از ورای دود و آتش ۳۳۴)

زندگی با قلب های شکسته در زیر خیمه های پاره پاره
گزارشی که امروز به شما تقدیم می گردد، سرگذشت  یک خانواده ی  بیچاره و مظلومی است که به دلیل حادثه ی جانکاهی  که برای آنها اتفاق افتاده است، در عالمی از در به دری و پریشانی به سر می برد.  با یک زن سرسفیدی به نمایندگی از این فامیل با وی از نزدیک ملاقات نمودم،  وی  غمنامه ی زندگی اش را چنین با زگو می کند : « مانند اکثریت با شندگان ولسوالی سنگین  ما نیز پیشه ی دهقانی داشتیم و از حاصل  کار خویش لقمه نان حلالی به دست آورده،  با کدام گروه و یا باند ضددولتی  سر و کاری نداشتیم.

در آن روز ها  مخالفین دولت در ولسوالی ما جا گرفته بودند. آنها در صدد بودند تا آن ولسوالی را برای همیشه در تحت حاکمیت خود نگهدارند و مردم محل چون ناچار بودند در زمین و ملک خود باشند، هنوز در تمام  قریه ها سکونت داشتند و شرایط را با همه مشکلات آن تحمل می کردند. در یکی از شب های بهار بود که تازه به فرمایش همسرم شیر برنج پخته بودم و می خواستیم آن را به همراه ی  پنج کودک خرد و بزرگم صرف نماییم که نا گهان صدای غرش  طیارات جنگی بر فراز آسمان قریه ما شنیده شد. و به تعقیب آن اصابت پیهم راکت ها و بمب ها  منطقه را تکان داد. فضای منطقه را گرد و غبار گرفت و هیچ کس نمی توانست  حتا اشیای نزدیک اش  را ببیند. در و دیوار های خانه ی ما همه به هم ریخته بود و نمی توانستم موقعیت کودکانم را که تا چند لحظه قبل آماده ی صرف غذای شب بودند، درست بفهمم.  صدای مردم قریه به گوش می رسید که می گفتند عجله کنید و از خانه های خود بیرون شوید که بمباران می شوید. من فقط توانستم با همسر و سه فرزندم که همه خون آلود و زده و زخمی شده بودند،  از خانه به عجله خارج شده پا به فرار نهیم. از دو کودک دو ساله و یک ساله ام به نام های فاطمه و رحمت خبری نداشتم. غالبا با اصابت بمب  زیر آوار شده و  کشته شده بودند.
شبانگاه خود را به جایی در همان حوالی رسانیدیم و فردای آن با همراهی جمع کثیری از مردم بی جاشده به مرکز ولایت رسیدیم. سرانجام بعد از این که دریافتیم همه دار و ندار خود را از دست داده ایم، اکنون در جمع سایر بی جاشدگان هلمند در زیر یک خیمه ی پاره پاره در کابل با قلب های شکسته و در عالم فقر و غربت به سر می بریم».
آری ! فاجعه ی جنگ و کشتن انسان ها صدها مادر این مرز و بوم را هنوز هم می آزارد و آنان عاملین این حوادث خونین را نمی بخشند.
آنچه را خواندید، به اساس گفته های یک مادر قربانی  تهیه شده که دو کودک خویش را در بمباران ولسوالی سنگین از دست داده است. وی خواستار کمک و عدالت از دولت و جامعه جهانی می باشد.

دکمه بازگشت به بالا