کودکان کار، کودکان فراموش شده (قسمت دوم و پایانی)

موضوع دیگری که می تواند مورد پژوهش قرار گیرد، نوع شغل هایی است که کودکان جامعه ما درگیر آن هستند و نگاه آماری به پراکندگی این کودکان در کشور. به عنوان مثال این که چند درصد از این کودکان در مزارع و کشتزار ها کار می کنند، و چند درصد در کارخانه ها، معادن، کارگاه های خشت زنی و دیگر کار های ساختمانی مشغول به فعالیت اند؟ چند درصد از این کودکان مشغول دست فروشی در بازار ها هستند؟ این که آیا خرید و فروش کودکان در کشور ما به ویژه به منظور سواستفاده های جنسی وجود دارد، اگر وجود دارد این خرید و فروش در چه سطحی و با چه ابعادی وجود دارد و این پدیده در کدام ولایت کشور بیشتر از دیگر ولایت ها در حال جریان است؟
بررسی این قبیل سوال ها و به دنبال آن دریافت راه چاره برای جلو گیری از آن ها، از ضروری ترین چیز های است که باید به صورت جدی تر و اصولی تر تعقیب و پیگیری گردند. بدون تردید از میان برداشتن این مشکلات و حتا کاهش خطر های احتمالی برای کودکان جامعه ما با فعالیت های که امروزه در کشور ما رسم بوده و به آن اتکا شده و پرداخته می شود، هرگز ممکن نیست و نمی توان با برگزاری چند مراسم خاصی که در شرایط فعلی رسم شده و تعدادی زیادی از موسسات و نهاد های کمکی و حقوق بشری به آن می پردازند، به اهدافی دست یافت که می تواند به معنای حل ریشه ی مشکل کودکان کار و کارگر در جامعه ما باشند.
برگزاری چنین محافلی با نگرش خوشبینانه تنها نیاز چند روز این کودکان را جواب می دهد. باید گفت برگزاری مراسم و جشن ها بیشتر قصد تحریک احساسات آنی و زودگذر را دارد و هرگز با مشکل کودکان کار به صورت ریشه ای نمی پردازد.
می دانیم که در چند سال اخیر سازمان های متعدد غیردولتی در جهت بهبود وضعیت این کودکان شکل گرفته اند که هر کدام کار ها و اقدام های قابل توجهی را نیز در این راستا انجام داده و می دهند. ولی آن گونه که باید و شاید نتوانسته اند، کار مهمی برای کودکان کارگر و نیازمند جامعه ما انجام دهند.
این مراکز عموما با یک مشکل اساسی روبه رو هستند. مشکلی که عبارت است از فقدان نیروی متخصص، که متاسفانه خیلی هم جدی است. البته باید اعتراف کرد که با وجود این مشکل، باز هم موجودیت سازمان های غیردولتی مهم بوده و بدون تردید فردای بهتری را برای مردم کشور ما نوید می دهند.
با ید اقرار کرد نکاتی که در این یادداشت به آنها اشاره شده است، تنها سرفصل هایی هستند که می توانند مورد پژوهش و بررسی قرار گیرند. پژوهش هایی که به حتم تاثیر قابل توجهی بر زندگی و آینده کودکان کار خواهند داشت.
می خواهم بگویم، اگر امروز درصدد درمان این زخم برنیاییم و مثل هر مشکل دیگری بخواهیم با تزریق مسکن های گذرا درد را تسکین دهیم و به فرداها بسپاریم، فردا می رسد و ما همچنان حسرت تمام لحظه هایی را که بیهوده از دست داده ایم، خواهیم خورد.  پس بهتر آن که تا وقت را از دست نداده ایم، چاره ای اندیشیده و به فکر کودکان و آینده نامعلوم آنان در کشور مملو از سوال و مشکل خود باشیم.
می خواهم به برنامه ریزی های دقیق و اساسی از طرف دولت و نهاد های فعال در این زمینه اشاره نموده و تاکید نمایم تا ظرفیت ها و امکانات موجود که عمدتا به کمک نهاد ها و جامعه جهانی در اختیار مردم ما قرار گرفته اند، از دست نرفته، باید کاری انجام داده و در فکر چاره ای باشیم، تا نشود که خدای نخواسته هم فرصت و هم ظرفیت های موجود از دست ما برود و هم کاری را انجام نداده باشیم.

دکمه بازگشت به بالا