از ورای دود و آتش (۳۳۵)

کیست که فریاد ما را بشنود

باز هم گزارشی از بی جا شدگان ولسوالی سنگین داریم. از زبان خواهری رنج دیده ای می‌شنویم که خود سرگذشت روزگار تلخ خود را چنین قصه می‌کند: «با خواهرم که از من بزرگتر و صاحب دو کودک ـ یک پسر و یک دختر شش ماهه ـ بود، در یک حویلی زندگی می کردم. شوهرم با سایر باشندگان دهکده‌ی ما مصروف کار کشت و زراعت بود. سه سال از عروسی خواهرم می‌گذشت.
در زندگی مشترک خود خوش و آرام بود. به هیچ مشکلی سر دچار نبودند. اما با آمدن نیرو های خارجی  و حاکمیت شان باز هم مجبور شدیم در ولسوالی خود  با آن همه مشکلات و دشواری هایش شب و روز خود را سپری  نماییم،

زیرا ما مردم زراعت پیشه بودیم و به کدام گروه سیاسی و ضد دولتی سروکار نداشتیم و بنا به همین دلیل خواستیم باز هم در خانه های خود باقی بمانیم. اما هیچ گاهی فکر این را نکرده بودیم که ما مردم بی گناه به این شکل آواره و سر گردان در زیر خیمه ها و در جاده های شهر دست به گدایی دراز می کنیم.
چاشت روز شوم و پر خاطره ای را به یاد دارم که همه ی ما مصروف نان خوردن بودیم. صدای غرش  طیاره به گوش رسید، همه در خانه پراگنده شدند و من با کودکانم به گوشه ای از اتاق پناه بردیم. فضا را دود و خاک گرفته بود. هیچ کس را دیده نمی توانستم. فریاد و ناله ی کودکان به گوشم می آمد اما نمی دانستم که این ناله و فغان از کی است. زیرا در آن موقع هر کس کوشش می کرد خود را نجات بدهد. بعد از چند لحظه که گرد و خاک کم گردیده بود، متوجه شدم از اتاقی که مربوط به خواهرم بود، به جز انبار گل و خاک چیزی باقی نمانده است.  من با سراسیمگی به آن سو شتافتم و فکر می نمودم که کودکان معصوم و پاک خواهرم با چهره های کودکانه شان از من  کمک می طلبند. پس از چند لحظه جمعی از همسایه ها به حویلی رسیدند و جسد های بی روح، تکه و پارچه شده ی خواهر م را با دو کودک معصوم بی گناه اش که چند لحظه پیش بی خبر از همه چیز در آغوش مادر به خواب رفته بودند، از زیر آوار کشیدند». در حالیکه هنوز سخنان این خواهر غم دیده ختم نگردیده بود، با سیمای مظلومانه اش چنین افزود: «خواهرم و کودکان اش چه گناهی را مرتکب شده بودند که مورد هدف نظامیان بین المللی قرار گرفتند ؟ آیا آنها به کشتن دشمنان وطن و آبادی وطن ما آمده اند و یا برای بی خانه ساختن مردم افغانسان ؟ آیا کسی است که فریاد ما را بشنود و به زخم های پاره شده ی ما مرحمی بگذارند».
آنچه را خواندید، بر اساس گفته های یک خانم قربانی بود که در اثر حملات  نیرو های بین المللی خواهر و دو کودک خواهرش را از دست داده است. وی می افزاید که» ما کی را محاکمه نماییم و از کی عدالت بخواهیم و برای کی آواز خود را بلند نماییم. هرگز خون قربانیان ما را نمی بخشیم».

دکمه بازگشت به بالا