کارنامه ی بوش در افغانستان

جورج بوش، رییس جمهور ایالات متحده امریکا که آخرین روزهایش را در کاخ سفید می گذارند، نیمه شب دوشنبه در یک سفر غیر مترقبه وارد افغانستان شد تا در مورد حمایت امریکا به افغانستان اطمینان دهد.
بوش هدف از این سفر غیر منتظره اش را رفع نگرانی‌های موجود در مورد حمایت امریکا از افغانستان پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود عنوان کرد.
جورج بوش در بگرام برای شماری از نظامیان امریکایی سخنرانی کرد. او گفت افغانستان نسبت به هشت سال پیش تفاوت بسیاری کرده است.
جورج بوش به خبرنگاران گفت که امریکا استراتژی اش در برابر عراق را در افغانستان نیز اجرا می کند و نیروهایش را در این کشور افزایش خواهد داد.
این در حالی است که کارشناسان افغان کارکرد های دو دوره چهار ساله ریاست جمهوری جورج بوش را در قبال افغانستان و سیاست های جهانی، اشتباه آمیز می خوانند و بوش را از جمله ناکامترین رییسان جمهور امریکا تصور می کنند.
احمد ضیا رفعت، استاد دانشگاه کابل و عضو شورای اجرایی شورای متحد ملی افغانستان می گوید: «در مورد کارکرد های مثبت بوش می توان بسیج نیروهای بین المللی برای حضور در افغانستان و به وجود آوردن نظام فعلی را دانست، اما نکات منفی در سیاست های بوش به مراتب بیشتر از نکات مثبت او است».
رفعت ادامه می دهد که بوش آن چنانی که مردم افغانستان از او انتظار داشتند که در قسمت مبارزه با تروریزم، تامین صلح و ثبات و دولت سازی به افغانستان موثر واقع شود، متاسفانه نتوانست مدیریت خوب انجام دهد و برعکس با ضعف مدیریت باعث ازدیاد تضاد های قومی، منطقه ای و سیاسی در افغانستان شد.
احمد سعیدی، تحلیلگر مسایل سیاسی باور دارد که بوش با سیاست های ناپخته اش در منطقه و جهان خصوصا در افغانستان، عراق و لبنان باعث بروز جنگ ها بین مذاهب شیعه و سنی گردیده است.
سعیدی می افزاید که در این جنگ ها بیش از ۱۲ هزار نفر جان باخته اند و برعلاوه بوش همیشه از حکومت های ضعیف و بی کفایت در این کشور ها حمایت نموده که بدبختی ها را بار آورده اند و برخی نظامی گری هایی را در افغانستان مانند تلاشی بدون موجب خانه ها و بمباران های بدون موجب را نیز انجام داده است، که مایه ی انزجار مردم گردیده است.
میر احمد جوینده، نماینده ولایت کابل درشورای ملی، یگانه دستاورد بوش را سرکوب رژیم طالبان می داند، اما عملکرد های بعدی بوش را عامل وضع فعلی افغانستان می شمارد.
جوینده اظهار می دارد: «بعد از سرکوبی طالبان، بوش توجه اش را به عراق معطوف داشت و افغانستان را از یاد برد و در این جا برای دولت سازی، ملت سازی و باز سازی کاری نکرد».
به باور جوینده، بعد از طالبان باز هم روابط و معاملات بوش با کسانی که در طول سی سال گذشته در قضایای افغانستان دخیل بودند، شکل گرفت و آنها را دوباره زنده ساخت.
تحلیلگران در مورد سیاست های جهانی و داخلی بوش نیز به این باور هستند که او نه تنها نتوانسته است جایگاه امریکا را بلند ببرد، بلکه با سیاست های انزواگرایانه اش در  روابط جهان با امریکا، فاصله های را ایجاد کرده است.
جوینده ابراز می دارد: «بوش سیاست جهانی امریکا را با حمله به عراق به انزوا کشانید، زیرا متحدین اش با او موافقت نکردند و این سیاست انزواگرایانه ادامه یافت».
رفعت باور دارد که با حمله به عراق در زمان حاکمیت بوش، اخلاق سیاسی امریکا زیر سوال رفت.
به گفته ی رفعت، حمله به عراق بدون در نظر داشت موقف ملل متحد و اجماع جهانی انجام شد و برعلاوه که بر اخلاق سیاسی امریکا اثر منفی گذاشت، حتا حیثیت و اعتبار سازمان ملل متحد را نیز شدیدا آسیب پذیر نمود.
رفعت می افزاید که متاسفانه بوش نتوانست سیاست هایی را ایجاد کند که بتواند همگرایی منطقه ای را در مورد افغانستان به بار آورد. او نه تنها در این سیاست ها ناکام بود، بلکه در جهت ایجاد فاصله ی بیشتر میان تهران و واشنگتن روی مساله هسته ای و افزایش فاصله میان مسکو و واشنگتن بر سر مساله ی جا به جا کردن سپرموشکی امریکا در اروپا و بعضی کشور های منطقه عمل کرد.
اما در سیاست داخلی امریکا نیز نکته نظرهایی را تحلیلگران ابراز می دارند و باور دارند که اگر اوباما در آن  تجدید نظر نکند، به سرنوشت بوش مبتلا خواهد شد.
سعیدی می گوید: «در طی ۵۲ سال گذشته مانند جورج بوش رییس جمهور ناکام در امریکا نبوده زیرا در دوره ی هشت ساله زمداری، او بی موجب و بدون اسناد قانونی به عراق حمله کرد که تلفات زیادی را به همراه داشت و ضربه ای شدیدی به اقتصاد امریکا وارد کرد که اگر همین حالا امریکا ۳۰۰۰ میلیون دالر دیگر هم نفع حاصل کند، به همان سطحی می رسد که در اوایل زمامداری بوش قرار داشت و ضمنا در این دوره ۸میلیون و ۴۰۰ هزار امریکایی کار شان را از دست داده اند».
  با این حال قرار است باراک اوباما در ۲۰ جنوری سال آینده میلادی کلید های کاخ سفید را از بوش بگیرد، ولی تحلیلگران افغان باور دارند که اگر اوباما تغییر جدی در سیاست های خویش نسبت به سیاست های بوش وارد نسازد، به سرنوشت بوش مبتلا خواهد شد.
سعیدی می گوید که سیاست های ناقص بوش اوباما را در شرایط دشواری قرار داده است که در چهار سال زمامداری اش نخواهد توانست ۵۰ درصد مشکلات را حل کند.
رفعت نیز باور دارد که اوباما در یک وضعیت دشوار در افغانستان و جهان بعد از بوش قرار می گیرد.
اوباما، برقراری ثبات در افغانستان را یکی از برنامه های مهم دولت اش اعلام کرده است.
او افغانستان و پاکستان را جبهه ی مرکزی در مبارزه علیه تروریزم می داند و متعهد شده است که به گرفتاری اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده، تمرکز کند که صحت و ثقم این مسایل و توانمندی های اوباما در تطبیق برنامه هایش، بعد ها معلوم خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا