چرا المپیک تا هنوز اساسنامه ندارد؟

روز شنبه هفته گذشته آقای سید محمود ضیا دشتی، معاون کمیته ملی المپیک در پی فعالیت هایش به خاطر به دست آوردن پست ریاست المپیک، دست به ابتکار دیگری زد و رسانه ها را دعوت نمود و کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد. آقای دشتی در این کنفرانس کارکردهای خودش و دستاوردهای ورزشکاران از رقابت های خارجی را بر شمرد. او در بخشی از سخنان اش گفت که ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک تا هنوز اساسنامه ندارد و دارای یک ساختار منظم تشکیلاتی نیست.
از این سخنان دو چیز مشخص شدند. نخست این که کسب افتخار و مدال از رقابت های خارجی کار ورزشکاران، مربیان و استادان ورزش کشور است که با امکانات ناچیز در کلپ های محقر و تنگ و تاریک ورزش را آغاز کردند و امروز به قهرمانان کشور مبدل شده اند، نه کار دستگاهی که تا هنوز به گفته ی معاون اش  اساسنامه و ساختار منظم تشکیلاتی ندارد.
مساله ی دوم این جاست که رهبران ورزش کشور که سالانه میلیون ها افغانی به نام اماکن ورزشی، به نام لباس های ورزشی و … از دولت می گیرند، سفرها می روند، در کنفرانس ها و کانگرس های سالانه کمیته بین المللی المپیک و فدراسیون های بین المللی شرکت می کنند، چرا نتوانسته اند حد اقل با الهام از آنها دارای یک ساختار منظم و دارای یک اساسنامه شوند. واضح است که کمیـته ملی المپیک در این مدت بدون هدف، بدون خط مشی و بدون برنامه حرکت نموده و رهبری ورزش نخواسته است تا این اداره دارای یک ساختار منظم باشد. هفت سال وقت زیادی است، پول های زیادی به مصرف رسیده، صدها سفر ورزشی انجام شده، اما المپیک تا هنوز به گفته ی معاون آن اداره اساسنامه و ساختار منظم تشکیلاتی ندارد.
این پرسش پیش از آن که متوجه دیگران شود، متوجه رهبری المپیک از جمله آقای دشتی معاون آن اداره می شود که چرا تا حال نتوانسته اند در اداره ای که خود معاون اش بوده اساسنامه بسازند و ساختار تشکیلاتی منظم ایجاد کنند.
پرسشی دیگری که به میان می آید، این است که این آقایان کاری را که در هفت سال نتوانستند انجام بدهند، آیا می توانند در یک ماه یا دو ماه انجام بدهند؟ حتما این طرح ها و فعالیت ها را برای دوره ریاست گذاشته اند و نخواسته اند که در دوران معاونت کاری کنند که به سود رییس تمام شود!
از رییس جمهور منتخب خود می خواهیم که حد اقل در آخرین ماه های دوره ریاست جمهوری شان دل به حال اسفبار ورزش بسوزانند و سرنوشت هزاران ورزشکار بیچاره را به کسانی نسپارند که در هفت سال نتوانستند یک اساسنامه بسازند و به اصطلاح ساختار تشکیلاتی منظم برای اداره ورزش ایجاد کنند.

دکمه بازگشت به بالا