چند تذکر به آقای هالبروک

ریچارد هالبروک، نماینده ویژه رییس جمهور امریکا  در حالی در کابل با شماری از مقام های حکومتی، نمایندگان نهادهای جامعه مدنی و رییس جمهور حامد کرزی دیدار کرد که شب گذشته رییس جمهور کشور در گفتگویی با شبکه تلویزیونی الجزیره برای نخستین بار به موجودیت تنش میان کابل و واشنگتن اعتراف کرد.
در حالی که به نظر می رسد که حکومت رییس جمهور اوباما،  حامد کرزی را گزینه ی مناسب برای دوره بعدی ریاست جمهوری در افغانستان نمی داند، هنوز واشنگتن در مورد حمایت از شخصیت و یا گروه خاصی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده در افغانستان نیز تصمیمی نگرفته است.
در حالی که نگرانی های عمده در میان مردم افغانستان این است که یک بار دیگر غرب به ویژه ایالات متحده امریکا در انتخاب گزینه اش برای دوره بعدی ریاست جمهوری افغانستان دچار اشتباه شود، کارشناسان را اعتقاد بر این است که جامعه جهانی و غرب برای دوره بعدی ریاست جمهوری افغانستان نباید تنها بر روی شخصیت ها تمرکز نمایند و از میان آنها فردی را برگزیده و از آن حمایت کنند.
حمایت از افراد بدون داشتن یک استراتژی روشن و دقیق برای فایق آمدن بر مشکلات افغانستان کاری است دشوار و بعید نخواهد بود که تجربه ی هشت سال گذشته را یک بار دیگر تکرار کند. در حالی که افراد زیادی برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری افغانستان خود را آماده می کنند، نکته ی اساسی و در خور اهمیت در مورد تمام نامزدهای احتمالی آینده این است که طرح های شان برای حل مشکلات افغانستان چیست، از چه میزان محبوبیت و حمایت در نزد مردم برخودار اند، تا چه حدی ساختارها و روابط قدرت را در داخل افغانستان تا سطوح محلات و قصبات کوچک می شناسند و از ظرافت های سیاسی روابط منطقه تا چه حدی آگاهی دارند و با آن چگونه برخورد می کنند؟
متاسفانه اکثریت شخصیت های که دارند که خودشان را برای انتخابات آماده می کنند و یا احتمال نامزدی شان مطرح است، همه به نوعی از انحا یک یا چندتایی از ویژگی ها بالا را ندارند. این در حالی است که در مورد اکثریت آنها پایبندی شان به مسایل منحط قومی، زبانی، خانوادگی و مذهبی یکی دیگر از موانعی است که حتا در صورت احتمال برنده شدن هرکدام از آنها در انتخابات بعدی، این مشکل می تواند موانعی جدی ای را در غلبه ی آنها بر مشکلات افغانستان نه تنها ایجاد کند، بلکه شگاف های قومی، مذهبی، زبانی و … را در افغانستان حادتر و گسترده تر نیز بسازد.
مشکل افغانستان نبود یک سیستم شفاف، قوی، پاسخگو، دلسوز و به دور از تعصب است. در طی ۳۰ سال گذشته اگر از یک طرف دخالت همسایگان، تاثیر جنگ سرد، تنش های غرب و کمونیزم و جنگ های تنظیمی بخش های عمده زیربنایی افغانستان را خراب کرد، دامن زدن به تعصبات قومی، مذهبی، سمتی، زبانی و خانوادگی نیز بیشترین آسیب را بر پیکره جامعه در حال تشکل افغانستان وارد نمود.
آنچه که در طول این سال ها از میان رفت، تنها زیرساخت های فیزیکی کشور نبود، بلکه زیر ساخت های معنوی و ارزش های انسانی این کشور نیز در پی کشمکش های نخبگان این کشور از میان رفت. اعتماد نابود شد و از همه مهمتر ایمان و باورمندی به ایجاد و تشکل یک جامعه مبتنی بر مساوات و عدالت در میان شهروندان افغانستان عملا  از صحنه ی زندگی محو شدند.
هفت سال قبل از امروز وقتی که جامعه جهانی در پی حملات یازدهم سپتامبر وارد افغانستان شد، بزرگترین امید مردم در کنار پیشرفت و تامین صلح در افغانستان، احیای عدالت و تطبیق قانون بود، آنچه که به دلیل زد و بندهای سیاسی نخبگان ما هیچ گاهی در طول این هفت سال نه تنها قوام نیافت، بلکه کاملا از آجندای کاری دولت و جامعه جهانی کنار گذاشته شد.
مردم اگر امروز اعتماد شان را به حکومت و جامعه جهانی از دست داده اند، حق  دارند، زیرا در طول هشت سال گذشته مشروع ترین خواسته ی مردم، یعنی عدالت نه تنها هیچ گاهی جدی گرفته نشده است، بلکه به حربه ای سیاسی ای در دستان حکومت و اپوزیسیون اش قرار گرفته  و از آن بازیچه ای ساخته اند برای تمخسر به خواسته مشروع میلیون ها انسان.
این درست است که در طی هفت سال گذشته، به کمک های جامعه جهانی افغانستان صاحب پیشرفت های چشمگیری شده است. کودکان زیادی اکنون مکتب می روند، دسترسی به خدمات صحی بهبود یافته است، جاده ها بازسازی شده و یا از نو ساخته شده اند. در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز پیشرفت های رخ داده است، اما نبود یک استراتژی روشن برای توسعه افغانستان و در کنار آن عدم توجه جدی به مساله عدالت، اعتماد و باورمندی مردم را به این پیشرفت ها کم کرده است. چرا، چون همه ای این پیشرفت ها بر تهداب کج و سست بنیاد نهاده شده اند و ممکن است هرلحظه فروبریزند، چون در محور آجندای حکومت و حتا دوستان بین المللی افغانستان، مفهوم ثبات و امنیت بیشتر از هرچیز دیگری حتا عدالت جدی بوده است و بس.
توجه برای تامین ثبات در افغانستان در کوتاه مدت، ضروری است، اما نباید به قیمت تامین ثبات، ارزش های دیگری چون عدالت، دموکراسی و توسعه اجتماعی از نظر دور نگهداشته شود.
افغانستان در نهایت به یک جامعه دموکراتیک مبتنی بر عدالت و ارزش های والای جامعه مدنی و دموکراسی نیازمند است. این ارزش ها تنها از طریق پیشرفت های اقتصادی و یا حمایت از اشخاص و گروه های سیاسی مشخص دست یافتنی نیستند. اگر محور توجه جامعه جهانی، مردم افغانستان نباشد، هرتلاشی در این راستا نه تنها به شکست مواجه خواهد شد، بلکه بر حجم مشکلات موجود نیز خواهد افزود.
در کنار این مساله، گسترش دامنه همکاری های منطقه ای به سوی آسیای میانه و حتا ایران، می تواند انزوای بیشتر پاکستان را در پی داشته باشد و آن کشور را  به مبارزه قاطع و روشن در برابر تروریزم ترغیب کند، نباید فرصت ها برای پاکستان به صورت نامحدود بازگذاشته شود و آن کشور اجازه داشته باشد تا به سیاست های «دوپهلوی» خود در مبارزه علیه تروریستان ادامه دهد.
تامین ثبات، دموکراسی، پیشرفت اقتصادی و از همه مهمتر شکست تروریستان در افغانستان ناگزیری جامعه جهانی است، زیرا عدم توجه دقیق و مناسب به مساله افغانستان و عدم شکست قاطع  تروریستان در این کشور، می تواند خطرات بسیار بزرگتر از یازدهم سپتامبر را برای جهان و ایالات متحده امریکا ایجاد کند.

دکمه بازگشت به بالا