کی پاچا خواهد شد؟

در این روز ها پس از آن که کمیسیون خیلی مستقل انتخابات به زور خودش انتخابات را به تاخیر انداخت و چیغ و داد و فریاد و ناله و استغاثه ی هیچ کس به شمول قانون گذاران و قانون مداران را هم به یک پول سیاه حساب نکرد، حساب و کتاب کاندید شدن افراد مستقل و غیرمستقل بسیار زیاد شده است.
از نویسنده و شاعر گرفته تا وکیل پارلمان و رییس حزب سیاسی و سارنوال و کی و کی همه آستین بالا زده اند و خود را کاندید می کنند.
در راس این کاندیدان خود رییس جمهور قرار دارد که هرچند به طور رسمی خود را هنوز آفتابی نکرده، ولی در سخنان اش گفت که « ولا که ایلا دادنی اش باشم». خوب همه در افغانستان به راحتی می دانند که هدف رییس جمهور از ایلا ندادن همانا ایلا ندادن چوکی ریاست جمهوری است.
جالب است که یک تعداد زیاد کسانی که خود را کاندید کرده اند، از کسانی اند که تا آخرین لحظه در کنار رییس جمهور بوده اند. یعنی به طور دقیق از کسانی بوده اند که رییس جمهور آرزو داشت در انتخابات ریاست جمهوری ماشین های قوی کمپاین اش باشند که این تیر رییس جمهور هم به سنگ خورد.
یک تعداد کسانی که کمتر فکر می کنند، عقیده دارند که این افراد وقتی مزه ریاست جمهوری را زیر دندان رییس جمهور می دیدند، دل شان باغ باغ می شد و شب ها خواب می دیدند که بر اریکه ی قدرت تکیه زده اند و هی امر و نهی می کنند. البته کارشناسان نمی دانند، که زمانی که این بزرگواران خواب پاچاهی کردن را میدیدند آیا در حکومت شان فساد گسترده، ضعف مدیریت، رشد مواد مخدر و بی تفاوتی نیرو های خارجی به ارزش های مردم هم وجود داشته یا نه. به هر حال به عقیده ی کارشناسان حسادت به رییس جمهور باعث شده که این ها هم خود را به پاچاهی کاندید کنند.
از سوی دیگر یک تعداد از کارشناسانی که یک مقدار توانمندی فکر کردن را دارند، می گویند بحث دیگر که در این رابطه وجود دارد، این است که بعد از این که امریکا و غربی ها حمایت خود را از رییس جمهور فعلی کاهش داده و یک تعداد به سرحد صفر رساندند، تعداد کاندیدان ریاست جمهوری روز به روز زیادتر شده و حتا زیاد تر شده هم می رود.
آنان در این آرزو اند که شاید یک بار شب که خواب شدند؛ صبح از خواب بیدار شوند و ببینند که غرب و امریکا از آنان حمایت می کنند و یا شاید امریکا در روی شان آفتاب، مهتاب ببینند و از او حمایت کنند. ولی از حق نگذریم در افغانستان کمابیش همین طور است. یک دفعه می بینی که کسی پاچا شده که قبل از آن نه او را می شناختی و نه از او شناختی داشتی.
جالب تر از آن که یک تعداد از کارشناسان که از گرده های خود فکر می کنند، چرت می زنند که این کاندیدان چه به ملت وعده خواهند داد تا مردم به آنان رای بدهند!
هر چیز خوب و قابل ضرورت که مردم می خواستند نظیر آرامش، امنیت، نان، سرپناه، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر را رییس جمهور قبلا وعده داد و برعکس آن را داد. حالا این کاندیدان چه وعده خواهند کرد که زور شان برسد که به مردم بدهند.
یکی از کارشناسان که توسط شش هایش تحلیل می کند و در  حوزه ی حفظ محیط زیست  فعالیت دارد می گوید با توجه به این که هر چه کاندیدان در گذشته وعده داده اند برعکس اش به مردم رسیده، بهتر است کاندیدان چیز های بد را به مردم وعده بدهند مانند، جنگ، نا امنی، فقر، اعتیاد، خشک سالی و غیره تا شاید برعکس آن را به مردم بدهند و یا این که چون در گذشته هرچه وعده دادند هیچی ندادند، این بار هیچ وعده ندهند تا شاید چیزی به مردم بدهند.
از سوی دیگر یک تعداد از صاحبان نظر می گویند از آن جایی که امریکا در افغانستان رییس جمهور تعیین می کند، پس این همه مصارف و بدو بدو چه ضرورت است؛ همان بهتر که همه کاندیدان در یک صف ایستاده شوند و یک امریکایی بیاید و یک نفر را انتخاب کند و ما خیرش را ببریم. دیگر به این همه داد و بیداد ضرورت نیست. البته این صاحبان نظر برای تصدیق حرف خود این دلیل را می آورند که اگر امریکا رییس جمهور تعیین نمی کند، پس چرا وقتی یک انتقاد از یک نفر می کند همه فکر می کنند که طرف از دست رفته،  همچنان که وقتی از آقای کرزی امریکا و غرب انتقاد کرد، همه گفتند وای بر کرزی! امریکا حمایت اش نمی کند و دیگر رییس جمهور شدنی نیست.
به همین خاطر خبر رفتن چهار نفر به امریکا چنان داغ شد که یک عده گفتند این ها رفته اند تا در امریکا یک اتحاد بسازند و کرزی را کله پا کنند.
در همین حال یک تعداد بیچاره که هیچ کس از فکر شان استفاده نمی کند و همچنان بی استفاده مانده اند، می گویند در این میان نقش مردم به کلی گم و گور شده، چهار تا خود را به امریکا می چسپانند، هشت تا به ایران، هفت تا به پاکستان و روسیه و چند تا هم خود را به اتحادیه اروپا و کجا و کجا. یکی پیدا نمی شه که خود را به مردم بچسپاند تا مردم نیز به او بچسپند.
به این ترتیب مردم که در روز اصل تعیین کننده و حکم کننده خواهند بود و آنان خواهند توانست تا رییس جمهور را تعیین کنند، تا همین لحظه سرپیچان خود شان اند که بالاخره کی را انتخاب کنند و کی پاچا خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا