۲۰ ساله‌گی فاجعه یکاولنگ؛ مردان افتاده بر زمین، زنان آواره در بهمن

اسحق‌علی احساس

زمستان ۱۳۷۹ بامیان سوزنده‌تر از زمستان‌های دیگر بود. مردم به دلیل جنگ‌های خانمان‌سوز و ترس از هجوم طالبان، ماه‌ها با اضطراب و نگرانی زنده‌گی کرده بودند. این اضطراب و نگرانی، روال عادی زنده‌گی روستاییان را مختل کرده بود. کم‌تر کسی برای گرم‌‌کردن خانه‌های‌شان هیزم جمع‌آوری کرده بود. طبیعت، بدجنس و خشن شده بود و شرایط نامهربان.

بیست سال پیش در ماه جدی، طالبان پس از کشتار و ویرانی در مرکز بامیان، به یکاولنگ یورش بردند. در هژدهم و نوزدهم همین ماه، جنگ‌جویان این گروه بازار یکاولنگ را آتش زدند و غیرنظامیان را به رگ‌بار بستند. گزارش‌هایی که از آن رخداد نشر شده، حاکی از آن است که دست قربانیان هنگام تیرباران در پشت سر‌شان بسته شده بود. اجساد شماری از قربانیان تا سوم دلو (دو هفته پس از قتل عام) در محل کشتار روی زمین مانده و به دلیل یخ‌زده‌گی به زمین چسبیده بود. شاهدان می‌گویند که هنگام جمع‌آوری و دفن اجساد قربانیان، جنازه‌ها را با بیل و کلنگ از زمین جدا کردند و به خاک سپردند.

برابر روایت شاهدان، بازار یکاولنگ و خانه‌های اطراف آن به آتش کشیده شد. ساکنان مناطق اطراف بازار، به کوه‌ها پناه بردند. زنان و کودکان در سرمای سوزنده یکاولنگ در برف و بهمن آواره شدند. آواره‌گی در سرما و گرسنه‌گی در آواره‌گی، درد کم‌تر از قتل عام نبود. ساکنان یکاولنگ از هژدهم جدی تا سوم دلو، یا قتل عام شدند و مال و منال‌شان را از دست دادند، یا در کوه‌ها و دره‌ها، زیر برف و بهمن با سرما و گرسنه‌گی مبارزه کردند. برخی افراد در خانه‌های‌شان قتل عام شدند، عده‌ای دیگر در بیرون از خانه‌ها در جریان بازرسی کشته شدند و تعدادی هم در کوه‌ها و دره‌ها از شدت سرما جان‌‌شان را از دست دادند.

در گزارش‌ها آمده است که طالبان از پیش برای کشتار مردم برنامه‌ریزی کرده بودند. روش کشتار نیز ساده بوده است. طالبان غیرنظامیان را از مسجدها و خانه‌های‌شان جمع می‌کردند، دستان آنان را با چادرها و دستارهای‌شان می‌بستند و بعد اسیران را به طور دسته‌جمعی تیرباران می‌کردند. شاهدان می‌گویند که جنگ‌جویان طالبان مردان را رو به دیوار قرار می‌دادند و در حالی که دستان آنان بسته بود، از پشت سر بر آنان شلیک می‌کردند.

آمار دقیق قربانیان یکاولنگ مشخص نیست، اما مردم محل و شاهدان رویداد، شمار قربانیان را بیش‌تر از ۳۰۰ تن گفته‌اند. هم‌چنان بسیاری از مردم، به ویژه زنان، کودکان و بزرگ‌سالان در کوه‌ها در اثر گرسنه‌گی و سرما جان باختند. محمد حبیبی، از شاهدان عینی، می‌گوید که چهار روز پس از قتل عام وارد بازار یکاولنگ شده است، زمانی که برف زیاد بود و سرما شدید: «مردم در چندین محل قتل عام شده بودند. از دور وقتی می‌دیدیم، تصور می‌کردیم که کُنده‌های چوب روی برف قرار دارد. وقتی نزدیک می‌رفتیم، می‌دیدیم که اجساد قربانیان است.» حبیبی می‌گوید که اجساد شماری از قربانیان را حیوانات درنده خورده بودند و برای برخی دیگر به دلیل حجم زیاد برف، سنگ قبر پیدا نمی‌شد. او از روزگار سخت آن زمان حکایت دارد: «تصمیم گرفته شد که مردم جمع شوند و هرکسی از اطراف خانه‌های‌شان سنگ قبر با خود بیاورند. به دلیل وحشت حاکم بر منطقه، افراد معدودی با بیل و کلنگ آمدند و تا چندین روز اجساد قربانیان را جمع‌آوری کردند و به خاک سپردند.»

گلوله طالبان بیش‌تر سر و سینه افراد را نشانه گرفته بود. یک تن از نزدیکان قربانیان می‌گوید که جنازه یک عضو فامیلش را در حالی که دستانش بسته شده بود، در بازار یکاولنگ پیدا کرده است: «یک هفته از قتل عام مردم گذشته بود. با ترس و نگرانی از کوه پایین شدیم. چندین محل قتل عام را از نزدیک دیدیم. به سمت پایین بازار رفتیم، جنازه یک تن از نزدیکانم در کنار دکانی افتاده بود. طالبان دو گلوله به سر و سه گلوله به سینه او شلیک کرده بودند.»

این در حالی بود که هیچ ‌یک از قربانیان ۱۸ و ۱۹ جدی ۱۳۷۹ یکاولنگ، نظامی نبود. مردم هم‌زمان با هجوم طالبان بر ولسوالی یکاولنگ، برای این‌که جان‌شان در امان بمانند، پرچم‌های سفید بلند کردند. طالبان اما با وارد شدن به بازار و مناطق اطراف آن، مردم را به رگ‌بار بستند. به گفته حبیبی، هیچ زنده‌جانی از شلیک طالبان در امان نماند‌. مردان، زنان و اطفال با شلیک طالبان کشته شدند؛ مردان دست‌بسته و زنان و کودکان در حال فرار…

اکنون بیست ‌سال از حادثه خونین یکاولنگ گذشته است و بازمانده‌گان قربانیان این رویداد پس از بیست ‌سال هنوز هم تلخی کشتار و آن ‌روزگار آواره‌گی را فراموش نکرده‌اند. همه‌ساله از نوزدهم جدی، با برگزاری مراسمی در یکاولنگ و در قبرستان دسته‌جمعی قربانیان، یادبود می‌شود. بازمانده‌گان قربانیان می‌گویند که رخداد ماه جدی ۱۳۷۹ یکاولنگ، سازمان‌یافته و فراموش‌ناشدنی است.

دکمه بازگشت به بالا
بستن