از ورای دود و آتش (۳۳۲)

بی خانگی و غم یتیمان برادر

این بار از زبان یک هم وطن دیگری ما که در ولسوالی سنگین ولایت هلمند سکونت دارد، می شنویم.
گزارش های «از ورای دود و آتش « همانند قصه های دیگر همه از درد جنگ و بی پناهی حکایت می کنند. می گویند هر جا دردی باشد، درمان لازمه آن نیز است، ولی قصه های پر درد «از ورای دود و آتش « هرگز چنین نیست. آهسته آهسته این درد ها به زخم ها مبدل می شود. این یک پیش بینی نیست که از منجمی شنیده شده باشد، بلکه تجربه ی است که دیده شده است. گزارش امروز را از زبان مردم ولسوالی سنگین که در زیر خیمه و چادر در جاده های شهر  زندگی می کنند، می شنویم که چنین قصه می کنند: «  ما  همه باشندگان  این ولسوالی بودیم و از زندگی خوبی بر خوردار بودیم. مردان ما همه زراعت پیشه بودند و از همین طریق روزی حلال خود را پیدا می کردیم.

ما زنان همه در یک قریه دوشادوش مردان خود در کار های زراعتی سهم می گرفتیم، و از زندگی روزمره ی خود خوش بودیم، اما هیچ گاهی هم احساس این را نمی کردیم که با آمدن نیرو های بین المللی این همه ناملایمات روزگار بر سر ما بیاید. زیرا مردم ما به هیچ یک از گروه های سیاسی، وابسته نبودند. همه مردم این قریه زراعت پیشه بودند و مصروف پیدا نمودن نان برای خانواده ی خود. ما که با آمدن نیرو های خارجی در وطن خود همیشه وقت احساس رضایت مندی نموده و فکر می نمودیم زندگی و قریه ما پیشرفت می نماید و شاید هم در زندگی فقیرانه ی ما تغییری رونما گردد،  اما بدبختانه همه ی این ها خواب و خیال بود که نه تنها زندگی ما مردم بی چاره را توسعه نداد، بلکه صدمه مالی و جانی نیز برای مردم رنج دیده ی ولسوالی سنگین وارد گردید. امروز همه ی ما بی خانه و بی سرپرست در جاده های شهر کابل دست به گدایی دراز می نماییم  تا لقمه نانی به دست بیاوریم.
آری ! این حملات نیروهای بین المللی برادر و خانم برادرم را از من گرفت. این  چهار کودک(اشاره به کودکان یتیم) معصوم وپاک که نیاز به مادر و پدر دارند در آوان کودکی از مهر و شفقت پدر و آغوش گرم مادر محروم گردیدند. امروز این کودکان در حالت بسیار بدی در زیر خیمه های که آگنده از نم و رطوبت است، با پای برهنه و بدن بدون لباس زندگی می نمایند». در حالی که سخنان اش هنوز تمام نشده بود، گریه و ناله کودکانی که مادر و پدر خود را از دست داده بودند، آغاز گردید که هر کدام نان می خواستند. دیدن این وضعیت غم بار برای هر انسان طاقت فرسا است.
آنچه را خواندید گفته های یک برادر قربانی از ولسوالی سنگین بود که در اثر حملات نظامی نیرو های بین المللی برادر و خانم برادر خود را مانند هزاران هم وطن دیگر خود از دست داده است و چهار طفل از برادرش باقی مانده است. این برادر از دولت تقاضا دارد تا هر چه عاجل و سریع در قسمت بود و باش زندگی شان توجه جدی نماید.

دکمه بازگشت به بالا