کرزی صاحب! پیش از چاره آلودگی هوا فکری به حال آلودگی در زمین کن

رییس جمهور کرزی در تازه ترین فرمان از مجموعه فرمان های اجرا نشدنی، دستور داده است تا طرح های جدی برای کاهش آلودگی هوای کابل از سوی حکومت روی دست گرفته شود.
رییس جمهور همچنان دستور داده است که وسایط نقلیه ای که در افغانستان عمر شان از ده سال گذشته باشد، از سطح شهر جمع آوری گردند تا باعث آلودگی هوای شهر نگردند.
از جمله مهم ترین این تدابیر دقت در وارد ساختن تیل با کیفیت، تهیه برق برای موسسات دولتی و تبدیلی تکسی های تیلی به سیستم گازی می باشد که به عقیده ی رییس جمهور می تواند در کاهش آلودگی شهر کابل نقش اساسی داشته باشد.
این دساتیر و فرامین مبارک رییس جمهور مرا به یاد قصه ی قدیمی انداخت.
می گویند در زمان های قدیم موش ها در یک انباری از دست ظلم و ستم یک پشک به جان رسیده بودند. این موش های ستمدیده بالاخره در فکر راه و چاره ای برای رفع این معضله ی اجتماعی شدند.
برای بررسی این مشکل حاد کمیسیونی از سوی موش‌ها تشکیل گردید و موش های متحصص در پی آن شدند تا شر گربه را از سر شان به هر شکل ممکن کم کنند. بحث ها در این رابطه داغ گردید و هر کسی راه حلی پیشنهاد می کرد، ولی هیچ کدام از این راه حل ها عملی نبود. ناگهان در این میان یکی از موش های تحصیل کرده که در خارج ماستری در عرصه راه های مبارزه با گربه های ظالم گرفته بود،
سر بلند کرده و گفت که وی راه حل بسیار عملی و ساده ای پیدا کرده است. همه ناگهان خاموش شدند و چشم به دهان موش تحصیل کرده دوختند.
ماستر موش گلو صاف کرده و گفت برای ما جمعیت موش‌ها مهم این است که بدانیم گربه جنایتکار چه وقت به ما نزدیک می شود تا با دانستن این موضوع سریعا ما دست به کار شده و از منطقه فرار کنیم. بنابراین به نظر بنده بهترین کار این است که ما یک زنگوله به گردن گربه بیاویزیم تا زمانی که گربه به طرف ما حرکت کرد با شنیدن صدای زنگوله ما از منطقه متواری شویم.
ناگهان سیل کف زدن ها و تشویق و تحسین از گوشه و کنار انباری به هوا بلند شد. همه به این فکر بکر آفرین گفتند و قرار شد این طرح عملی گردد.
در این وقت یک موش پیر و جهان دیده که از آغاز بحث ها خاموش و ساکت در گوشه ای نشسته بود، به پا برخاست و از حاضران خواست تا لحظه ای به حرف هایش گوش دهند. پس از خاموشی موش ها پیر موش جهان دیده با لبخندی گفت طرح این عزیز دانشمند ما بسیار درست و به جا است، ولی شما اول همان موش شیر دل را به من نشان دهید که بتواند زنگوله را به گردن گربه بیاندازد. هدف من از طرح این قصه ی عبرت آموز این بود که دستور ها برای کاهش آلودگی هوای کابل بسیار خوب، به جا و قابل قدر است، ولی آیا جناب رییس دولت زمینه های اجرایی این دستور ها را هم مد نظر قرار داده است؟
خارج کردن موتر های که عمر شان بیش از ده سال است از ترافیک شهر کابل، آیا عملی است؛ با توجه به این که درصد بسیار بالای موتر های افغانستان عمر بیش از ده سال دارند. تقریبا اکثر این موتر ها هم یگانه منبع درآمد مردم می باشند. آیا آنان حاضر خواهند بود منبع روزی آور شان را از دست بدهند؟
در کشور های دیگر وقتی موتر شخصی را که کهنه شده از رده ترافیک شهری خارج می سازند،  در مقابل اش وی را برای تهیه موتر تازه کمک مالی می کنند. حکومت آقای کرزی آیا توانمندی این کمک را دارد؟ کشوری که حتا معاش  کارمندانش  از کمک خارجی هاست، چگونه خواهد توانست برای مردم پول بدهد که به خود موتر تازه بخرند.
دستور دیگر گازی کردن موتر های تکسی در افغانستان است، تا آلودگی کمتری را باعث شوند. این طرح نیز بسیار تحسین بر انگیز است، ولی واقعا عملی است؟ کشور های طرح گازی کردن موتر های شان را عملی می کنند که سیستم گاز شهری شان  از طریق نل ها تامین شود، نه از طریق کپسول های ده کیلویی. وانگهی همین گاز هم به درستی قابل دریافت نیست. ما هر از گاهی با کمبود گاز مواجه می شویم و این کمبود گاز قیمت ها را نیز بالا می برد.
تامین برق برای موسسات دولتی برای عدم استفاده از جنراتور های نفتی که باعث بیشتر شدن آلودگی هوا می گردد، نیز مساله ی بسیار خوبی است، ولی کو برق ما؟ نه آب کافی برای تولید برق آبی بدون آلودگی داریم و نه تا هنوز وعده های برق وارداتی عملی شده و این وعده ها نیز رو به اجرا نشدن می رود. پس برای تامین برق موسسات دولتی باز هم مجبورا از برق حرارتی که باز هم هوا را آلوده می سازد استفاده گردد که به اساس همان قصه، دو پانزده یک سی می شود.
کنترول کیفیت تیل وارداتی هم از معضله های است که یک وزیر را قربانی داد. مافیای تورید تیل چنان قدرت گرفته که هیچ نهادی توانایی مقابله با آن را ندارد. وزیر تجارت هم به خاطر تیل بی کیفیت استیضاح گردید، ولی تیل بی کیفیت همچنان وارد می گردد.
به این ترتیب معلوم می شود که دستورهای تازه رییس‌جمهور باز هم در زمره‌ی همان دستورهای قرار دارد که عملی شدنی نیست. البته از یاد نبریم که بیشتر دلایل آلودگی هوا در زمین است و آن هم در اداره ی خود رییس جمهور.
اگر رییس جمهور بتواند جلو مافیای واردات تیل بی کیفیت را بگیرد، اگر رییس جمهور بودجه کافی برای تامین برق وارداتی تهیه کند، اگر رییس جمهور فساد بی رویه که باعث می گردد مقدار برق آبی تولید شده هم در اختیار کارتن کلان ها قرار بگیرد و مردم بیچاره باز هم مجبور باشند تا برای گرم کردن خانه و پخت و پز شان و حتا روشن ساختن خانه ی شان از هرچیزی که دم دست شان بیاید استفاده کنند را مهار کند و اگر رییس جمهور یک مدیریت درست و اصولی را در مورد خانه سازی و توسعه شهری به اجرا بگذارد یا هم متصدی های متعهد را انتخاب کند، مسلما سطح آلودگی هوای کابل چه، که از تمام کشور پایین خواهد آمد. پس بهتر است رییس جمهور قبل از این که به فکر چاره آلودگی هوا باشد، راه چاره برای کاهش آلودگی های زمینی بسنجد که مردم را بیشتر بیچاره می کند و بر آلودگی هوا هم تاثیر زیاد دارد.

دکمه بازگشت به بالا