چه کسی راست می گوید؟

ارتش امریکا به دنبال برخوردهایی که در ولایت لغمان به روز سه شنبه گذشته رخ داد و ۳۲ تن کشته به جای گذاشت، اعلام کرد که این سی و دو تن همه از جمله شورشیان بودند و در میان ایشان، هیچ فرد غیر نظامی وجود ندارد. گفته می شود که برخی از مقام های محلی نیز این ادعا را تایید می کنند. اما آقای کرزی متقابلا می گوید که در اثر جنگ های اخیر میان طالبان و سربازان امریکایی به تعداد ۱۷ تن غیرنظامی نیز کشته شده اند. آقای کرزی ضمن انتقاد از طالبان که از مردم عادی و غیر نظامی به عنوان سپر انسانی استفاده می کنند، از سربازان خارجی خواست که از برخوردهای نظامی در قریه ها پرهیز نمایند. البته این بار اول نیست که طرف دولت افغانستان ادعای کشتار افراد غیرنظامی را بر علیه سپاهیان امریکایی مطرح کرده و خواستار عدم تکرار آن می شود، که متقابلا با انکار امریکاییان مواجه می شود.

نباید ناگفته گذاشت که در موارد گوناگون، ادعای دولت افغانستان کاملا مستند بوده است ولی حتا در آن موارد نیز امریکاییان فقط وعده ی تحقیق بیشتر در مورد قضیه داده و از اظهار تاسف و پشیمانی طفره رفته اند؛ مثلا در مورد به رگبار بستن مردم عادی در مسیر جلال آباد که شاهدان و ناظران زیادی داشت. این نیروها در مواردی آن را اجتناب ناپذیر اعلام کرده اند. متقابلا دولت در ادعای خودش همیشه اصرار داشته است. با وجود آن هنوز به درستی نمی توان گفت که کدام طرف کاملا راست می گوید.  در این شکی نیست که در موارد معینی کشتن افرادی از مردم ملکی غیر قابل پرهیز باشد اما آن موارد باید همیشه در حد یک استثنا بماند و به قاعده ی مزمن بدل نگردد؛ چنانچه در کشور ما چنان شده است. خارجیان با این ادعا که طالبان هنگام درگیر شدن با نیروهای نظامی آنان به میان مردم می روند و در میان آنان پناه می گیرند، همیشه کوشیده اند کشتار افراد غیر نظامی، حتا زنان، اطفال و پیرمردان را، طبیعی وانمود نمایند، ولی هرگز نخواسته اند به این سوال پاسخ گویند که اگر وضع به همین ترتیب ادامه یابد، در نهایت چه خواهد شد. به خصوص که قرار اظهارات مکرر خارجیان جنگ در افغانستان برای مدت نامعلومی ادامه می یابد. آیا هم پا با ادامه ی جنگ، این کشتار هم ادامه خواهد یافت؟ نمی توان انتظار داشت که طالبان قواعد جنگی وضع شده توسط ما را بپذیرند.  آن ها می کوشند مردم بیشتری توسط سپاه خارجیان کشته شوند و بهانه های لازم را برای جذب افراد داغ دیده به خود مساعد سازند. بنابراین، راه های دیگری باید جستجو کرد تا مردم عادی قربانی نشوند.  تازه این ادعا که طالبان، همیشه در میان مردم هستند چندان قرین به حقیقت نیست،  زیرا آن ها مراکز مشخصی برای تجمع شان دارند. اگر به راستی قضیه همان گونه باشد  که خارجیان ادعا دارند،  جنگ با طالبان هیچ گاهی نمی تواند به پیروزی برسد! در عین حال نباید فراموش کرد که کشتار مردم عادی و قربانی شدن افراد ملکی، مردم را برای پناه دادن به طالبان بیشتر ترغیب خواهد کرد.  چرا نباید همین مردم با دولت و نیروهای خارجی در بیرون راندن طالبان، پناه ندادن به آنان،  ارایه اطلاعات لازم از اماکن ستر و اخفای آنان،  همراه نمی شوند؟ آیا این نشان دهنده ی نقص در استراتژی یک جانبه نظامی ای نیست که نیروهای خارجی به پیش می برند. این نیز مسلم است که طالبان به آسانی می توانند کشته های خودشان را نیز افراد غیر نظامی قلمداد کنند زیرا بر جبین آنان طالب نوشته نشده است. اما آیا نیروهای خارجی قادر نیستند با ارایه اسناد و مدارک مشخصی برای مردم محلی، حقیقت را برملا سازند. مردم هر محل به آسانی می توانند تشخیص دهند که اجساد کشته شده مربوط به طالبان هستند یا غیر آنها؟

دکمه بازگشت به بالا