گفتگو با اران ریکلیس کارگردان صلح طلب اسراییلی کاشتن امید در باغ لیمو

شاره: بیهوده نیست بگویم اگر روزی صلح میان فلسطینی ها و اسراییلی ها برقرار شود و این منطقه رنگ آرامش را به خود ببیند، سهم عمده ای از این پیروزی متعلق به فلم ازها خواهد بود. هر چند فلم ازهای عرب و فلسطینی به دلیل نبود منابع مالی قادر به ساخت فلمی درباره ی مشکلات موجود نشده اند، اما فلم سازان دگراندیش اسراییلی تاکنون قدم های بزرگی در این راه برداشته اند. کسانی چون اران ریکلیس که به صلح و همزیستی مسالمت آمیز ایمان دارند. برچیده شدن مرزها و دیوارها را طالبند و با صدای بلند فریاد می زنند: جدا از هم سقوط می کنیم….
فلم اسراییلی «درخت لیمو» زمانی به روی پرده ی سینماهای دنیا رفته است که دولت اسراییل با هر دلیل موجه یا غیر موجهی بار دیگر دست به کشتار مردم بی دفاع فلسطین زده است. هر چند عقیده دارم تحریک های حماس در وقوع این جنایت ها دخیل بوده، اما نابودی انسان های غیر نظامی بی گناه با این دلایل توجیه پذیر نیست. آنچه برای جامعه ی هنری دنیا بیشتر اهمیت دارد، تلاش روزافزون هنرمندان و فلم سازان اسراییلی بسیاری چون آموس گیتای، ایتن فاکس و اران ریکلیس برای درک و همزیستی مسالمت آمیز با فلسطینی هاست؛

چیزی که در میان اعراب و فلسطینی های دوستدار صلح با روی گشاده پذیرفته شده و واقعیت این است که حتا بسیاری از  سران عرب بر خلاف گذشته دیگر اسراییل را دشمن اصلی خود نمی دانند. حتا در صورت بازگشت اسراییل به مرزهای قبل از جنگ شش روزه، حاضر به ایجاد روابط دوستانه نیز با این دولت هستند. این تحول به علاوه نگرانی دولت های عرب (به ویژه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس) از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی ایران، موجب همسویی هایی میان دولت های عرب و اسراییل شده است و اگر شیطنت های حماس به تحریک جمهوری اسلامی ایران نبود، شاید خیلی پیش از این ها این منطقه رنگ آرامش را به خود می دید.  صلح و آرامشی که اگر روزی به وجود آید مدیون تلاش فلم سازانی چون اران ریکلیس نیز خواهد بود. کسانی که با انگشت گذاشتن روی ظرایف رابطه ی دو طرف بر این اصل مسلم تاکید کرده اند که بدون یکدیگر سقوط می کنیم!
به همین دلیل بی مناسبت نیست که مصاحبه ی تازه ای این مرد متفکر سینمای اسراییل را با هم بخوانیم. مردی که به برداشتن دیوارها ایمان دارد و می داند بذر امیدی که کاشته شده، روزی تمام این دیوارها را ترکانده و فرو خواهد ریخت. اگر این دانه روزی به گل بنشیند، حتما اسراییلی ها در  بسترخواب خود آسوده خواهند خفت و فلسطینی ها نیز. آرزو می کنیم آن روز را ببینیم.    
اران ریکلیس متولد ۱۹۵۴ است. در اسراییل، امریکا و برازیل بزرگ شده و از نیمه ی دهه ۱۹۷۰ شروع به فعالیت در عالم سینما کرده است. دانش آموخته دانشگاه تل آویو و مکتب سینمایی بیکنزفیلد انگلستان است. اولین فلم بلندش در ۱۹۸۴ با نام «در یک روز روشن می توانی دمشق را ببینی» یک تریلر سیاسی خوش ساخت بر اساس داستانی واقعی بود. سپس به تلویزیون روی آورد و فلم های مستند و داستانی متعددی را کارگردانی کرد. هفت سال بعد، دومین فلم اش با نام «کپ نیل» توانست تحسین منتقدان بسیاری را کسب کند و در جشنواره های برلین و ونیز بدرخشد. در ۱۹۹۳ سومین فلم اش «زوهار» پرفروش ترین فلم اسراییل شد. بعد از فلم «مرزها»، ستایش نامه اش درباره ی موسیقی راک اند رول با نام «ولکانو جنکشن» در ۱۹۹۹ ساخت. اما شهرت بین المللی وی با «عروس سوری» (برنده ۳ جایزه از جشنواره فلاندر، برنده جایزه تماشاگران جشنواره لوکارنو و ۴ جایزه بزرگ از جشنواره مونترال) در سال ۲۰۰۴ از راه رسید. ریکلیس که فلم های تلویزیونی، کلیپ و فلم های تبلیغاتی و مستند نیز ساخته، در تل آویو زندگی می کند، اما خود را فلم سازی جهانی می داند و به اصول انسانی و همزیستی مسالمت آمیز به شدت معتقد و پایدار است. اران با دینا زوای ازدواج کرده و دو فرزند به نام های تامی و جاناتان دارد.

