چه کسی تروریست است، حماس یا اسراییل؟

پروپاگند به رژیم ها و ماشین های جنگی کمک می کند که شهروندان عجول و از همه جا بی خبر با حاکمان، صاحبان رسانه ها و سازمان های سلطه جو هم عقیده شوند. در دموکراسی های امروزین، اگر از مطلق گرایی و کلی بافی فاصله بگیریم، شهروندان، آزاد هستند آن اطلاعاتی را که سیستم و رسانه های پیرو و یا دارای منافع مشترک با سیستم در اختیار شان می گذارد، مصرف کنند؛ مصرف آنچه از پیش تهیه شده، داوری سنجیده و گزینشی و قضاوت نهایی در باره ی رویداد ها، مسایل و حتا ارزش ها.
جهانی شدن ارتباطات، کنترول اطلاعات را می شکناند، اما، وقتی منابع اصلی اطلاعات جهانی شده- مانند رسانه ها- منافع رژیم ها، نخبگان اقتصادی و سیاسی و شرکت های چند ملیتی را نمایندگی کنند، جهانی شدن نیز فرصت انتخاب و مبارزه با محدودیت اطلاعات را دچار تزلزل می سازد. آیا با موجودیت شبکه های قدرتمند رسانه ای مانند امپراتوری رسانه ای روبرت مرداک، جهانی شدن اطلاعات یک تیوری بی عیب و نقض است؟

