چه ارتباطی با هم دارند؟ مذاکره با طالبان و گورهای دشت لیلی

۱
دو حادثه است که نمی توانم بی تفاوت از کنارش بگذرم. نمی دانم برای شما چقدر پیوند این دو حادثه قابل درک است. حکومت با طالبان در حال مذاکره است، مساله ی کشته های دشت لیلی باعث سر و صداهای زیاد شده، و گفته می شود که جنرال دوستم در ارتباط به این مسایل از افغانستان اخراج شد،

حکومت و چند سازمان حقوق بشری افغانی نیز برای جلوگیری از محو گورهای دسته جمعی دشت لیلی، اعتراض خود را اعلام داشتند. دوباره، آقای کرزی در کنفرانس امنیتی مونیخ از غرب خواست که باطالبان راه مذاکره را در پیش گیرد، زیرا، به گفته ی او، هیچ راهی به غیر از این به خاطر ختم جنگ در افغانستان وجود ندارد. آیا شما بین این حوادث کدام ارتباط پیدا کرده می‌توانید؟ من تلاش می کنم که کم کم سر نخ های رابطه را کشف کنم. شاید آن چه من برای شما می‌گویم قانع کننده نباشد، اما، حداقل چند سوالی در ذهن شما خلق می‌نماید.
۲
از آخر شروع می کنم. شکست کرزی در برابر طالبان حتمی است. شاید امریکایی ها خود را شکست خورده در برابر تروریزم رو به گسترش در افغانستان ندانند، اما، آقای کرزی با گذاشتن سلاح در برابر جنبش تروریستی طالبان، راه مذاکره را در پیش گرفته است. مذاکره ناشی از ختم جنگ در شرایط توازن نیروها بین دولت و طالبان نیست. چون کرزی از شکست دادن طالبان نا امید شده است، می گوید راه دیگری جز صلح وجود ندارد. دیگر نمی تواند با ناتو و اردوی ملی از پس طالبان بر بیاید.
صلح با طالبان، می تواند شامل موارد ذیل باشد: آوردن طالبان به عنوان یک جناح قدرتمند در حکومت، بیرون کردن نیروهای جبهه ی شمال از حکومت و شاید در آینده از پارلمان، دادن کرسی های ولایاتی در مناطق حساس جنوبی، دادن چهره ی مذهبی به حکومت موجود، برخورد با قاتلان سربازان طالبان در گذشته مانند جنرال رشید دوستم و….
آقای کرزی بر خلاف قوانین افغانستان، افراد بلندپایه طالبان، مانند مولوی متوکل را به پارلمان راه داد. این یکی از نشانه های شرکت دادن طالبان در قدرت، جهت ابراز حسن نیت به رهبری طالبان در کویته، به حساب می آید. اما، طالبان این تلاش های خیرخواهانه ی آقای کرزی و تیم او را نادیده گرفتند، و به نوعی مستقیم به رییس جمهور گفتند که تو در ارتباط به طالبان تصمیم گیرنده نیستی و الزاما امریکایی ها در این رابطه مهم هستند.
یکی از نشانه های دیگر حسن نیت آقای کرزی بلند کردن موضوع گورهای دشت لیلی است. اگر یادمان باشد، مقام های افغان از نیروهای ناتو خواستند که از کاوش و نابودی گورهای دشت لیلی جلوگیری کنند. کمیسون مستقل حقوق بشر افغانستان نیز در این رابطه ابراز نگرانی کرد.
چرا حکومت و کمیسون حقوق بشر چنین موضوعی را مطرح ساختند؟ کمیسون حقوق بشر وظیفه ی خود می داند که تمام گورهای دسته جمعی به منظور روشن شدن جنایات جنگی در سه ده اخیر حفظ شوند. ولی دولت افغانستان هرگز چنین موضوعی را در سر ندارد. هدف خشنود ساختن طالبان، بیرون راندن جنگ سالار ازبک، عبدالرشید دوستم، از شمال و بعد از کابل بوده است. به نظر می آید که محو گورهای دشت لیلی برای مرتکبین آن نگرانی ای را در پی داشته است، و اگر نه، از بین بردن آن در شرایط کنونی که افکارعامه علیه طالبان هست، موضوع قابل تشویش به نظر نمی رسد. مگر این که کسی در پی استفاده از این گورهای دسته جمعی به نفع مقاصد سیاسی و حذف رقبا باشد.
فشارهای حکومت در این راستا بر دوستم، منجر به تبعید این قوماندان قدرتمند از افغانستان شد. از دیر باز حکومت افغانستان در پی حادثه ای برخورد اکبربای و جنرال دوستم، در صدد این بود که دوستم را از شمال و حتا از افغانستان بیرون نماید. این کار دو فایده داشت. از یک سوی حکومت مخالفان ازبک خود را در شمال ضعیف می ساخت، و از جانب دیگر برای نزدیک شدن به طالبان، امتیازی برای آقای کرزی به حساب می آید.
گفته می شود که عده ای از پشتون های تیم آقای کرزی از کشتار بی رحمانه ی طالبان به وسیله ی نیروهای دوستم و ایتلاف شمال متاثر بوده و آن را داغی در دل مردم خود به حساب می آورند. ولی، تصور من این است که آقای کرزی، با اعلم کردن این موضوع، از یک سو، عبدالرشید دوستم را از افغانستان بیرون کرد و از جانب دیگر روح تازه ای به مذاکرات خود با طالبان بخشید. اما، روشن است که حتا همدردی آقای کرزی با کشته های دشت لیلی، طالبان را به سوی دولت نکشانده است. اکنون چه امتیازی دیگر آقای کرزی می تواند به طالبان بدهد؟ غرب با گفتگو با طالبان مخالف است. حامد کرزی تنها با کلمات بازی می کند، سخنان او منطقی قانع کننده ندارد. چگونه طالبان تروریست نیستند؟ وقتی این گروه هنوز رابطه ی خود را با القاعده نبریده است، ده ها عملیات تروریستی را در کشور ما انجام می دهند، از کشتن مردم بیگناه ابایی ندارند، پس اگر این گروه تروریست نیست، چه بوده می تواند؟

دکمه بازگشت به بالا