چرا متکی به پاریس نرفت؟

وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، برخلاف آنچه اعلام کرده بود، از سفر به پاریس و شرکت در نشستی که نمایندگان ارشد بیست کشور بزرگ جهان به شمول همسایگان افغانستان، در آن گرد آمده اند، منصرف گردید. گرچه ظاهرا گفته می شود که علت انصراف وی اظهارات تند و تیزی می باشد که سارکوزی، رییس جمهور کشور میزبان در مورد رهبران ایران بر زبان جاری ساخته بود، اما این فقط می تواند بهانه ای برای انصراف باشد و نه علت اصلی مساله. زیرا سخنان سارکوزی مربوط به چند روز قبل بود و قطعا آقای متکی و سایر مقام های تصمیم گیرنده ی ایرانی، هنگامی که آقای متکی از عزم خویش در مورد شرکت در نشست پاریس با خبرنگاران سخن می گفت از آن بی خبر نبودند.

آقای متکی در گفتگو با خبرنگاران حتا گفته بود که پیشنهادهای مشخصی برای این نشست آماده کرده است. واقعیت مساله هرچه که باشد یک نکته مسلم است و آن این که همه کشورهای ذیدخل در قضایای افغانستان، می کوشند از طرح مسایل مربوط به افغانستان صرفا به عنوان یک وسیله استفاده برند، بی آن که نفس موضوع،  برای شان اصلیت داشته باشد. جهت دیگر قضیه نیز منفعل و مستاصل بودن دولت افغانستان است که در مجموع روابط اش با دست خالی، چشم انتظار تصمیم ها و بعضا ارفاق و دل سوزی دیگران است. از همین سبب است که پیشنهادها، انتقادها و درخواست ها و نظرات دولت افغانستان،  با بی توجهی مواجه شده است که از قدیم گفته اند «آن که نان دهد فرمان هم دهد». حقیقت این است که ایران به خاطر بی اعتنایی اش به درخواست های مکرر جامعه جهانی در مورد پروژه ی هسته ای اش با تهدیدات و تحریم های متعدد رو به رو است و فکر می کند عدم شرک در این نشست مهم،  از طرف جهانیان نوعی تهدید تلقی شده و آنان را ملایم تر می سازد. زیرا هیچ شکی نیست که ایران می تواند در قضایای مربوط به افغانستان از امکانات وسیعی برای اخلال و مداخله گری برخوردار باشد و این نمی تواند از نظر جامعه جهانی پوشیده بماند. مصوبه ها و توافقات نشست پاریس هر چه که باشد، با عدم شرکت و توافق ایران، از امکانات اندک اجرایی برخوردار است، زیرا ایران و همچنان پاکستان از همسایگان ما هستند و می توانند در توفیق و ناکامی هر پروژه ای نقش موثر داشته باشند. ایران با عدم شرکت در این نشست و امضا نکردن مصوبه های آن، دست خود را هم چنان باز نگهداشته است و از این طریق می تواند بر دولت افغانستان اعمال فشار نماید. قبلا گفته شده بود که آقای متکی با ریچارد باوچر روی یک میز خواهد نشست اما ایران با شرکت نکردن در این نشست نشان داد که این کار اهمیتی برایش ندارد. مشکل اساسی ما نیز همین است که نزدیکی و دوری، موافقت و عدم موافقت طرف ها و جناح های گوناگون بر روند تحولات جاری در کشور ما نقش مهم ایفا می کند؟ همان گونه که تحولات فیمابین هند و پاکستان و شدت گیری اختلافات آنان بر ما اثر گذار است.  انتظار ما آن است که همسایگان ما و سایر کشورها با افغانستان و قضایای مربوط به آن مستقل برخورد نمایند و اختلافات و رقابت های خودشان را جداگانه حل نمایند و بر سر آن به توافق دست یابند.  مردم افغانستان نباید به تقاص آنچه رییس جمهور فرانسه اظهار داشته است مورد مجازات قرار گیرند. زیرا عواقب وضعیت بحرانی این کشور می تواند بر اوضاع منطقه و جهان تاثیرات مخرب داشته باشد.  اگر یک مورد برای اثبات ضرورت هم گرایی کشور ها و تلاش مشترک شان در آن وجود داشته باشد بدون هیچ تردیدی آن مورد کشور افغانستان و اوضاع ناآرام آن است.  این بدان معنا است که هم جامعه جهانی و هم کشورهای منطقه نه به خاطر افغانستان و مردمی که قربانی تروریزم و وحشت هستند، بلکه به خاطر خودشان، ناچار و ناگزیر هستند که پهلوی هم بیایستند. اگر زمانی علامه اقبال، افغانستان را قلب آسیا می دید و خرابی و آبادی آسیا را به خرابی و آبادی آن مربوط می دانست اکنون به جرات می شود گفت آن رابطه ابعاد و جوانب وسیع تری به خود گرفته است و تحولات و دگرگونی های حادث در افغانستان اعم از این که مثبت باشد یا منفی، بر کل جهان اثرگذار است، هر چند این خواسته ی کسی نباشد. همان گونه که تجاوز قشون سرخ بر افغانستان و مقاومت مردم افغانستان در نهایت جهان شمول گردید و اثرات و پیامدهای آن در شعاع گسترده ای منتشر و پخش گردید و در نهایت جغرافیای سیاسی بخشی از جهان را تغییر داد.

دکمه بازگشت به بالا