پرسش: چرا به جای زیتون از لیمو استفاده کردید؟
پاسخ: وجوه سمبولیک درخت زیتون(نماد صلح) بیش از اندازه روشن بود. جنگ، صلح، شاخه زیتون… دوست داشتم رنگ بیشتری به فلم اضافه کنم. یک فلم تلخ و شیرین، لیمو تمام این ویژگی ها را در خود داشت. خوش بو است، ولی نمی توانید همین طوری از شاخه کنده و آن را بخورید. عاشق ترانه امریکایی «لیمون تری» هستم و پیشنهاد کردم از نسخه ی شرقی آن در فلم استفاده بشود.

پرسش: «درخت لیمو» امتداد و گسترش اندیشه ای است که با «عروس سوری» آغاز کردید. آیا جوابی برای دیوانه وار بودن این مخاصمه پیدا کردید؟
پاسخ: بلی، «درخت لیمو» فلم خطرناک تری است. «عروس سوری» درباره ی زندگی یهودی ها در مرز سوریه بود، فلمی با ریتمی آرام.  ولی «درخت لیمو» در خط سبز کرانه غربی می گذرد، یعنی در قلب جایی که جنگ بین اسراییل و فلسطین جریان دارد. خیلی دوست دارم شخصیت هایم فردیت خاص خودشان را داشته باشند. جواب ها را در اختیار تماشاگر نمی گذارم، بلکه به وجودشان اشاره می کنم. در «درخت لیمو» هم کوشیدم به معضل فقدان رابطه ی موجود در خاورمیانه اشاره کنم. تصمیم با تماشاگران است. من فقط یک مشاهده گرم. یک کارگردان. من هیچ درباره ی هیچ چیز نمی دانم!(می خندد).

پرسش:  تنهایی سلما و رانا را به شکل موازی تصویر می کنید. معنای این همانندی غیر قابل انتظار چیست؟
پاسخ: رابطه ی آنها از نفرتی که آن منطقه را تسخیر کرده، فراتر می رود ولی هرگز به زبان آورده نمی شود. فقط رانا(همسر وزیر دفاع اسراییل) حضور یک زن را در ورای این حصارها و درختان لیمو حس می کند. اسیر ترس از اقدام تروریست ها نمی شود. فلمنامه ابتدا روی این دو زن و تنهایی شان متمرکز شده بود. درخت ها و سیاست بازها را بعدا به آن اضافه کردم. آن موقع بود که به فلمی لایه لایه درباره ی همه چیز و هیچ چیز تبدیل شد.

