از ورای دود و آتش (۳۳۱)

آنانی را که تخم نیستی کاشتند؛ نمی بخشم
در سال های جنگ و در به دری که همه ی ما شاهد کشتار، قتل، چپاول و همه ی این ویرانی ها در کشور خود بودیم، کشور ما به میدان جنگ و وحشت و انواع سلاح های آزمایشی  و جنگی تبدیل شد. یکی از بدترین فاجعه ها، همانا فرش  نمودن ماین ها در ساحات و مناطق مختلف وطن ما بود که تا هنوز هم همه روز ه هم وطنان ما را به کام مرگ و نیستی می کشاند.
به سلسله گزارش های قبلی خود، باز هم سر گذشت روز گار سیاه و تلخ پدری قربانی  را می شنویم که از جمله ی قربانیان انفجار ماین می باشد. وی خود چنین قصه می کند :» خانه و محل بود و باش ما در منطقه ی پلچرخی بود و زندگی مشترک خود را با شش کودک ام بسیار به خوشی و آرامی سپری می نمودم. پیشه ی آزاد داشتم  و پسر جوانم که تازه در صنف دهم مکتب درس می خواند، با من یکجا بعد از رخصتی در کار دکان داری کمک می نمود. زندگی آرامی داشتیم.

با عاید کمی که در فروشات  ما بود، شکر خداوند را می کردم. اما با استمرار جنگ های خانمان سوز که پیامد شومی برای مردم بی چاره ی شهر کابل به جا گذاشت، زندگی خوب ما دگرگون گردید.
پسر جوانم  با استفاده از تعطیلی خود خواست کناره ی دکان را که در یک قسمت از حویلی بود وسعت بدهد و کارو بار دکانداری را کمی بیشتر کند. قرار بر این شد  که وی  از کنار دریا مقداری ریگ به خانه انتقال بدهد و به کنار دریا رفت، جایی که ظاهرا هیچ نشانه و علایم ماین به نظر نمی رسید و نه هم کسی در  آن جا حضور داشت تا او را از وجود ماین در آن ساحه دور می داشت.  من نیز با پسرم همراه بودم. هر دو به طرف ساحه ی وسیعی که همه ریگ زار کنار دریا بود، گام برداشتیم و بالاخره، بیل خود را غرض برداشتن ریگ در کراچی  به زمین فرو بردیم. نا گهان انفجاری مهیبی رخ داد. همه جا را بوی بدی گرفت و با این آواز دلخراش دود و خاک نیز از زمین بلند شد.  دیگر به خود ندانستم و فکر نمودم کسی مرا به  هوا بلند نموده و بی حال گردیدم. زمانی که  به هوش آمدم، متوجه شدم که   دست تقدیر و بی اعتنایی تاجران مرگ و نابودی،  پسرم را که غرق در خون بود، از من گرفتند، وقتی می خواستم به جسد بی جان پسر جوانم خود را نزدیک نمایم، درد و سوزش شدیدی در وجودم احساس نمودم. توان حرکت را در وجوم نداشتم. آنگاه دانستم که  این حادثه غمبار پسر جوان و یک پای خودم را از من گرفت».  در حالی که گلویش پر عقده گردیده بود، به ادامه ی گفته هایش چنین افزود :» من هرگز خون پسر جوانم را که قربانی ماین گردید و عاملان بدبختی خودم که یک پایم قطع گردیده و بار دوش خانواده می باشم  را
نمی بخشم».
آنچه را خواندید گفته های یک پدر قربانی بود که پسر  او یک پای خود را در اثر انفجار ماین  از دست داده است. وی در گفته هایش اضافه می دارد که» هرگز کسانی را که تخم نیستی و مرگ را بر علیه مردم بی گناه و ملکی ما بذر نموده اند، نمی بخشم». 

دکمه بازگشت به بالا