کودکان کار، کودکان فراموش شده (قسمت اول)

یک سال پیش هم کلام دخترک ده ساله ای شدم که از طبقه محروم جامعه بود و برای تامین نیازهای خانواده اش و فرار از لت و کوب های پدر دایم الخمرش رو به فروش روزنامه و نشرات چاپی آورده بود تا شاید رهگذران بی درد، بی خیال از کوله بار دردش لطفی کنند و از او روزنامه یا مجله ای بخرند. پس از چهار – پنج بار که همدیگر را دیدیم، با آن لحن معصومانه اش برایم از زندگی اش گفت. از سرگذشت و سرنوشت محتوم خودش و خواهران اش. این که چگونه پدرش برای تامین تریاک خود، دختران هنوز ده ساله نشده اش را مجبور به کار و پیداگری پول نموده است.
قصدم خواندن مرثیه بر پیکر نیمه جان شهرم نیست که تا امروز هر چه نوشته شده و هرچه خوانده شده فریاد وامصیبتا و واحسرتا بوده و قطره های اشکی که هنوز فرو نغلتیده بر گونه ها خشک شده اند. چه ببینیم و چه خود را به ندیدن بزنیم، کودکان خیابانی همین جا در مقابل چشم های بسته ی ما در همین شهر زندگی می کنند. کودکانی که می فهمند، احساس دارند، آرزو دارند، کودکانی که کار می کنند، کودکانی که ده ساله، صد ساله می شوند. همان طور که گفته شد نگاه به کودکان کار اگر نه همواره اما اکثرا نگاهی ترحم آمیز و احساسی بوده است. هر چند این نوع نگاه هرگز قابل سرزنش نیست، اما به راستی چاره ساز نیز نخواهد بود. بررسی این معضل و کمک به رفع کردن آن نیاز به توجه پایه ای و زیربنایی پژوهشگران و مسوولان به این پدیده دارد که موارد گوناگون و بسیاری را شامل می شود؛ از جمله چگونگی و چرایی به وجود آمدن و استمرار این پدیده، بررسی آماری به کارگیری کودکان در موقعیت ها، مشاغل و محیط های جغرافیایی مختلف، بررسی آماری سنین شروع به کار کودکان در مناطق مختلف کشور، استفاده از تجربه های نهادهای بین المللی و کشورهای دیگر در مبارزه با این پدیده و بومی کردن این تجارب و ده ها مورد دیگر.
اگرچه همانند هر داده دیگری متاسفانه آمار دقیق یا نزدیک به واقعیتی از تعداد کودکان کار و پراکندگی شان در موقعیت های گوناگون در سطح شهرها و قریه های کشور در دست نداریم، اما با توجه به آمارهای سازمان های جهانی می شود به بزرگی این فاجعه در جهان و به تبع آن درکشور ما پی برد. براساس آمارهای سازمان جهانی یونیسف در سال ۲۰۰۶، حدود ۱۵۸ میلیون کودک کار ۱۴-۵ ساله در جهان وجود دارند که این رقم در گروه سنی ۱۷-۵ سال به ۲۱۸ میلیون می رسد. ۱۲۸ میلیون – از ۲۱۸ میلیون – یعنی چیزی حدود ۵۸ درصد از این کودکان در بدترین شرایط کاری فعالیت می کنند. یک سوم این کودکان در شرایط بسیار خطرناک و ریسک پذیری کار می کنند که باید به سرعت برای دورکردن آنها از چنین محیط هایی اقدامی شود و ۷۰ درصد این کودکان بدون پرداخت کمترین حقوقی به کار واداشته می شوند.
براساس ارقام این سازمان در سال ۲۰۰۲، هر ساله ۴،۸ میلیون کودک در جهان به عنوان برده مورد استثمار قرار می گیرند، به سرزمین هایی دورتر از محل زندگی شان گسیل می شوند، در نبردها و منازعات نظامی به کار گرفته می شوند یا مورد سو استفاده جنسی قرار گرفته و همچنین در سایر فعالیت های غیرقانونی مثل حمل مواد مخدر و… از آنها استفاده می شود. همواره اولین سوالی که در مواجهه با این مشکل به ذهن می رسد، این است که کودکان به چه منظوری و چرا کار می کنند؟ در یک نگاه کلی می توان این گونه گفت که بیشتر این کودکان به این دلیل کار می کنند که برای زنده ماندن نیاز به این پول یا غذای مختصری دارند که کارفرمایان شان در اختیار آنها می گذارند. استخدام کودکان بسیار کم هزینه تر از استخدام افراد بالغ است. به علاوه این که ظرافت و انعطاف دست و بدن کودکان در تسریع برخی کارها که نیاز به ظرافت دارند، بسیار موثر است. برای برخی از بچه ها مکتب و تحصیل گزینه ای برای ادامه ی زندگی نیست، زیرا تحصیلات معمولا پرهزینه هست و همچنین برخی خانواده ها این گونه فکر می کنند که تحصیل کودک را از زندگی واقعی دور می سازد…
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا