چند نوع طالب داریم

رییس جمهور کرزی که برای اشتراک در اجلاس امنیت جهانی به کشور آلمان سفر کرده بود، در سخنرانی ای که در این اجلاس داشت، باز هم به ضرورت گفتگو با طالبان و حل بحران افغانستان از طریق مصالحه و مذاکره تاکید داشت. رییس جمهور در اظهارات اش عنوان کرد که با آن عده از طالبانی که با گروه های تروریستی همگام نیستند باید مذاکره کرد و از طالبان میانه رو خواست به دولت بپیوندند و به خانه های شان برگردند.
بعد از شنیدن سخنرانی رییس جمهور به این فکر افتادم که به راستی ما چند نوع طالب داریم. من در گذشته فکر می کردم در کل دو نوع طالب داریم. یکی طالبی که در مدارس مذهبی درس می خواند و بعدا ملا و مولوی شده و مردم را به راه خدا دعوت می کند و احتمالا گاهی از میان این گروه طالب یک تعداد هم به نوع دوم می پیوندند. نوع دوم هم طالبانی هستند که چه مکاتب مذهبی را خوانده باشند یا نباشند به آنان طالب گفته می شود و وظیفه ی آنان محو  و از بین بردن کسانی است که نه مانند آنان هستند و نه چون آنان می اندیشند.
آنان پس از آن که رژیم شان در افغانستان سقوط کرد، از شش هفت سال به این سو به کوه و بیابان زده اند و در مقابل دولت و خارجی های که در افغانستان مستقر اند قرار گرفته اند. وظیفه ی آنان این است که هرکه را با دولت و یا خارجی ها مستقیم و غیر مستقیم رابطه دارند، سر ببرند و حتا داشتن لایسنس رانندگی و کارت دانشجویی در نزد آن ها حکم مرگ را دارد. هدف  این گروه طالبان به اصطلاح جهاد در مقابل خارجی ها و از بین بردن رژیم به گفته ی آنان دست نشانده خارجی ها است. طالبان برای به قتل رساندن یک خارجی حاضر اند ده فرد ملکی را نیز قربانی کنند، حاضر اند برای این که یک تانک خارجی را در داخل یک قریه هدف قرار دهند، صد ها فرد ملکی را در معرض بمباران هوایی قرار دهند و برای این که نفرت مردم را در مقابل خارجی ها بر انگیزند، از داخل خانه های مردم به سوی خارجی ها شلیک می کنند و مردم ملکی را سپر دفاعی خود می سازند. برای طالبان اصلا مهم نیست که در قبال رسیدن به اهدف شان چه به روزگار مردم بی گناه خواهد آمد، چقدر چهره ی شان در نزد جهانیان پس از تخریب بت های بامیان خشن و بدوی و غیر متمدن مشخص شده است. و چقدر تروریست بودن آنان وجهه افغانستان را مخدوش کرده است.
به طور کل طالبان یک نوع اند و یک گونه فکر می کنند و به یک طریق رفتار می کنند. حالا نمی دانم رییس جمهور چگونه این طالبان را به طالبان میانه رو، غیر وابسته به تروریست ها و فرزندان این ملت تقسیم بندی کرده است.
نمی دانم رییس جمهور با چه میکانیزمی دانسته است که یک تعداد از طالبان به تروریست ها وابسته نیستند  و چگونه آنان را تفکیک خواهد کرد. اولا رییس جمهور باید مشخص کند که تروریست در افغانستان کیست؟ آیا تنها القاعده و پیروان اش تروریست هستند و یا افغان های تروریست هم داریم.
رییس جمهور شاید از یاد برده باشد که همین طالبان که در میان شان میانه رو و از نظر رییس جمهور غیروابسته به تروریست ها هم یافت می شود و حتا رییس جمهور آرزو دارد که این برادران طالب اش سربازان وی می بودند، به خاطر عدم جدایی از تروریستان القاعده رژیم شان را از دست دادند ولی وفاداری شان به اسامه بن لادن را از دست ندادند.
رییس جمهور شاید از یاد برده است که تمام درخواست های وی از طالبان برای یکجا شدن با دولت توسط حمله ی انتحاری و یا انفجاری و یا حتا سو قصد به جان خودش پاسخ یافته است.
رییس جمهور خوب می داند که طالبان تا زمانی که متعهد به طالبانیزم شان باشند طالب گفته می شوند و غیر از آن مفهوم طالب معنای خود را از دست می دهد. پس رییس جمهور چرا می خواهد این آزموده‌ها را بارها بیازماید و بیازماید.
در مقطع کنونی همان طور که همه آگاه شده اند، دیگر حمایت جامعه جهانی همانند گذشته پشتوانه ی رییس جمهور نیست، ولی گویا رییس جمهور اعتماد خود به مردم را نیز از دست داده است. گاهی دست به دامن رهبران جهادی و گاه دست به دامن برادران طالب خود دراز می کند. آدم فکر می کند که این مردم نیستند که رییس جمهور تعیین می کنند، بلکه این رهبران جهادی یا فرماندهان خارجی و یا هم برادران طالب اند که رییس جمهور را تعیین خواهند کرد.
رییس جمهور اگر همین قدر اصرار و تاکید و حتا التماسی که  برای پیوستن طالبان به دولت یا مشخص تر با ملاعمر  را داشت، همان قدر تاکید بر افزایش مبارزه با تروریستان را می داشت، شاید تبعات مثبت آن بهتر از تاثیرات منفی درخواست از طالبان برای یکجا شدن با وی را می داشت. ولی امروز همه دانسته اند که رییس جمهور دل از همه برکنده و به برادران طالب اش سپرده و برای این که توجیه و مستمسکی برای نزدیکی با طالبان داشته باشد ، آنان را به طالبان میانه رو و غیروابسته به تروریستان و فرزندان این آب و خاک و برادران خود تقسیم می کند تا از این طریق بتواند گروهی را نیز در این عرصه با خود همنوا بسازد.
ولی هم رییس جمهور و هم همه ی مردم خوب می دانند که طالبان صرف یک گونه اند و آن هم طالبانی اند که در پهلوی آن که با دولت و خارجی ها در جنگ اند، با هر گونه آزادی و آزاد اندیشی و حقوق و مزایای انسانی نیز در جنگند و و هیچ گونه سر سازشی با گروه های نا متجانس با خود را ندارند.
بنابراین برای رییس جمهور دو راه بیشتر نمانده است. یا این که مبارزه با طالبان و تروریستان را بیشتر کند و یا این که برای هم سویی با آنان نظام اش را مبتنی بر ایده های  طالبانیستی کند.

دکمه بازگشت به بالا