پرسش: اگر به زن ها فرصتی داده می شد، آیا همه چیز به خوبی پیش نمی رفت؟
پاسخ: «درخت لیمو» یک فلم فمینیستی نیست. ولی می خواهم بگویم: اگر وزیر دفاع یک زن بود، همه چیز فرق می کرد. راهی که انتخاب کردم ساده تر بود. فلم بیشتر از جهات مختلف زن هایی که زیر فشار قرار گرفته اند را در مرکز توجه خودش قرار می دهد. یکی از جهات بیشتر و واضح تر له شده، در میان یک جامعه سنتی و عرفی تک و تنها خود را در زیر حمله ارتش اسراییل می یابد. همسر وزیر به شکلی متفاوت له شده، ولی او هم خود را به شکلی یکسان زیر فشار می بیند. زن ها در این فلم آلترناتیو نیستند، آنها قربانی هستند.

پرسش: این درک طرف متقابل که رانا به نمایش می گذارد، آیا بازتابی از واقعیت است؟
پاسخ: فلم در نهایت از یک ماجرای واقعی الهام گرفته است. چند سال قبل در روزنامه ها با ماجرایی شبیه به این برخورد کردم. مرز، وزیر دفاع اسراییل، همسایه فلسطینی. به جای درختان لیمو، باغ زیتون مورد بحث بود. درختان زیتون را خطر آفرین تشخیص داده و مداخله کرده بودند. خیلی احمقانه بود، ولی کاملا حقیقت داشت. دانستن این که صدها داستان در عالم واقعیت شبیه به این وجود دارد، خیلی مهم است. حتا اگر به خاطر مسایل امنیتی هم نباشد، به عنوان نمونه ساختن یک جاده… خیلی ناراحت کننده است اما همیشه برای تصاحب زمین همسایه یا تکه پاره کردن آن یک دلیلی هست.
 
پرسش: پشت قضاوت غلط قاضی های دادگاه عالی تجدید نظر چه معنایی پنهان شده؟
پاسخ: قصه قضاوت حضرت سلیمان را به یاد می آورید؟ یا بازی سه میمونی که ندیدم، نشنیدم و نمی دانم را؟ به نظر من دادگاه عالی از درک موقعیت و دادن رای درست عاجز است. این اولین حکم از این دست نیست. ولی با این حال، این که با وجود هر نوع اختلاف، فلسطینی ها شهروند محسوب می شوند و یک زن می تواند به دادگاه عالی تجدید نظر مراجعه کند، اشاره به وجود عدالت در دستگاه قضایی اسراییل هست. خیلی چیزها حتا اگر پیچیدگی ها و مشکلاتی را در خود داشته باشند، باز هم وجود شان غنیمتی محسوب می شود. قاضیان تحت تاثیر سیاست عمومی و تماس های تیلفونی که گرفته می شود، قرار دارند… و حکمی که می دهند دستور ملکه داستان «جادوگر شهر از» را به یاد می آورد: یالا! گردن شان را بزنید!
 
پرسش: در فلم نوعی نگاه ریالیستی وجود دارد، البته همراه با طنز. آیا این روش امید بخشیدن شما برای درست شدن یک بن بست سیاسی، یا چیزی مانند باز شدن یک گره کور در عالم واقعیت از طریق تلطیف کردن آن است؟
پاسخ: دقیقا. خیلی دلم می خواست نور امیدی بر این وضعیت بتابانم. چون انسان ها می توانند تغییر کنند. بعد سیاسی فلم برای من بسیار اهمیت دارد. اگر طنز نبود فلم شبیه گزارش های سیاسی مستند از آب در می آمد و باید از این موضوع اجتناب می کردم. این موضوع را از طریق وارد کردن شخصیت سربازی که در برج نگهبانی می خوابد، حل کردم. او مرتب با ارتش و قواعد آن شوخی می کند و فقط به فکر وارد شدن به دانشگاه است. شخصیتی کمی خنده دار، ساده و در عین حال حزن انگیز… او همه ی این ها را همزمان دارد.  
موقع ساختن فلمی با چنین دیدگاه سیاسی تصمیم گرفتم با افزودن یک شخصیت کمی از بار جدیت فلم کم کنم. این سرباز جوان با حل کردن مساله های منطق که استادها پیشنهاد کرده اند، خودش را برای امتحان ها آماده می کند. باور کنید سوال ها با وجود بی معنا بودن برخی از آنها کاملا حقیقی هستند. آنها بازتاب وقایع روزمره این منطقه هستند. جایی که منطق گاه کاملا سور ریالیستی می شود.  
 
