنا داری بود. زیرا بعد از هر سکوت آواز دلخراش و مهیب از گوشه و کناری بلند می گردید و خانواده ها را به خاک و خون می کشانید.
این بار هم چنین چیزی که تصور می شد، اتفاق افتاد. هنوز گرمی تابش آفتاب سوزنده از منطقه کم نشده بود که ناگهان صدای راکت به گوش ما آمد. چهار اطراف منطقه را دود و خاک گرفت. فقط آواز مردم به گوش می رسید که کسی نام پسر خود را بر زبان می آورد و کودکی هم گریه و ناله کنان مادر خود را به کمک می طلبید.  احساس می کردم شنوایی گوش هایم را از دست داده بودم. زمانی  که گرد و خاک کم گردید، متوجه شدم پسر نوجوانم غرق خون کنار حویلی افتاده است. آنگاه دیگر به خود ندانستم. زمانی به هوش آمدم که همه دوستان ما در گلیم غم نشسته اند و اظهار تاسف می کنند. پسر نوجوانم دیگر زنده نبود. او مانند سایر هم وطنان بی گناه جان شیرین خود را از دست داده بود.
من از آن زمان که طعم تلخ جنگ را چشیدم، در آرزوی روزی هستم که دیگر خبر مرگ کسی را نشنوم، اما این آرزوهایم تا حال تحقق نیافته است. مانند من، هزاران خانواده در خاک و خون  نشسته و از دولت انتظار روزی را دارند تا صدای ما قربانیان را بشنوند».
آنچه را خواندید، گفته های یک مادر قربانی بوده که پسر نوجوان خود را در جنگ های میان گروهی از دست داده و از دولت تقاضا دارد تا برای مردم صلح و آرامی را تامین کند.
 

 

دکمه بازگشت به بالا