آیا جهانی شدن «سی ان ان» و «بی بی سی» و «نیویارک تایمز» و «هالیوود» به معنایی رهایی شهروندان از اطلاعات دستکاری شده، تحریف شده و ممنوع در باره ی مواردی خلاف منافع سیستم است؟ آیا ما به گفته ی بودریار با این حقایق تحریف شده رسانه ای دچار توهم نیستیم، تا جای که آنچه را می بینیم یک بازی و توطیه فرض کنیم؟
تکثیر «سی ان ان» در ابعاد جهانی، تنها گسترش مرز های سانسور و تحریف حقایق است. آیا رسانه های بدیل مانند الجزیره و گاردین توان مقابله با این مرزهای فراخ سانسور و تحریف حقایق را دارند؟
رژیم ها نیاز به پروپاگند دارند. مبنای آن، سو استفاده از ارزش ها و حقیقت ها و پنهان کردن ماهیت عملکرد سیستم است. اسراییل امروز در غزه از این روش استفاده می کند. بدون پروپاگند، اسراییل برای یک روز نیز یورش جنایت بار خود را در آن جا ادامه داده نمی تواند. تمام رژیم های سرکوب و اختناق نیاز به دستگاه پروپاگند دارند؛ چه اسراییل باشد، چه ایران و مصر و زیمبابوه. تنها فرق شان در این است که بعضی از این پروپاگندها مستلزم سرکوب و کشتار اند تا شهروندان، آن را به ناچار بپذیرند، مانند ایران و مصر، و بعضی با بازی با مفاهیم و اصول و نیرنگ همراه هستند، مانند اسراییل و ایالات متحده.
این روز ها که اسراییل و ایالات متحده غیر نظامیان را می کشند و بعد با پروپاگند در پی توجیه آن برای افکارعامه ی خود بر می آیند، بیشتر از همه مورد توجه قرار دارند. پروپاگند اسراییلی از آن نوعی است که برتولت برشت، نمایشنامه نویس بزرگ آلمانی، به توصیف آن پرداخته است: آن که حقیقت را نمی داند نادان است، اما، آن که حقیقت را می داند و انکار می کند جنایتکار است. و اسراییل از زمان تاسیس خود به انکار حقیقت پرداخته است.
آیا حماس تروریست است یا اسراییل؟ مخدوش کردن ارزش ها، به نفع دولت ها در قالب ماشین پروپاگند به خاطر قناعت افکارعامه است، و توجیه این مساله که چرا جنایت می کنند و از این بابت احساس گناه و ندامت نیز نمی نمایند.
ماشین پروپاگند اسراییل و ایالات متحده به ما می گوید که گروه تروریستی حماس، بالای مردم عادی اسراییل راکت فیر می کند، اسراییل به عنوان یک دموکراسی مسوول ناگزیر از واکنش است. چون حماس از آن جای که شهروندان آن کشور را بدون تفکیک می کشد، تروریست است و اگر در این چند هفته در یورش نظامی تعدادی از غیرنظامیان کشته شده اند، مسوولیت آن نیز به دوش حماس بوده که از مردم غیرنظامی به عنوان سپر استفاده می کند.
از دیر باز این سوال برای من موجود است که بین عملیات تروریستی حماس و کشتار وسیع مردم غزه، کرانه باختری و رام الله و… از سوی اسراییل چه فرق است؟ چرا اسراییل و بسیاری از مردم آن کشور گمان می کنند که کشتن غیر نظامیان از سوی حماس عمل تروریستی است اما کشتار غیرنظامیان از سوی آنان عمل تروریستی نیست؟
در پس این ادعاها تنها پروپاگند های بی رحم و بدوی نهفته است و دلیلی دیگری برای آن نمی توان متصور شد. حماس مردم عادی اسراییل را می کشد، در نتیجه عمل تروریستی را مرتکب می شود. اما، اسراییل با عمل به مثابه ی یک رژیم آپارتاید، تروریزم را تبدیل به ابزار دایمی مبارزه با مردم فلسطین و گروه های نظامی و سیاسی آن منطقه کرده است. کشتار غیر نظامیان از هر دو جانب یک عمل تروریستی است. حتا اگر دولتی مانند اسراییل، زوری بیشتر دارد، و رسانه ها از پروپاگندای آن حمایت می کند، نمی تواند عنوان تروریزم را از خود بزداید. بلکه، وسعت کشتار، ویرانی، ترس، محرومیت و تحقیر می تواند این رژیم را بیشتر مورد انتقاد قرار بدهد.
آیا توازن و شباهتی میان تروریسم اسراییلی و حماسی موجود است؟ ماشین پروپاگند می گوید نه. اما، داستان ها و واقعیت ها چیزی دیگری را حکایت می کنند. ۶۰ سال اشغال، ترور رهبران فلسطینی، کشتار گسترده ی مردم، برقراری رژیم آپارتاید در سرزمین های اشغالی، توسعه شهرک های استعماری، حمایت از بنیادگرایی حماس علیه ناسیونالیسم فلسطینی یاسر عرفات، محاصره مرگ آفرین و وحشت زای چند میلیون انسان، گرفتن سرزمین و حق تشکیل دولت به وسیله ی اشغال و حکومت نظامی، نقض قوانین و کنوانسیون های بین المللی، جلوگیری از کمک های بشر دوستانه به مردم ملکی و محتاج در شفاخانه ها و مراکز سازمان ملل، بی احترامی و خنثا سازی موثریت نهادهای معتبر بین المللی مانند سازمان ملل و… در کارنامه ی اسراییل ثبت اند.
حماس نیز بیشتر به کشتار غیر نظامیان اسراییلی و فلسطینی، مثلا کشتن بیش از ۱۴۰ غیر نظامی فلسطینی در اثر درگیری میان فتح و  حماس بر سر کنترول منطقه ی غزه، پرداخته است؛ چیزی که اسراییل به مراتب بیشتر از حماس انجام داده است. حتا ماشین پروپاگندای آن کشور نیز نمی تواند چیزی بیش از این به گروه نظامی فلسطینی نسبت بدهد. از این خاطر، با توجه به کارنامه ی اسراییل، برای بسیاری از ناظران و محققان جالب است که چنین دولتی چطور خود را در مقایسه با عملکرد تروریستی حماس، تبریه کرده و کشتار وسیع غیرنظامیان را زیر عنوان دفاع از خود توجیه می نماید؟
نکته ی مهم این است که افراد، نهادها و دولت ها به سادگی می توانند برچسب تروریزم را بر گروه های غیر دولتی مخالف خود بزنند. اما، کمتر کسی پیدا شده که دولت های تروریست را در ادبیات سیاسی، به گونه ی آشکار تروریست بنامد. دلیل آن، بیشتر ریشه در رویه های رژیم های قدرتمند که می توانند منافع گروه ها و دولت ها را به خطر اندازند، دارد. آن کشور و گروهی که محبوبیت بین المللی خود را از دست می دهند و یا خلاف منافع کشور ها و یا سازمان های قدرتمند قرار می گیرند، به سادگی تاپه ی تروریزم را می خورند؛ و این است ماهیت اصلی ماشین پروپاگند.
اکنون، برای اسراییل و ایالات متحده ساده است که حماس، جهاد اسلامی و یا کشور های نظیر ایران را تروریست بنامند و در مجامع بین المللی با همین شیوه برخورد کنند. اما، برای اسراییل به عنوان یک رژیم اشغالگر در سرزمین های فلسطینی سخت است که تفاوت خود را با تروریزم گروه حماس و جهاد اسلامی نشان بدهد.
دولتی که بقای آن به جنگ و اشغال وابسته است، کشوری که توسعه طلبی را با مذهب و ناسیونالیسم ویرانگر و استعمار در آمیخته است، نمی تواند خود را وارث دموکراسی مسوول و انسان مدار خطاب کند. حماس  از سال ۲۰۰۲ به این سو هشت اسراییلی غیر نظامی را ترور کرده است. اما، در مقابل اسراییل در این مدت، پنج هزار فلسطینی در نواحی مختلف فلسطین و بیشتر از ۹۰۰ نفر را در سه هفته در غزه، و بیشتر از هزار نفر را در جنگ سی و سه روزه ی لبنان به قتل رسانده است. در کنار این که به عنوان یک رژیم اشغالگر، برای مدت دو سال غزه را به بزرگترین زندان جهان مبدل ساخته است، گرسنگی، فقر، بی دوایی، بی برقی و… را نیز بر یک و نیم میلیون انسان آنجا تحمیل کرده است. حال سوال این است که چرا حماس یک سازمان تروریستی است و اسراییل نه؟ ماشین پروپاگند اسراییل و امریکا نیازی به پاسخ دادن به این سوال ندارد. زیرا، به گفته ی برتولت برشت، آن که حقیقت را می داند و انکار می کند، یک جنایتکار است.

دکمه بازگشت به بالا