کرزی اختلاف‌هایش را با غرب عمیق‌تر می‌کند

گفتگوی رییس جمهور با روزنامه ی شیکاگو تربیون-روزنامه ی مشهور زادگاه باراک اوباما- که در ۲۱ دسامبر به چاپ رسیده است، به ما یادآوری می کند که او قصد دارد با جامعه جهانی از روی درشتی و انتقاد های شدید حرف بزند. دلیل او برای این کار موجه است. جنگنده های ناتو هر روز مردم عادی افغان را در جنوب می کشند. او خود می گوید که از این کار بی نهایت خشمگین و عصبانی است. آقای کرزی همچنان به شدت مخالف طرح ملیشه سازی و استخدام جنگ سالاران است و آن را سیاست غلط می داند. ظاهرا، امریکایی ها بر اساس تجربه ی عراق قصد مسلح ساختن قبایل در جنوب را دارند و در عوض طرح رییس جمهور نزدیکی به قبایل و به دست آوردن دل بزرگان و مردم است.

او می گوید که باید امریکایی ها از آزار مردم، خانه پالی و بازداشت خودسرانه ی آنان دست بردارند. همچنان آقای کرزی می گوید که او طرفدار افزایش نیروها در شهر ها و روستاهای افغانستان نبوده و در عوض این نیروها باید در مناطق مرزی افغانستان متمرکز شوند.
اختلاف های عمیق و انتقادهای بی اثر
نکته ی اساسی در تمام گفتگو اختلاف بسیار زیاد آقای کرزی با همکاران بین المللی افغانستان است. برای نویسنده روشن نیست که اگر این اختلاف ها همچنان دوام داشته باشد، او چگونه می تواند به همکاری سازنده ی خود با ایالات متحده و اروپا دوام بدهد. البته، انتقاد حکومت از نیروهای بین المللی شرط سیاست های موفق در کشور است. اما، اکنون دیده می شود که حکومت نمی تواند تنها بر انتقاد های محض که حاصلی جز تنش نداشته باشد، بسنده نماید. تفاوت ها عمیق شده و جناح های اصلی نمی توانند به یک توافق دست پیدا کنند.
حکومت امریکا اعزام نیروها به کشور را در سال آینده دستور داده است. وزیرخارجه ایران آقای منوچهر متکی، در یک کنفرانس خبری در تهران نسبت به این گسترش نیرو ها هشدار داد. یعنی، ایرانی ها نگران افزایش نیروها در افغانستان اند و آن را تهدیدی نسبت به خود می دانند. این از نظر آقای کرزی بیهوده است. او به صراحت می گوید که طرفدار گسترش نیروها در افغانستان نیست، مگر این که این نیروها توجه خود را معطوف به مرزهای افغانستان و پاکستان نمایند.
مشکل دولت افغانستان در چند سال گذشته با نیروهای امریکایی با طرز دید آنان نسبت به پاکستان بوده است. افغانستان باور دارد که پناهگاه های امن طالبان در مناطق قبایلی و همچنان کویته ی پاکستان که مقر شورای رهبری طالبان در آن شهر حضور دارد، طالبان را در افغانستان تقویت می نماید. هند نیز بر همین نظر است و آقای پرناب موکرجی در سخنانی در دهلی جدید، تروریستانِ مستقر در پاکستان را تهدیدی نسبت به امنیت منطقه و جهان دانست. کرزی نیز بر همین نظر است. به همین خاطر در مصاحبه ی خود با شیکاگو تربیون می گوید که گسترش نیروها در شهر ها و روستا های افغانستان مشکلی را حل نمی کند، مگر این که تروریست ها در آن سوی مرز مورد حمله قرار گیرند. البته، امریکایی ها تا اندازه ای به این مساله توجه کردند و در این اواخر چندین حمله ی هوایی را به خاک پاکستان انجام دادند. ولی، مشخص است به هر اندازه ی که دولت افغانستان از این حملات هوایی دلخوش شود، این حملات نمی تواند به مدت زیاد دوام پیدا کند. زیرا، تروریزم در پاکستان از یک فرقه کوچک تبدیل به یک نهاد در دولت پاکستان شده است.
امریکایی ها نمی خواهند که با حملات بیشتر به خاک پاکستان رابطه ی خود را با این کشور تیره ساخته و افراط گرایان در آن کشور را رشد بدهند. حملات هوایی می تواند پاکستانی ها را تحقیر و دولت غیر نظامی زرداری  را در معرض انتقاد های شدید عمومی قرار بدهد. این نکته معلوم است که جورج بوش کمتر از بن لادن در پاکستان محبوب است.