پرسش: مثل فلم «عروس سوری» نگاه تان به مجادله میان اعراب و اسراییل انسان دوستانه، صمیمی و از نزدیک و گاه ساده لوحانه است. چرا می خواهید چهره ای انسانی به این بن بست سیاسی بدهید؟
پاسخ: دو علت دارد: اول این که نمی توانیم ادعا کنیم در سال ۲۰۰۸ قادر به ساختن فلمی سیاسی هستیم. دیگر ساختن فلم هایی مثل کارهای کوستا-گاوارس از این به بعد امکان ندارد. رسانه های خبری دیگر همه جا حاضر و ناظر هستند. بی اهمیت ترین موضوع ها تبدیل به مباحث سیاسی شده است. امریکا عراق را اشغال می کند، قیمت نفت بالا می رود و شما زمستان در اتاق منزل تان سرما می خورید.
به همین خاطر عموما ترجیح می دهم داستان آدم های تنها را روایت کنم. سعی می کنم برای درک شخصیت شان، کلیت مشکلات شان را درک کنم. از طرف دیگر این راهی است که تماشاگر راحت تر با شخصیت و موقعیت آنها هم ذات پنداری کند و به فراموش کردن سیاست برسد. اسراییل را فراموش کند. فلسطین را فراموش کند. باور کنید اگر خارج از اسراییل یا فلسطین و هر جای زمین متولد شده باشید، می توانید با شخصیت های من کنار بیایید و همذات پنداری کنید.
 
پرسش: اگر یک باغ لیمو بتواند تهدیدی برای امنیت اسراییل ایجاد کند، چه انتظاری می توانیم از حرف های نمایندگان عالی رتبه دو طرف داشته باشیم؟
پاسخ: تقریبا هیچ چیز، مگه نه؟(می خندد) دو سه هفته قبل برای معرفی فلم «عروس سوری» در قاهره بودم. ۳۰ سال از جنگ مصر و اسراییل می گذرد. در آن جا اسراییلی بودنم را مخفی نکردم. ولی همه چیز خوب پیش رفت، با وجود این که اتحادیه هنرمندان مصر از برقراری هر گونه ارتباط رسمی با اسراییل پرهیز می کند. این نشان می دهد که همه چیز خیلی کند پیش می رود. به دست گرفتن ابتکار عمل نیروی فوق العاده زیادی لازم دارد. این واقعا ناراحت کننده است. به همین خاطر دوست داشتم با ساختن «درخت لیمو» کمی امید و خوش بینی ایجاد کنم.
 پرسش: «درخت لیمو» فلم بسیار صادقی است. به عنوان کارگردان چه نظری دارید… ؟
پاسخ: فلم های من دموکراتیک هستند. بیش از این که یک شهروند و فلم ساز اسراییلی باشم، شهروند دنیا هستم. نه به نفع اسراییل، نه به نفع فلسطین بلکه در راه چیزی که از دیدگاه خودم درست است، تلاش می کنم. تنها این موضوع اهمیت دارد که در برابر خودتان و دیگران صادق باشید و پای انتخاب های تان بایستید. درخت لیمو روی یک روان پریشی امنیتی انگشت می گذارد. اگر فلم های من با موافقت هر دو طرف روبه رو نمی شود و هر دو طرف را به یک پروسه ی درک و تحلیل هدایت می کند، چه بهتر! هدفم راضی کردن همه نیست.

دکمه بازگشت به بالا