کمپاین ریاست جمهوری یا انتقاد مسوولانه

نقد اشرف غنی احمدزی بر نظام دولتی موجود، به عنوان کمپاین ریاست جمهوری تعبیر شده است، اما، افراد نزدیک به دولت (اشرف غنی تا زمانی که از وزارت مالیه برکنار شد یکی از نزدیک ترین افراد به رییس جمهور کرزی محسوب می شد.) با انتقاد خود نشان می دهند که پروژه ی دولت سازی در کشور شکست خورده است. به گفته ی اشرف غنی، دولت افغانستان یکی از چندین دولت فاسد جهان است؛ در دولتی که در آن  متخصصین استخدام نمی شوند و فرصت ها می سوزند.
این تنها اشرف غنی نیست که به عنوان نزدیک ترین فرد سابق به رییس جمهور افغانستان زبان به انتقاد می گشاید. آقای زلمی خلیل زاد که از پشتیبانان نزدیک آقای کرزی در کابل به حساب می آمد، از آقای کرزی خواست که نظم را به افغانستان بیاورد.

او که با فرید ذکریا، از مجریان مشهور شبکه تلویزیونی «سی ان ان» در برنامه ی «جی.پی. اس» صحبت می کرد، خواهان مبارزه با فساد و تروریزم در افغانستان شد.
آقای کرزی می تواند درک کند که این انتقاد ها ناشی از نا امیدی مردم و متحدان نظام است، و به هر اندازه که دامن انتقاد ها پهن تر شود، به همان میزان عمق فساد و ناکارایی حکومت نیز آشکار می شود و توافق سیاسی برای کنار رفتن آقای کرزی از حکومت شکل می گیرد.
سخنان آقای احمدزی چیزی فراتر از مطرح شدن به عنوان یک نامزد جدید ریاست جمهوری نیست. اما، هم آقای احمد زی و هم کسانی دیگری که احتمالا برای نامزد شدن آمادگی می گیرند، نباید مشکلات را تنها در شعارهای سیاسی خلاصه کرده و حرف های که مردم با گوشت و خون لمس می کنند، به آنان دو باره تحویل داده شود، بدون این که هیچ برنامه ای برای مشکلات به مردم تشریح شود.
اما با این وجود، برخلاف گفته های همایون حمید زاده، سخنگوی حکومت، انتقاد های اشرف غنی احمد زی، سخنان غیر مسوولانه و نا منصفانه نیست. فساد دولتی این نهاد را ناکارامد کرده است. انتصابات سیاسی، مصوونیت جنایتکاران، قانون شکنان، قوماندانان محلی، قومگرایی نخبگان دولتی و یا تکنوکرات های نامدار و بی نام، قدرت یافتن طالبان و… مشکلات بنیادین نیستند که آقای حمید زاده بتواند آن را غیرمسوولانه بخواند! تردیدی نیست که اگر از آقای حمید زاده سوال شود که از چه منظر نظرات آقای احمد زی نامنصفانه و یا غیرمسوولانه است، خواهند گفت که او پیشرفت های دولت افغانستان را نادیده می گیرد.
اما، مشکل سخنگوی دولت و شخص رییس جمهور این است که خطرها و بحران های اصلی را مطرح نکرده و بر آن عده از دستآورد های تکیه می کنند که افغانستان را از این بحران های بنیادین نجات نمی دهد.
وقتی پولیس ملی نتواند از جان مردم در دهات و شهرهای افغانستان محافظت کند، امنیت مکاتب و شفاخانه ها و کارمندان دولتی و یا غیر دولتی را بگیرد، حال اگر وزارت احیا وانکشاف دهات توانسته چندین اجتماع محلی و یا پل و پلچک را در لوگر بسازد، چه فایده ای به حال مکتب سوخته، شفاخانه ی بی داکتر و دوا، کارمند ربوده شده ی خارجی و… می کند؟ وقتی پولیس و اردوی ملی ناتوان اند، برنامه ی همسبتگی ملی می تواند افغانستان را از افتادن در دام بی ثباتی و تروریزم نجات بدهد؟ موسسه ی خارجی و دولتی شفاخانه و مکتب می سازند. اما، دارو و داکتری نیست که در این شفاخانه ها مورد استفاده قرار گیرند. شاگردی نیست که به مکتب برود و پولیسی نیست که جلو سوختاندن مکاتب را بگیرد. فقط می توانیم چون رییس جمهور کرزی بگوییم که شما مکتب را بسوزانید، ما مکتب می سازیم.
اردوی ملی چندین هزار موتر رنجر، یونیفورم و سلاح جدید را از امریکایی ها گرفت. اما، وقتی طالبان تا دروازه های کابل رسیده اند و عملا در غزنی و لوگر و وردک و شاهراه کابل- قندهار حضور محسوس و خطرآفرین دارند، در آن صورت این چند هزار رنجر و سلاح جدید چه دردی از امنیت افغان ها را دوا می کند؟
۵ میلیون و یا بیشتر، کودکان افغان به مکتب می روند. این موضوع دستاورد پرافتخار برای دولت محسوب می شود. اما، چند درصد کودکان در هلمند به مکتب می روند؟ چه کسی مکاتب این کودکان را حفظ کرده می تواند؟ رفتن این پنج میلیون کودک به مکتب یک دستاورد است، اما، عدم امنیت برای این کودکان ومکاتب شان بحران نهادهای امنیتی ما را خاطر نشان می سازد.
نه سخنگوی دولت و نه شخص رییس جمهور به این نکته اشاره نمی کنند که بحران های اساسی، حل نشده، ولی، دولت برای توجیه خود به همین دستاورد های اندک استناد می نماید. اما، این دستاوردها هرگز پاسخی به بحران های اساسی دولت بوده نمی تواند.
به نظر من، بهتر این است که آقای کرزی و یا سخنگوی شان برای توضیح در باره ی عملکرد خود به مردم، به بحران های اساسی توجه کنند. مثلا بگویند که با موجودیت یک اردوی ضعیف و وابسته، چگونه تهدیدات امنیتی رفع شده می تواند؟ اگر طالبان سلاح های خود را به زمین نگذارند و همچنان به جنگ ادامه بدهند، راهکار کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟ آیا افغانستان بار دیگر وارد یک جنگ داخلی فرسایشی می شود و یا در چند سال آینده شاهد تغییرات اساسی خواهیم بود؟ چه زمانی و با چه استراتژی عملی ای، نوسازی و بازسازی زیربناها و نهادهای افغانستان آغاز می شود؟ چه زمانی کشاورزی افغانستان، سیستم های آبیاری و بندهای برق در اولویت های توسعه ای دولت افغانستان قرار می گیرد؟ با مافیا های مختلف اقتصادی و سیاسی و نظامی و نفتی و… چه برخوردی صورت می گیرد؟ آیا با آنها از روی ضعف و کوتاهی برخورد خواهد شد و یا دولت روندهای قانونی جدی را در این ارتباط را آغاز خواهد کرد؟و…
این بحران های اساسی در فرا راه هردولتی از جمله آقای کرزی قرار دارد. اگر کسی از بی توجهی و ناکامی دولت در برداشتن گام های اساسی، چشمگیر و بنیادین انتقاد کند، نه سخن غیر منصفانه زده و نه نگاه غیر مسوولانه به وضعیت افغانستان انداخته است. البته، ممکن است که آقای اشرف غنی احمدزی از این ضعف های حکومت به نفع کمپاین ریاست جمهوری بهره ببرد، اما، نفس انتقادهای او منصفانه و مسوولانه است.

دکمه بازگشت به بالا