از سیاست های امریکا در قبال پاکستان و افغانستان پیداست که می خواهند با تقویت نیروهای نظامی و دولت افغانستان طالبان را شکست بدهند. زیرا، این نکته را آنان به خوبی می دانند که قدرت طالبان ناشی از موجودیت یک دولت ضعیف و فاسد در کابل است. از این خاطر، اگر دولت افغانستان می خواهد که با طالبان مبارزه کند، نمی تواند این هدف را با تشویق امریکا برای زیر فشار قرار دادن پاکستان به دست آورد. پاکستان، کشوری بی ثبات، دارای روابط نزدیک با چین، دارای نیروهای افراطی و تروریست سازمان یافته و خطرناک و عنصر بی ثبات در منطقه ی پر آشوب جنوب شرق آسیا است. پاکستان از جمله ی معضلات سیاست خارجی امریکا است. سازمان استخبارات این کشور با دست داشتن در حمله ی بمبیی عملا هند را به سوی یک جنگ روی در روی کشانده است، و اگر این مساله اتفاق بیفتد، پیامدهای آن به شدت فاجعه بار است.
ملیشه سازی و انتقاد دولت از طرح پتریوس
ایالات متحده در نظر دارد که با توجه به تجربه ی عراق، طرح مسلح ساختن قبایل را در پیش بگیرد. رییس جمهور در گفتگوی خود از این طرح انتقاد کرده و آن را نادرست خواند.
اما، هنوز امریکایی ها به موفقیت این تجربه که حاصل کار پتریوس است، اعتقاد زیاد دارند. رییس جمهور در این انتقاد خود محق است. زیرا، مسلح ساختن قبایل و به وجود آوردن نسل جدیدی از جنگ سالاران قدرتمند، در افغانستان قدرت های موازی با حکومت را به وجود می آورد. دولت می داند که وقتی آنان به وجود آمدند، نمی توان بالای شان هیچ کنترولی اعمال کرد. از آن جای که امریکایی ها برای جنگ با طالبان به آنها محتاج هستند، حمایت خود را از آنان دریغ نمی دارند.
آقای کرزی در گفتگوی خود می گوید که مردم از ملیشه ها خسته اند و از آنها آسیب دیده اند. ولی، این واقعیت تلخ نیز وجود دارد که امریکایی ها نسبت به آینده ی این گروه های جنگی در افغانستان بی اعتنا اند. فعلا، آنها به یک پیروزی موقت نیاز دارند، یک پیروزی که به عنوان نشانه ی موفقیت به افکارعامه جهان نمایش داده و افغانستان را دو باره به یک جنگ مشروع و کامیاب مبدل سازند. آنها به جنگ سالاران قدرتمند در برابر طالبان نیاز دارند. اگر فردا این جنگ سالاران مشکل امنیتی و سیاسی برای دولت افغانستان شوند دیگر آن گاه برای پنتاگون و کاخ سفید مهم نیست. روزگاری  مجاهدین، به عنوان نیروهای افراطی، پراگنده و چند دسته به حال خود وا گذاشته شدند، و در نتیجه یک جنگ داخلی خونین در کشور در گرفت، ولی هیچ کسی در برابر آن اوضاع فاجعه بار احساس مسوولیت نکرد. آن روز کاخ سفید و اعضای کنگره با این استدلال که روس ها در افغانستان شکست خوردند و ما دیگر مسوولیتی در آن کشور نداریم، افغانستان پس از جنگ را به حال خود رها کردند. آیا روزی بازهم نخواهند گفت که القاعده و طالبان دیگر وجود ندارند و ما نیازی به حمایت از افغانستان نداریم؟
سیاست غلط دولت این است که تنها به انتقاد های تند از جامعه جهانی بسنده کرده است. انتقاد های تند تنها به حمایت های غرب از دولت کرزی خاتمه می بخشد و تغییری در وضعیت نخواهد آورد. بهترین گزینه این است که در سیاست ها نزدیکی ایجاد شده و راهکارهای مشترک اتخاذ گردد. مبارزه با طالبان و سایر تروریست های داخلی و خارجی، با چند دستگی و اختلاف نظر شدید و ضعف داخلی و موجودیت یک حکومت لرزان و فاسد، به موفقیت دست پیدا کرده نمی تواند.

دکمه بازگشت به بالا